۱۵ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۱:۲۹
«زندگی جاوید» رویای شیرین انسان ها

دو گروه از مرگ می‌ترسند، گروه اول کسانی که آن را به معنی نیستی و فنای مطلق تفسیر می‌کنند؛ و گروه دوم کسانی که نامه اعمالشان سیاه و تاریک است. داستان آب حیات و اکسیر جوانی، نشان از وحشت آدمی از مرگ و عشق به ادامه حیات و فرار از پایان زندگی دارد؛ آری افراد ممتازی هم هستند که به هیچ وجه از مرگ وحشت نداشته و حتی با آغوش باز از مرگ استقبال می کنند، اما تعداد آنها اندک است.

خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا: دو کس از مرگ می‌ترسند، آن کس که آن را به معنی نیستی و فنای مطلق تفسیر می‌کند، و آن کس که پرونده‌اش سیاه و تاریک است! آنها که نه جزء این دسته‌اند و نه آن، چرا از مرگ در راه هدف‌های پاک وحشت کنند مگر چیزی از دست می‌دهند؟


دستان «آب حیات» با آب و تاب فراوان در همه جا مشهور است و نیز از قدیم ترین ایام، بشر در جستجوی چیزی به نام «اکسیر جوانی» بوده است، و برای آن افسانه‌ها به هم بافته، و آرزوها در دل پرورانده است.


این همه گفتگو، از یک چیز حکایت می‌کند و آن مسأله وحشت آدمی از مرگ، و عشق به ادامه حیات و فرار از پایان زندگی است، همان طور که افسانه «کیمیا» همان ماده شیمیایی مرموزی که چون به مس کم ارزش برسد تبدیل به طلای پرارزش می‌شود، روشنگر وحشت انسان از فقر اقتصادی، و تلاش و کوشش برای جلب ثروت بیشتر می‌باشد.


افسانه اکسیر جوانی نیز منعکس کننده وحشت از پیری و فرسودگی و بالاخره پایان زندگی و مرگ است. بیشتر مردم از نام مرگ می‌ترسند، از مظاهر آن می‌گریزند، از اسم گورستان متنفرند و با زرق و برق دادن به قبرها می‌کوشند ماهیت اصلی آن را به دست فراموشی بسپارند حتی برای فراری دادن افراد از هر چیز خطرناک ـ یا غیر خطرناکی که می‌خواهند کسی آن را دستکاری و خراب نکند ـ روی آن می‌نویسند «خطر مرگ» و در کنار آن هم عکس یک جفت استخوان مرده آدمی به حالت «ضربدر»! در پشت یک جمجمه که خیره و بی روح به انسان نگاه می‌کند قرار می‌دهند.


آثار وحشت انسان از مرگ در ادبیات مختلف دنیا فراوان دیده می‌شود، تعبیراتی همچون «هیولای مرگ»، «سیلی اجل»، «چنگال موت» و دهها مانند آن همه نشانه‌های این وحشت و اضطراب همگانی است.


داستان معروف رؤیای هارون الرشید - که در خواب دیده بود همه دندان‌های او ریخته است - و تعبیر کردن خواب آن دو نفر که یکی گفت: «همه کسان تو پیش از تو بمیرند» و دیگری گفت: «عمر خلیفه از همه بستگانش طولانی‌تر خواهد بود» و واکنش هارون در برابر دو تعبیر کننده - که به دومی صد دینار داد و اولی را صد تازیانه زد - نیز دلیل دیگری برای این حقیقت است.


زیرا هر دو یک مطلب را گفته بودند اما آنکه نام مرگ کسان خلیفه را بر زبان جاری کرده بود صد تازیانه نوش جان کرد، و کسی که مرگ آنها را در قالب «طول عمر خلیفه»! ادا نمود صد دینار پاداش گرفت!
ضرب المثلهای مملو از اغراق، همانند «هرچه خاک فلانی است عمر تو باشد»! یا به هنگامی که می‌خواهند کسی را با کسی که از دنیا رفته است در جنبه مثبتی تشبیه کنند می‌گویند:
«دور از شما فلانی هم چنین بود» و یا «زبانم لال! بعد از شما چنین و چنان می‌شود» و یا ترتیب اثر دادن به هر چیز که احتمال مرگ را دور کند و یا در طول عمر مؤثر باشد اگر چه صد در صد خرافی و بی اساس به نظر برسد و همچنین دعاهایی که با کلمه دوام خلود، جاویدان بودن مانند «دامَ عُمْرُه»، «دامَ مَجْدُه»، «دامَتْ بَرَکَاتُهُ» و «خَلَّدَ اللّهُ مُلْکَه» یا «خدا عمر یک روزه تو را هزار سال کند» و یا «صد سال به این سالها!» و ... هر کدام نشانه دیگری از این حقیقت است.


البته انکار نمی‌توان کرد که افراد نادری هستند که به هیچ وجه از مرگ وحشت ندارند و حتی با آغوش باز به استقبال آن می‌شتابند؛ اما تعداد آن‌ها کم است و تعداد واقعی به مراتب کمتر از آنهایی است که چنین ادعایی را دارند! (۱)


پی نوشت:

(۱). گردآوری از کتاب: معاد و جهان پس از مرگ، مکارم شیرازی، ناصر، سرور، قم، ۱۳۷۶ شمسی، ‌چاپ: ششم، ص ۲۵.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha