۲۰ تیر ۱۴۰۵ - ۰۸:۵۹
شأن نزول آیه «اطعام»؛ اختلافی قدیمی در تفسیر

ابن حزم، اختصاص آیه «اطعام» به حضرت علی(ع) را یکی از دروغهای شیعیان می داند و می گوید: عموم و ظهور آیه شامل همه کسانی می شود که به فقرا و مساکین اطعام می کنند. این سخن او در حالی است که مفسران و محدثان بسیاری از اهل سنت، احادیثی درباره شأن نزول این آیه در حق حضرت علی(س) و حضرت فاطمه(س) نقل کرده اند؛ که ایشان غذای افطار خود را سه روز متوالی به مسکین و یتیم و اسیر انفاق کردند.

خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا:

ابن حزم می گوید:
ما دروغ شیعه در تأویل و تفسیر آیه: «وَیُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَی حُبِّهِ مِسْکِیناً وَیَتِیماً وَأَسِیراً» (۱)؛ (و غذای (خود) را با اینکه به آن علاقه (و نیاز) دارند، به «مسکین» و «یتیم» و «اسیر» می دهند!) را قبول نداشته و از آن به دور هستیم؛ زیرا می گویند منظور این آیه، علی(رضی الله عنه) است. و این تفسیر، درست نیست، بلکه عموم و ظهور آیه شامل همه کسانی می شود که چنین کاری انجام می دهند. (۲)


در پاسخ به این ادعا می گوئیم: آشنای به این سخنان خنده دار، جایگاه این مرد را در حقّ پوشی کاملاً می داند. او به خیال خود با اختصاص دادن تأویل آیه به شیعه و متّهم نمودن آنان به دروغگویی، می تواند از ارزش حدیث وارد شده در تفسیر آن بکاهد. در حالی که خود به یقین می داند مفسّران و محدّثان بی شماری این حدیث را با سند نقل کرده و در آثار خود ثبت نموده اند. و اگر اطّلاع ندارد پس این خود مصیبتی بزرگ است.


این حافظ ابو محمد عاصمی است که کتابی در دو جلد در این باره نگاشته و آن را «زین الفتی فی تفسیر سورة هل أتی» نامیده است.


آیا این غفلت زده و ساده لوح گمان می کند که این افراد و راویان نیز شیعه هستند!؟ یا در حدیث شناسی جاهلند!؟ و یا وی به روایتی که موافق با شیعه است گر چه سندش صحیح ترین سند باشد، اعتنا نمی کند!


به هر صورت، برخی از راویان این حدیث که همگی از بزرگان اهل سنّت اند از این قرارند:
۱ ـ ابوجعفر اسکافی، متوفّای (۲۴۰).(۳)
۲ ـ حکیم ابو عبدالله محمّد بن علی ترمذی، که بنابر نقل «نوادر الاُصول» تا سال (۲۸۵) زنده بوده است. (۴)
۳ ـ حافظ ابو جعفر محمّد بن جریر طبری، متوفّای (۳۱۰).(۵)
۴ ـ ابو القاسم زمخشری، متوفّای (۵۳۸).(۶)
۵ ـ ابو عبدالله فخر الدین رازی، متوفّای (۶۰۶).(۷)
۶ ـ عزّ الدین عبد الحمید مشهور به ابن ابی الحدید معتزلی، متوفای (۶۵۵).(۸)
۷ ـ قاضی ناصر الدین بیضاوی، متوفّای (۶۸۵).(۹)
۸ ـ حافظ ابن حجر، متوفّای (۸۵۲).(۱۰)
۹ ـ حافظ جلال الدین سیوطی، متوفّای (۹۱۱).(۱۱)


و امّا متن حدیث:
«ابن عبّاس می گوید: (امام) حسن و حسین(علیهما السلام) مریض شدند. پیامبر خدا(صلی الله علیه وآله) به همراه گروهی، از آنان عیادت کرد. آنگاه به علی گفت: ای ابا الحسن! برای بهبودی فرزندانت نذر کن. به دنبال آن علی و فاطمه و فضّه ـ خادمشان ـ با هم نذر کردند که اگر حسن و حسین سلامتی خود را باز یابند، ما سه روز روزه خواهیم گرفت. پس از مدّتی آن دو بزرگوار بهبودی یافته و خوب شدند.

لکن در آن هنگام دستشان خالی بود و چیزی در خانه نداشتند به ناچار علی(علیه السلام) نزد شمعون یهودی رفته از او به مقدار سه صاع(۱۲) (تقریبا ۹ کیلو) جو قرض گرفت و به خانه آورد.


فاطمه(علیها السلام) یک صاع از آن را آرد نموده خمیر تهیه کرد و پنج قرص نان به تعداد هر نفر یک نان پخته بر سر سفره آورد تا افطار کنند، ناگهان در این لحظه فقیری آمده صدا زد: «السلام علیکم یا أهل بیت محمّد»؛ (سلام بر شما ای اهل بیت محمّد)، فقیری هستم مسلمان و نیازمند، مرا اطعام کنید که خدا شما را از غذاهای بهشتی بهره مند سازد.

آن بزرگواران فداکاری کرده افطاریِ خود را به او بخشیدند و شب را گرسنه، تنها با نوشیدن آب به سر بردند. و روز بعد نیز نیّت روزه کردند و باز هنگام افطار همین که خواستند افطار کنند، یتیمی آمد و کمک خواست. این بار نیز غذای خود را به یتیم دادند و مانند شب پیش گرسنه خوابیدند. و روز سوم نیز هنگام افطار اسیری آمد و طلب غذا کرد و آن بزرگواران نیز مانند روزهای قبل افطاریِ خود را به او دادند.

و روز چهارم هنگامی که صبح شد علی (علیه السلام) دست حسن و حسین(علیهما السلام) را گرفته در حالی که از شدت گرسنگی مانند جوجه می لرزیدند، به حضور پیامبر خدا آورد. همین که چشم حضرت به آنان افتاد و آن منظره را مشاهده کرد فرمود: «ما أشدّ ما یسوؤنی ما أری بکم!»؛ (این چه حالی است که در شما می بینم!؟ چیزی برای من دردناک تر و زجر آورتر از آن نیست).


پیامبر(صلی الله علیه وآله) به پا خواسته همراه آنان به سوی خانه فاطمه(علیها السلام) روان شد. وقتی وارد خانه شد، فاطمه(علیها السلام) را در حال عبادت در محراب دید که از شدّت گرسنگی شکمش به پشتش چسبیده است(۱۳)، و چشمان مبارکش در کاسه سر فرو رفته (و گود افتاده) است، پیامبر از مشاهده این حالت به شدّت غمناک و محزون شد، و در این هنگام بود که ناگهان جبرئیل از آسمان فرود آمد و به پیامبر عرض کرد: ای محمد! خداوند به تو درباره اهل بیتت تبریک می گوید.

آنگاه سوره انسان را برای پیامبر خواند. گروهی از مفسّران و محدّثان نامبرده، این حدیث را به این شکل نقل کرده اند. (۱۴)


پی نوشت:

(۱). سوره انسان، آیه ۸.
(۲). الفِصَل، ج ۴، ص ۱۴۶.
(۳). نقض العثمانیّة، ص ۳۱۸.
(۴). نوادر الاُصول، ص ۶۴ (ج ۱، ص ۱۵۴، اصل ۴۴).
(۵). کفایة الطالب، ص ۳۴۵، باب ۹۷.
(۶). تفسیر الکشّاف، ج ۲، ص ۵۱۱ (ج ۴، ص ۶۷۰).
(۷). التفسیر الکبیر، ج ۸، ص ۲۷۶ (ج ۳۰، ص ۲۴۴).
(۸). شرح نهج البلاغة، ج ۱۳، ص ۲۷۶، خطبه ۲۳۸.
(۹). تفسیر بیضاوی، ج ۲، ص ۵۵۲.
(۱۰). الإصابة، ج ۴، ص ۳۸۴.
(۱۱). الدرّ المنثور، ج ۸، ص ۳۷۱.
(۱۲). هر صاع تقریباً سه کیلو می باشد.
(۱۳). عبارت روایت این گونه است: «التصق ظهرها ببطنها».
(۱۴). گردآوری از کتاب: گزیده ای جامع از الغدیر، علامه شیخ عبدالحسین امینی، ترجمه محمد حسین شفیعی شاهرودی، موسسه میراث نبوت، چاپ سوم، ص ۲۸۵.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha