خبرگزاری بین المللی اهل بیت (ع) _ ابنا: تاریخ، نقطهاتصالی عجیب با امروز دارد. گویی انسانهای خبیث هرگز دست از تکرار جنایت برنمیدارند، و در مقابل، زنان بزرگ تاریخ هرگز از تکرار صبر و استقامت فروگذار نمیکنند.
حادثهی کربلا، سختترین برههی تاریخ بشریت بود، اما زینب کبری (س) در همان کوچههای شام، «رسانهی عاشورا» شد و پیام برادر را تا ابدیت صادر کرد. امروز، اما در دهم اسفند ۱۴۰۴، شاهد رویدادی مشابه هستیم، سیده هدی، دختر رهبر شهیدمان، در زیر آوار جنایت، نه تنها خم نشد، که قامت «زینبوار» خود را علم کرد تا فرزندان پدر و مادر از دست داده خواهر و برادرش را در آغوش کشد و پیکرهی نیمهجان مادر بیمار را پرستاری کند. او در دل ویرانهها، تجلی دوبارهی همان زنی شد که خدا برای بزرگترین رسالتها برگزیده است.
در کربلا، زینب (س) تنها بازماندهی دختران امام علی (ع) بود. او در یک روز، سر برادرش حسین (ع) را بر نیزه دید، برادرزادههایش (قاسم، علیاکبر، علی اصغر و ...) را با بدنهایی تکه تکه بر خاک دید و فرزندان خویش (عون و جعفر و محمد) را در صحرای کربلا زخمی و کشته یافت. اما زینب، غم را به خاک سپرد و خود را به افق پیام رساند.
امروز، سیده هدی، تنها دختر بازماندهی رهبر شهید، در همان یک ساعتِ سیاه، پدر خود را در خانهای ویران دید، همسر فاضل خود را در آوارِ پیشمرگیِ رهبر یافت، و خواهر خود (بشرای شهید) را در کنار دختر خردسالش جاودانه دید. او همزمان، هم «خالهی یتیمان» شد و هم «عمهی داغدیدگان». این تقارنِ عظیمِ مصیبت، جایگاه او را در ترازوی تاریخ با زینب کبری همسنگ میکند.
وقتی بند دل هدی خانم با شنیدن خبر شهادت همسر پاره شد، به جای شیونهای زمینی، با جملهای که توشهی عرفان بود، یار شهیدش را بدرود گفت: «همیشه آرزو داشتی پیشمرگ رهبرت شوی، خوش به سعادتت!» و چقدر این جمله شبیه جمله ی تاریخی ما رایت الا جمیلای زینب کبری (س) است.
اما جایی که طوفان سهمگینتر شد و آوار خانهی پدر را دید، باز هم فرو نریخت. او تبدیل به همان «کوهِ استقامت» شد تا کودکان بیپناهِ برادر و خواهر شهیدش جای خالی والدین را در آغوش گرم او پیدا کنند. این دقیقاً همان استراتژی زینب (س) است، تبدیل مصیبت به منبر. زینب در کوفه و شام، اسارت را به فرصت تبلیغ تبدیل کرد و هدی خانم نیز در روزهای پس از فاجعه، با روحیهی مقاومت، پیکرهی انقلاب را از خواب غفلت بیدار نگه داشت.
در اینجا نقش محوری زن؛ نه بعنوان حاشیه، که در جایگاه متن اصلی تاریخ به نمایش در می آید.در هر دو فاجعه، زن نقش «محور انسجام» را بازی میکند. زنان، به واسطهی لطافت طبع، محور جمعکردن بازماندگان هستند. هدی خانم که خود داغدار بود، لحظاتی پس از حادثه، باید پرستار مادر بیمار باشد و همزمان، اشک کودکان خواهر شهید و برادر جانبازش را پاک کند. این «مدیریت بحران» خاص زنان است که جامعه را از فروپاشی عاطفی نجات میدهد.
زینب (س) با خطبههای آتشین، یزید را رسوا کرد. هدی خانم نیز با همان صبر زینبی، این پیام را به جهان مخابره کرد که «این جنایت، جرعهای از جام عاشوراست و ما تسلیم نمیشویم». سخنان او در آن روزها، دردی را التیام بخشید که هیچ داروی مادی قادر به آن نبود.
سوال بزرگی که در دل مؤمنان نقش میبندد این است: «خدا در قلب بزرگ زینب چه دید که او را برای این مصیبت عظیم برگزید؟» و امروز میپرسیم: «خدا در قلب سیده هدی چه دید که او را برای تجدید این حماسه انتخاب کرد؟»
پاسخ این است که این بانوان، «ظرفیت تحمل نور» را داشتند. آنها نه برای هدررفتِ اشک، که برای «ثمر دادنِ خون» به این مقام برگزیده شدند. هدی خانم فرزندِ رهبری است که خود، ادامهدهندهی راه حسین (ع) بود؛ پس طبیعی است که دخترش، ادامهدهندهی راه زینب (س) باشد.
فاجعهی دهم اسفند ۱۴۰۴، اگرچه دلهایمان را چون آتشکده کرد، اما نشان داد که اسلام و انقلاب، هرگز «بیزینب» نخواهد ماند. حضرت زینب (س) با صبر خویش، عاشورا را تا قیامت زنده کرد و سیده هدی حسینی خامنهای با صبر و متانت خویش، ثابت کرد که زنان این مرزوبوم، میراثداران راستین کربلا هستند.
سیده هدی امروز برای ما، نه فقط یک دختر داغدیده، که یک «اسوه» است؛ اسوهی زنی که در اوج ویرانی، با آنکه خودش همسر و پدر و خواهر و خواهرزاده و همسر برادرش را از دست داده ولی کودک یتیم را نوازش میدهد، مادر بیمار را پرستاری میکند و با کلامی آتشین، شقیترین انسانهای زمین را به مذلت ابدی مینشاند.
آری «زن، زمانی که به خدا متصل میشود، میتواند با یک وجود، بار یک امت را بر دوش بکشد و تاریخ را از نو بنویسد.»
زهرا صالحی فر، دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت رسانه دانشگاه باقرالعلوم.
نظر شما