به گزارش خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا ـ مسئله حکمت در سیاست خارجی، در واقع همان نقطهی برخوردِ عقلانیت سیاسی با اصول و ارزشهاست.
مسئله حکمت، حساسیت بالایی دارد و خطای آن غیرقابل جبران است؛ مثلا یک تصمیم اشتباه در سیاست داخلی، یک دورهی ریاست را با مشکل مواجه میکند، اما تصمیم غلط در سیاست خارجی مانند عدم تشخیص صلح از تسلیم، سرنوشت نسلها و استقلال ملتها را برای همیشه تغییر میدهد.
همواره سیاستمدار بدون حکمت، تحت تأثیر ترس از جنگ یا هیاهوی اقتصادی قرار میگیرد؛ اما سیاستمدار حکیم، با نگاهی دوربرد و تحلیلِ نیت واقعی دشمن، از فریبهای روانی عبور میکند.
صلح؛ مشروط به رضای خدا
در این راستا به یکی از حساسترین چالشهای سیاست خارجی و داخلی یعنی «تفاوت میان صلحِ استراتژیک و صلحِ تسلیمگونه» بر اساس متون دینی میپردازیم.
نامۀ امام علی(ع) به مالک اَشتَر، بزرگترین و پرمحتواترین نامه نهج البلاغه در موضوع حکومتداری و سیاست اداره جامعه است. در این نامه مبانی، اصول، روشها، سیاستها و اخلاقِ مدیریت و حکومتداری بیان میشود.
یکی از مشهورترین توصیههای امام علی(ع) به مالک اشتر در این عهدنامه، تبیین مرز میان «صلح حکیمانه» و «صلح ذلیلانه» است. ایشان میفرمایند: اگر دشمن تو را به صلحی دعوت کرد که در آن رضای خدا باشد، آن را بپذیر بخاطر سه مزیت مهم: استراحت سپاه و کاهش فشار بر نیروهای نظامی، رفع دغدغه حکومت و تمرکز بر امور داخلی به جای جنگ و درنهایت امنیت سرزمین برای حفظ جان و مال مردم.
نکته کلیدی اینجاست که نگاه امیرالمومنین(ع) به صلح، مشروط به رضای خداست و صلحی که باعث تحقیر اسلام، از دست رفتن حق یا تسلیم شدنِ در برابر باطل باشد را دربر نمیگیرد.
جنگطلبی و تسلیم، ممنوع!
بررسی تاریخ نشان میدهد که امام علی(ع) هرگز به دنبال جنگ نبودند، اما در برابر فتنه یا تجاوز به حق نیز هرگز کوتاه نمیآمدند. ایشان در نهجالبلاغه میفرمایند: «لا تقاتلوهم حتی یبدعوکم، یعنی تا زمانی که دشمن جنگ را آغاز نکرده، شروع به جنگ نکنید»؛ اما هرگاه جنگ بر ایشان تحمیل شد، وارد میدان نبرد شدند.
حَکَمیت؛ مرز میان صلح و فریب
یکی از مهم ترین مثالهای تاریخ اسلام که مرز صلح واقعی با صلح فریبکارانه را تبیین می کند، مسئله حَکَمیت در جنگ صفین است که برخلاف تصور عمومی، یک درگیری کوتاه نبود و ماهها طول کشید.
پذیرش حکَمیت یا میانجیگری از سوی امام، انتخابی استراتژیک برای صلح نبود؛ بلکه نقشهای از سوی دشمن برای به چالش کشیدن قدرت امام و زمینهسازی برای فتنهای بزرگ بود.
حکمیت تا جایی در ادبیات معصومین(ع) منکوب است که امام رضا(ع) در مورد اصحاب حکمیت چنین میفرمایند: کسانی که در حکمیت نقش داشتند، در مسیر انحراف بودند.
ایران و منش امیرالمومنین(ع)
در پایان می توان چنین جمعبندی کرد که اگر پیشنهادی برای صلح مطرح شود که در آن حفظ اصول، عزت کشور و رعایت حق وجود نداشته باشد، صرفاً شبیه به همان حکَمیتِ فریبکارانه در جنگ صفین است و اصلا صلح نیست؛ بلکه نوعی تسلیم شدن در پوشش مذاکره است.
ایران هیچگاه جنگطلب نبوده و نیست، اما در برابر صلح یا جنگی که به قیمتِ از دست دادنِ حق و عزت باشد، همان برخورد امیرالمومنین(ع) را خواهد داشت.
منبع: به وقت ایران
......................
پایان پیام / 348
نظر شما