خبرگزاری بینالمللی اهلبیت (ع) ـ ابنا: برای رهایی از ملال و اضطرابِ زندگی مدرن و دستیابی به «حالِ خوبِ معنوی»، نیازمند الگویی جامع هستیم. از نگاه امیرالمؤمنین علی (ع)، آرامش پایدار در گرو راهکارهای عملی مشخصی است.
در این گفتوگو با حجتالاسلام علی اکبر یزدیان، کارشناس نهجالبلاغه همراه میشویم تا این دستورالعملهای حیاتبخشِ علوی را در تنظیم آرامش فردی و اجتماعی مرور کنیم.
* کدام راهکارِ عملی در کلام امیرالمؤمنین علیهالسلام برای دستیابی به حالِ خوبِ معنوی و رفع ملال و اضطراب توصیه شده است؟
بسم الله الرحمن الرحیم، به عنوان مقدمه، نکتهای را عرض میکنم؛ هنگامی که دین مبین اسلام توسط پیامبر اکرم (ص) نشر و تبلیغ شد، یکی از مهمترین اصول تبلیغی آن در معارف ما این بود که سبک زندگی نویی را بنیان نهاد و ترویج کرد. این سبک زندگی با الگوها و شیوههای زیست متداول آن دوران همچون بتپرستی، نظام بردهداری و دیگر رسوم ناپسند جاهلی بهشدت مقابله و آنها را نفی نمود و پیامبر خدا (ص) ترویج سبک زندگی جدیدی را آغاز کرد.
به بیان دیگر و به تعبیر امروزی که گاهی گفته میشود «این پز نیست، سبک زندگیام است» پیامبر خدا و اهلبیت (ع) حقیقتاً سبک زندگی نوینی را در برابر شیوههای زیستِ رایجِ دیگر جوامع به ارمغان آوردند؛ تا جایی که این تفاوت حتی در نامگذاری فرزندان نیز به چشم میخورد.
برای نمونه، در تاریخ روایت شده است که وقتی آقا رسولالله (ص) به این نام مبارک ملقب و نامگذاری شدند، قوم قریش تعجب کردند و گفتند: «این دیگر چه اسمی است؟ ما تا به حال چنین نامی در میان فرزندانمان نداشتیم!» در حالی که آنها معمولاً اسامی متفاوتی انتخاب میکردند. بنابراین، از مسئله نامگذاری گرفته تا ریزترین اجزای زندگی، همگی مورد توجه دین مبین اسلام قرار گرفته است.
به همین دلیل است که بسیاری از افراد نتوانستند این سبک زندگی را برنتابند؛ لذا با آن مقابله کردند، جنگیدند، دست به ترور زدند یا به انحای مختلف مخالفت ورزیدند. این بسته جامع دینی که یک بخش مهم آن مربوط به سبک زندگی است وقتی توسط پیامبر اکرم (ص) آورده شد، زوایای مختلف حیات بشر را از جنبههای گوناگون لحاظ کرده بود.
یکی از ابعاد این سبک زندگی، تنظیم رفتار ما در امور مادی و زندگی دنیوی است؛ اینکه صبح که از خواب بیدار میشویم چه غذایی در طول روز بخوریم، یا هنگام خروج از منزل با چه کیفیتی و چه لباسی بیرون برویم. برای مثال، حتی برای حضور در سرویس بهداشتی آدابی بیان شده است؛ مانند ورود با پای چپ و خروج با پای راست، پوشاندن سر در هنگام حضور در آنجا و صحبت نکردن. همچنین در آداب غذا خوردن سفارش شده است که غذا با کیفیت مشخصی میل شود، خوب جویده شود، روی زمین و دور یک سفره بهصورت دستهجمعی بنشینیم، و تا حد امکان از تماشای تلویزیون در هنگام غذا خوردن خودداری شود تا صمیمیت و جمع خانواده حفظ گردد.
نمونههای فراوان دیگری نیز از این دست وجود دارد؛ از احکام و آداب فرزندآوری و خرید منزل گرفته تا آداب ورود و خروج به خانه، که همگی در اسلام دارای جایگاه و چارچوب مشخصی هستند.
در کنار تمامی این موارد، بخش بسیار مهم دیگری از سبک زندگی به «حال معنوی و روحی» ما اختصاص دارد. یعنی فراتر از توجه اسلام و اهلبیت (ع) به امور مادی که البته به اندازه کافی و به نحو احسن به آنها پرداخته شده است توجه ویژهای به ساحت معنوی انسان شده است. از آنجا که روح ما ماهیتاً خدایی است و بر اساس فطرت الهی آفریده شده، خداوند متعال نیازمندیهای آن را تبیین کرده و کیفیت زندگی معنوی را از طریق پیامبر (ص) و امامان معصوم (ع) تعریف فرموده است تا حال روحی انسان سامان یابد.

سهگانه طلاییِ حکمت پنجم نهجالبلاغه برای موفقیت و آرامش
به عنوان نمونه، در حکمت پنجم نهجالبلاغه، حضرت امیرالمؤمنین (ع) اصول و آداب زندگی را در چند نکته کلیدی بیان میکنند؛ اینکه اگر میخواهید حال معنوی و مادی شما روال باشد و کارهایتان به درستی پیش برود، باید تا جایی که در توان دارید، در انجام این امور کوشا باشید و کم نگذارید.
حضرت در گام نخست میفرماینـد:
«اَلعِلْمُ وِراثَةٌ کَرِیمَةٌ»
یعنی پیش از انجام هر کاری، ابتدا علمِ آن را به دست آورید. اگر میخواهید کاری را آغاز کنید، ابعاد و زوایای مختلف آن را بررسی کنید، ببینید چه چیزی را باید بدانید و چگونه و با چه کیفیتی باید آن را انجام دهید. فرقی نمیکند؛ چه بخواهید سخنرانی کنید، چه پزشک شوید و چه به شغل آزاد یا مغازهداری بپردازید، در هر کاری باید دانشِ آن را کسب کنید.
نکته بسیار جالب اینجاست که حضرت تعبیر «وراثت» را به کار بردهاند؛ یعنی دیگران زحمت کشیدهاند، تجربه اندوختهاند و نتایج تلاشهایشان را به عنوان ارث برای شما به یادگار گذاشتهاند. شما باید از این میراث ارزشمند استفاده کنید، به جای اینکه بخواهید دوباره از صفر شروع کنید و تمام راهها را بدون تجربه طی کنید. این پلهی اول است:
«اَلعِلْمُ وِراثَةٌ کَرِیمَةٌ».
نکته دوم و حقیقتِ زیبای بعدی در زندگی حرفهای این است که در حین انجام هر کاری، باید آدابِ آن را رعایت کرد. مرحله اول این بود که پیش از کار، علمِ آن را به دست آوریم؛ و مرحله دوم این است که در حین انجام کار، آدابِ آن را مراعات کنیم.
جالب اینجا است که آداب، حکمِ زیورها و زینتهای همیشه تازه را دارند. اگر در حین انجام هر کاری آداب آن را رعایت کنید، آن کار دیگر برای شما ملالآور و خسته کننده نخواهد شد. ببینید، تمامی این دستورالعملها گزارههایی برای رفع اضطراب، رفع ملال و خستگی و سوق دادن انسان به سوی «حال خوب» هستند.
به همین دلیل است که برای تمام امور از نوع غذا خوردن و فرزندآوری گرفته تا ورود و خروج به سرویس بهداشتی آداب تعریف شده است. مثلاً دستور میدهند که هنگام غذا خوردن یا تا نیمساعت تا دو ساعت پس از آن، از نوشیدن آب و مایعات خودداری کنید؛ یعنی برای هر کاری دستورالعمل و آداب خاصی در حین انجام آن وجود دارد.
پس این هم پلهی دوم؛ اینکه در حین انجام هر کاری، باید آدابِ مربوط به آن را رعایت کرد.
سومین نکته اینکه حضرت میفرمایند: بعد از انجام کار یعنی پیش از آن علمش را به دست آوردید، در حین آن آدابش را رعایت کردید پس از اتمام کار چه باید کرد؟
«وَالْفِکْرُ مِرْآةٌ صَافِیَةٌ»
فکر کردن، آینهی صافی است. بنشینید و دربارهی کاری که انجام دادهاید فکر کنید؛ آسیبشناسی کنید، اشکالات و نواقص آن را برطرف سازید، بخشهایی که اشتباه بوده اصلاح کنید و بخشهایی که درست بوده را ادامه دهید. بنابراین: پیش از کار علمش را به دست آور, در حین کار آدابش را رعایت کن، و پس از کار آن را آسیبشناسی نما.
اگر این سه کار را انجام دهید، هیچ کاری هیچوقت برای شما تکرار مکررات و ملالآور نخواهد شد. مثلاً اگر من امروز سخنرانی داشتم یا کلاسی را تدریس کردم و در آن اشکالاتی داشتم، آنها را واکاوی و برطرف میکنم تا در تدریس بعدی با دقت و کیفیت بیشتری کارم را پیش ببرم.
هنر معاشرت، دوستییابی و گشادهرویی در کلام امیرالمؤمنین (ع)
پس راهکار اصلی برای رفع خستگی، رفع ملال و رسیدن به «حال خوب»، این است که سبک زندگیمان را اصلاح کنیم. از این دست نمونهها در نهجالبلاغه فراوان داریم؛ برای نمونه، در حکمت دهم نهجالبلاغه، حضرت معیارهای آداب معاشرت و زندگی اجتماعی را به ما میآموزند که تأثیر بسزایی در حال خوب ما دارد.
حضرت در این حکمت میفرمایند: شما دو حالت پیش رو دارید؛ یا زنده هستید یا مرده.
چنان با مردم زندگی کنید و با کیفیت و روشی در کنارشان زیست کنید که «إِنْ مِتَّ بَکَوْا عَلَیْکَ»؛ اگر از دنیا رفتید، بر شما اشک بریزند و دلتنگتان شوند، و «وَإِنْ عِشْتَ حَنُّوا إِلَیْکَ»؛ اگر زنده ماندید، با شوق و اشتیاق به سمت شما بیایند.
این موضوع چقدر حال آدم را خوب میکند؟ اینکه انسان چنان زندگی کند که در یک جمع، وقتی نامش برده میشود، لبخند به لب دیگران بنشیند و بگویند: «آه، فلانی دارد میآید!» یعنی حال دیگران در کنار ما خوب است؛ نه اینکه تا اسممان میآید، همه از ما فرار کنند! بلکه طوری زندگی کردهایم که اگر بمیریم، از سرِ از دست دادن ما اشک میریزند، و اگر زنده باشیم، با اشتیاق به سویمان میآیند.
در حکمت دوازدهم، حضرت از آدمِ بیعرضه و کسی که حال روحیاش خراب است یاد میکنند و میفرمایند یکی از دلایل حال بدِ او این است که نمیتواند دوستی برای خود دستوپا کند. حضرت میفرمایند آدمِ به درد نخور، ضعیف و بیعرضه کسی است که نتوانستهاست یک دوست به دست آورد. دوست کیست؟ کسی که آدم در کنار او حالش خوب است؛ مسئله فقط امور مالی نیست، بلکه وقتی با او جایی میرود، حرفی میزند یا کاری انجام میدهد، حالش خوب میشود، اضطراب از او دور میشود و آرامش و دغدغهمندی جایش را به حال خوب میدهد. آدمِ بیعرضه کسی است که توانایی پیدا کردن دوست را ندارد، و بیعرضهتر از او کسی است که همان دوستی را هم که دارد، از دست بدهد! یعنی اینقدر ظرفیت و توانایی حفظ رابطه را ندارد. خب، تمام این موارد حال معنوی انسان را خراب میکند و آن آرامش مطلوبی را که به دنبالش هستیم، از بین میبرد.
در همین راستا، در حکمت ششم امیرالمؤمنین (ع)، در ادامهی مبحث خوشرویی و دوستییابی میفرماید:
یکی از راههای به دست آوردن دوست که نتیجهاش حال معنویِ خوب، آرامش و سکون است این است که آدم خوشرو باشد. با خوشرویی، انسان دوستان مختلفی را به دست میآورد؛ یعنی حتی ممکن است از لحاظ مالی و مادی چیزی نداشته باشد، اما چون همیشه بشاش، خندان و خوشرو است، همین ویژگی باعث جذب دیگران به سوی او میشود. بنابراین، یکی دیگر از ملاکهای جذب حال خوب و آدمهای خوب، خوشرویی است؛ همانطور که در شعر معروف آمده است:
«ابرو گشاده باش تو، گر دستت گشاده نیست»
یعنی حتی اگر در تنگنای مالی هستید و توانایی کمک مادی به کسی را ندارید، لبخند بزنید و با رویی خوش و گشاده با دیگران برخورد کنید. متأسفانه امروز این مسئله را در ادارات چقدر کم میبینیم؛ گاهی مراجعه میکنیم و با رفتار بد و اخمو مواجه میشویم. اما حضرت میفرماید شما در هر پست و مقامی که هستید، خصوصاً اگر مسئولیت دارید، باید گشادهرو و خوشرو باشید؛ چرا که این خوشرویی و گشادهروی اثری بسیار عمیقتر و مهمتر از این دارد که اصلاً بتوانید کار آن فرد را راه بیندازید یا نه!
بنابراین، یکی دیگر از راههای دستیابی به «حال خوب»، دوستییابی و جذب انسانها به سوی خود، مسئلهی خوشرویی است؛ چنانکه حضرت در همان حکمت ششم فرمودند: «وَالْبَشَاشَةُ حِبَالَةُ الْمَوَدَّةِ» (خوشرویی، دامِ دوستی و جلب محبت است).
در نقطهی مقابل، انسانِ ازخودراضی همواره دشمنان فراوانی در اطراف خود دارد. کسی که مغرور و خودخواه است و پیوسته «منمن» میکند، مردم از اطرافش پراکنده میشوند؛ و طبیعی است وقتی کسی دورش نماند و معاشرت و رفتوآمدی نداشته باشد، حالِ خوبی هم نخواهد داشت، چرا که انزوا و طردشدگی حاصلی جز ملال ندارد.
دستگیری از درماندگان؛ راهکاری برای آمرزش و نشاط معنوی
اگر بخواهیم تمام این نکات را جمعبندی کنیم، باید بگوییم دین مبین اسلام سبک زندگی جامعی را برای ما به ارمغان آورده است؛ بستهای کامل که شئون مختلف حیات انسان را در بر میگیرد:
بخشی از آن، اسباب و لوازمی است که حال معنوی ما را نیکو میسازد؛ بخشی دیگر عبادات است؛ و بخش مهم دیگر، رفتارها و اعمال اجتماعی ما در ارتباط با دیگران است که بازتاب مستقیم آن به خود ما بازمیگردد و حال درونیمان را خوش میکند.
به عنوان نمونه، در حکمت بیستوچهارم نهجالبلاغه، حضرت امیرالمؤمنین (ع) میفرمایند:
«مِنْ کَفَّارَاتِ الذُّنُوبِ الْعِظَامِ، إِغَاثَةُ الْمَلْهُوفِ وَالتَّنْفِیسُ عَنِ الْمَکْرُوبِ»
(از کفارههای گناهان بزرگ، به فریادِ درماندگان رسیدن و زدودن غم و اندوه از دلِ گرفتاران است).
اگر انسان بخواهد گناهان بزرگش آمرزیده شود، در درگاه الهی مقرب باشد و در زندگی شخصی و باطنی به آرامش و حالِ خوب برسد، باید به دادِ مظلومان، بیچارگان و افراد گرفتار برسد. دستگیری از کسی که دستش تنگ است و باری از دوش او برداشتن، نهتنها بخشش گناهان بزرگ را در پی دارد، بلکه طراوت و حال معنوی فوقالعادهای در روح و روان انسان پدید میآورد.
سمیرا گلکار/ خبرگزاری بینالمللی ابنا
نظر شما