خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا ـ در سالهای اخیر، سبک مینیمال به عنوان جریانی فراگیر در معماری داخلی خانههای ایرانی ظهور کرده است. این گرایش در تقابل با سنتهای غنی تزئینی و طرحهای پیچیده ایرانی قرار دارد و پرسشهایی را درباره هویت فرهنگی و پیامدهای اجتماعی این تحول برمیانگیزد. این مقاله به بررسی علل گرایش به مینیمالیسم، تأثیر آن بر کمرنگ شدن طرحهای سنتی و عوارض فرهنگی-اجتماعی این تغییر میپردازد.
خانه ایرانی همواره به عنوان آیینهای از فرهنگ، باورها و ارزشهای جامعه ایرانی شناخته شده است. از نقشهای اسلیمی فرشها تا گچبریهای پیچیده و شیشههای رنگی، هر عنصر دکوراسیونی حامل معنایی نمادین و پیوندی با تاریخ و هویت جمعی بوده است. اما موج جهانی مینیمالیسم با شعار «کمتر، بیشتر است» به درون خانههای ایرانی نفوذ کرده و الگوی جدیدی از زیباییشناسی را معرفی نموده است و ما در فضای خانگی ایرانی شاهد تقابل سنت و مدرنیته هستیم.
امروزه شاهد کمرنگ شدن طرحهای سنتی در معماری و حتی استفاده از وسایل در منازل ایرانی هستیم. از مصادیق و زمینههای آن می توان به موارد زیر اشاره کرد:
۱. جایگزینی فرشهای نقشدار با پالتهای خنثی: فرش ایرانی با طرحهای گل و بوته، شکارگاه و محرابی که روایتگر داستانهای فرهنگی بودند، جای خود را به فرشهای ساده با رنگهای یکدست میدهند.
۲. حذف تزئینات معماری: گچبریها، آینهکاریها و نقاشیهای دیواری که زمانی بخشی جداییناپذیر از خانههای ایرانی بودند، به عنوان «شلوغ» و «غیرضروری» کنار گذاشته میشوند.
۳. سادهسازی مبلمان و لوازم: مبلمان منبتکاری شده و خاتمکاری که نماد هنر ایرانی بودند، با مبلمان خطوط ساده و بیتزئین جایگزین میشوند.
۴. یکسانسازی فضای داخلی: فضاهای خانه ایرانی که قبلاً بر اساس کارکردهای مختلف (مهمانی، خانوادگی، خصوصی) طراحی میشدند، اکنون به فضاهای باز و چندمنظوره تبدیل میشوند که فاقد مرزبندیهای سنتی هستند.
البته این کمرنگ شدن طرحهای سنتی عوارض و پیامدهایی به همراه خواهد داشت. عناصر تزئینی سنتی، حامل نمادها و روایتهای فرهنگی بودند. حذف این عناصر میتواند به تضعیف پیوند نسلها با میراث فرهنگی منجر شود. خانه دیگر به عنوان فضای انتقال فرهنگ عمل نمیکند. از طرفی مینیمالیسم به عنوان سبکی جهانی، تمایل به ایجاد فضای یکسان در سراسر جهان دارد. این پدیده میتواند تنوع غنی فرهنگی ایران را تحت تأثیر قرار دهد و به homogeneity (همگونی) فضایی بینجامد و منجر به یکسانسازی فرهنگی و از دست رفتن تنوع شود.
انتخاب سبک مینیمال می تواند پیامدهای روانشناختی نیز به همراه داشته باشد. فضاهای بیش از حد ساده و فاقد عناصر آشنا میتوانند حس بیهویتی و بیریشگی ایجاد کنند. از سوی دیگر، برخی روانشناسان معتقدند وجود عناصر فرهنگی آشنا در محیط زندگی، حس تعلق و امنیت روانی را تقویت میکند. گرایش به مینیمالیسم گاه بدون درک فلسفه عمیق پشت آن و تنها به عنوان مد روز صورت میگیرد. این رویکرد سطحی میتواند به از دست رفتن فرصت گفتوگوی خلاق بین سنت و مدرنیته بیانجامد.
مدرنیته و به دنبال آن انتخاب سبک مینیمال در زندگی می تواند تهدیدی جدی برای صنایع دستی و هنرهای سنتی باشد. کاهش تقاضا برای محصولات سنتی در دکوراسیون خانه، حیات اقتصادی هنرمندان و صنعتگران سنتی را تهدید میکند و دانش فنی ارزشمند را در معرض خطر فراموشی قرار میدهد.
انتخاب سبک مینیمالیسم فقط دامنگیر ایرانیان نشده است بلکه امری جهانی است. از عوامل گرایش به سبک مینیمال می توان به جهانیسازی و تأثیر رسانهها اشاره کرد. پلتفرمهایی مانند اینستاگرام، پینترست و کانالهای تلویزیونی مرتبط با دکوراسیون، الگوهای جهانی طراحی را به صورت گسترده ترویج میکنند. تصاویر خانههای مینیمال در کشورهای غربی به عنوان نماد «مدرن بودن» و «لاکچری» بازنمایی میشوند.
مسائل اقتصادی و کاربردیگرایی نیز از عوامل موثر در این شیوه زندگی است. در شرایط اقتصادی چالشبرانگیز، مینیمالیسم گزینهای مقرونبهصرفه به نظر میرسد. همچنین زندگی شهری و کوچکتر شدن مساحت خانهها، کارکردگرایی را به ضرورتی اجتنابناپذیر تبدیل کرده است. به عنوان مثال انتخاب فرش ماشینی در ابعاد کوچک بسیار مقرون به صرفه تر از انتخاب فرش های دستباف ایرانی است.
سبک زندگی شتابزده شهری، زمان و انرژی کمتری برای نگهداری از عناصر تزئینی پیچیده باقی میگذارد. سادگی در طراحی، با این ریتم سریع زندگی هماهنگ می شود. تصور کنید نظافت خانه ای که دارای لوازم سنتی و رنگارنگ است نسبت به خانه ای که با لوازم ساده و بی رنگ و مینیمالیسم چیده شده است، به زمان و انرژی بیشتری نیاز دارد. این سبک می تواند جنبه ی انتقادی نیز داشته باشد. نسل جوان ایرانی گاهی در جستوجوی هویتی مستقل از گذشته، سبک مینیمال را به عنوان بیان فردیت و گسست از سنتهای پیشین برمیگزیند.
حال با این سؤال اساسی مواجه می شویم که با وجود تمایل گسترده به این سبک و برای محافظت از فرهنگ ایرانی اسلامی در سبک معماری و چیدمان منازل چه راهکاری باید ارائه داد؟ راهکار پیشنهادی ایجاد تعادل بین این دو است، چون نمی شود سلیقه و خواست نسل جدید را نادیده گرفت از سویی نمی توان تمام داشته های فرهنگی را زیرپا گذاشت، پس با تلفیقی خلاقانه میان سنت و مدرنیته می توان این مسأله را حل کرد.
می توان با استفاده از نمادها و اِلِمانهای سنتی با زبان بصری سادهشده، مانند بهکارگیری نقوش اسلیمی در قالب خطوط ساده روی دیوار یا استفاده از رنگهای سنتی در پالتهای مینیمال، عناصر سنتی در قالب مدرن را بازتعریف کرد. از طرفی معماری باید پاسخگو به فرهنگ باشد. توسعه سبکی از طراحی داخلی که هم نیازهای زندگی مدرن را پاسخ دهد و هم عناصر هویتبخش فرهنگی را حفظ کند، از جمله این موارد است. آموزش و آگاهیبخشی جامعه به ویژه نسل جوان با فلسفه و معنای نمادهای سنتی، میتواند انتخابهای آگاهانهتری را در طراحی فضای زندگی ممکن سازد. حمایت از صنایع دستی نوآورانه، تشویق هنرمندان به خلق آثار سنتی با نگاه معاصر که هم ارزشهای فرهنگی را حفظ کند و هم با سبک زندگی مدرن سازگار باشد.
سبک مینیمال در خانههای ایرانی، پدیدهای پیچیده است که هم میتواند پاسخگوی نیازهای زندگی مدرن باشد و هم در صورت عدم توجه، حامل پیامدهای فرهنگی قابل توجهی است. چالش اصلی نه در طرد کامل مینیمالیسم و نه در نفی سنت، بلکه در خلق گفتوگویی خلاق بین این دو است. خانه ایرانی میتواند فضایی باشد که در آن کارکردگرایی مدرن و عمق فرهنگی سنت در هم میآمیزند و هویت ایرانی را در جهانی شدن حفظ میکنند. آینده معماری داخلی ایران در گرو توانایی ما برای خلق این تلفیق هوشمندانه است.
زهرا صالحی فر، دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت رسانه، دانشگاه باقرالعلوم.
نظر شما