خبرگزاری بینالمللی اهلبیت (ع) ـ ابنا: معمولا در بیان معارف دین بیشتر به ضرورت ها پرداخته می شود تا به زیبایی های دین. حتی وقتی به زیبایی های دین پرداخته می شود برخی اعتراض می کنند؛ درحالی که درک کردن زیبایی های دین هم یک ضرورت است. ما به دلایل مختلف فردی و اجتماعی باید زیبایی های دین و رفتار دینی را درک کنیم.
یکی از ضرورت های درک زیبایی دین، این است که امروزه برای مقابله با فرهنگ الحادی حاکم بر دنیا که بیشتر با فریب و با حربه زیبایی های دروغین تمدن غیرانسانی غرب، به اغوای اندیشه های جوانان اقدام می کند، ما هم باید زیبایی های دین را نشان دهیم. این روش تمدن غرب، همان روش ابلیس است که دنیا و عمل مردم را برایشان زیبا جلوه می دهد؛ در مقابل دین هم باید زیبایی خودش را نمایان کند. ما باید در رقابت با جریانی که دنیا و کفر و فسوق و عصیان را زیبا جلوه می دهند و ایمان را زشت نشان می دهند، به نمایش زیبایی های ایمان در دل ها بپردازیم که همان کار خداوند متعال است. نیز باید زشتی کفر و فسوق و عصیان را بتوانیم نشان بدهیم، تا مردم از حقیقت پلید آن ها آگاه شوند.
نمی توان همیشه در مقابل ملحدان و دنیاگرایان از استدلال استفاده کرد. ما باید به فرهنگ و فکر مادی نشان دهیم که اتفاقاً دنیای ما زیباتر از دنیای آن ها است؛ نه اینکه در مقابل زیبایی های دروغین آن ها منفعلانه پاسخ بدهیم: «همه چیز که زیبایی نیست! انسان باید به فکر چیز های دیگری که مهمتر از زیبایی است هم باشد!» باید در برابر تزیین شیطان فعالانه برخورد کنیم نه منفعلانه. آن ها دنیای خودشان را به دروغ زیبا جلوه می دهند، مانند ابلیس که گفت:«لَأُزَینَنَّ لَهُمْ فِی الْأَرْضِ وَ لَأُغْوِینَّهُمْ أَجْمَعینَ»[1] یعنی من هرچه روی زمین باشد برای بندگان تو زیبا جلوه می دهم تا آن ها فریب بخورند. همین عملیات را دنیاگرایان -به تأسی از ابلیس- دارند انجام می دهند. ما هم در مقابل باید بتوانیم زیبایی دین و ایمان مان را به دیگران منتقل کنیم.
غیر از اینگونه آثار فرهنگی اجتماعی که برای بیان زیبایی های دین می توان تصور کرد، در محدودۀ زندگی معنوی و فردی مؤمنان هم، ضرورت های مهمی قابل بیان است. به عنوان مثال، اگر کسی زیبایی دین را به خوبی درک نکند، لذّتش از دینداری کم می شود، و اگر لذّت کسی از دینداری کم شود، احتمال زیاد دچار بیماری عُجب می شود.
بیماری عجب تقریباً یک بیماری فراگیر و صعب العلاج است. خیلی سخت است کسی آدم خوبی باشد ولی دچار عُجب نشود. یکی از راه های مهم دوری از عجب این است که انسان مقهور زیبایی های دین بشود؛ آنگاه متواضعانه تر و مخلصانه تر دینداری خواهد کرد. کسی که زیبایی دین را درک کند، راحت تر احساس بدهکاری به دین و خدا پیدا می کند، ولی اگر کسی از دینداریش لذت نبرد و یا محو زیبایی های دین نشود، احساس طلبکاری پیدا خواهد کرد که از اولین آثارش عجب و فخرفروشی به دیگران خواهد بود.
در صورت لذّت نبردن از دینداری و عدم درک زیبایی های دین نه تنها عُجب پیدا می شود، بلکه نوع بدی از حسادت و حسرت هم در فرد متدین ایجاد می شود؛ و آن اینکه فرد دیندار به فرد بی دین حسادت می کند که چرا او از گناه لذت می برد! و حتی ممکن است حسرت موقعیت او را هم بخورد. فرد مذهبی ای که از دین لذّت کافی نبرده است، وقتی گناه یک فرد بی دین را می بیند، در ظاهر از رفتار گناهکار به خاطر خدا ناراحت می شود، ولی وقتی علّت واقعی ناراحتی اش را بررسی می کنی می بینی، ریشه در دینداری او ندارد، بلکه لااقل بخشی از آن، از روی حسادت است. او با خود می گوید: چرا گناهکار کیف می کند ولی من کیف نمی کنم؟! یک فرد مذهبی به جای حسادت به گنه کار، باید دلش برای گناهکار بسوزد.
اگر کسی از عبادات، تقیّدات و بطور کلّی از دین لذّت نبرد، به احتمال زیاد وقتی می بیند دیگران از گناه و یا از دنیای خودشان لذّت می برند، به آن ها حسادت می کند. چنین حسادتی، خطرات متعدد دیگری هم دارد؛ مثل اینکه ممکن است روزی او را از مسیر دینداری خارج کند و به جمع غیرمتدینان بکشاند.
از آنجا که دین زیباست، نمی توان با دین ارتباط برقرار کرد ولی زیبایی آن را درک نکرد. لذا درک زیبایی های دین، شاخصی است برای اینکه آیا اصلاً ارتباطی با دین اتفاق افتاده است یا خیر؟ معرفتی حاصل شده است یا نه؟ آیه کریمۀ قرآن می فرماید: وَ لکِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَیْکُمُ الْإیمانَ وَ زَیَّنَهُ فی قُلُوبِکُمْ وَ کَرَّهَ إِلَیْکُمُ الْکُفْرَ وَ الْفُسُوقَ وَ الْعِصْیانَ أُولئِکَ هُمُ الرَّاشِدُونَ[2] اگر ایمان در دل کسی قرار گرفته باشد، باید زیبایی ایمان را چشیده باشد. این یک هدیۀ ویژۀ الهی است برای مومنان.
منابع:
1. حجر، آیه39.
2. حجرات، آیه7.
نظر شما