۱۳ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۱:۴۵
مردمی که با غدیر زنده‌اند؛ دهه ولایت در ایرانِ تحریم‌زده

یک طرف میز، تحریم، گرانی، فشار حداکثری و خالی‌شدن حساب بانکی. آن طرف میز، پیرمردی با دست‌های لرزان، توی یک کوچه جنوبی، دیگ شله‌زرد را هم می‌زند و می‌خندد. وسط این دو تا، یک معماست که هیچ اقتصاددانی حلش نکرده. اسم معما این است: «مردمی که با غدیر زنده‌اند». راز این نفوذناپذیری چیست؟

 خبرگزاری بین المللی اهل بیت علیهم السلام _ ابنا: راستش را بخواهی وضع جوری است که صبح تا شب اخبار که می‌خوانی، دل آدم می‌گیرد. تورم امانِ سال را بریده، قیمت‌ها سر به فلک می‌کشد، جیب‌ها که هیچ، حساب بانکی‌ها هم خالی خالی است. تحریم هم که دیگر شده مهمان همیشگی سفره‌هایمان. خلاصه، آدم انتظار دارد همه بیفتند توی لاک خودشان و فقط به فکر نان شبشان باشند.

 در این گیر و دار دهه ولایت می‌رسد و انگار ایران زیرِ بار فشار، یکدفعه ورق می‌خورد. همان مردمی که دیروز نگران کرایه خانه و قسط عقب‌افتاده بودند، امروز ایستاده‌اند پای دیگ‌های بزرگ غذا. همان دست‌هایی که برای دوختنِ وصله‌های زندگی تقلا می‌کرد، حالا بسته‌های نذری را توی خیابان پخش می‌کند. این تناقضِ عجیب را چطور می‌شود حل کرد؟ رازش کجاست که این ملتِ زیرِ خطِ فشار، هنوز هم در اوج نداری، اینقدر گشاده‌دست است؟

 برو سراغشان، بپرس از این پیرمردِ گوشه‌محله که خودش با حقوق بازنشستگی سر می‌کند و تازه یک سهم نذری را می‌گذارد جلویت و می‌گوید: «بگیر بابا، مهمان علی (ع) باشی، کم نمی‌آوری». تمام شد و رفت. این جمله‌ها را با هیچ فرمول اقتصادی نمی‌شود حلاجی کرد. این را فقط دل می‌فهمد. اینها مردمی‌اند که نبضشان با غدیر می‌زند. یعنی اگر حسابِ بانکی‌شان صفر هم بشود، حسابِ دلشان پر است از علی (ع). این «فوت کوزه‌گری» را دشمن نمی‌فهمد؛ تحریم می‌کند، فشار می‌آورد، دروازه‌ها را می‌بندد، غافل از اینکه جنسِ این آدم‌ها فرق دارد.

 دهه ولایت که از راه می‌رسد، موکب‌های خیابانی مثل قارچ سبز می‌شوند. جوان جهادی‌ای که پول تفریحش را گذاشته توی طبق‌های شله‌زرد. دخترکی که عیدی‌اش را داده برای خرید گوشت نذری. همه هم می‌خندند، همه هم شادند. انگار غدیر برایشان نه یک مناسبت تقویمی، که یک جوشش توی جانشان است که با هیچ سیمِ خاردار و بسته مالی نمی‌شود سدش کرد. دشمن خیال کرد ولایت یک برکه است که با چند تا سنگِ تحریم، گل‌آلود و خشکش می‌کند. غافل از اینکه غدیر رود است، جاری است، هر مانعی را هم که سر راهش بگذاری، راهش را از دلِ مردم باز می‌کند.

 اینکه می‌گوییم «مردم با غدیر زنده‌اند»، شعار نیست، عین واقعیت است. زنده‌اند چون هنوز بلدند بی‌چشمداشت ببخشند. زنده‌اند چون در روزگاری که همه دنیا حساب و کتاب می‌کنند، آنها هنوز روی «ولایت» حساب باز می‌کنند و جوابش را هم دیده‌اند. همین است معمای نفوذناپذیر دهه ولایت؛ رازی که دل‌هایشان را سیر نگه می‌دارد، حتی وقتی شکم‌هایشان از گرانی به درد آمده. نسیم دهه ولایت که می‌وزد، بوی عدالت و محبت می‌آید، و تمامِ آن باروتِ تلخِ فشار و تحریم را می‌شوید و می‌برد.

 خلاصه که این دهه، دهه ماست. دهه مردمی که تحریم‌شان کرده‌اند، دورشان زده‌اند، اما دستشان را از دامن علی (ع) کوتاه نکرده‌اند. این قصه، قصه زنده‌ماندن است، قصه دل‌دادگی‌ست. و تا وقتی غدیر هست، تا وقتی این سفره‌ها پهن می‌شود، هیچ تحریمی نمی‌تواند این ملت را از پا دربیاورد. چون ما با غدیر زنده‌ایم، و این تمام ماجراست.

 اما یه سوال: آیا ما هرسال باید همین شکلی و تکراری بریم جلو؟ نکند یک جاهایی از این همه خیرات و برکت، گرفتار روزمرگی شدیم و حظِ کامل رو نمی‌بریم؟ نکند می‌شود کاری کرد که نورش بیشتر برود توی خانه‌ها و دل‌ها؟ قطعاً می‌شود. دهه ولایت ظرفیتش از این حرف‌ها خیلی بیشتر است. بیایم چندتا راهکار ساده و شدنی را با هم مرور کنیم، شاید امسال یک غدیرِ ناب‌تر و چسبنده‌تر ساختیم:

 ۱. موکب‌ها فقط سفره نباشند، «پاتوق گفت‌وگو» باشنداغلب موکب‌ها را می‌بینیم که فقط توزیع غذا و شربت است. خوب است، عالی است، اجرش با علی. اما اگر یک گوشه‌اش را اختصاص بدهیم به گعده‌های کوتاه معرفتی چه؟ یک آدم خوش‌بیان و خودمونی بنشیند و ده‌پانزده دقیقه‌ای نه سخنرانی رسمی، که رفیقانه از یک خصلت علی بگوید که به دردِ زندگی امروزمان می‌خورد. مثلاً «عدالت علی(ع) توی خرج کردن خونه چه جوری معنی می‌شه؟» یا «مرام حضرت با بچه‌هاش، چه دردی از دعواهای زن‌وشوهری ما دوا می‌کنه؟» کوتاه، شیرین، دلنشین.

 ۲. کار را بسپاریم دست نوجوان‌ها و جوان‌ها، اما واقعی خیلی وقت‌ها ما فقط بهشان می‌گوییم برو این جعبه را ببر آن‌ور. اما نوجوان امروز خلاق است، بلد است، اهل رسانه است. چرا یک بخش از موکب را کامل به تیم نوجوان‌ها نسپاریم؟ بگذاریم خودشان طراحی کنند، خودشان اجرا، خودشان تبلیغ. «موکب نوجوونای غدیری» که می‌تواند شکل و شمایلش کاملاً متفاوت باشد؛ از پخش پادکست‌های صوتی کوتاه از فضائل علی با گوشی خودشان تا کلیپ‌های یک‌دقیقه‌ای باحال از حال‌وهوای جشن که همان لحظه در شبکه‌های اجتماعی می‌ترکاند و غدیر را ترند می‌کند.

 ۳. «قرارِ غدیر» بگذاریم توی محله‌ها، قبل از عیدچه خوب می‌شود اگر این جوش‌وخروش فقط محدود به روز عید نماند. از روز اول دهه، توی هر محله یک «قرار» ساده بگذاریم. مثلاً هرشبِ دهه، جلوی مسجد یا خانه یکی از پیرغلام‌های محل، یک چای‌خانه کوچک بزنیم و همسایه‌ها بیایند آنجا. هدف؟ اینکه قبل از اطعام بزرگ، دل‌ها به هم نزدیک شود. کلی کدورت و قهر بین همسایه‌ها هست که با یک استکان چای غدیری آب می‌شود و می‌رود. خودِ این، یک ترویج عملی مرام علی (ع) است.

 ۴. سفره اطعام را هوشمندانه‌تر بچینیمهمه ما دوست داریم سفره رنگین باشد، اما نکند اسرافی در کار است که دل علی را می‌رنجاند؟ می‌شود سفره‌ها را با یک مدیریت جهادیِ دقیق بچینیم: ظرف‌های گیاهی و تجدیدپذیر، سهم‌بندی درست که غذا دور ریخته نشود، حتی تشویق مردم به آوردن ظرف شخصی. به جای چند جور دسر گران و رنگارنگ، یک دسر خوب و ساده بدهیم و باقی هزینه را ببریم سمت بسته‌های ارزاق برای خانواده‌های واقعاً نیازمند محل. این می‌شود همان عدالت علوی که توی کار ما هم جاری شود.

 ۵. روضه‌های خانگی را احیا کنیم، با رنگ غدیرمحرم که می‌شود روضه‌های خانگی رونق می‌گیرد؛ چرا دهه ولایت نه؟ بیایم خواهش کنیم هر کوچه، یکی از خانه‌ها میزبان یک جشن یا روضه شادی کوچک باشد. نه خرج آنچنانی می‌خواهد، نه بروکراسی. یک چایی، یک شیرینی، یک مولودی خواندن ساده و یک دل سیر از غدیر گفتن. تازه مهمان‌ها هم خودشان هرکس یک شاخه گل یا یک بسته ماکارونی می‌آورند که بعدش بشود بسته معیشتی و برسد به دست مستحق. نفوذ غدیر که می‌گوییم، از دل همین خانه‌ها و همین سادگی‌هاست.

 ۶. از هنر و رسانه غافل نشویم، با کمترین هزینهلازم نیست حتماً بیلبورد شهری اجاره کنیم. دیوار محله خودمان را بدهیم دست یک نقاش خوش‌ذوق که یک طرح غدیری بزند. بچه‌های هنرمند مسجد، یک نماهنگ کوتاه سه‌دقیقه‌ای از عشق مردم به علی بسازند و در همین گروه‌های خانوادگی بچرخد. نوجوان‌ها با موبایل، پادکست صوتی کوتاه از یک حکایت جذاب غدیر تولید کنند که موقع رانندگی یا آشپزی بشود گوش داد. ارزان، جذاب، ماندگار.

 ۷. غدیر فقط روز عید نباشد؛ «تا مباهله» را دریابیمدرست است که قله‌اش عید غدیر است، اما دهه ولایت تا روز مباهله طول می‌کشد. این را خیلی‌ها نمی‌دانند. می‌شود برنامه‌ها را پخش کرد؛ چند روز اول شور و جشن و اطعام، روز عید هم اوج کار، و بعدش هم برویم سمت مباهله و بحث حقانیت و مباحثه با مخالف. اینطوری آتش غدیر زیر خاکستر نمی‌رود و تا دیروقت دهه، خانه‌ها گرم است.

 حرف آخر

 دشمن دلش می‌خواست با تحریم، هم غدیر را از ما بگیرد، هم ما را از هم. اما ما ثابت کردیم که ملت علی‌ایم؛ زیر باران گرانی هم جشن می‌گیریم. ولی حیف است که این ظرفیت عظیم مردمی فقط در همان شکل‌های همیشگی بماند. کمی خلاقیت، کمی سپردن کار به جوان‌ها، و کمی عمیق‌تر رفتن به جانِ ماجرا، می‌تواند دهه ولایتی بسازد که نه فقط نفوذناپذیر، که فتح‌کننده دل‌ها باشد. دل‌هایی که شاید هنوز هیچ ارتباطی با غدیر نگرفته‌اند.

 زهرا صالحی فر، کارشناس ارشد قرآن و حدیث، دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت رسانه دانشگاه باقرالعلوم.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha