به گزارش خبرگزاری اهل بیت(ع) ـ ابنا ـ محمدرضا زائری با انتشار تصویری نوشت:
چهل سالست اورا میشناسم، به رفاقتی دیرین. البته حالا دیگر آقای دکتر درس خارج دارد وباید یواش یواش به او آیت الله گفت،ولی برای من همچنان همان رفیق دوران نوجوانی است.همکلاس ورفیق برادرم آقامهدی بود. درحلقه اولیه ای ازبچه های دبستان علوی که باهم به مدرسه مطهری آمدندو مثل برادرم، رفقای نزدیک من هم شدند. ازآقا مسعود خامنه ای وعلیرضا خزعلی وحامد شفیق وسیدحمید حسینی و ... یکی شان محمد جوادمحمدی گلپایگانی بودکه محبت فراوانی به من داشت.
با هم سوار اتوبوس میشدیم و میرفتیم خیابان دماوند مسجد محلشان پیش حاج آقا مقدس که خیلی از او تعریف میکرد و مشتاقش شده بودم. گاهی به خانه او میرفتیم و گاهی او به خانه ما میآمد. بعد از دبیرستان رفت دانشگاه و برای مقطع دکتری به پاریس سفر کرد و از فرانسه هم که برگشت، درسهای حوزوی را با جدیت و نظم ادامه داد. خوب درس خواند و در فضل و دانش سرآمد شد. هم در دانشگاه و هم در حوزه کم نظیر بود. بعد از آنکه افتخار دامادی رهبر انقلاب را پیدا کرد هیچ تغییری در سلوکش رخ نداد و حتی همچنان رفت و آمد و ارتباط خانوادگیمان هم حفظ شد. در دانشکده مطالعات جهان مدتی اتاقمان کنار هم بود و انس و الفتی داشتیم. به زبان خارجی مسلط بود و سردبیری مجله فرانسوی "روو دو تهران" را بعهده داشت. اواخر بیشتر او را در مسجد آل یاسین میدیدم که امامت آن مسجد را خیلی جدی گرفته و پای کار مسجد ایستاد. گاه حتی شبها تا دیروقت با مردم بچه هایش هم کنارش بودند. میگفتم: آخر خانمت تنها و چشم به راه اذیت نمیشود؟!
دلبستگی و شوق عجیبش به کربلا باعث میشد بیشتر دوستش داشته باشم. این سالهای اخیر هر وقت میدیدمش یا از کربلا آمده بود، یا قرار بود کربلا برود. خدا هم منزلت این فقیه مجتهد و مجاهد متقی و ساده زیست و مؤمن را تا یک آزمون سخت و عجیب فداکاری و ایثار بالا برد. همسرش را از دست داد و پاره تنش زهرای یکسال و دو ماهه راکه می دانستم چه قدر به او دل بسته و انس پیدا کرده است.
این روزها به فکر بار سنگینی هستم که بر دوش اوست. از یکطرف داغ و درد مصیبت و از طرف دیگر بچه های بی مادر در شرایط سخت و دشوار امنیتی و محدودیتهای شدید.
حتما این آزمون دشوار ابتلایی برای ارتقاء درجات معنوی و روحی اوست. خدا صبر افزونتر و آرامش فراوانترش دهد.
...........
پایان پیام/ 218
نظر شما