۱۳ دی ۱۴۰۴ - ۰۹:۰۰
از عدالت تا تدبیر؛ سه درس امام علی(ع) برای عبور از بحران‌ها

بحران، آتش‌بس نمی‌شناسد و منتظر تدبیر ما نمی‌ماند. اما گنجینه‌ی حکمت علوی، نقشه‌ی گنجی است برای بیرون آمدن از سخت‌ترین گرداب‌ها، نه با وحشت، که با «تدبیر الهی».

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا: حجت‌الاسلام و المسلمین محمد حسین امین، نویسنده و پژوهشگر دینی، در نوشتاری اختصاصی برای ابنا، به بررسی شیوه های مدیریت بحران در سیره امام علی (ع) پرداخته اند.


از عدالت تا تدبیر؛ سه درس امام علی(ع) برای عبور از بحران‌ها
از عدالت تا تدبیر؛ سه درس امام علی(ع) برای عبور از بحران‌ها
محمد حسین امین / نویسنده و پژوهشگر دینی

بحران، آزمون سخت مدیریت و عیار حقیقی رهبری است. در تاریخ اسلام، دوران حکومت امام علی(ع)، نمونه‌ای بی‌نظیر از مواجهه با بحران‌های پی‌درپی است؛ از فتنه‌های داخلی و جنگ‌های ناخواسته گرفته تا فقر عمومی و شکاف طبقاتی. با این حال، سیره و کلام آن حضرت، الگویی زنده و کاربردی برای «مدیریت بحران» ارائه می‌دهد که فراتر از زمان و مکان، راهگشای جوامع امروزی است. این نوشتار، با واکاوی سیره علوی، پنج اصل بنیادین برای مدیریت بحران استخراج می‌کند.

اصل اول: تشخیص سریع و واقع‌بینی؛ بحران را با نام واقعی‌اش صدا بزن

نخستین گام در مدیریت بحران از منظر امام علی(ع)، شناخت دقیق و به‌موقع ماهیت فتنه است. ایشان بحران را نه با تخیل یا خوش‌بینی کاذب، که با واقع‌بینی محض تحلیل می‌کردند. در خطبه‌ای می‌فرمایند: «إِنَّ الْفِتْنَةَ إِذَا أَقْبَلَتْ شُبِّهَتْ وَ إِذَا أَدْبَرَتْ نُبِّهَتْ»[۱]؛ هنگامی که فتنه روی می‌آورد [چهره‌اش] مشتبه می‌شود و وقتی پشت می‌کند [همه] بیدار می‌شوند! این سخن، بر اهمیت تشخیص به‌هنگام و دقت در تحلیل اوضاع پیش از تشدید بحران تأکید دارد.

ایشان در برخورد با فتنه‌سازان، هرگز دچار «انکار بحران» نشدند. به عنوان مثال، هنگام شورش خوارج، بلافاصله ماهیت ویرانگر این حرکت را شناسایی و آن را «فتنه‌ای خفته» خواندند که بیدار شده است[۲]. همچنین، در مواجهه با بحران اقتصادی و فقر عمومی، با صراحت اعلام کردند که اگر فقیری در قلمرو حکومت‌شان گرسنه بماند، از خداوند شرمنده خواهند بود[۳]. این شجاعت در رویارویی با واقعیت‌های تلخ، سنگ بنای هر اقدام اصلاحی است.


اصل دوم: اتحاد کلمه و جلوگیری از تفرقه؛ بحران، شکاف نمی‌پسندد

امام علی(ع) عمیقاً آگاه بودند که بحران‌ها در شکاف‌های اجتماعی ریشه می‌دوانند و تفرقه، اکسیژن آتش فتنه است. بنابراین، در دوران بحران، تمام تلاش خود را بر حفظ وحدت صفوف مسلمانان متمرکز می‌کردند. در عهدنامه مالک اشتر، این اصل را با وضوح بیان می‌کنند: «فَإِنَّهُ لَا غِنَی بِکَ عَنْ نَصِیحَةِ مُسَدِّدٍ وَ لَا عَذْرَ لَکَ فِی تَخْذِیلِ مُسَدَّدٍ»[۴]؛ بی‌نیازی از خیرخواهی یک همکار راهنما نیست و در ناامید کردن چنین همکاری عذری نداری.

ایشان حتی هنگام رویارویی با دشمن سرسختی مانند معاویه، هرگز حاضر به ایجاد تفرقه در میان یاران خود نشدند و خطاب به سپاهیان می‌فرمودند: «أُوصِیکُمْ بِتَقْوَی اللَّهِ وَ لَا تَفَرَّقُوا»[۵]؛ شما را به تقوای الهی سفارش می‌کنم و پراکنده نشوید. در بحران‌های امروزی، این اصل به معنای اولویت دادن به منافع جمعی بر منافع جناحی، حفظ احترام متقابل بین گروه‌ها و جلوگیری از دامن زدن به اختلافات فرعی در بحبوحه طوفان اصلی است.


 اصل سوم: سرعت عمل و قاطعیت همراه با عدالت؛ تردید، بحران‌زا است

حضرت علی(ع) در عین مدارا و رحمت، در مواجهه با بحران‌هایی که اساس جامعه را تهدید می‌کرد، قاطعیت مثال‌زدنی داشتند. ایشان تردید و تصمیم‌گیری‌های دودلانه را بزرگ‌ترین خیانت به مردم می‌دانستند. می‌فرمایند: «الْهَلَکَةُ فِی الرِّدَی وَ النَّجَاةُ فِی الْقَطِیعَةِ»[۶]؛ هلاکت در [قدم‌زدن در] پرتگاه‌هاست و نجات در گسستن [و قاطعیت].

نمونه بارز این قاطعیت، برخورد ایشان با غارتگران بیت‌المال در دوران پیش از حکومت بود که منجر به بحران مشروعیت شد. امام(ع) با صراحت اعلام کردند که اگر حتی یک نخ از بیت‌المال را به ناحق برده باشند، آن را بازمی‌گردانند. این قاطعیت عدالت‌محور، اگرچه دشمنان زیادی ایجاد کرد، اما بحران بی‌اعتمادی به حکومت را برای همیشه در میان مردم صالح حل نمود[۷]. در مدیریت بحران امروز، این اصل به معنای تصمیم‌گیری به‌موقع، اجرای قوانین بدون تبعیض و برخورد قاطع با مفسدان، حتی اگر از نزدیکان باشند، است.


پاورقی‌ها:

[۱] نهج‌البلاغه، خطبه ۳۹.
[۲] ر.ک: شیخ مفید، الجمل، ص ۲۵۶.
[۳] «لو کان المال لی لسوّیت بینهم، فکیف وإنما المال مال الله»؛ اگر مال از آنِ من بود، مساوی میان مردم تقسیم می‌کردم، پس چگونه است که مال، مال خداست. (شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج ۲۰، ص ۳۳۳)
[۴] نهج البلاغه، نامه ۵۳ (عهدنامه مالک اشتر).
[۵] ابن اعثم کوفی، الفتوح، ج ۲، ص ۴۸۵.
[۶] غرر الحکم و درر الکلم، حدیث ۷۵۲۱.
[۷] ر.ک: طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج ۴، ص ۴۲۸.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha