به گزارش خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا ـ طی حدود یک ماه گذشته، کابل به مقصد چند مقام بلندپایه امنیتی کشورهای منطقه تبدیل شده است.
در نیمه سپتامبر، ابراهیم کالین، رئیس سازمان اطلاعات ملی ترکیه، به افغانستان رفت و در کابل با عبدالحق وثیق، رئیس اطلاعات طالبان، ملا عبدالغنی برادر، محمد یعقوب مجاهد و سراجالدین حقانی دیدار کرد. مذاکرات دو طرف بر همکاریهای امنیتی و اطلاعاتی، مبارزه با تروریسم، قاچاق انسان و مواد مخدر و تحولات منطقه متمرکز بود. کالین سپس به قندهار رفت و با محمدشیرین آخوند، استاندار طالبان در قندهار و از چهرههای نزدیک به رهبر این گروه، دیدار کرد.
همزمان، حمد بن خمیس الکبیسی، از مقامهای ارشد شورای امنیت ملی قطر، نیز با مقامهای بلندپایه طالبان در کابل گفتوگو کرد. وزارت کشور طالبان بعداً تأیید کرد که تنش میان افغانستان و پاکستان از موضوعات مورد بحث در این رایزنیها بوده است.
کالین بلافاصله پس از افغانستان راهی اسلامآباد شد و با شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان، عاصم منیر، فرمانده ارتش و نیروهای دفاعی، و عاصم ملک، رئیس سازمان اطلاعات ارتش پاکستان، دیدار کرد. ترکیه در این تماسها بر ادامه تلاش برای حل اختلاف کابل و اسلامآباد از مسیر گفتوگو تأکید داشت.
بنابراین، هرچند جزئیات محرمانه این مذاکرات منتشر نشده، کنار هم قرارگرفتن دیدارهای کابل، قندهار و اسلامآباد نشان میدهد کاهش تنش میان طالبان و پاکستان یکی از محورهای مهم تحرک دیپلماتیک ـ امنیتی ترکیه و قطر بوده است.
میانجیگریهایی که آتش را خاموش نکرد
ترکیه و قطر در این پرونده بازیگران تازهای نیستند.
دو کشور در اکتبر ۲۰۲۵ میان پاکستان و طالبان میانجیگری کردند و مذاکرات دوحه و سپس استانبول به توافق بر سر ادامه آتشبس و ایجاد سازوکار نظارت و راستیآزمایی منجر شد.
چین نیز در آوریل ۲۰۲۶ میزبان رایزنیهای دو طرف در ارومچی بود و عربستان سعودی نیز تلاشهایی برای کاهش تنش انجام داد.
با این حال، این ابتکارها نتوانستند اختلاف اصلی را برطرف کنند: پاکستان از طالبان اقدام قابل سنجش و قابل راستیآزمایی علیه تحریک طالبان پاکستان میخواهد و طالبان در مقابل، مسئولیت حملات داخل خاک پاکستان را متوجه مشکلات داخلی آن کشور میداند.
وزارت خارجه پاکستان در تازهترین موضع رسمی خود در ۱۶ اکتبر نیز تصریح کرد تلاشهای قبلی قطر، ترکیه، عربستان و چین نتوانسته است راهحلی پایدار ایجاد کند و گفت هر مذاکره تازه باید به سازوکاری «قابل راستیآزمایی» برای توقف عملیات گروههای مسلح از خاک افغانستان منتهی شود.
پس از سفر مقامهای ترکیه و قطر نیز تنش فروکش نکرد. پاکستان در اواخر سپتامبر بار دیگر اهدافی را در خاک افغانستان بمباران کرد و کابل و اسلامآباد وارد دور تازهای از اتهامزنی و درگیری مرزی شدند.
از این رو، میتوان گفت میانجیگریهای منطقهای تاکنون توانستهاند در مقاطعی از شدت درگیری بکاهند، اما نتوانستهاند اختلاف ساختاری بر سر تیتیپی را حل کنند.
حالا نوبت روسیه است؟
در چنین فضایی، دو سفر تقریباً همزمان روسها توجهها را به سمت مسکو معطوف کرده است.
سرگئی ناریشکین، رئیس سرویس اطلاعات خارجی روسیه، اواسط اکتبر وارد کابل شد و با عبدالحق وثیق، رئیس اطلاعات طالبان، دیدار کرد. اطلاعیههای رسمی تنها به گفتوگو درباره «موضوعات مورد علاقه دو طرف» اشاره کردهاند و جزئیات دستورکار این دیدار منتشر نشده است.
تقریباً در همان زمان، ولادیمیر کولوکولتسف، وزیر کشور روسیه، در سفری چندروزه به پاکستان با مجموعهای از عالیترین مقامهای این کشور، از جمله رئیسجمهور آصف علی زرداری، نخستوزیر شهباز شریف، عاصم منیر، اسحاق دار و وزیر کشور پاکستان دیدار کرد.
در بیانیههای رسمی، «محیط امنیتی منطقه»، مبارزه با تروریسم، جرایم سازمانیافته، قاچاق مواد مخدر و گسترش همکاری میان نهادهای امنیتی دو کشور از محورهای مذاکرات عنوان شده است.
روسیه و پاکستان در همین سفر همچنین همکاری خود در مقابله با جرایم سازمانیافته، قاچاق مواد مخدر، مهاجرت غیرقانونی و جرایم سایبری را گسترش دادند.
همزمانی حضور رئیس اطلاعات خارجی روسیه در کابل و وزیر کشور این کشور در پاکستان بهخودیخود اثبات نمیکند که دو سفر اجزای یک مأموریت هماهنگ میانجیگرانه بودهاند. هیچیک از سه طرف چنین چیزی را رسماً اعلام نکردهاند.
اما این تحرکات درست در زمانی اتفاق افتاده که مسکو رسماً آمادگی خود را برای کمک به کاهش تنش کابل و اسلامآباد اعلام کرده است.
شکست در «فرمت مسکو»؛ نقطهای که اختلاف آشکار شد
پنجم اکتبر، هشتمین نشست «فرمت مسکو» درباره افغانستان با حضور نمایندگان افغانستان، پاکستان، ایران، روسیه، چین، هند و کشورهای آسیای مرکزی برگزار شد.
نشست اینبار برخلاف دورههای قبلی بدون بیانیه مشترک پایان یافت.
ضمیر کابلوف، نماینده ویژه رئیسجمهور روسیه در امور افغانستان، علت را اختلاف هیئتهای طالبان و پاکستان بر سر نحوه اشاره به مسئله تروریسم در متن نهایی اعلام کرد. هیئت طالبان با تکرار نام افغانستان در ارتباط با فعالیت گروههای تروریستی مخالفت کرده بود؛ پاکستان در مقابل بر ضرورت اشاره صریح به فعالیت گروههای مسلح از خاک افغانستان تأکید داشت.
کابلوف همان زمان اعلام کرد روسیه آماده است در صورت درخواست دو طرف، برای حل اختلافات کمک کند.
این شکست برای مسکو اهمیت ویژهای داشت؛ زیرا «فرمت مسکو» طی سالهای گذشته یکی از مهمترین سازوکارهای روسیه برای شکلدادن به اجماع منطقهای درباره افغانستان بوده است.
در نتیجه، اختلافی که حتی مانع صدور یک بیانیه مشترک در نشست تحت میزبانی روسیه شد، اکنون عملاً به یکی از مهمترین آزمونهای دیپلماسی منطقهای مسکو تبدیل شده است.
پاکستان از قبل درِ میانجیگری روسیه را باز کرده بود
موضوع نقش روسیه نیز تنها محصول اتفاقات چند روز اخیر نیست.
فیصل نیاز ترمذی، سفیر پاکستان در مسکو، در مارس ۲۰۲۶ تأیید کرده بود که اسلامآباد از روسیه برای کاهش تنش با افغانستان درخواست کمک کرده و با مسکو در این زمینه در تماس است.
اکنون نیز وزارت خارجه پاکستان میگوید این کشور از «تلاش صادقانه کشورهای دوست» استقبال میکند.
با این حال، اسلامآباد روز ۱۶ اکتبر تأکید کرد که فعلاً هیچ ابتکار رسمی و مستقل روسیه برای میانجیگری در دست بررسی نیست. پاکستان در عین حال اعلام کرده است در صورت وجود طرحی مؤثر که نگرانی امنیتی این کشور را برطرف کند، آماده تعامل است.
از سوی دیگر، تا این مرحله طالبان بهطور علنی و مشخص از روسیه نخواستهاند میانجی رسمی میان کابل و اسلامآباد شود.
بنابراین، آنچه اکنون دیده میشود بیشتر فراهمشدن زمینه یک میانجیگری احتمالی است تا آغاز یک روند رسمی مذاکره.
روسیه چه امتیازی نسبت به میانجیهای قبلی دارد؟
مهمترین برگ روسیه، رابطه ویژه آن با طالبان است.
مسکو در ژوئیه ۲۰۲۵ نخستین و تاکنون تنها کشوری شد که حکومت طالبان را رسماً به رسمیت شناخت. وزارت خارجه روسیه هنگام اعلام این تصمیم تأکید کرده بود که بهرسمیتشناسی میتواند همکاریهای سیاسی، اقتصادی، امنیتی، مبارزه با تروریسم و مواد مخدر را گسترش دهد.
برای طالبان که کسب شناسایی بینالمللی یکی از اهداف اصلی سیاست خارجی آن است، این اقدام روسیه اهمیت سیاسی زیادی دارد و مسکو را در موقعیتی متفاوت با بسیاری از کشورهای دیگر قرار داده است.
از سوی دیگر، روسیه طی سالهای اخیر روابط خود با پاکستان را نیز بهطور محسوسی توسعه داده است.
دو کشور در ژوئن امسال دوازدهمین نشست کارگروه مشترک مبارزه با تروریسم را در اسلامآباد برگزار کردند. در آن نشست، موضوع گروههای مسلح فعال در افغانستان و نگرانی پاکستان از استفاده از خاک افغانستان برای حمله به کشورهای همسایه، مستقیماً مورد بحث قرار گرفت.
بنابراین مسکو برخلاف بازیگری که فقط به یکی از طرفین دسترسی داشته باشد، اکنون هم با ساختار امنیتی طالبان ارتباط مستقیم دارد و هم روابط امنیتی رو به گسترشی با اسلامآباد برقرار کرده است.
اما گره اصلی همچنان تیتیپی است
هر میانجیگری احتمالی روسیه نیز در نهایت به همان مانعی میرسد که ابتکارهای قبلی با آن مواجه شدند.
شانزدهمین گزارش تیم نظارت بر تحریمهای شورای امنیت سازمان ملل که در دسامبر ۲۰۲۵ منتشر شد، شمار نیروهای تحریک طالبان پاکستان در افغانستان را حدود شش هزار نفر برآورد کرد و از حضور آنان در خوست، کنر، ننگرهار، پکتیکا و پکتیا خبر داد.
در همان گزارش آمده بود طالبان برای تیتیپی «فضای عملیاتی و لجستیکی» فراهم کردهاند و اطلاعاتی نیز درباره حمایت مالی از رهبران این گروه دریافت شده است.
طالبان این ارزیابی و اتهام پاکستان مبنی بر استفاده تیتیپی از خاک افغانستان برای حمله به پاکستان را رد میکنند.
اسلامآباد اما اکنون از موضع خود عقب ننشسته و میگوید مذاکرات بدون ایجاد سازوکاری برای توقف قابل راستیآزمایی فعالیتهای مسلحانه از خاک افغانستان معنا نخواهد داشت.
این اختلاف صرفاً اختلاف بر سر ادبیات نیست؛ اختلاف بر سر تعریف واقعیت امنیتی است. پاکستان میگوید منشأ بخش مهمی از تهدید در آن سوی مرز قرار دارد و طالبان میگویند بحران امنیتی پاکستان یک مسئله داخلی است.
تا زمانی که دو طرف بر سر همین نقطه به حداقلی از توافق نرسند، هیچ میانجیای—چه قطر، ترکیه، چین یا روسیه—راه آسانی پیش رو نخواهد داشت.
چرا مسکو به این بحران اهمیت میدهد؟
ورود فعالتر روسیه به پرونده طالبان و پاکستان را نمیتوان تنها با روابط دوجانبه توضیح داد.
برای مسکو، افغانستان بخشی از کمربند امنیتی پیرامون آسیای مرکزی است. گسترش فعالیت گروههای افراطی، بهویژه داعش خراسان، و انتقال ناامنی به تاجیکستان، ازبکستان و دیگر جمهوریهای آسیای مرکزی مستقیماً با امنیت روسیه پیوند پیدا میکند.
همچنین روسیه ریاست دورهای ساختار منطقهای ضدتروریسم سازمان همکاری شانگهای را از پاکستان تحویل گرفته و همکاریهای امنیتی در این چارچوب در حال گسترش است.
از سوی دیگر، مسکو بارها با بازگشت زیرساخت نظامی آمریکا و ناتو به افغانستان یا کشورهای پیرامونی مخالفت کرده است. در نتیجه، حل یا دستکم مهار منازعه طالبان و پاکستان برای روسیه فقط مسئله دو همسایه نیست؛ بیثباتی طولانی میتواند فضای بیشتری برای مداخله بازیگران بیرون از منطقه و رشد گروههای مسلح ایجاد کند.
از این منظر، تحرک تازه روسیه دستکم سه هدف قابل تشخیص دارد: جلوگیری از سرایت ناامنی به آسیای مرکزی، حفظ ابتکار عمل در دیپلماسی منطقهای افغانستان و جلوگیری از فروپاشی سازوکارهایی مانند «فرمت مسکو» که بخشی از نفوذ منطقهای روسیه بر آنها استوار است.
روسیه میانجی بعدی؛ اما نه میانجی تضمینشده
مجموع تحولات اخیر نشان میدهد احتمال فعالترشدن مسکو در پرونده افغانستان و پاکستان جدی است.
روسیه از یک طرف تنها کشوری است که حکومت طالبان را رسماً به رسمیت شناخته و از طرف دیگر، پاکستان ماهها پیش از مسکو درخواست کمک کرده است. مقامهای روس نیز آشکارا از آمادگی برای تسهیل گفتوگو سخن گفتهاند.
دیدار تقریباً همزمان ناریشکین در کابل و کولوکولتسف در اسلامآباد نیز نشان میدهد ارتباط روسیه با دو سوی بحران در بالاترین سطوح امنیتی ادامه دارد.
با این حال، هنوز نباید از «میانجیگری رسمی روسیه» سخن گفت. وزارت خارجه پاکستان تا ۱۶ اکتبر وجود چنین ابتکاری را تأیید نکرده و طالبان نیز رسماً از مسکو درخواست میانجیگری نکردهاند.
مهمتر اینکه مسئلهای که گفتوگوهای قطر، ترکیه، چین و عربستان را متوقف کرده، همچنان بدون تغییر باقی است: پاکستان اقدام عملی طالبان علیه تیتیپی میخواهد و طالبان حاضر نیستند روایت اسلامآباد درباره مسئولیت افغانستان در حملات را بپذیرند.
بنابراین مزیت مسکو بیش از آنکه تضمینکننده موفقیت باشد، در دسترسی همزمان به دو طرف نهفته است.
روسیه شاید بتواند طرفین را بار دیگر پشت میز مذاکره بنشاند یا از شدت درگیری بکاهد؛ اما تبدیل یک آتشبس موقت به توافق پایدار، به تصمیمهایی نیاز دارد که نه در مسکو، دوحه و آنکارا، بلکه نهایتاً باید در کابل و اسلامآباد گرفته شود.
................................
پایان پیام/
نظر شما