۲۷ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۱:۰۷
تعریف «حق» در کلام امام علی(ع)

امام علی(ع) قاعده ای کلّی و بسیار فراگیر در مورد «حق» در فرهنگ اسلامی بیان می فرماید و آن اینکه: «حق در مرحله بیان، از هر چیز وسیع تر است و همه از آن دفاع می کنند، ولی در مرحله عمل از هر چیز سخت تر و پیچیده تر است؛ چرا که حق به نفع کسی جریان نمی یابد، مگر اینکه در برابر آن حقی به گردن او قرار می گیرد و مسئولیتی برای او به وجود می آورد و حق بر گردن کسی نمی آید مگر اینکه به نفع او حقی بر دیگری خواهد بود».

خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا: امام علی(علیه السلام) در بخشی از خطبه ۲۱۶ نهج البلاغه به قاعده ای کلّی و بسیار فراگیر در فرهنگ اسلامی، اشاره کرده می فرماید: (حق در مرحله بیان، از هر چیز وسیع تر است و همه از آن دفاع می کنند، ولی در مرحله عمل از هر چیز سخت تر و پیچیده تر است. چرا که حق به نفع کسی جریان نمی یابد مگر اینکه در برابر آن حقی به گردن او قرار می گیرد [و مسئولیتی برای او به وجود می آورد] و حق بر گردن کسی نمی آید، مگر اینکه به نفع او حقی بر دیگری خواهد بود)؛ «فَالْحَقُّ أَوْسَعُ الاَْشْیَاءِ فِی التَّوَاصُفِ(۱)، وَ أَضْیَقُهَا فِی التَّنَاصُفِ(۲)، لاَیَجْرِی لاَِحَد إِلاَّ جَرَی عَلَیْهِ، وَ لاَ یَجْرِی عَلَیْه إِلاَّ جَرَی لَهُ».


در واقع امام(علیه السلام) در این عبارت به دو نکته اشاره می فرماید: نخست اینکه همه انسانها با واژه حق آشنا هستند و هر کس دم از طرفداری حق می زند و برای حفظ منافع خود زیر چتر این واژه قرار می گیرد، در حالی که هنگام عمل، برای ادای حقوق دیگران بسیار سخت گیر است، گویی حق را یک طرفه می داند؛ لذا امام(علیه السلام) در بیان نکته دوم به این اصل اساسی اشاره می فرماید که در هیچ مورد حق یک جانبه وجود ندارد، در همه جا بدون استثنا اگر حقّی برای کسی قرار داده شود طرف مقابل نیز حقّی بر او پیدا می کند، مثلا استاد بر شاگرد خود حق دارد، زیرا او را تعلیم داده و تربیت آموخته است؛ به یقین شاگرد نیز بر استاد حق دارد، زیرا هنگامی که فکر و عمر و جوانی خویش را در اختیار استاد قرار می دهد، باید در تعلیم و تربیت او بکوشد و چیزی فروگذار نکند.


اگر طلبکار حقّی بر بدهکار دارد که باید آن را به موقع ادا کند، بدهکار نیز حق متقابلی بر طلبکار دارد و آن اینکه اگر توان پرداخت را نداشته باشد به او مهلت دهد «وَإِنْ کَانَ ذُو عُسْرَة فَنَظِرَةٌ إِلَی مَیْسَرَة».(۳) اگر مردان حقوق متعددی بر همسران خود دارند، زنان نیز حقوق بسیاری بر گردن شوهران دارند «وَلَهُنَّ مِثْلُ الَّذِی عَلَیْهِنَّ».(۴) در مورد پدر و مادر و فرزند نیز این مسئله کاملا نمایان است. اینطور نیست که فقط پدر و مادر بر فرزند حقوق سنگینی داشته باشند، بلکه فرزندان نیز بر آنها حقوق بسیاری دارند. اگر کسی رسالة الحقوق امام سجاد زین العابدین(علیه السلام) را به دقت مطالعه کند به گسترش حقوق متقابل مردم بر یکدیگر کاملا آگاه می شود. (۵) حتی اگر انسان بر حیوانی که مملوک اوست حقی دارد، حیوان نیز بر او حق دارد. (۶)


آنگاه امام(علیه السلام) در ادامه این سخن به حق خداوند بر بندگان اشاره می کند که حتی این حق نیز یک طرفه نیست، گرچه تعبیر حق عباد بر خدا از جهاتی نامتناسب است، ولی به هر حال این حق در لباس تفضّل در اینجا خود را نشان می هد، می فرماید: (اگر قرار بود حق یک طرفه باشد و به سود کسی جریان یابد و بر او حقی نباشد، این امر مخصوص خداوند سبحان بود نه مخلوقش، زیرا قدرتش بر همه بندگان احاطه دارد و عدالتش در همه اموری که فرمانش جاری است، ثابت است)؛ «وَ لَوْ کَانَ لاَِحَد أَنْ یَجْرِیَ لَهُ وَ لاَ یَجرِیَ عَلَیْهِ، لَکَانَ ذلِکَ خَالِصاً لِلّهِ سُبْحَانَهُ دُونَ خَلْقِهِ، لِقُدْرَتِهِ عَلَی عِبَادِهِ، وَ لِعَدْلِهِ فِی کُلِّ مَا جَرَتْ عَلَیْهِ صُرُوفُ قَضَائِهِ».


این سخن اشاره به آن است که از یک سو قدرت خداوند ایجاب می کند که بندگان خود را تنها نگذارد و به یاری آنها در همه زمینه ها عنایت کند و از سوی دیگر عدالتش موجب می شود که کمترین ظلم و ستمی، نه در جهان تشریع و نه در جهان تکوین بر کسی وارد نشود. بنابراین، حساب خداوند از حساب بندگان جداست، بندگان بر اثر عجز و ناتوانی و یا نیازهایی که آنها را به ترک عدالت وا می دارد، ممکن است حقوق دیگران را رعایت نکنند، امّا قادر مطلق و عادل علی الاطلاق، چگونه ممکن است راضی به ضایع شدن حقوق بندگانش شود!؟ بنابراین ممکن است دو طرفه بودن حق در مورد خداوند، استثنا شود و حق او یک طرفه باشد.


امام(علیه السلام) در ادامه این سخن می فرماید: (ولی خداوند سبحان حق خود را بر بندگانش این قرار داده است که اطاعتش کنند و [در مقابل] پاداش آنها را بر خود به صورت مضاعف و از باب تفضّل و توسعه برای کسانی که شایستگی دارند لازم دانسته است)؛ «وَ لَکِنَّهُ سُبْحَانَهُ جَعَلَ حَقَّهُ عَلَی الْعِبَادِ أَنْ یُطِیعُوهُ، وَ جَعَلَ جَزَاءَهُمْ عَلَیْهِ مُضَاعَفَةَ الثَّوَابِ تَفَضُّلاً مِنْهُ، وَ تَوَسُّعاً بِما هُوَ مِنَ الْمَزِیدِ أَهْلُهُ».


به بیان دیگر، خداوند در برابر حقّی که بر بندگان دارد حقّی برای بندگان بر خویش قائل است، هر چند این حق، جنبه تفضّل دارد، بی آنکه بندگان از خداوند طلبکار باشند. زیرا در برابر آن همه نعمتهایی که او به بندگان ارزانی داشته هر قدر اطاعت و عبادتش کنند بخش اندکی از شکر آن را ادا نخواهند کرد. به این ترتیب حتی خداوند متعال از این امر مستثنا نیست. یعنی در برابر حقی که او بر بندگان دارد آنها هم بر او حقی دارند، هر چند این حق از باب تفضّل است نه استحقاق و طلبکار بودن. (۷)

پی نوشت:

(۱). «تواصف» از ریشه «وصف» گرفته شده و به این معناست که بعضی چیزی را برای بعضی دیگر وصف کنند. در خطبه بالا؛ یعنی مردم در مقام سخن، هر کدام درباره حق دادِ سخن می دهند.

(۲). «تناصف» از ریشه «نَصَفَ» بر وزن «هدف» و بر وزن «حرص» به معنای انصاف دادن گرفته شده است و معنای «تناصف» آن است که هر کس در حق دیگری انصاف را رعایت کند.

(۳). قرآن کریم، سوره بقره، آیه ۲۸۰.

(۴). همان، همان، آیه ۲۲۸.

(۵). تحف العقول، ابن شعبه حرانی، حسن بن علی، محقق / مصحح: غفاری، علی اکبر، جامعه مدرسین، قم، ۱۴۰۴ ق / ۱۳۶۳ ش، چاپ: دوم، ص ۲۵۵، (رسالته(علیه السلام) المعروفة برسالة الحقوق)؛ مرحوم علاّمه مجلسی رسالة الحقوق امام سجاد(علیه السلام) را در بحار الأنوار، مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، محقق / مصحح: جمعی از محققان، دار إحیاء التراث العربی، بیروت، ۱۴۰۳ ق، چاپ دوم، ج ‌۷۱، ص ۱۰، باب ۱ (جوامع الحقوق)، آورده است.

(۶). در کتاب وسائل الشیعة، شیخ حر عاملی، محمد بن حسن، محقق / مصحح: مؤسسة آل البیت(علیهم السلام)، مؤسسة آل البیت(علیهم السلام)، قم، ‌۱۴۰۹ ق، چاپ اول، ج ‌۱۱، ص ۴۷۸، باب (حقوق الدابة المندوبة و الواجبة) ذکر شده است. که بسیار قابل توجّه است؛ و در نهج البلاغة، شریف الرضی، محمد بن حسین، محقق / مصحح: صبحی صالح، هجرت، قم، ‌۱۴۱۴ ق، چاپ اول، ص ۲۴۲، (خطبه ۱۶۷ و من خطبة له(علیه السلام) فی ‌[أول] أوائل خلافته) نیز اشاره ای به این معنا گذشت.

(۷). پیام امام امیرالمومنین(علیه السلام)، مکارم شیرازی، ناصر، تهیه و تنظیم: جمعی از فضلاء، دار الکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۸۶ ش، چاپ اول، ج ۸، ص ۲۳۴.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha