آخرینهای پرونده
-
خطبههای نهجالبلاغه ۴۱؛ در مذمت حیلهگری و خیانت!
خیانت، خواه در روابط اجتماعی یا فعالیتهای سیاسی، زمینهساز تضعیف اعتماد و روابط میان افراد جامعه است. خیانت و حیلهگری در ابعاد مختلف آن، در نهایت میتواند به ازهمپاشیدگی اجتماعی منجر شود.
-
جرعهای از نهج البلاغه ۵۲/ الگوی شایسته و ویژگیهای آن
«فَإِنْ قَالَ بَذَّ الْقَائِلِینَ» ولی اگر سخن میگفت بر گویندگان غلبه پیدا میکرد. «وَ نَقَعَ غَلِیلَ السَّائِلِینَ» تشنگی آن سؤال کننده را برطرف میکرد، یعنی جوابش را میداد. «وَ کَانَ ضَعِیفاً مُسْتَضْعَفاً» اگر کسی از دور به او نگاه میکرد، او را یک آدم ضعیفی میدید و ضعیف میشمرد. چرا؟ به خاطر تواضعی که دارد، به خاطر اینکه تکبر و ادعایی نداشت.
-
نامههای نهجالبلاغه ۴۱؛ هشداری برای اختلاسگران!
نامه ۴۱ نهجالبلاغه، نامهای از امام علی(ع) خطاب به یکی از نزدیکان و مدیران ارشد حکومت است که مرتکب خیانت در امانت و برداشت از اموال بیتالمال شده بود. هشدارهای مطرحشده در این نامه، تنها به مخاطب آن محدود نمیشود؛ بلکه میتواند هشداری برای هر کسی باشد که در یک حکومت اسلامی، در حفظ اموال بیتالمال مسلمین کوتاهی کند یا آنها را برای منافع شخصی خود مورد سوءاستفاده و اختلاس قرار دهد.
-
جرعهای از نهج البلاغه ۵۱/ عالمان واقعی چه کسانی هستند؟
«لِئَلَّا تَبْطُلَ حُجَجُ اللَّهِ وَ بَیِّنَاتُهُ» تا اینکه حجتهای خدا و بیّناتش باطل نشود، همیشه اینها برپا و در میان مخلوقین و انسانها برقرار باشد. «وَ کَمْ ذَا وَ أَیْنَ أُولَئِکَ» چطور؟ و این خوبان کجا هستند؟ «أُولَئِکَ وَ اللَّهِ الْأَقَلُّونَ عَدَداً وَ الْأَعْظَمُونَ عِنْدَ اللَّهِ قَدْراً» تعدادشان کم است ولی قدرشان نزد خدا بزرگ و عظیم است.
-
جرعهای از نهج البلاغه ۵۰/ ارزش علم و علما
«أَوْ مُنْقَاداً لِحَمَلَةِ الْحَقِّ» بعضی هم نسبت به حاملان حق مطیع هستند، «لَا بَصِیرَةَ لَهُ فِی أَحْنَائِهِ» ولی در جوانب این علم و یا حقیقتی که به آنها رسید بصیرت ندارند. یعنی چه؟ «یَنْقَدِحُ الشَّکُّ فِی قَلْبِهِ لِأَوَّلِ عَارِضٍ مِنْ شُبْهَةٍ» با شبههای که به آنها وارد میشود، سریع شک در قلبشان جوانه میزند.
-
حکمتهای نهجالبلاغه ۴۰ و ۴۱: نوشتهها و گفتهها، معیارهای عقل و جهل
بیان هر انسان، نشانگر میزان عقل و نادانی اوست؛ خواه این بیان توسط زبان او گفته شود یا آنکه بهوسیله بنان و سرانگشتان او نگاشته شده باشد. موضوعی که هم در حکمتهای ۴۰ و ۴۱ و هم در بخشهای مختلف نهجالبلاغه مورد تأکید امام علی(ع) قرار گرفته است.
-
خطبههای نهجالبلاغه ۴۰؛ حکومت، ضرورتی برای حیات انسان
حکومت، از ضرورتهای حیات انسانی است و هر جامعه انسانی، نیازمند حاکمانی است که ساختار سیاسی و نظم اجتماعی آن جامعه را هدایت کنند. امام علی(ع) در خطبه ۴۰ نهجالبلاغه، این ضرورت را بیان کرده و کمترین وظایف هر حاکم را برمیشمرند.
-
جرعهای از نهج البلاغه ۴۹/ علم بهتر است یا ثروت؟
«یَا کُمَیْلُ هَلَکَ خُزَّانُ الْأَمْوَالِ وَ هُمْ أَحْیَاءٌ» ای کمیل، کسانی که مال جمع و انبار میکنند، مُردهاند، اگرچه زنده هستند. «وَ الْعُلَمَاءُ بَاقُونَ مَا بَقِیَ الدَّهْرُ» اما تا روزگار باقی است، علما باقی هستند.
-
نامههای نهجالبلاغه ۴۰/ هشدار امام علی(ع) به کارگزاران؛ حسابرسی خداوند از حسابرسی مردم سختتر است
هشدار امام علی(ع) به یکی از کارگزاران خویش که متهم به اختلاس شده بود، موضوع نامه چهلم نهجالبلاغه است. اگرچه مخاطب این نامه در تاریخ بهطور دقیق مشخص نیست، اما هر یک از کارگزاران حکومت اسلامی میتوانند خود را مخاطب آن بدانند. مهمترین محور این نامه نیز هشدار درباره حسابرسی الهی و ترس از روز قیامت است.
-
جرعهای از نهج البلاغه ۴۸/ توصیههای امیرالمومنین(ع) به کمیل بن زیاد
چرا دستهی سوم اینطور هستند؟ «لَمْ یَسْتَضِیئُوا بِنُورِ الْعِلْمِ» از نور علم بهرهای نبردند و روشنایی نگرفتند. «وَ لَمْ یَلْجَئُوا إِلَی رُکْنٍ وَثِیقٍ» و به پناه یا جایگاه استواری پناه نبردهاند.
-
حکمتهای نهجالبلاغه ۳۹: وقتی مستحب به واجب آسیب میزند؛ بازخوانی یک هشدار صریح از امیرالمؤمنین(ع)
مقدم بودن واجبها بر مستحبها، فراتر از یک اصل فقهی، ضرورتی دینی در اندیشه شیعی است. بر اساس این اندیشه بنیادین، نمیتوان و نباید اختلافات سیاسی یا مجادلات اجتماعی را به گسلهای سیاسی و شکافهای عمیق اجتماعی تبدیل کرد؛ آنچنان که به ساختارهای حاکمیت و بنیانهای اساسی نظام اسلامی آسیب وارد شود. همانگونه که در قواعد فقهی نیز جایز نیست یک امر مستحبی بر یک واجب شرعی مقدم داشته شود. موضوعی که امام علی(ع) در حکمت ۳۹ نهجالبلاغه با صراحت به آن اشاره کردهاند.
-
امام حسین(ع) در شرح نهجالبلاغه ابن ابیالحدید؛ بخش سوم: وقایع بعد از کربلا
شرح نهجالبلاغه ابن ابیالحدید معتزلی، در کنار نکات فراوان ادبی و بلاغی در شرح خطبهها، نامهها و حکمتهای نهجالبلاغه، بخشهای از تاریخ اسلام را روایت کرده که برخی از این وقایع تاریخی، به بیان حوادث بعد از فاجعه کربلا پرداخته است.