خبرگزاری بین المللی اهل بیت(ع)_ابنا: در نگاه نخست، بسیاری از تاریخنگاریها به نقشآفرینی مردان در میدانهای نبرد و سیاست پرداختهاند، اما اگر ذرهبین بصیرت را بر لایههای پنهان تحولات اجتماعی و دینی بگذاریم، درمییابیم که زنان، این نیمهی پنهان و در عین حال پیشران تاریخ، همواره نقش «حافظان حقیقت» و «انتقالدهندگان پیام» را بر عهده داشتهاند. در مکتب تشیع، این نقش با وجود اسوههای بینظیری همچون حضرت زینب کبری (س) به اوج خود میرسد؛ زنی که در سختترین لحظات تاریخ، نه تنها خیمهگاه را از آتش نجات بخشید، بلکه پرچم هدایت را در میان طوفان اسارت برافراشت و نشان داد که «عقیلۀ بنیهاشم» بودن، یعنی توانایی مدیریت یک بحران فراگیر و تبدیل شکست ظاهری به پیروزی ابدی. این مقاله، با نگاهی موشکافانه، زنجیرهی طلایی این نقشآفرینی را از دل شط خونین کربلا تا خیابانهای انقلاب اسلامی ایران و سپس تا افقهای روشن آینده، یعنی حفظ و حراست از امامت و رهبری جدید، به تصویر میکشد.
زینب (س)، مدیر بحران عاشورا و پرچمدار بیبدیل کاروان اسارت
در روز عاشورا، با غروب خورشید و بدنهای مطهر شهدا بر خاک، جهان تشیع در خطر فروپاشی هویتی قرار گرفت؛ زیرا دشمن نه تنها به دنبال نابودی جسمی امام حسین (ع) بود، بلکه میخواست نام و یاد او را برای همیشه از خاطرهها محو کند. اما در همین نقطهی بحران، حضرت زینب (س) با درک عمیق از «تکلیف لحظه» ظهور کرد. ایشان با آنکه خود تازهترین مصیبتها را از دست دادن دو برادر، فرزندان و برادرزادگانش تجربه کرده بود، اجازه نداد کاروان اسرا به دستهای از درماندگان مبدل شود. بلکه ایشان با اتخاذ راهبرد «مدیریت بحران»، کاروان را سامان داد؛ کودکان آواره را زیر چادرهای سوخته جمع کرد و آنان را به سکوت و مقاومت فراخواند.
اما بزرگترین جهاد ایشان در میدان سیاست و تبلیغات رخ داد. ورود به کوفه، آن هم در حالی که نیزهها سرهای مطهر را حمل میکردند، میتوانست هر انسانی را در هم بشکند، اما زینب کبری (س) در مجلس ابنزیاد، چنان با صلابت سخن گفت که دیوارهای کاخ ظلم لرزید. ایشان با خطابهای کوبنده، نقاب از چهرهی خبیث بنیامیه برداشت و آنان را به مصاف با حقیقت دعوت کرد. این سخنرانیها، نه تنها یک اعتراض ساده، بلکه یک «بیانیهی انقلابی» علیه تمام ارزشهای جاهلی بود. در مجلس یزید نیز، ایشان با فصاحتی بینظیر، ضمن یادآوری جایگاه اهلبیت، شامیان را که تا پیش از آن اسیر تبلیغات کاخ سبز بودند، به فکر واداشت. به راستی اگر حماسهی کربلا «نفس» بود، خطبههای زینب (س) «روح» آن بودند؛ روحی که تا ابد در کالبد تاریخ دمیده شد و مانع از مرگ پیام عاشورا گشت.
سپر بلا و حافظ سلسلهی امامت (نجات جان امام سجاد علیهالسلام)
سختترین لحظات کاروان اسرا، تنها به حملالاسرا و افشاگری خلاصه نمیشد؛ بلکه خطر بزرگتری که کاروان را تهدید میکرد، «قطع ریشهی امامت» بود. دشمن به خوبی دریافته بود که وجود نازنین امام سجاد (ع) به عنوان باقیماندهی نسل نبوت، خطری بزرگ برای بقای حکومت اموی است. از این رو، در همان ساعات اولیهی پس از شهادت، وقتی شمر ملعون با شمشیر به سمت خیمهی امام حملهور شد تا ریشهی آلالله را بخشکاند، حضرت زینب (س) همچون کوهی استوار در برابر او ایستاد و با شجاعتی وصفناپذیر، جان برادرزادهاش را سپر بلا کرد. این دفاع، فراتر از یک عمل عاطفی بود؛ ایشان به خوبی میدانست که ادامهی راه حسین (ع) در گرو بقای این امام معصوم است.
علاوه بر حفاظت فیزیکی، نقش ایشان در هماهنگی استراتژیک با امام سجاد (ع) بسیار حیاتی بود. در طول مسیر اسارت، یک نقشهی دقیق و دوگانه بین این دو بزرگوار اجرا شد؛ به گونهای که در برخی مجالس، حضرت زینب (س) با بیان آتشین خود، فضای مجلس را متشنج میکرد تا زمینهساز سخنان حکیمانهی امام سجاد (ع) در آرامش گردد و یا برعکس. این هماهنگی نشان میداد که زنان در مکتب اهلبیت، نه تنها گوش به فرمان امامند، بلکه در مواقع اقتضا، «بازوی اجرایی» و «مشاور راهبردی» امام زمان خویش نیز هستند. بدین ترتیب، زینب کبری (س) در تاریخ ثبت کرد که نجات جان امام، تنها به معنای حفظ یک انسان نیست، بلکه «نجات دین» و «تداوم حجت» است؛ وظیفهای که امروز نیز بر دوش زنان متعهد جامعهی اسلامی سنگینی میکند.
انقلاب اسلامی؛ تجلی دوبارهی «زینبوار» در میان زنان ایران
قرنها از حماسهی زینب گذشت، اما روحیهی او در رگهای زنان مسلمان ایران زمین جاری بود. انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷، نقطهی عطفی در بازتعریف نقش اجتماعی زن مسلمان بود. اینجا دیگر زنان صرفاً در پشت صحنه نبودند، بلکه با الهام از حضرت زینب (س) به میدان آمدند. امام خمینی (ره) بارها بر این نکته صحه گذاشتند که زنان در پیروزی انقلاب از مردان پیشی گرفتند. این پیشیگرفتن، در حضور میلیونی آنان در خیابانها، در ایستادگی در برابر گلولههای رژیم ستمشاهی و در شجاعت آنان برای افشای جنایتهای رژیم در سختترین شرایط متجلی شد.
اگر عاشورا، زنان را از خیمهگاهها به قافلهی اسارت کشاند، انقلاب اسلامی، زنان را از خانهها به عرصههای مبارزه و بصیرتافزایی کشاند. آنان با پوشیدن چادرهای سیاه در تظاهرات تاسوعا و عاشورای سال ۱۳۵۷، دقیقاً نشان دادند که پیام زینب را دریافت کردهاند؛ اینکه در برابر ظلم باید سکوت را شکست و فریاد «هل من ناصر» سرداد. آنها آموختند که «فریاد زدن» در کوچه و بازار، ادامهی همان خطبهخوانی در مجلس یزید است. این حضور، فقط یک کنش سیاسی نبود، بلکه یک «عبادت اجتماعی» و «تقلید از رفتار اسطورهای زینب» محسوب میشد که در نهایت، درخت تنومند انقلاب را به ثمر نشاند و نظامی بنیاد نهاد که بر پایهی کرامت انسانی و عدالت اجتماعی استوار است.
طوفان الیم (واقعهی اسفند ۱۴۰۴) و پرچمداری زنان در حراست از جان رهبری
دوران معاصر، هرچند با دستاوردهای بزرگ همراه بود، اما عرصهی آزمونهای سخت نیز بوده است. بر اساس رخدادهای تلخ اسفندماه ۱۴۰۴ که با شهادت مظلومانهی رهبر کبیر انقلاب اسلامی همراه شد، جامعهی ایران وارد یک شوک سنگین تاریخی گردید. در چنین شرایطی که دشمنان خارجی و معاندان داخلی بر این باور بودند که ضربات هستهی مرکزی انقلاب، فروپاشی را به همراه خواهد داشت، بار دیگر «جنس زینبی» جامعهی زنان ایران به میدان آمد. در آن روزهای سخت، زنان با الهام از همان صبر و استقامت حضرت زینب در مواجهه با شهادت برادر، توانستند کانون خانوادهها را از اضطراب و آشفتگی بیرون آورده و آرامش را به جامعه بازگردانند.
آنان نه در مقام قوهی قهریه، بلکه در مقام «قوهی اقناعکننده»، به تبیین ضرورت حفظ وحدت ملی پرداختند. زنان با حضور در سوگوارهها و تجمعات عزاداری، نشان دادند که سوگ، آنها را از مسیر انقلابی خارج نمیکند، بلکه مانند روزهای اسارت کوفه و شام، این سوگ را به فرصتی برای تحکیم پایههای نظام تبدیل میکنند. آنان، با الگوگیری از حضرت زینب (س) که پس از شهادت امام حسین (ع) بلافاصله پرچم امامتِ امام سجاد (ع) را برافراشت، به استقبال رهبر جدید نظام رفتند و با بیعتی دوباره، اوج وفاداری و استقامت خویش را به نمایش گذاشتند. در این برهه، زنان به عنوان «حافظان حریم ولایت»، نقش کلیدی در خنثیسازی توطئههای روانی دشمن داشتند و نشان دادند که مانند خالهی سقیفها، حاضرند برای حفظ اصل نظام و امامت، از هر چه دارند مایه بگذارند.
از نجات امام سجاد تا حراست از امام عصر (عج)؛ رسالت بزرگ زنان در عصر غیبت
اما نقش برجستهی زنان، فراتر از یک برههی خاص تاریخی است. میراث گرانبهای حضرت زینب (س)، امروز به بزرگترین مأموریت شیعیان، یعنی «زمینهسازی برای ظهور حضرت ولیعصر (عج)» پیوند خورده است. زنان در این مسیر، رسالتهای سهگانهای بر عهده دارند: نخست، «تربیت نسل مهدوی»؛ چرا که دامان مادر، اولین دانشگاهی است که عشق به عدالت و انتظار را در جان فرزندان مینشاند. دوم، «حفظ غیبت و آمادگی»؛ بدان معنا که زنان با تقویت بنیههای ایمانی و بصیرتی خود، در پرتو ولایت فقیه، آمادهی هرگونه تحول و نبرد نرم با جبههی باطل هستند. سوم، «پاسداری از میراث انقلاب» در شرایط انتقال رهبری و بحرانهای احتمالی.
با توجه به رخدادهای پس از اسفند ۱۴۰۴ و ضرورت حفظ جامعه در برابر تفرقه، زنان با تأسی از «مدیریت کاروانی» حضرت زینب، کوشیدند تا اقشار مختلف جامعه را در پشت سر رهبر جدید (که جانشین قانونی مسیر انقلاب است) منسجم کنند. این حرکت، دقیقاً تکرار همان منطقی است که حضرت زینب برای نجات جان امام سجاد (ع) به کار گرفت؛ یعنی حفظ «امتداد حجت» در زمین. زنان با درک این موضوع که حفظ جان امام زمان (عج) در عصر غیبت، در گرو حفظ نظام اسلامی و نهاد ولایت است، خود را سربازان بیادعای این عرصه دانسته و با صبر زینبی، از گزند تندرویها و انفعالات جلوگیری کردند. آنان همچون پرچمدارانی خستگیناپذیر، پیام انقلاب را به نسل جوان منتقل کرده و آیندهای روشن برای ظهور مهدی موعود (عج) ترسیم میکنند.
سخن پایانی: میراثی که بر دوش زنان تا ابد جاریست از آن لحظهی غبارآلود در خرابههای شام تا راهروهای پر التهاب قدرت در ایران معاصر، ردپای زنان همواره به درازی تاریخ و به وسعت ایمان بوده است. حضرت زینب (س) ثابت کرد که زن مسلمان، میتواند در عین رعایت کامل حجاب و عفاف، بزرگترین فریادگر عدالت و مدیر بحرانهای سرنوشتساز باشد. او به زنان جهان آموخت که اسارت، پایان راه نیست؛ که سوگ، میتواند آغاز یک حرکت عظیم باشد؛ و که حفظ یک امام، گاهی از هزاران نیزهزدن و شمشیرکشیدن مهمتر است.
امروز نیز زنان با تاسی از این مکتب، نه تنها در سوگ از دست دادن بزرگان انقلاب میگریند، بلکه با گریههای خود، مشعل هدایت را روشنتر از پیش نگاه میدارند. آنان از مادران شهدا گرفته تا دختران دانشجوی انقلابی، همگی حلقههای یک زنجیرهی طلایی هستند که با نام زینب گره خورده است. این میراث، به آنان این جرأت را میدهد که در برابر هجمههای فرهنگی و سیاسی، قد علم کنند و از کیان امام عصر (عج) و نائبان بر حقش دفاع نمایند. به یقین، تا هنگامی که زنان جامعهی اسلامی، زینبوار بیندیشند و عاشورایی حرکت کنند، نه تنها تاریخ در مسیر صلاح خواهد چرخید، بلکه طلوع خورشید ولایت در افق ظهور، ناگزیر و نزدیک خواهد بود. این، بزرگترین درس تاریخ است که از شمیم خیمههای سوختهی کربلا، تا نفسهای آخرین انقلاب، همواره بر دلهای آگاه جاری است.
نویسنده: فاطمه پورعباس
نظر شما