خبرگزاری بین المللی اهل بیت(ع)_ابنا: گاهی یک آیه قرآن تنها درباره یک پدیده طبیعی سخن نمیگوید؛ بلکه دریچهای برای فهم رابطه انسان با قدرت، نعمت، مسئولیت و وعدههای الهی میگشاید. آیه ۱۲ سوره جاثیه از دریایی سخن میگوید که به فرمان خداوند در اختیار انسان قرار گرفته است: «ٱللَّهُ ٱلَّذِی سَخَّرَ لَکُمُ ٱلْبَحْرَ لِتَجْرِیَ ٱلْفُلْکُ فِیهِ بِأَمْرِهِۦ وَلِتَبْتَغُواْ مِن فَضْلِهِۦ وَلَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ»
«خداست که دریا را برای شما رام کرد تا کشتیها به فرمان او در آن روان شوند و تا از فضل و روزی او بهرهمند شوید و باشد که سپاسگزار باشید.»
این آیه، دریا را صرفاً یک پدیده طبیعی معرفی نمیکند؛ بلکه آن را بخشی از نظامی میداند که در آن انسان میتواند با اعتماد به خدا، تلاش، حرکت و بهرهگیری از ظرفیتهای الهی مسیر زندگی خود را ادامه دهد. در این میان، وقتی از یمن سخن میگوییم، «دریا» معنای ویژهای پیدا میکند؛ چراکه یمن در مجاورت یکی از مهمترین گذرگاههای دریایی جهان، یعنی تنگه بابالمندب قرار گرفته است؛ تنگهای که دریای سرخ را به خلیج عدن و از آنجا به اقیانوس هند متصل میکند و از مسیرهای مهم تجارت دریایی جهان به شمار میرود. از همینجا میتوان یک پرسش تدبری را مطرح کرد:
آیا یکی از جلوههای «تسخیر دریا» برای مردم یمن، برخورداری از موقعیت راهبردی بابالمندب و توان اثرگذاری بر این گذرگاه مهم نیست؟
البته این یک برداشت احتمالی و تدبری از آیه است، نه اینکه بتوان با قطعیت گفت مقصود مستقیم آیه ۱۲ سوره جاثیه، بابالمندب یا تحولات سیاسی امروز یمن بوده است. اما همین تطبیق تأملبرانگیز است؛ زیرا خداوند در آیه میفرماید: «وَلِتَبْتَغُواْ مِن فَضْلِهِ» تا از فضل او بهرهمند شوید. شاید بتوان گفت یکی از «برکات و فضل دریا» برای یمن، همین موقعیت جغرافیایی کمنظیر باشد؛ موقعیتی که به این کشور امکان میدهد در معادلات منطقهای و جهانی، نقشی فراتر از ظرفیت اقتصادی ظاهری خود ایفا کند.
از فشار اقتصادی تا ایستادگی یمن سالهاست با جنگ، فقر، فشار اقتصادی و بحران انسانی دستوپنجه نرم میکند. در چنین شرایطی، طبیعی است که یک ملت بتواند خود را صرفاً قربانی فشارها تعریف کند؛ اما آنچه در تجربه مقاومت یمنیها قابل تأمل است، تلاش برای تبدیل کردن محدودیت به ظرفیت و فشار به انگیزه ایستادگی است. از نگاه قرآنی، مسئله فقط برخورداری از امکانات نیست؛ بلکه مهمتر از آن، نحوه مواجهه انسان با امکانات و دشواریهاست.
قرآن در سوره جن میفرماید: «وَأَنْ لَوِ اسْتَقَامُوا عَلَی الطَّرِیقَةِ لَأَسْقَیْنَاهُمْ مَاءً غَدَقًا»
«و اگر آنان بر راه راست استقامت میورزیدند، قطعاً آنان را از آبی فراوان سیراب میکردیم.»
در این آیه، میان استقامت و فراوانی و گشایش پیوند برقرار شده است. بنابراین در یک خوانش تدبری میتوان گفت استقامت در منطق قرآن، بنبست نیست؛ بلکه میتواند زمینهساز گشایش و بهرهمندی از فضل الهی باشد. در مورد یمن نیز میتوان این سؤال را مطرح کرد که آیا بخشی از آنچه امروز بهعنوان قدرت و اثرگذاری این کشور دیده میشود، نتیجه همین تبدیل فشار به ظرفیت نیست؟ کشوری که از نظر اقتصادی با مشکلات فراوان روبهروست، اما به واسطه موقعیت جغرافیایی خود در کنار بابالمندب توانسته است در یکی از مهمترین شریانهای دریایی جهان نقشآفرینی کند.
بابالمندب؛ «برکت دریا» برای یمن؟
تنگه بابالمندب فقط یک محدوده آبی نیست؛ یک گلوگاه راهبردی است. کشتیهایی که میان اقیانوس هند، خلیج عدن، دریای سرخ و مسیر کانال سوئز حرکت میکنند، با این گذرگاه ارتباط دارند. به همین دلیل، هرگونه ناامنی یا اختلال در این منطقه میتواند بر تجارت و کشتیرانی بینالمللی اثر بگذارد. از این منظر، موقعیت یمن در کنار بابالمندب، نعمتی راهبردی است که شاید بتوان آن را در چارچوب تعبیر قرآنی «وَلِتَبْتَغُواْ مِن فَضْلِهِ» مورد تأمل قرار داد. نه به این معنا که هرگونه استفاده سیاسی یا نظامی از این موقعیت را عیناً تأیید قرآنی بدانیم؛ بلکه از این جهت که قرآن به انسان میآموزد نعمتها و ظرفیتهایی که خداوند در اختیار او قرار داده، میتوانند منشأ حرکت، قدرت و مسئولیت باشند. پس اگر بخواهیم میان آیه جاثیه و واقعیت جغرافیایی یمن ارتباطی تدبری برقرار کنیم، میتوان گفت: دریایی که خداوند آن را مسخر انسان کرده، برای یمن تنها یک نعمت طبیعی نیست؛ بابالمندب میتواند یکی از جلوههای راهبردی همین ظرفیت دریایی باشد. و شاید «فضل دریا» برای یمن، تنها ماهیگیری، تجارت یا حملونقل دریایی نباشد؛ بلکه برخورداری از یک موقعیت ژئوپلیتیکی است که به یک ملت تحت فشار، امکان اثرگذاری بر معادلات منطقهای را میدهد.
یمن و مفهوم «مستضعفان»
یکی دیگر از آیات مهم برای فهم این نگاه، آیه ۵ سوره قصص است: «وَنُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ» «و ما میخواستیم بر کسانی که در زمین به استضعاف کشیده شده بودند منت نهیم و آنان را پیشوایان و وارثان قرار دهیم.» این آیه در اصل درباره بنیاسرائیلِ تحت ستم فرعون و وعده الهی درباره آنان است؛ بنابراین نباید آن را بدون توجه به سیاق تاریخیاش، مستقیماً پیشگویی درباره یک جریان سیاسی معاصر دانست. با این حال، اصل قرآنیِ وعده الهی نسبت به مستضعفان، زمینهای مهم برای تدبر درباره ملتهایی است که خود را تحت فشار و سلطه قدرتهای بزرگ میبینند. از این منظر، مقاومت یمنیها را میتوان در چارچوب ادبیات مقاومت، تلاشی برای تبدیل شدن از موضوع فشار به عامل اثرگذار تحلیل کرد. ملتی که با وجود مشکلات اقتصادی و فشارهای متعدد، تلاش میکند در تحولات منطقهای نقش داشته باشد و حمایت خود از مردم فلسطین و غزه را اعلام کند. از یمن تا غزه؛ حمایت از مظلوم یکی از وجوه مهم تحولات سالهای اخیر، پیوند خوردن مسئله یمن با مسئله فلسطین و غزه است. یمنیها مواضع و اقدامات خود را در ارتباط با حمایت از فلسطینیان و اعتراض به جنگ غزه مطرح کردهاند و همین مسئله موجب شده است تحولات دریای سرخ و بابالمندب به موضوعی فراتر از مرزهای یمن تبدیل شود.
از منظر انسانی و سیاسی، این تحولات البته پیامدهای پیچیدهای داشته و اختلال در کشتیرانی و افزایش ناامنی در منطقه، نگرانیهای گستردهای ایجاد کرده است. اما در سطح گفتمان مقاومت، رفتار یمنیها را میتوان از این زاویه نیز دید: آیا میتوان در شرایط فشار، درد دیگری را نیز دید؟
یمنیهایی که خود سالها با جنگ و بحران مواجه بودهاند، حمایت از مردم غزه را بخشی از موضع خود قرار دادهاند. از این منظر، مقاومت تنها دفاع از خود نیست؛ بلکه میتواند به معنای احساس مسئولیت نسبت به مظلومیت دیگری نیز باشد. «استقامت»؛ حلقه اتصال آیات اگر این آیات را در کنار یکدیگر قرار دهیم، یک منظومه مفهومی شکل میگیرد: تسخیر دریا → حرکت → طلب فضل الهی → شکر در آیه ۱۲ سوره جاثیه؛ استقامت → گشایش و فراوانی در آیه ۱۶ سوره جن؛ و: استضعاف → وعده الهی به عزت و وراثت در آیه ۵ سوره قصص. و در کنار آنها، آیه ۱۲۴ سوره آلعمران، مفهوم امداد الهی را در ماجرای بدر مطرح میکند: «أَلَنْ یَکْفِیَکُمْ أَنْ یُمِدَّکُمْ رَبُّکُمْ بِثَلَاثَةِ آلَافٍ مِنَ الْمَلَائِکَةِ مُنْزَلِینَ» «آیا شما را بس نیست که پروردگارتان شما را با سه هزار فرشته فرودآمده یاری کند؟» این آیه مربوط به واقعه بدر و مؤمنان صدر اسلام است و نمیتوان آن را بهصورت قطعی به معنای حضور فرشتگان در یک نبرد معاصر دانست.
اما از نظر تربیتی، یک پیام مهم دارد: قدرت مؤمن فقط در محاسبات مادی خلاصه نمیشود. ایمان، امید و توکل میتوانند به انسان قدرتی بدهند که در محاسبات صرفاً مادی دیده نمیشود. از این منظر، اگر یمنیهای مقاوم را «مظهر» این مفاهیم بدانیم، بهتر است تعبیر کنیم که آنان در یک خوانش نمادین و تدبری میتوانند یادآور مفهوم قرآنیِ امید به نصرت الهی، استقامت در برابر فشار و حمایت از مظلوم باشند؛ نه اینکه آنان را مصداق قطعی و اختصاصی وعده فرشتگان بدانیم. زن یمنی؛ چهره دیگر مقاومت مقاومت تنها در میدان نبرد دیده نمیشود. زنی که در شرایط دشوار اقتصادی، خانواده خود را حفظ میکند؛ مادری که فرزندش را با وجود فقر و ناامنی تربیت میکند؛ دختری که تحصیل و آینده خود را رها نمیکند و زنی که در کنار جامعه خود ایستادگی میکند، همگی بخشی از تصویر مقاومتاند.
بنابراین اگر مرد یمنی در تصویر مقاومت، نماد ایستادگی و شجاعت باشد، زن یمنی میتواند نماد صبر، تداوم زندگی، تربیت نسل آینده و حفظ هویت جامعه باشد. این نگاه، مفهوم مقاومت را از یک مفهوم صرفاً نظامی فراتر میبرد و آن را به یک فرهنگ تبدیل میکند. دریا؛ نعمتی که میتواند به قدرت تبدیل شود آیه جاثیه، ما را به یک حقیقت مهم متوجه میکند: نعمت الهی زمانی معنا پیدا میکند که انسان آن را بشناسد، از آن بهره بگیرد و در برابر آن مسئول باشد. برای یمن، دریا تنها مرز جغرافیایی نیست.
در کنار این دریا، بابالمندب قرار دارد؛ گذرگاهی که به دلیل موقعیت خود، یکی از نقاط حساس تجارت و امنیت دریایی جهان است. پس میتوان در یک برداشت تدبری گفت: شاید یکی از جلوههای «فضل دریا» برای یمن، همین موقعیت راهبردی بابالمندب باشد؛ نعمتی که به یک کشور تحت فشار، ظرفیت اثرگذاری و نقشآفرینی در معادلات منطقهای بخشیده است. این برداشت البته نباید با تفسیر قطعی آیه اشتباه گرفته شود؛ اما میتواند دریچهای برای فهم نسبت میان نعمت، استقامت، مسئولیت و قدرت در نگاه قرآن باشد.
نتیجه؛ کشتی هنوز در حرکت است سه آیه، سه تصویر متفاوت اما بههمپیوسته پیش روی ما میگذارند: خداوند دریا را مسخر کرده است؛ استقامت میتواند زمینهساز گشایش باشد؛ و مستضعفان، در منطق قرآن، محکوم به ماندن همیشگی در وضعیت ضعف نیستند. یمن امروز را میتوان از همین زاویه به تماشا نشست: کشوری تحت فشار اقتصادی؛ مردمی که سالها جنگ و بحران را تجربه کردهاند؛ سرزمینی در کنار یکی از مهمترین دروازههای دریایی جهان؛ و جامعهای که حمایت از مردم غزه را بخشی از گفتمان خود قرار داده است. شاید بتوان گفت: اگر دریا نعمتی از سوی خداست، بابالمندب میتواند یکی از جلوههای این نعمت برای یمن باشد؛ و اگر استقامت زمینه گشایش است، ایستادگی یمنیها میتواند نمونهای قابل تأمل از تبدیل فشار به ظرفیت باشد. دریا همیشه آرام نیست. گاهی موجها بلند میشوند؛ گاهی مسیر کشتی دشوار میشود؛ و گاهی طوفان، تمام افق را میپوشاند. اما آیه به ما یادآوری میکند که کشتی برای توقف در دریا ساخته نشده است. کشتی باید حرکت کند؛ از فضل خدا بهره بگیرد؛ در مسیر خود استقامت کند؛ و نعمت را به مسئولیت تبدیل سازد. و شاید پیام این آیات برای امروز، همین باشد: در دل فشار میتوان ایستاد؛ در دل محدودیت میتوان ظرفیت ساخت؛ و در دل دریای متلاطم، میتوان با توکل بر خدا همچنان به حرکت ادامه داد. «وَلِتَبْتَغُواْ مِن فَضْلِهِۦ وَلَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ» شاید یکی از زیباترین نمادهای این معنا، همان جایی باشد که دریا به بابالمندب میرسد؛ جایی که جغرافیا، ایمان، استقامت و اراده یک ملت، در برابر چشمان جهان به یک مسئله تبدیل شده است.
نویسنده: فاطمه پورعباس
نظر شما