۹ آبان ۱۴۰۵ - ۰۸:۱۲
چرا حرمت خانه حضرت زهرا(س) شکسته شد؟

خانه حضرت فاطمه زهرا(سلام‌الله‌علیها) تنها یک خانه ساده در مدینه نبود؛ خانه‌ای بود که پیامبر اکرم(ص) به آن حرمت ویژه‌ای می‌گذاشت، اهل آن را عزیز می‌شمرد و برای ورود به آن اجازه می‌گرفت. اما پس از رحلت پیامبر، همین خانه به صحنه تهدید و هجوم تبدیل شد؛ خانه‌ای که در آن امیرالمؤمنین(ع)، حضرت زهرا(س) و فرزندانشان حضور داشتند. چگونه ممکن است خانه‌ای با چنین جایگاهی، به‌جای احترام، با تهدید و خشونت مواجه شود؟

خبرگزاری بین المللی اهل بیت(ع)_ابنا: خانه‌ای با جایگاه ویژه در سیره پیامبر(ص) برای درک عمق فاجعه هجوم به خانه حضرت زهرا(س)، باید ابتدا جایگاه این خانه را در نگاه پیامبر اکرم(ص) شناخت. خانه امیرالمؤمنین(ع) و حضرت زهرا(س) از خانه‌هایی بود که در مجاورت مسجدالنبی قرار داشت و درِ آن به سوی مسجد باز می‌شد. این خانه به سبب حضور خاندان پیامبر، از جایگاهی ویژه برخوردار بود؛ جایگاهی که احترام به آن، تنها یک مسئله خانوادگی نبود، بلکه بخشی از احترام به رسول خدا(ص) محسوب می‌شد.

پیامبر اکرم(ص) در رفتار خود با این خاندان، الگویی روشن از تکریم و احترام ارائه می‌کردند

ایشان نه‌تنها حضرت زهرا(س) را عزیز می‌داشتند، بلکه خانه و حریم زندگی او را نیز محترم می‌شمردند. در چنین شرایطی، این پرسش اساسی مطرح می‌شود: چگونه خانه‌ای که پیامبر برای ورود به آن حرمت قائل بود، پس از رحلت ایشان با تهدید به آتش‌زدن مواجه شد؟ از تهدید به آتش تا هجوم به خانه بر اساس نقل‌هایی که در منابع تاریخی و روایی مورد استناد قرار گرفته است، پس از رحلت پیامبر اکرم(ص)، گروهی برای وادارکردن امیرالمؤمنین(ع) به بیعت با ابوبکر به سوی خانه آن حضرت رفتند.

در نقل ابن‌قتیبه، سخنی از عمر بن خطاب آمده است که نشان‌دهنده شدت تهدید بود: «وَالَّذِی نَفْسُ عُمَرَ بِیَدِهِ لَتَخْرُجُنَّ أَوْ لَأُحْرِقَنَّهَا عَلَی مَنْ فِیهَا!» یعنی: «قسم به آن‌که جان عمر در دست اوست، یا برای بیعت بیرون می‌آیید یا خانه را با تمام کسانی که در آن هستند به آتش می‌کشم!» در ادامه این نقل، هنگامی که به او گفته شد حضرت فاطمه(س) در خانه حضور دارند، پاسخ داد: «وَإِنْ» یعنی: «اگرچه فاطمه هم در خانه باشد!» این عبارت، صرفاً یک تهدید معمولی نیست؛ بلکه نشان‌دهنده نادیده‌گرفتن حرمت خانه‌ای است که دختر پیامبر در آن حضور داشت. در گزارش دیگری که شهرستانی از نظام نقل می‌کند، آمده است: «وَکَانَ عُمَرُ یَصِیحُ: أَحْرِقُوا دَارَهَا بِمَنْ فِیهَا» یعنی:

«عمر فریاد می‌زد: خانه را با تمام کسانی که در آن هستند به آتش بکشید.»

بر اساس همین نقل، در خانه جز امیرالمؤمنین(ع)، حضرت زهرا(س)، امام حسن(ع)، امام حسین(ع) و حضرت زینب(س) کسی حضور نداشت. با کنار هم گذاشتن این گزارش‌ها، مسئله دیگر صرفاً اختلاف بر سر بیعت نیست؛ بلکه موضوع، تهدید جان و امنیت خاندان پیامبر و تعرض به حریم خانه‌ای است که جایگاهی ویژه در تاریخ اسلام دارد. وقتی پیامبر حرمت خانه‌ها را رعایت می‌کرد یکی از مهم‌ترین دلایل نادرستی این رفتار، مقایسه آن با سیره پیامبر اکرم(ص) است.

در روایتی که احمد بن حنبل نقل می‌کند، پیامبر(ص) درباره برخورد با گروهی از منافقان می‌فرمایند: «لَوْلَا مَا فِی الْبُیُوتِ مِنَ النِّسَاءِ وَالذُّرِّیَّةِ أَقَمْتُ صَلَاةَ الْعِشَاءِ وَأَمَرْتُ فِتْیَانِی یُحَرِّقُونَ مَا فِی الْبُیُوتِ بِالنَّارِ.» یعنی: «اگر زنان و فرزندان در خانه‌ها نبودند، نماز عشا را برپا می‌کردم و به جوانانم دستور می‌دادم خانه‌ها را با آتش بسوزانند.» ابن‌کثیر نیز همین مضمون را نقل می‌کند. (به فرض صحت این روایت که از پیامبر نقل شده و اهل سنت به آن استناد میکنند اتفاقات بعدی را در ادامه نقد میکنیم)

نکته مهم در این روایت آن است که پیامبر اکرم(ص)، حتی در مواجهه با افرادی که آنان را منافق می‌دانستند، حضور زنان و کودکان را مانعی برای چنین اقدامی معرفی می‌کردند. بنابراین، چگونه می‌توان تهدید خانه‌ای را توجیه کرد که دختر پیامبر، همسر امیرالمؤمنین و فرزندان خاندان نبوت در آن حضور داشتند؟ اگر پیامبر(ص) برای حفظ جان زنان و کودکان در خانه‌های مخالفان چنین ملاحظه‌ای داشتند، رعایت حرمت خانه حضرت زهرا(س) به طریق اولی ضروری بود. این مقایسه، تناقضی آشکار میان سیره پیامبر و رفتار گزارش‌شده از مهاجمان را نشان می‌دهد. خانه‌ای که با شکستن حرمت آن، حق نیز نادیده گرفته شد.

بر اساس گزارش‌های نقل‌شده در منابع شیعه، پس از تهدید، گروهی وارد خانه شدند و امیرالمؤمنین(ع) را برای بیعت تحت فشار قرار دادند.

در روایتی که از مسعودی، در کتاب «اثبات الوصیه»، نقل شده است، آمده:

«فَهَجَمُوا عَلَیْهِ وَأَحْرَقُوا بَابَهُ وَاسْتَخْرَجُوهُ مِنْهُ کَرْهًا وَضَغَطُوا سَیِّدَةَ النِّسَاءِ بِالْبَابِ حَتَّی أَسْقَطَتْ مُحَسِّنًا»

مضمون این گزارش آن است که به خانه هجوم بردند، درِ آن را آتش زدند، امیرالمؤمنین(ع) را به اجبار بیرون آوردند و حضرت زهرا(س) را میان در و دیوار تحت فشار قرار دادند؛ تا جایی که محسن(ع) سقط شد.

همچنین در گزارش دیگری که در متن ارسالی آمده، از ضربه قنفذ به بازوی حضرت زهرا(س)، آسیب‌دیدن ایشان و برخورد با دیوار سخن گفته شده است.

بر اساس این گزارش‌ها، حضرت زهرا(س) در دفاع از امیرالمؤمنین(ع) میان ایشان و مهاجمان قرار گرفتند؛ اما این دفاع با خشونت مواجه شد.

این واقعه را نمی‌توان صرفاً اختلافی سیاسی دانست؛ زیرا در آن، حرمت خانه، امنیت خانواده، حق انتخاب و جایگاه دختر پیامبر(ص) همگی در معرض تعرض قرار گرفتند.

بیعتی که با تهدید همراه شد، چگونه می‌تواند نشانه اجماع باشد؟

یکی از استدلال‌های مطرح‌شده در متن ارسالی، مسئله امتناع امیرالمؤمنین(ع) از بیعت در روزهای نخست پس از رحلت پیامبر است.

بر اساس این استدلال، اگر خلافت ابوبکر از مشروعیت مورد قبول امیرالمؤمنین(ع) برخوردار بود، انتظار می‌رفت ایشان از ابتدا با آن همراهی کنند؛ درحالی‌که گزارش‌های تاریخی از اختلاف و امتناع ایشان حکایت دارد.

در این زمینه، به دو روایت مشهور درباره جایگاه امیرالمؤمنین(ع) استناد شده است:

«عَلِیٌّ مَعَ الْحَقِّ وَالْحَقُّ مَعَ عَلِیٍّ»

یعنی: «علی با حق است و حق با علی است.»

و نیز:

«عَلِیٌّ مَعَ الْقُرْآنِ وَالْقُرْآنُ مَعَ عَلِیٍّ»

یعنی: «علی با قرآن است و قرآن با علی است.»

همچنین ابن‌حزم اندلسی در عبارتی که در متن ارسالی نقل شده، می‌گوید:

«لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَی کُلِّ إِجْمَاعٍ یَخْرُجُ عَنْهُ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ وَمَنْ بِحَضْرَتِهِ مِنَ الصَّحَابَةِ.»

یعنی: «لعنت خدا بر هر اجماعی که علی بن ابی‌طالب و صحابه‌ای که در حضور او هستند، از آن خارج باشند.»

این استدلال نشان می‌دهد که حتی با فرض پذیرش ادعای اجماع، نمی‌توان مخالفت و امتناع امیرالمؤمنین(ع) را نادیده گرفت.

از سوی دیگر، هنگامی که برای تحقق بیعت به تهدید و فشار متوسل می‌شوند، دیگر نمی‌توان از رضایت آزادانه و اجماع حقیقی سخن گفت.

آیا تهدید اهل مدینه با آموزه‌های پیامبر سازگار بود؟

در منابع اهل‌سنت، روایاتی درباره حرمت ترساندن مردم مدینه نقل شده است.

ذهبی از سائب بن خلاد نقل می‌کند که پیامبر اکرم(ص) فرمودند:

«مَنْ أَخَافَ أَهْلَ الْمَدِینَةِ أَخَافَهُ اللَّهُ، وَعَلَیْهِ لَعْنَةُ اللَّهِ وَالْمَلَائِکَةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِینَ.»

یعنی: «هرکس مردم مدینه را بترساند، خداوند او را خواهد ترساند و لعنت خدا، فرشتگان و همه مردم بر او باد.»

بر اساس استدلال مطرح‌شده ، هنگامی که امیرالمؤمنین(ع)، حضرت زهرا(س) و فرزندان ایشان در خانه حضور داشتند و با تهدید مواجه شدند، این رفتار با حرمت مورد تأکید پیامبر درباره مردم مدینه در تعارض قرار می‌گیرد.

به‌ویژه آنکه خانه حضرت زهرا(س) خانه‌ای عادی نبود؛ خانه‌ای بود که احترام آن با احترام به خاندان رسول خدا(ص) پیوند داشت.

ندامت ابوبکر؛ اعترافی که پرسش‌های بسیاری برمی‌انگیزد

یکی از گزارش‌هایی که در این بحث مورد استناد قرار می‌گیرد، سخنی منسوب به ابوبکر در روزهای پایانی عمر اوست.

در این نقل آمده است:

«فَوَدِدْتُ أَنِّی لَمْ أَکْشِفْ بَیْتَ فَاطِمَةَ عَنْ شَیْءٍ وَإِنْ کَانُوا قَدْ غَلَّقُوهُ عَلَی الْحَرْبِ.»

یعنی: «دوست داشتم که خانه فاطمه را مورد تعرض قرار نمی‌دادم، هرچند آن را برای جنگ بسته بودند.»

این عبارت، حتی با توجه به اختلاف‌نظرهای تاریخی درباره جزئیات واقعه، پرسشی اساسی را پیش روی مخاطب قرار می‌دهد: چرا باید کسی در پایان عمر از تعرض به خانه حضرت زهرا(س) ابراز پشیمانی کند؟

اگر این اقدام کاملاً درست و مطابق با موازین دینی بود، چه عاملی موجب چنین اظهار ندامتی می‌شد؟

البته باید توجه داشت که نقل‌های تاریخی درباره این واقعه از نظر سند و جزئیات یکسان نیستند؛ اما وجود گزارش‌هایی درباره تهدید، ورود به خانه و اظهار پشیمانی، خود زمینه‌ای جدی برای بررسی انتقادی این رفتار فراهم می‌کند.

خریدن غضب الهی با شکستن حرمت خاندان پیامبر

در نگاه شیعه، حضرت زهرا(س) تنها دختر پیامبر نبودند؛ ایشان از جایگاهی ویژه در ایمان و محبت رسول خدا(ص) برخوردار بودند.

در چنین جایگاهی، تعرض به ایشان صرفاً یک رفتار نادرست خانوادگی یا سیاسی نیست؛ بلکه تعرض به حریم کسی است که پیامبر اکرم(ص) او را عزیز می‌داشتند.

بر همین اساس، اگر گزارش‌های مربوط به هجوم، تهدید، ضرب‌وشتم و سقط محسن(ع) را بپذیریم، این اقدامات را نمی‌توان با هیچ توجیه سیاسی یا اداری، مشروع و اخلاقی جلوه داد. قدرت سیاسی، مجوز شکستن حرمت خانه مردم نیست؛ چه رسد به خانه‌ای که پیامبر اکرم(ص) به آن احترام می‌گذاشتند و اهل آن را از نزدیک‌ترین و عزیزترین افراد خود می‌دانستند.

در این نگاه، کسانی که با چنین رفتاری حرمت حضرت زهرا(س) را شکستند، خود را در معرض غضب الهی قرار دادند؛ زیرا در برابر حق و حرمت خاندان پیامبر ایستادند. سخن پایانی خانه حضرت زهرا(س) خانه‌ای بود که پیامبر برای ورود به آن حرمت قائل بود؛ خانه‌ای که در آن امیرالمؤمنین(ع)، حضرت زهرا(س) و فرزندانشان زندگی می‌کردند.

اما پس از رحلت پیامبر، همین خانه با تهدید و هجوم مواجه شد. اگر پیامبر اکرم(ص) حتی در برخورد با مخالفان، حضور زنان و کودکان را مانعی برای آتش‌زدن خانه‌ها می‌دانستند، چگونه می‌توان تعرض به خانه دختر پیامبر را توجیه کرد؟ اگر بیعت با تهدید و اجبار صورت گرفت، چگونه می‌توان آن را نشانه رضایت و اجماع دانست؟ و اگر حرمت خانه‌ای که پیامبر به آن احترام می‌گذاشتند شکسته شد، چگونه می‌توان انتظار داشت که این رفتار از پیامدهای دینی و اخلاقی آن به دور بماند؟ تاریخ، تنها روایت قدرت نیست؛ تاریخ، گواهی بر حق و مظلومیت نیز هست. و خانه حضرت زهرا(س)، یکی از روشن‌ترین نمادهای این مظلومیت در تاریخ اسلام است.

نویسنده: فاطمه پورعباس/فعال فرهنگی و فضای مجازی

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha