۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۶:۴۳
آزادی‌های فردی زیر سایه امر به معروف

آیا اجرای دو اصل «امر به معروف» و «نهی از منکر»، مایه سلب آزادی از انسانها و افراد جامعه نیست!؟ پیش از همه، باید دید که آیا اجرای این دو اصل در اجتماعی که افراد آن معمولا همه با هم همبستگی کامل دارند و سرنوشت همه را یک چیز تشکیل می دهد، به سود جامعه هست یا نه؟ هرگاه اجرای چنین اصلّی به نفع اجتماع‌ باشد، باید در این صورت به خاطر فواید مهمّ آن از آزادی فردی کاست و آزادی افراد را در چهارچوب این اصل محدود ساخت.

خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا: یکی از افتخارات انسان این است که دستگاه آفرینش، او را آزاد آفریده و دست او را در انتخاب راه و شیوه زندگی، کاملا باز گذارده است. با در نظر گرفتن چنین اصلّی، چگونه اسلام دستور می دهد که افراد با ایمان همدیگر را به کارهای نیک دعوت کنند و از کارهای بد باز بدارند؟ آیا اجرای دو اصل امر به معروف و نهی از منکر، مایه سلب آزادی از انسانها و افراد جامعه نیست!؟

در پاسخ به این سؤال باید گفت مقصود از امر به معروف و نهی از منکر که دو رکن بزرگ اجتماعی اسلام به شمار می روند، همان دعوت و راهنمایی افراد به کارهای نیک و سودمند و بازداشتن آنان از کارهای زشت و مبارزه با انواع انحراف های اجتماعی و اخلاقی است.

پیش از همه، باید دید که آیا اجرای این دو اصل در اجتماعی که افراد آن معمولا همه با هم همبستگی کامل دارند و سرنوشت همه را یک چیز تشکیل می دهد، به سود جامعه هست یا نه؟ هرگاه اجرای چنین اصلّی به نفع اجتماع‌ باشد، باید در این صورت به خاطر فواید مهمّ آن از آزادی فردی کاست و آزادی افراد را در چهارچوب این اصل محدود ساخت.

در شیوه زندگی دسته جمعی با سرنوشت مشترک، مبارزه با فساد و دعوت مردم به کارهای نیک، یک وظیفه خطیر اجتناب ناپذیر است. زیرا در این نوع زندگی، همه افراد یک اجتماع به صورت اعضای یک خانواده در می آیند و پیوند وحدت و ارتباط آن چنان در میان آنان محکم و استوار می گردد که هیچ فردی نمی تواند برای خود حساب جداگانه ای باز کند و خود را از نتایج اعمال خوب و بد دیگران جدا فرض کند. در چنین اجتماعی تمام افراد، در سود و زیان اعمال یکدیگر کاملا شریک و سهیم بوده و نتیجه عمل یک فرد دامن گیر همه افراد می شود.

اینجاست که هیچ فردی هرچه هم خود را دور از اجتماع تصوّر کند، نمی تواند تماشاگر صحنه زندگی گردد و خود را از سود و زیان کارهای افراد دیگر دور بدارد. روی همین پیوند و ارتباط است که اگر بر اثر خلافکاری برخی، ضربه اقتصادی یا فرهنگی بر پیکر اجتماعی وارد شد، دود آن به چشم همه رفته و همه در برابر آن متأثّر خواهند شد.

انحراف های اخلاقی، بسان بیماری های واگیرداری است که خواه ناخواه دامن دیگران را نیز می گیرد. هرگاه میکروب در نقطه ای پیدا شد، فورا باید مبارزه پیگیری بر ضدّ آن آغاز نمود و دیگران را از معاشرت با آن بیمار بازداشت. در غیر این صوت، همه کشور و یا کشورها را فرا می گیرد. همچنین، انحراف اخلاقی و اجتماعی و هر نوع آلودگی فکری و روحی، بسانِ بیماری جسمی، برق آسا در دل اجتماع رسوخ نموده و همه اجتماع را فرا می گیرد.

باید گفت اجرای پیگیر اصل «مبارزه با انحراف های اخلاقی و اجتماعی» ضامن سعادت اجتماعی است که افراد آن در کنار یکدیگر زندگی می کنند و سکوت در برابر گناه و مفاسد، غلط و گناهی بزرگ است و هرگز نمی توان حساب فرد را از حساب جامعه جدا ساخت. در حقیقت یک فرد مبارز، از حقوق خود و اجتماعی که در آن زندگی می کند دفاع می نماید و هرگز نباید اصل آزادی افراد بهانه شود که ما از این وظیفه انسانی شانه خالی کنیم و باید به این نکته توجّه و ایمان داشته باشیم که آزادی افراد تا آنجا محترم است که سلب آزادی از دیگران نکند و مصالح جامعه را به خطر نیافکند.

قرآن مجید با واقع بینی خاصّی که از ویژگی‌های این کتاب آسمانی است به این حقیقت اشاره کرده و در آیه ۲۵ سوره انفال می فرماید: «وَ اتَّقُوا فِتْنَةً لا تُصِیبَنَّ الَّذِینَ‌ ظَلَمُوا مِنْکُمْ‌ خَاصَّةً؛ و از فتنه ای بپرهیزید که تنها به ستمکاران شما نمی رسد [بلکه همه را فراخواهد گرفت؛ چراکه دیگران سکوت اختیار کردند]».

اجتماع ما بسان کشتی بزرگی است که در آن کالاهای تجارتی حمل شده و سرنشینانی نیز همراه دارد. هر فردی از سرنشینان در طیّ راه مختار و آزاد می باشد، ولی او هرگز نمی تواند زیر پوشش «آزادی فردی» بدنه کشتی و یا زیر پای خود را سوراخ کند و در مقام پاسخ بگوید: من نقطه ای از کشتی را مورد تصرّف قرار می ‌دهم که زیر پای من قرار گرفته است.

چنین جوابی از این فرد پذیرفته نیست؛ زیرا تنها سلامت خویشتن را به خطر نمی افکند، بلکه او با این عمل سرنوشت همه سرنشینان و کالاهای تجارتی را به خاطر افکنده و همه را به سوی نابودی و نیستی سوق می دهد. جامعه ما نیز بسان کشتی است. افراد جامعه سرنشینان این کشتی می باشند. آنان در ضرر و نفع یکدیگر شریک و سهیم اند و هرگز نمی توان حساب فرد را از اجتماع جدا نمود.

روش اسلام درباره محترم شمردن آزادی های فردی با روش مکتب های امروز جهان یک تفاوت حقیقی دارد. در جهان امروز آزادی تا آنجا محترم است که از ناحیه فرد، ضرری متوجّه اجتماع نگردد و منافع دیگران به خطر نیفتد. هرچند به ضرر خود آن شخص تمام گردد و بر سعادت او لطمه جبران ناپذیر وارد سازد. ولی در اسلام آزادی فردی تا آنجا محترم است که مزاحم دیگران نباشد و سقوط و آلودگی اجتماع را فراهم نسازد. همچنین به سعادت خودش نیز لطمه ای وارد نکند و کاری انجام ندهد که موجب بدبختی او گردد. [۱]


پی نوشت:

[۱]. پاسخ به پرسشهای مذهبی، مکارم شیرازی، ناصر، سبحانی، جعفر، ‌انتشارات مدرسه الامام علی بن ابی طالب (ع)، قم، ۱۳۷۷هـ ش، ‌ چاپ اول، ص۴۵۵-۴۵۹.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha