به گزارش خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا ـ نشست نقد و بررسی کتاب «ایران، اخوان و خیزشهای عربی؛ ناگفتهها و شگفتانهها»، جدیدترین اثر دکتر عباس خامهیار، رایزن سابق فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در لبنان و کارشناس ارشد مسائل بینالملل و خاورمیانه در عصر دیروز چهارشنبه ۲۵ شهریورماه با حضور استادان و پژوهشگران در دانشگاه باقرالعلوم(ع) در شهر قم، برگزار شد.
در این نشست، دکتر عباس خامهیار، نویسنده کتاب، ضمن معرفی اثر و تشریح زمینههای شکلگیری آن، درباره موضوعات و مسائل مطرحشده در کتاب با حاضران به گفتوگو پرداخت و در ادامه، حجتالاسلام و المسلمین دکتر مهدی فرمانیان، حجتالاسلام و المسلمین دکتر محمدمهدی میرزایی، حجتالاسلام و المسلمین دکتر سیدعلی بطحائی و دکتر مختار شیخحسینی بهعنوان ناقدان نشست، دیدگاهها و نقدهای خود را درباره ابعاد مختلف کتاب مطرح کردند.
بر اساس اطلاعات منتشرشده درباره این اثر، کتاب «ایران، اخوان و خیزشهای عربی؛ ناگفتهها و شگفتانهها» پژوهشی گسترده در حوزه مطالعات خاورمیانه است که در بیش از هزار صفحه، ابعاد مختلف روابط ایران و اخوانالمسلمین و همچنین تحولات سیاسی و اجتماعی جهان عرب را مورد بررسی و واکاوی قرار داده است.
خامهیار: شناخت مکتب فکری اخوان برای فهم اسلام سیاسی ضروری است
دکتر عباس خامهیار در ابتدای این نشست با گرامیداشت یاد و خاطره رهبر شهید اظهار کرد: ارزشمند است که آثار و اندیشههای شخصیتها و جریانهای فکری مورد مطالعه قرار گیرد؛ اگر کسی منظومه فکری یک شخصیت را بهصورت دقیق و از نزدیک مورد پژوهش قرار دهد، نسلهای بعد نیز میتوانند این منظومه فکری منسجم را بهتر بشناسند.
وی با اشاره به توجه برخی شخصیتهای فکری به جنبش اخوانالمسلمین افزود: توجه به این جنبش و جایگاه آن نیز قابل توجه است و این مسئله اهمیت بررسی جریانهای فکری اسلامی را نشان میدهد.
خامهیار با اشاره به جایگاه اخوانالمسلمین در جریان اسلام سیاسی اهل سنت گفت: اگر بخواهیم اسلام سیاسی را در جامعه اهل سنت تعریف کنیم، تقریبا هر شخصی که به اسلام سیاسی معتقد باشد، به نوعی متأثر از مکتب فکری اخوان است؛ البته منظور از مکتب اخوان، سازمان و تشکیلات اخوانالمسلمین نیست، بلکه منظور اندیشه و مکتب فکری آن است.
وی ادامه داد: حتی سید قطب نیز از نظر سازمانی عضو اخوان نبود، بلکه یک متفکر بزرگ و اسلامگرای برجسته از نظر فکری بود؛ بنابراین باید میان «مکتب فکری اخوان» و «سازمان و تشکیلات اخوان» تفاوت قائل شد.
این پژوهشگر با اشاره به برخی وجوه نزدیکی دیدگاههای اخوان با جمهوری اسلامی اظهار کرد: با توجه به تحولات سیاسی، فکری و مذهبی و نگاه همگرایانهای که در بخشهایی از جریان اخوان نسبت به ایران، تشیع و جمهوری اسلامی وجود داشته است، این جریان جایگاه قابل توجهی در مطالعات جهان اسلام دارد.

تحولات یک قرن جهان اسلام و مسئله هویت سیاسی
خامهیار تصریح کرد: در این کتاب تلاش کردهام تحولات جهان اسلام در قرن گذشته را بهعنوان صحنه رویارویی روایتهای مختلف از هویت سیاسی بررسی کنم.
وی فروپاشی امپراتوری عثمانی، شکلگیری دولتهای ملی، پیدایش جنبشهای اسلامی، تجربه استعمار، اشغال و جنگهای نیابتی را بخشی از تاریخ منطقه دانست و گفت: مجموعه این تحولات، تاریخ تقابل ارادهها و روایتهای مختلف را شکل داده است.
وی افزود: این تحولات به نوعی تصویری از وضعیت اسلام سیاسی و شرایط مسلمانان ارائه میکند و در چنین بستری، شناخت جریانهای اصلی اسلامگرا، بهویژه در نسبت با جمهوری اسلامی، یکی از مهمترین خلأهای مطالعاتی در حوزه اسلام سیاسی و روابط منطقهای محسوب میشود.
خامهیار با اشاره به پیشینه تعاملات فکری میان شیعه و اهل سنت بیان کرد: هرچند میتوان ریشههای تعاملات فکری و فرهنگی میان نخبگان شیعه ایران و جهان اسلام را به دورههایی پیش از شکلگیری اسلام سیاسی، از جمله دوره صفویه و عثمانی، بازگرداند، اما این تعاملات در گذشته عمدتا در چارچوبهای رسمی و میان دولتها انجام میشد.
وی ادامه داد: با ورود به میانه قرن بیستم و همزمان با شکلگیری جنبشهای اسلامگرا، نهادهای مذهبی و شخصیتهای شیعه و سنی بهصورت مستقل وارد صحنه شدند و به شکلگیری فضای جدیدی از گفتوگو و هماندیشی کمک کردند.
نویسنده کتاب «ایران، اخوان و خیزشهای عربی» انقلاب اسلامی را نقطهای مهم در روند همگرایی جریانهای اسلامی دانست و اظهار کرد: انقلاب اسلامی ایستگاهی مهم در مسیر وحدت بود و مسائل و چالشهای مختلف، بهخصوص مسئله فلسطین و قدس، موجب شد این همگرایی تقویت شود و روند تازهای را در پیش بگیرد.
وی با اشاره به پیشینه مطالعات خود درباره جنبشهای اسلامی گفت: از همان ابتدا به جنبشهای اسلامی علاقهمند بودم و پس از پیروزی انقلاب اسلامی، خط مطالعاتی خود را در این زمینه ادامه دادم. مطالعات دانشگاهی من نیز در همین مسیر بود و ارتباط با جنبشهای آزادیبخش که در دهه نخست انقلاب نقش مهمی داشتند، از دیگر زمینههای این مطالعات محسوب میشد.
خامهیار در پایان این بخش خاطرنشان کرد: این کتاب مورد استفاده موافقان و مخالفان جمهوری اسلامی و همچنین موافقان و مخالفان اخوان قرار گرفته و هرکدام از این جریانها برای نقد یا دفاع از دیدگاه خود به این کتاب استناد کردهاند.
فرمانیان: کتاب از منابع میدانی و شناخت دقیق جهان عرب برخوردار است
حجتالاسلام و المسلمین دکتر مهدی فرمانیان، کارشناس کلام، فرق و مذاهب اسلامی، در ادامه نشست با اشاره به مطالعه کامل کتاب گفت: حدود یک ماه زمان برد تا این کتاب را بهطور کامل مطالعه کنم. منابع این کتاب صرفا کتابخانهای نیست و نویسنده علاوه بر استفاده از منابع کتابخانهای، از منابع میدانی، رسانهای و حتی روزنامهای بهره برده و با افراد مختلف ارتباط برقرار کرده است.
وی تسلط نویسنده بر تحولات جهان عرب را از دیگر ویژگیهای کتاب دانست و افزود: روابط سیاسی، فرهنگی و غیرسیاسی در جهان عرب بسیار پیچیده است و نویسنده بهخوبی این پیچیدگیها را میشناسد.
فرمانیان ادامه داد: در کتاب به متفکران و جریانهای فکری جهان عرب توجه شده و نویسنده تلاش کرده فضای فکری و سیاسی شکلگرفته در این منطقه را معرفی کند؛ به همین دلیل، اثر از نظر اطلاعاتی کتاب قابل توجهی است.
وی با اشاره به بخش «ناگفتهها» در عنوان کتاب اظهار کرد: مطالب ناگفته فراوانی در کتاب وجود دارد و توضیحاتی که نویسنده درباره متفکران عرب ارائه کرده نیز ارزشمند است. حتی میتوان بخش مربوط به معرفی روشنفکران و متفکران سیاسی جهان عرب را بهصورت مستقل استخراج و مورد استفاده قرار داد.
نقد فرمانیان به نسبت عنوان و حجم مطالب کتاب
این استاد دانشگاه در ادامه به نسبت میان عنوان کتاب و حجم مطالب مربوط به ایران اشاره کرد و گفت: از حدود ۹۷۸ صفحه کتاب، تقریبا ۷۹۷ صفحه ارتباط مستقیمی با ایران ندارد و بحث ایران از حدود صفحه ۷۹۸ آغاز میشود.
وی افزود: بخش عمده صفحات ابتدایی به تحولات جهان عرب و اتفاقاتی اختصاص دارد که در جریان بهار عربی رخ داده است. اختصاص این حجم به تحولات جهان عرب به خودی خود ایرادی ندارد، اما اگر محور اصلی کتاب «ایران و اخوان» باشد، انتظار میرود از ابتدا ارتباط اخوان با ایران دنبال شود.
فرمانیان تصریح کرد: بهتر بود مشخص شود نخستین ارتباطات اخوان با ایران در چه زمانی و در چه شرایطی شکل گرفت، نخستین ارتباطات میان شخصیتها و جریانها چگونه بود و این ارتباطات چگونه در طول زمان ادامه پیدا کرد تا به شرایط امروز برسد.
وی همچنین درباره ساختار کتاب گفت: در برخی قسمتها فصلها و مطالب به صورت زنجیروار به یکدیگر متصل نشدهاند و گاهی مطالب و قالبهای مختلف در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند، اما ارتباط میان آنها به اندازهای که انتظار میرود روشن نیست.
فرمانیان استفاده از برخی عناوین مبهم را نیز قابل نقد دانست و اظهار کرد: عناوینی مانند «رسوبات خاموش» و «صداهای بیمغز» ممکن است از نظر ادبی جذاب باشند، اما در یک کتاب علمی معمولا بهتر است عنوانها شفاف باشند تا خواننده از ابتدا متوجه شود آن بخش درباره چه موضوعی است.
بطحائی: شاخصهای همگرایی و واگرایی باید از ابتدا تعریف شود
حجتالاسلام و المسلمین دکتر سیدعلی بطحائی، استاد حوزه و دانشگاه، با اشاره به مسئله همگرایی و واگرایی در روابط ایران و اخوان اظهار کرد: اگر بخواهیم موضوع کتاب را از منظر همگرایی و واگرایی بررسی کنیم، باید دغدغه اصلی، شناسایی عوامل همگرایی و واگرایی در بستر مورد مطالعه باشد؛ اما مسئله فقط این نیست که یک مورد را بهعنوان نشانه همگرایی یا واگرایی معرفی کنیم، بلکه باید پیامدها و شاخصهای هر یک نیز مشخص شود.
وی تصریح کرد: اگر گفته میشود جریان یا گروهی در حوزه سیاسی همگرا یا واگراست، باید مشخص شود نشانه این همگرایی یا واگرایی چیست. بنابراین ابتدا باید تعریف روشنی از همگرایی و واگرایی ارائه و سپس شاخصها و پارامترهای لازم برای سنجش آن مشخص شود.
بطحائی با تأکید بر اهمیت چارچوب نظری پژوهش افزود: یکی از نکات مهمی که در این زمینه وجود دارد، فقدان یک چارچوب مشخص در کتاب است. وجود چارچوب نظری اهمیت زیادی دارد؛ زیرا متغیرهای مختلفی که در پژوهش مطرح میشوند، در این صورت جایگاه مشخصی پیدا میکنند و ارتباط میان آنها قابل بررسی خواهد بود.
وی درباره پرسشهای مطرحشده در کتاب نیز گفت: یکی از پرسشهای مهم این است که جریانهای مختلف اخوانالمسلمین درباره تشیع چه دیدگاهی دارند و شیعیان چگونه میتوانند با این جریانها مواجه شوند. به نظر من این پرسشها بیشتر توصیفی هستند و پاسخ توصیفی الزاما نمیتواند چرایی و چگونگی مسائل را روشن کند.
آیا هر دیدار سیاسی نشانه همگرایی است؟
بطحائی با اشاره به نمونههایی از روابط ایران و اخوان در کتاب اظهار کرد: برای نمونه، در موضوع سفر محمد مرسی، پنجمین رئیسجمهور مصر، به تهران و سفر محمود احمدینژاد به قاهره، در بخشی از کتاب این دیدارها بهعنوان نشانهای از همگرایی مطرح شده است.
وی افزود: اینجا این پرسش مطرح میشود که آیا صرف دیدار میان دو مقام سیاسی میتواند نشانه همگرایی باشد؟ محتوای مذاکرات چه بوده است؟ آیا صرف دیدار دو مقام و ابراز نگاه مثبت نسبت به یکدیگر میتواند بهعنوان نشانه همگرایی تلقی شود؟
این استاد حوزه و دانشگاه تأکید کرد: باید پارامترها و شاخصهای همگرایی از ابتدا مشخص شوند تا بتوان بر اساس آنها درباره روابط و تحولات مختلف تحلیل ارائه کرد.
شیخحسینی: نسبت جمهوری اسلامی با جنبشهای اسلامگرا همچنان مسئلهای نظری است
دکتر مختار شیخحسینی، استادیار پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، نیز با اشاره به ارزش پژوهشی کتاب اظهار کرد: این کتاب در واقع یک پروژه فکری بلندمدت است که همچنان در حال تکمیل شدن است و از این جهت ارزشمند محسوب میشود.
وی افزود: این اثر ادامه یک پروژه فکری و همچنین حاصل یک تجربه عملی ارزشمند است.
شیخحسینی با اشاره به فقدان چارچوب نظری مشخص در کتاب گفت: اگر این اثر را با کتابهایی که درباره جنبشهای اسلامی معاصر نوشته شدهاند مقایسه کنیم، فاقد یک چارچوب تئوریک مشخص است.
وی ادامه داد: انتظار من این بود که نویسنده فارغ از دادههای فراوانی که ارائه کرده است، الگوی نظری حاکم بر پژوهش را مشخص کند؛ یعنی چارچوبی وجود داشته باشد که دادهها بر اساس آن در جایگاه خود قرار بگیرند.
این پژوهشگر با طرح مسئله مناسبات جمهوری اسلامی با جنبشهای اسلامگرا اظهار کرد: ما پس از انقلاب اسلامی، بهعنوان یک دولت ملی، میخواهیم با جنبشی ارتباط برقرار کنیم که در بسیاری از نظامهای سیاسی نقش اپوزیسیون را دارد. این مسئله از نظر نظری برای جمهوری اسلامی بعد از انقلاب همچنان یک ابهام جدی دارد.
وی افزود: پیش از انقلاب، ارتباط میان برخی اسلامگرایان سیاسی بیشتر بر پایه اشتراکات فکری شکل گرفته بود و لزوما نمیتوان آن را رابطه رسمی میان «ایران و اخوان» دانست.
شیخحسینی تصریح کرد: بعد از انقلاب، هنوز این مسئله بهصورت نظری حل نشده است که جمهوری اسلامی بهعنوان یک دولت ملی چگونه باید مناسبات خود را با جنبشی تنظیم کند که در برخی کشورها اپوزیسیون است.
وی توضیح داد: هرچه ما به دولت مصر نزدیکتر شویم، ممکن است از اخوان فاصله بگیریم و هرچه به اخوان نزدیکتر شویم، ممکن است در روابطمان با دولتهای ملی که اخوان در آنها حضور دارد، با چالش مواجه شویم. این یک مسئله مهم در دستگاه سیاست خارجی جمهوری اسلامی است.
ضرورت تحلیل تاریخی ایده دولت در جریانهای اسلامگرا
شیخحسینی با اشاره به این دیدگاه که اخوان ایده منسجمی درباره دولت ندارد، گفت: باید توجه کرد که خود اسلامگرایان نیز در مقاطعی ایدههای کاملا روشن و نهایی درباره ساختار دولت نداشتند.
وی افزود: حتی در ایران نیز نظریه دولت به شکل کنونی آن از ابتدا و پیش از پیروزی انقلاب به صورت کامل و روشن در ذهن بسیاری از انقلابیون وجود نداشت و ساختاری که امروز در آن زندگی میکنیم، در طول فرایند انقلاب و پس از آن و در رفتوبرگشت میان اتفاقات مختلف شکل گرفت.
این پژوهشگر تأکید کرد: بنابراین اگر درباره اخوان گفته میشود که ایده شفاف و کاملی درباره دولت ندارد، باید این مسئله در بستر تاریخی خودش بررسی شود.
ارتباطات اخوان و ایران؛ نهادی یا فردی؟
شیخحسینی درباره ارتباطات تاریخی اخوان و ایران نیز اظهار کرد: بخشی از ارتباطات اخوان با ایران پس از فروپاشی خلافت، برخلاف آنچه ممکن است از برخی مطالب برداشت شود، نهادی و سازمانیافته نبود، بلکه بیشتر محصول ارتباطات و فعالیتهای فردی بود.
وی همچنین درباره بخش مربوط به سلفیه و سلفیگری در کتاب گفت: در این بخش نیز نکات متعددی وجود دارد که میتوان درباره آنها بحث کرد.
شیخحسینی افزود: برای نمونه، در کتاب بر این نکته تأکید شده که تحولات خیزشهای عربی نقطهای بود که وهابیت را از یک جریان مذهبی به جریان سیاسی و سپس تکفیری تبدیل کرد، در حالی که جریانهای جهادی پیشینهای قدیمیتر داشتند و القاعده پیش از این تحولات وجود داشت.
وی ادامه داد: جریانهای جهادی ریشههایی داشتند که به دهههای پیش از خیزشهای عربی بازمیگشت و در مصر و دیگر کشورها نیز پیشینههای متفاوتی داشتند؛ بنابراین نباید در توضیح شکلگیری این جریانها سهم بیش از اندازهای برای تحولات سال ۲۰۱۱ قائل شد.
نقد برخی برداشتها درباره ابنتیمیه و تجربه اسلامگرایی در تونس
این پژوهشگر با اشاره به بحث ابنتیمیه در کتاب اظهار کرد: نسبت دادن برخی جریانهای فکری و تحولات سلفی به ابنتیمیه نیازمند دقت بیشتری است.
وی افزود: برداشت من این است که ابنتیمیه در برخی موارد به دنبال باز کردن فضای اجتهاد و عبور از برخی جمودها بود و این مسئله با تصویری که گاهی از او ارائه میشود، تفاوت دارد.
شیخحسینی همچنین درباره تجربه اسلامگرایی در تونس گفت: باید میان اسلامگرایی که صرفا نظریهپردازی میکند و اسلامگرایی که وارد کنش سیاسی و تجربه حکومتداری شده است، تفاوت قائل شد.
وی با اشاره به تجربه راشد الغنوشی در تونس اظهار کرد: الغنوشی وارد ساختار سیاسی شد که در آن جریان اسلامگرا در جامعه وزن محدودی داشت و نمیتوانست بهتنهایی قدرت را در اختیار بگیرد. این تفاوت مهمی میان تجربه بسیاری از جریانهای اسلامگرای عربی و تجربه انقلاب اسلامی در ایران است.
وی ادامه داد: زمانی که انقلاب اسلامی در ایران پیروز شد، بخش بسیار بزرگی از جامعه از ایده اسلامی حمایت میکرد و همین مسئله امکان شکلگیری ساختار جدید، تدوین قانون اساسی و ایجاد یک نظام سیاسی مبتنی بر آن ایدهها را فراهم کرد.
شیخحسینی افزود: در جایی که جریان اسلامگرا تنها ۲۰ یا ۳۰ درصد وزن اجتماعی دارد، ناچار است تجربه مشارکت در قدرت را پشت سر بگذارد و اساسا امکان تأسیس یک نظام سیاسی مستقل را ندارد.
پرسشی درباره مناسبات ایران و اخوان
شیخحسینی در بخش دیگری از سخنان خود با طرح یک پرسش تجربی درباره مناسبات ایران و اخوان اظهار کرد: اگر ارتباطات و نزدیکیهای میان ایران و اخوان تا این اندازه گسترده بوده است، چرا در دورههایی که اخوان با فشار و محدودیت مواجه شد، ایران نتوانست به یک پایگاه برای اعضای این جریان تبدیل شود؟
وی ادامه داد: چرا در برخی مقاطع ترکیه چنین نقشی پیدا کرد، اما ایران نتوانست بستری برای حضور آنها فراهم کند؟ این مسئله از نظر تجربی پرسش مهمی است و نشان میدهد در تنظیم مناسبات میان ایران و اخوان، مسائل حلنشدهای وجود داشته است.
این پژوهشگر همچنین درباره برخی شخصیتهای اصلی اخوان گفت: درباره حسنالبنا و سید قطب نیز باید با دقت بیشتری سخن گفت و درباره اطلاق عنوان «عالم دینی» به این شخصیتها، با توجه به معنایی که امروز از این عنوان داریم، میتوان بحث کرد.
وی در پایان بر ضرورت توجه همزمان به جنبه نظری و عملی اسلامگرایی تأکید کرد و گفت: در جنبه عملی و تجربه حکومتداری، شخصیتهایی مانند عثمانی در مغرب، اردوغان در ترکیه و محمد مرسی در مصر را داریم و در یمن و دیگر کشورها نیز تجربههای دیگری وجود داشته است.
شیخحسینی خاطرنشان کرد: اگر بخواهیم جنبه نظری و جنبه عملی اسلامگرایی را در کنار یکدیگر قرار دهیم، باید این تجربههای متفاوت را نیز در تحلیل خود لحاظ کنیم.
گفتنی است، نشست نقد و بررسی کتاب «ایران، اخوان و خیزشهای عربی؛ ناگفتهها و شگفتانهها» به همت گروه پژوهشهای جهانی و منطقهای دانشگاه باقرالعلوم(ع)، اداره بینالملل دانشگاه باقرالعلوم(ع) و انجمن ایرانی مطالعات منطقهای برگزار شد و علاقهمندان علاوه بر حضور در سالن شهید بهشتی دانشگاه باقرالعلوم(ع)، امکان شرکت برخط در این برنامه را نیز داشتند.
..............................
پایان پیام
نظر شما