خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا: حجتالاسلام والمسلمین محمدحسین امین، نویسنده و پژوهشگر دینی، در نوشتاری اختصاصی برای ابنا، به واکاوی رابطه ظریف میان قدرت و سادهزیستی پرداخته است. در روزگاری که زرق و برق دنیا، بسیاری از سیاستمداران را در کام خود فرو برده است، ایستادگی یک رهبر الهی بر مدار زهد و مبارزه عملی او با خوی اشرافیگری، نه تنها یک فضیلت فردی، بلکه یک راهبرد حیاتی برای حفظ سلامت و صلابت یک جامعه است. این متن با زبانی ساده و نگاهی برآمده از معارف ناب شیعی، نشان میدهد که چرا سادهزیستی رهبران، محکمترین سپر در برابر انحراف حکومتهاست.
.زهد در اوج قدرت؛ افسار زدن بر سرکشترین غریزه
در منطق مادی جهان امروز، رسیدن به قدرت همواره با انباشت ثروت و تکیه زدن بر جایگاههای پر زرق و برق گره خورده است. اما مکتب اهلبیت (علیهمالسلام) این معادله را به زیبایی بر هم میزند و به ما میآموزد که قدرت حقیقی، در توانایی مهار نفس و تسلط بر نفسانیات نهفته است، نه در وسعت و جلال کاخها.
امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) به عنوان تندیس تمامعیار عدالت و زهد، در دوران حکومت پهناور خود، هرگز به وسوسههای قدرت تن ندادند. ایشان در توصیفی بینظیر از نگاه الهی خود به دنیای پرفریبِ صاحبان منصب میفرمایند: «وَ اللَّهِ لَدُنْیَاکُمْ هَذِهِ أَزْهَدُ عِنْدِی مِنْ عِفْطَةِ عَنْزٍ»[۱]؛ به خدا سوگند، این دنیای شما در نزد من از عطسه مادهبُزی بیارزشتر است.
این نگاه آسمانی به دنیا، رمز همان استواری و صلابتی است که یک رهبر دینی را از لغزش در پرتگاه اشرافیت مصون میدارد. وقتی حاکم جامعه، دنیا را تنها ابزاری برای خدمت ببیند و نه هدفی برای انباشت ثروت، دیگر نیازی به دیوارهای بلند و محافظان بیشمار برای دور کردن خود از توده مردم احساس نمیکند.
همدردی با پابرهنگان؛ راز محبوبیت رهبران الهی
یکی از مهمترین فلسفههای سادهزیستی رهبران دینی، همدردی و همراهی با ضعیفترین و دردمندترین اقشار جامعه است. حاکمی که طعم تلخ فقر و تنگدستی را نچشیده باشد، هرگز نمیتواند مرهمی بر دردهای مستضعفان بگذارد و تصمیماتش ناخودآگاه به سمت منافع سرمایهداران و اشراف گرایش پیدا میکند.
پیشوای شیعیان جهان، حضرت علی (علیه السلام)، دلیل سادهزیستی خود را دقیقاً همین همدردی با فقرا عنوان کرده و میفرمایند: «إِنَّ اللَّهَ تَعَالَی فَرَضَ عَلَی أَئِمَّةِ الْعَدْلِ أَنْ یُقَدِّرُوا أَنْفُسَهُمْ بِضَعَفَةِ النَّاسِ، کَیْلَا یَتَبَیَّغَ بِالْفَقِیرِ فَقْرُهُ»[۲]؛ خداوند متعال بر پیشوایان عادل واجب کرده است که سطح زندگی خود را با ضعیفترین مردم برابر کنند تا فقر، انسان تهیدست را به طغیان وادار نکند.
این رویکرد بینظیر، در حقیقت بزرگترین مبارزه عملی با فرهنگ ویرانگر اشرافیگری است. هنگامی که بالاترین مقام یک کشور، زیلوی ساده را به فرشهای گرانقیمت ترجیح دهد و سفرهاش رنگینتر از سفره نیازمندان نباشد، فرهنگ قناعت و سادهزیستی در تمام لایههای جامعه جاری شده و شکافهای دردناک طبقاتی التیام مییابد.
سادهزیستی؛ سپر پولادین در برابر نفوذ دشمن
وابستگی به مادیات و خو گرفتن به کاخنشینی، همواره بزرگترین پاشنه آشیل سیاستمداران در طول تاریخ بوده است. دشمنان قسمخورده یک ملت، همواره از همین نقطه ضعف برای نفوذ، باجگیری و به زانو درآوردن حاکمان استفاده میکنند؛ اما رهبری که دل در گرو مال دنیا ندارد، هیچ نقطه ضعفی در دستان دشمنان نمیگذارد.
قرآن کریم در آیات نورانی خود، تجملگرایی و گرایش به مترفین (اشرافِ غرق در نعمت) را یکی از عوامل اصلی سقوط تمدنها معرفی میکند و میفرماید: «وَإِذَا أَرَدْنَا أَنْ نُهْلِکَ قَرْیَةً أَمَرْنَا مُتْرَفِیهَا فَفَسَقُوا فِیهَا»[۳]؛ و چون بخواهیم شهری را هلاک کنیم، خوشگذرانانش را فرمان دهیم تا در آن به فساد بپردازند و مستحق عذاب شوند.
در دنیای معاصر نیز شاهدیم که صلابت و ایستادگی رهبرانی که بر حصیر سادگی مینشینند، چگونه اتاقهای فکر ابرقدرتها را به استیصال کشانده است. چنین رهبری با آزادی کامل و شجاعتی بینظیر تصمیم میگیرد، چرا که نه ثروتی در بانکهای خارجی دارد که مصادره شود و نه کاخی مجلل که تهدید به ویرانی آن، او را به تسلیم وادارد. اینجاست که سادگی، به محکمترین دژ محافظتی یک ملت تبدیل میشود.
منابع و مستندات:
[۱] سید رضی، نهج البلاغه، خطبه ۳ (معروف به خطبه شقشقیه).
[۲] سید رضی، نهج البلاغه، خطبه ۲۰۹ (در پاسخ به عاصم بن زیاد که دنیا را ترک کرده بود).
[۳] قرآن کریم، سوره اسراء، آیه ۱۶.
..........................
پایان پیام
نظر شما