۲۱ آذر ۱۴۰۴ - ۱۳:۰۰
یادداشت رسیده/ رسانه‌ی ملّی: درختی که صدای خش‌خش آن از طعم میوه‌اش بیشتر است!

بحران صداوسیمای امروز، بحرانی در محتوا نیست؛ بحرانی در "نمایندگی" است. رسانه‌ای که باید تصویر واقعی انقلاب اسلامی را نشان دهد، ناخواسته صورتک خشن و عصبی آن شده است.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا ـ در دل باغ بزرگ انقلاب اسلامی، ریشه‌هایی وجود دارد که روزگاری ثمرشان امید، اخلاق و صداقت بود؛ اما امروز درختی در کنار راه ایستاده که صدایش از میوه‌اش بیشتر است. صداوسیمایی که باید آینه وقار انقلاب باشد، به تریبون هیجاناتی تبدیل شده که نه عمق و نه ریشه دارند.

حجت‌الاسلام «محمد منتج» در یادداشتی ارسالی به خبرگزاری ابنا به نقد رویکرد مدیریت فعلی صدا و سیما و لزوم تغییر این رویکرد برای بازگشت مخاطبان این رسانه پرداخت که این یادداشت به شرح زیر می‌باشد:

«در یک باغ، گاه درختی است که سایه دارد اما ثمر نه؛ صدا دارد اما ریشه نه؛ میوه‌اش کوچک است، ولی برگ‌هایش آن‌قدر خش‌خش می‌کند که رهگذر فکر می‌کند: «این محور باغ است.»

جریانِ صداوسیمای سوپرانقلابی امروز، چیزی شبیه همین درخت است. بلندی صدایش از کمّیّت و کیفیّت میوه‌اش بیشتر است.  

و چون نزدیکِ راه ایستاده، مردم گمان می‌کنند «باغ انقلاب» همین خش‌خشِ بیهوده است. اما قصه‌ی صداوسیمای انقلاب، همیشه این نبوده. روزی بود ریشه‌ها محکم بود: ایمان، اخلاق، علم، کار و انصاف؛ نماد واقعی رسانه‌ی انقلاب بود، نه این خش‌خشِ بی‌ثمر!  

در آن روزها، مردم می‌دیدند باغ، میوه‌ی امید می‌دهد. امروز مسئله اینجاست که «نماینده‌ی باغ» اشتباهی آمده! باغبان‌ها کم‌حوصله‌اند، و انگاری میکروفون دست درختی است در جوار بیت‌الخلاء؛ که نه سایه‌اش آرام‌بخش است، و نه میوه‌اش گوارا.

ریشه: سوءتفاهم درباره ماهیت انقلاب  

ریشه‌ی اصلی بحران، یک سوءتفاهم بزرگ است: جامعه فکر می‌کند صداهای تند و چهره‌های هیجانی، همان انقلابی‌گری‌اند. در حالی که انقلاب؛ در منطق خودش نه نرم است تا بی‌هویت شود، نه خشن است تا پرخاش‌جو شود؛ بلکه چیزی میانِ نرمیِ اخلاق و سختیِ حکمت است.  
همین را جوان امروز حس می‌کند؛ به همین خاطر از افراط و سبکِ تندگیری گریزان شده، اما هنوز در جست‌وجوی معنای عمیقِ انقلاب است.

تنه: بحران نمایندگی  

نمایندگی گفتمان انقلاب، به دست کسانی افتاده که کارنامه‌شان از سر و صدایشان کوچک‌تر است.  

رسانه‌ی رسمی، به‌جای اینکه نمایشگر بلوغ و وقار انقلاب باشد، گاه تبدیل شده به «اتاق پژواک رفتارهای عصبی».  

نتیجه چیست؟ جوان تحصیل‌کرده‌ای که می‌خواهد بفهمد «انقلاب یعنی چه»، با صحنه‌هایی روبه‌رو می‌شود که حتی خود او هم نمی‌تواند از آن‌ها دفاع کند.

شاخه‌ها: پیامدهای اجتماعی  

سوپرانقلابی‌گریِ رسانه‌ای، اگر دشمن نسازد؛ حتما دل‌زده می‌سازد. 

نسل Z نه ضدانقلاب است، نه بی‌دغدغه؛ اما با سبک رسانه‌ایِ پرخاش‌محور، احساس می‌کند به شعورش توهین می‌شود.  

سرمایه اجتماعی مثل آب حوض است: نه یک‌باره، بلکه چکه‌چکه هدر می‌رود؛ کاهش مشارکت سیاسی، فرار از رسانه‌ی رسمی، تندی لحن جامعه، بی‌اعتمادی روزافزون؛ همه برگ‌های همان شاخه‌اند که آرام‌آرام زرد و افسرده شده‌اند و ریخته‌اند.

برگ‌ها: نشانه‌هایی که جدی گرفته نشد  

روز دانشجو امسال، نشانه‌ای بود از ظهور «جریان عقلانیتِ شجاع»؛ جوانانی که نه ولنگارند، نه دنبال فریادهای بی‌برنامه.

این برگ‌ها پیام دادند: «ما هستیم؛ اما شما باید میکروفون را به جریانِ درستی تحویل بدهید.»

میوه: نسخه‌ی رسانه‌ای برای آینده انقلاب  

اگر قرار است باغ رسانه‌ی انقلاب دوباره دیده شود، باید میوه بدهد؛ و میوه‌دادن یعنی سه کار روشن:

۱. میکروفون را به چهره‌هایی بازگردانید که هم اخلاق دارند، هم کارنامه، هم قابلیت دفاع عمومی؛ چهره‌هایی که هم احترام می‌سازند، هم فهم.

۲. لحن رسانه را عوض کنید: از تندی به تحلیل، از تحقیر به گفتگو، از ژست به مهارت.

۳. برند رسانه‌ای انقلاب را بر سه پایه بنا کنید:صداقت؛ حرفه‌ای‌گری؛ احترام.

اگر این سه، محقَّق شود؛ میوه‌ی باغ رسانه‌ی انقلاب، دوباره «مزه» پیدا می‌کند. و جوان، میوه‌ی آن را می‌چشد؛ نه چون در گوشش فریاد زده‌ای، بلکه چون به عقلش، به احساسش و به شخصیتش احترام گذاشته‌ای و آنگاه با کسب اجازه‌ و اعتمادش، او را رشد داده‌ای.
همین! وگرنه رسانه‌ ملّی می‌میرد، بعد از این انزوای تلخ!»

انتشار این یادداشت در راستای تضارب آرا بوده و خبرگزاری ابنا آماده دریافت و انتشار پاسخ به این یادداشت یا انتشار دیدگاه های متفاوت در این خصوص را دارد. 

..............................

پایان پیام/ ۲۶۸

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha