۱ مهر ۱۴۰۴ - ۱۰:۴۲
منبع: راسخون
ده گفتار از امام عصر (عج): راهنمای زندگی ولایی در عصر غیبت

ما در این مطلب، ده گفتار حیاتی از امام زمان (عج) را به عنوان راهنمای عملی و معنوی برای زیستنِ ولایی، اخلاقی و مقاومت‌آمیز در عصر غیبت بررسی و تحلیل می‌کنیم.

خبرگزاری بین المللی اهل بیت(ع) _ابنا: در سکوتِ عصر غیبت، جایی میان هیاهوی دنیا و سر و صدای فریبندهٔ ظواهر، صدایی هنوز می‌پیچد — نه بلند که گوش را آزار دهد، اما عمیق که جان را لمس کند؛ نه آشکار که همه ببینند، اما حاضر که هیچ نفسی را تنها نگذارد.
 
 این صدا، صدای کسی است که در پس پردهٔ زمان، دستانش را بر دل تاریخ گذاشته و هر ضربان قلبِ منتظر را در مهرِ لطفش ثبت می‌کند: امام زمان (عج)، نورِ آخرالزمان، امیدِ بشریتِ خسته، تنها و گمراه.
 
این ده گفتار، قطره‌هایی از دریایی است که هرگز خشک نمی‌شود — دریایی از حکمت، هدایت و همراهی بی‌پایان. این سخنان نه برای تاریخ نوشته شده‌اند، که برای امروزِ تو و من؛ نه برای نگاه کردن، که برای زیستن، نفس کشیدن، ایستادن و گاهی هم زانو زدن در برابر حق.
 
 هر سخن، چراغی است در دستِ رهگذرِ خسته؛ هر عبارت، نقشه‌ای از راهی که به سوی خدا، از راهِ خانه، کار، خیابان و حتی گوشیِ همراه می‌گذرد. او می‌فرماید: «الحق معنا» — پس در هر پیچِ زندگی، جایی که حق را فراموش کرده‌ای، نگاه کن به خطِ اهل بیت (ع). او می‌گوید: «لا بیعة لی لطاغوت» — پس تو هم، در کوچک‌ترین انتخاب‌هات، از بیعتِ درونی با ظلم بپرهیز.
 
او وعده می‌دهد: «أملأ الأرض عدلاً» — پس تو هم، هر روز، یک ذره عدل در جهان بپاش، تا زمینهٔ ظهور فراهم شود. این، کتابِ دستور زندگی نیست — کتابِ دل است. خواندنِ آن، نیازمند چشمِ باز، دلِ حاضر و نیتی است که بگوید: «یا صاحب الزمان، من می‌خواهم در غیبت تو، با تو زندگی کنم.»
 

«۱۰ گفتار از امام عصر (عج) : راهنمای زندگی ولایی در عصر غیبت»

۱- جایگاه اهل بیت (ع) به از دیدگاه امام زمان (عج)

- قال الإمام المهدی، صاحب العصر و الزّمان (علیه السلام و عجّل الله تعالی فرجه الشّریف) : الَّذی یَجِبُ عَلَیْکُمْ وَ لَکُمْ انْ تَقُولُوا: إنّا قُدْوَهٌ وَ ائِمَّهٌ وَ خُلَفاءُ اللهِ فی ارْضِهِ، وَ اُمَناوُهُ عَلی خَلْقِهِ، وَ حُجَجُهُ فی بِلادِهِ، نَعْرِفُ الْحَلالَ وَ الْحَرامَ، وَ نَعْرِفُ تَاْویلَ الْکِتابِ وَ فَصْلَ الْخِطابِ. [۱]
 
امام زمان (عجّل الله تعالی فرجه الشّریف) فرمود: بر شما واجب است و به سود شما خواهد بود که معتقد باشید بر این که ما اهل بیت رسالت، محور و اساس امور، پیشوایان هدایت و خلیفه خداوند متعال در زمین هستیم.
 
همچنین ما امین خداوند بر بندگانش و حجّت او در جامعه می باشیم، حلال و حرام را می شناسیم، تاویل و تفسیر آیات قرآن را عارف و آشنا هستیم.
 
۱-۱. الگو بودن اهل بیت (ع) : آینه‌ای برای خودسازی اخلاقی

پذیرش اهل بیت (ع) به عنوان «قدوه»، تنها یک باور اعتقادی نیست، بلکه پایه‌ای برای خودشناسی و اصلاح اخلاقی است. قرآن می‌فرماید: ﴿ لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ... [۲]
 
این آیه که درباره پیامبر (ص) نازل شده، در روایات به اهل بیت (ع) نیز تعمیم یافته است. وقتی انسان خود را در آینه زندگی معصومان می‌بیند، ناخودآگاه از رذائل دور و به فضائل نزدیک می‌شود. مثلاً وقتی بدانیم امام سجاد (ع) در شرایط سخت، حتی به دشمنانش لعنت نکرد، در ما هم صبر و کنترل هیجان تقویت می‌شود.
 
۱-۲. امامت و خلافت الهی: مسئولیت‌پذیری در جامعه

عبارت «ائمه و خلفاء الله فی ارضه» نشان می‌دهد که اهل بیت (ع) نه برای حکومت سیاسی، بلکه برای هدایت اخلاقی و اجتماعی مأمور شده‌اند. قرآن می‌فرماید: ﴿ إِنِّی جَاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَةً... ﴾ [۳]
خلافت، یعنی نمایندگی خدا در امر به معروف و نهی از منکر، عدالت‌خواهی و حفظ نظام اخلاقی جامعه. این مفهوم برای ما هم در عصر غیبت کاربرد دارد: هر فرد می‌تواند در جایگاه خود — چه در خانواده، چه در محل کار — نقش «امامت کوچک» را بازی کند: با رفتار نیک، دفاع از حق، و سکوت نکردن در برابر ظلم.
   
۱-۳. شناخت حلال و حرام + تأویل کتاب: ضامن تصمیم‌گیری درست

وقتی امام زمان (عج) می‌فرماید: «نعرف الحلال والحرام وتأویل الکتاب»، به این معناست که تنها اهل بیت (ع) مرجع معتبر برای تشخیص مرزهای اخلاقی و شرعی هستند.
 
در دنیای امروز که مرزها محو شده و هر کس تفسیر خود را از دین ارائه می‌دهد، بازگشت به این منبع معصوم، نجات‌بخش است. قرآن هشدار می‌دهد:  ﴿ ...فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِی شَیْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَی اللَّهِ وَالرَّسُولِ... ﴾ [۴]
 
«رسول» در اینجا شامل اهل بیت (ع) نیز می‌شود. پس در هر تصمیم مهم — از ازدواج تا کسب‌وکار — باید از منابع مستند ولایی استفتاء کنیم، نه از شبکه‌های اجتماعی یا عقاید شخصی.
 
جمع‌بندی عملی: چگونه این حدیث را زندگی کنیم؟

۱. هر روز یک صفت اخلاقی از یکی از ائمه (ع) را انتخاب کنید و آن را در عمل تقلید کنید — مثلاً امروز تواضع امام حسن (ع)، فردا شجاعت امام حسین (ع).
۲. در هر موقعیت سخت از خود بپرسید: «اگر امام زمان (عج) در جای من بود، چه می‌کرد؟» — این سؤال، تصمیم‌های شما را ولایی می‌کند.

۳. قبل از هر تصمیم مهم، یک حدیث یا فتوای مرجع ولایی‌محور خود را مطالعه کنید — این کار، شما را از خطا و گمراهی دور می‌کند.
 

۲- جایگاه امام زمان (عج) به عنوان دافع بلاها از شیعیان

قالَ (علیه السلام) :"انَا خاتَمُ الاْوْصِیاءِ، بی یَدْفَعُ الْبَلاءُ عَنْ اهْلی وَ شیعَتی. " [۵] فرمود: من آخرین وصیّ پیغمبر خدا هستم؛ به وسیله من بلاها و فتنه‌ها از آشنایان و شیعیانم دفع و برطرف خواهد شد.
 
۲-۱. خاتم الاوصیاء: جایگاه ویژه امام زمان در سلسله ولایت

عبارت «خاتم الاوصیاء» نشان‌دهنده جایگاه منحصر به فرد امام مهدی (عج) در سلسله اوصیای الهی است. همان‌طور که پیامبر (ص) خاتم النبیین است، ایشان خاتم الاوصیاءند — یعنی آخرین و کامل‌ترین تجلی ولایت الهی در عالم.
 
قرآن درباره جایگاه وارثان انبیا می‌فرماید: ﴿ ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْکِتَابَ الَّذِینَ اصْطَفَیْنَا مِنْ عِبَادِنَا... ﴾ [۶]
این «اصطفاء» در عصر غیبت، به امام زمان (عج) ختم می‌شود. پس شیعیان با توجه به این جایگاه، باید در همه شرایط — حتی در سخت‌ترین بحران‌ها — به ایشان تکیه کنند، نه به قدرت‌های جهانی یا راه‌حل‌های انسانی ناپایدار. این باور، بنیان اعتماد الهی (توکّل) است که انسان را از ترس و اضطراب نجات می‌دهد.
 
۲-۲. دفع بلا به وسیله امام: حفاظت غیبی و لطف الهی

وقتی امام (عج) می‌فرماید: «بی دفع می‌شود بلا از شیعیانم»، به این معناست که حضور ایشان — حتی در غیبت — عامل حفاظت الهی از شیعیان است. این حفاظت، گاهی به صورت ظاهری (جلوگیری از فاجعه) و گاهی به صورت باطنی (تبدیل بلا به مصلحت) اتفاق می‌افتد.
 
قرآن می‌فرماید: ﴿ وَمَا یَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّکَ إِلَّا هُوَ... ﴾ [۷] فقط خدا می‌داند چه بلایایی به وسیله حضور غیبی امام از شیعیان دفع شده است. این باور، انسان را از ناامیدی نجات می‌دهد و به او یادآوری می‌کند که حتی در تاریک‌ترین لحظات، یک دست غیبی از او محافظت می‌کند — دستی که متعلق به «ولیّ عصر» است.
 
۲-۳. شیعی بودن واقعی: شرط بهره‌مندی از لطف امام (عج)

دفع بلا تنها به «انتساب کلامی» به امام زمان (عج) بستگی ندارد، بلکه مشروط به شیعی بودن واقعی است — یعنی پیروی از اخلاق و دستورات اهل بیت (ع)، پرهیز از گناه، و تقویت ارتباط معنوی با امام. قرآن هشدار می‌دهد: ﴿ أَمْ حَسِبَ الَّذِینَ اجْتَرَحُوا السَّیِّئَاتِ أَن نَّجْعَلَهُمْ کَالَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ... ﴾[۸]
 
پس اگر کسی می‌خواهد تحت پوشش «دفع البلاء» قرار گیرد، باید زندگی‌اش را با ارزش‌های ولایی هماهنگ کند: نماز به موقع، دوری از غیبت و دروغ، کمک به نیازمندان، و دعای عجیله را با حضور قلب بخواند. این‌ها، «کلیدهای دسترسی» به لطف غیبی امام (عج) هستند.
 
جمع‌بندی عملی: چگونه از لطف دفع بلا امام زمان (عج) بهره ببریم؟

۱. هر روز دعای «عجّل فرجه» را با توجه و حضور قلب بخوانید — این دعا، نه فقط برای ظهور، بلکه برای جلب لطف و حفاظت امام در زندگی روزمره است.

۲. در هر بحران، قبل از هر کاری، یک مرتبه بگویید: «یا صاحب الزمان!» — این ندا، ارتباط غیبی شما را با امام فعال می‌کند.

۳. از گناهان کوچک و بزرگ پرهیز کنید — چون گناه، پرده‌ای میان شما و لطف امام می‌کشد.

۴. در مشکلات، به جای ناامیدی، به خود یادآوری کنید: «امام زمان (عج) دارد از من محافظت می‌کند» — این باور، آرامش روحی غیرقابل توصیفی ایجاد می‌کند.
 

۳- جایگاه فقهاء به عنوان حجت امام زمان (عج) در عصر غیبت

قالَ (علیه السلام) :  "امَّا الْحَوادِثُ الْواقِعَهُ فَارْجِعُوا فیها إلی رُواهِ حَدیثِنا، فَإنَّهُمْ حُجَّتی عَلَیْکُمْ وَ انَا حُجَّهُ اللهِ عَلَیْکُمْ. "[۹] فرمود: جهت حلّ مشکلات در حوادث — امور سیاسی، عبادی، اقتصادی، نظامی، فرهنگی، اجتماعی و... — به راویان حدیث و فقهاء مراجعه کنید که آن‌ها در زمان غیبت، خلیفه و حجّت من بر شما هستند و من حجّت خداوند بر آن‌ها می‌باشم.
     
۳-۱. رجوع به فقهاء: ضرورت اطاعت در تمام ابعاد زندگی

امام زمان (عج) در این حدیث به صراحت فرمان می‌دهد که در «حوادث واقعه» — یعنی تمام مسائل جدید و پیچیده‌ای که در زندگی فردی و اجتماعی پیش می‌آید — باید به راویان حدیث، یعنی فقهای عادل و آگاه، رجوع کنیم. این رجوع، نه توصیه، بلکه فرمان ولایی است.
 
قرآن می‌فرماید: ﴿ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الْأَمْرِ مِنکُمْ... ﴾[۱۰] «اولو الأمر» در عصر غیبت، همان فقهای جامع‌الشرایط هستند که نایب امام (عج) محسوب می‌شوند. پس اطاعت از آنان، در واقع اطاعت از خود امام و ادامهٔ ولایت الهی در جامعه است.
      
۳-۲. فقیه، حجت امام (عج) بر ما: مشروعیت رهبری دینی در غیبت

جملهٔ «فَإنَّهُمْ حُجَّتی عَلَیْکُمْ» نشان می‌دهد که فقیه، نه یک مشاور یا مرجع فقهی صرفاً برای احکام عبادی، بلکه حجت الهی در تمام ابعاد زندگی است. حجت بودن یعنی:  
نادیده گرفتن فتوا یا دستور او، نادیده گرفتن امام است.  
مخالفت با او، مخالفت با نظام ولایی است.  
اعتماد به او، اعتماد به خدا و امام است.
 
همان‌طور که قرآن می‌فرماید:  ﴿ وَمَا آتَاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاکُمْ عَنْهُ فَانتَهُوا... ﴾[۱۱]  این اصل، در عصر غیبت به فقیه منتقل شده است. پس وقتی مرجعی فتوا به مقاومت، اتحاد، یا پرهیز از همکاری با دشمن می‌دهد، اطاعت از او واجب است — حتی اگر با سلیقهٔ شخصی ما همخوانی نداشته باشد.  
 
۳-۳. امام (عج)، حجت خدا بر فقیه: ضامن عصمت و هدایت غیبی

جملهٔ «وَ انَا حُجَّهُ اللهِ عَلَیْکُمْ» نشان می‌دهد که خود امام زمان (عج) زیر نظر خداوند قرار دارد و هیچ‌گاه از مسیر حق خارج نمی‌شود. این مسئله به ما اطمینان می‌دهد که فقهایی که واقعاً نایب او هستند، تحت پوشش هدایت غیبی قرار دارند و از خطا و انحراف در امور کلی معصومیت دارند.
 
قرآن می‌فرماید: ﴿ إِنَّ اللَّهَ یَدَافِعُ عَنِ الَّذِینَ آمَنُوا... ﴾[۱۲] این دفاع الهی، شامل حفظ نظام ولایت فقیه نیز می‌شود. پس وقتی فقیهی را به عنوان مرجع یا رهبر انتخاب می‌کنیم، باید مطمئن باشیم که او شرایط نیابت از امام را دارد — عدالت، اجتهاد، شجاعت، و وابستگی کامل به خط اهل بیت (ع).

نتیجه‌گیری :

پایانِ این ده گفتار، آغازِ راهی نو است — نه در کاغذ، که در وجودِ تو. هر سخن، سنگی بود بر بسترِ رودِ زندگی‌ات — تا آبِ روزگارت، نه به سوی ویرانی، که به سوی باغِ ولایت جاری شود.
 
امام (عج) در غیبت، نه غایب است، که حاضر؛ نه خاموش، که هم‌زبان. او نمی‌خواهد تو را فقط منتظرِ فردا کند — می‌خواهد تو را، امروز، اهلِ حق، اهلِ عدل، اهلِ مقاومت کند. ظهور، نیازمند زمینِ پاک است — و زمینِ پاک، نیازمند دستانِ پاکِ تو و من.
 
 پس این گفتارها را در جیبِ دلت بگذار — هنگامِ تصمیم، هنگامِ آزمایش، هنگامِ تنهایی، آن‌ها را از دل بیرون بیاور و با خود مشورت کن. در هر قدم، از خود بپرس: «آیا این قدم، قدمی در مسیرِ اوست؟» در هر انتخاب، بگو: «یا مولای من، مرا یاری کن تا حق را از باطل تشخیص دهم.» تا روزی که او ظهور کند، نه با تعجب، که با شوق بگویی:
 
«ای ولیّ خدا! من در غیبت تو، از تو درسِ زندگی خواندم — و امروز، آنچه خواندم، در وجودم جاری است.» و آنگاه، نه با زبان، که با ذاتت، شاهد باشی بر اینکه: «من در عصر غیبت، زندگی ولایی داشتم — چون تو را راهنمای خود دانستم.»
 


پی‌نوشت ها :

۱.تفسیر عیّاشی: ج ۱، ص ۱۶، بحارالانوار: ج ۸۹، ص ۹۶، ح ۵۸.
۲. سوره احزاب آیه ۲۱.
۳. سوره بقره آیه ۳۰.
۴. سوره نساء آیه۵۹
۵. دعوات راوندی: ص ۲۰۷، ح ۵۶۳.
۶. سوره فاطر، آیه ۳۲.
۷. سوره المدثر، آیه ۳۱.
۸. سوره الجاثیه، آیه ۲۱.
۹. بحارالأنوار: ج ۲، ص ۹۰، ح ۱۳؛ ج ۵۳، ص ۱۸۱، س ۳؛ ج ۷۵، ص ۳۸۰، ح ۱.
۱۰. سوره نساء، آیه ۵۹.
۱۱. سوره حشر، آیه ۷.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha