به گزارش خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا ـ در سالهای اخیر در فضای عمومی شهرها و همچنین در شبکههای اجتماعی نوعی برچسبگذاری هویتی در ارائه برخی خدمات و فعالیتها مشاهده میشود؛ مانند «اجاره خانه مناسب خانواده مذهبی»، «تور مذهبی»، «کافه مذهبی» یا «مدارس مذهبی».
وجود سلیقهها و سبکهای مختلف زندگی در هر جامعهای طبیعی است و افراد حق دارند محیطی را انتخاب کنند که با ارزشها و ترجیحاتشان سازگارتر باشد. با این حال در جامعهای مانند ایران که دین اسلام بخش مهمی از هویت تاریخی، فرهنگی و اجتماعی آن را تشکیل میدهد، استفاده گسترده از چنین برچسبهایی پرسشهای اجتماعی قابل توجهی ایجاد میکند.
مسئله اصلی این نیست که افراد مذهبی باشند یا نباشند؛ بلکه این است که وقتی واژههایی مانند «فقط مذهبی» به عنوان معیار تعریف برخی فضاهای اجتماعی به کار میرود، بهطور ناخواسته این تصور ایجاد میشود که مذهبی بودن یک هویت جداگانه و خاص در جامعه است. در حالی که در جامعهای که اکثریت آن مسلمان هستند، تفاوتها بیشتر در سبک زندگی و میزان پایبندی به برخی هنجارهاست، نه در اصل هویت دینی.
۱. تبدیل یک هویت عمومی به یک گروه خاص
در بسیاری از جوامع، برچسبهای هویتی زمانی استفاده میشوند که یک گروه در اقلیت قرار دارد و نیاز دارد محیطهایی متناسب با هویت خود ایجاد کند. اما در جامعهای که دین اسلام بخشی از فرهنگ عمومی و هویت تاریخی آن است، استفاده از برچسبهایی مانند «فقط مذهبی» میتواند نتیجهای معکوس داشته باشد.
وقتی کافهای خود را «کافه مذهبی» معرفی میکند یا در آگهیهای مسکن تاکید میشود که خانه «مناسب خانواده مذهبی» است، این پیام بهطور ضمنی منتقل میشود که مذهبی بودن یک ویژگی متفاوت از جریان اصلی جامعه است. در نتیجه بهجای آنکه دین به عنوان بخشی از فرهنگ عمومی دیده شود، به تدریج به شکل یک هویت گروهی جداگانه معرفی میشود.
این مسئله میتواند باعث شکلگیری یک تصور نادرست شود؛ گویی افراد مذهبی یک گروه خاص در کنار سایر گروهها هستند، نه بخشی طبیعی از بدنه جامعه.
۲. شکلگیری مرزهای نمادین در جامعه
در جامعهشناسی مفهومی به نام «مرزهای نمادین» وجود دارد. مرزهای نمادین خطوطی هستند که گروههای اجتماعی برای تمایز خود از دیگران ترسیم میکنند.
استفاده از برچسبهایی مانند «فقط مذهبی» عملاً چنین مرزی ایجاد میکند. حتی اگر هدف از این کار صرفاً ایجاد محیطی همسلیقه باشد، در عمل جامعه را به دو دسته تقسیم میکند: کسانی که درون این تعریف قرار میگیرند و کسانی که خارج از آن تلقی میشوند.
در بلندمدت چنین مرزبندیهایی میتوانند باعث شوند فضاهای شهری به جای آنکه محل تعامل گروههای مختلف باشند، به فضاهای جداگانه و تفکیکشده تبدیل شوند.
۳. کاهش تعامل میان سبکهای مختلف زندگی
جامعه سالم نیازمند تعامل روزمره میان افراد با سبکهای مختلف زندگی است. بسیاری از سوءتفاهمهای فرهنگی زمانی کاهش پیدا میکنند که افراد در محیطهای مشترک با یکدیگر تعامل داشته باشند.
وقتی فضاهایی مانند کافهها، تورهای گردشگری یا حتی برخی خدمات شهری با برچسبهای هویتی تعریف میشوند، این تعامل کاهش پیدا میکند. افراد بیشتر در محیطهایی حضور پیدا میکنند که فقط شبیه خودشان هستند و کمتر با دیگر سبکهای زندگی مواجه میشوند.
در نتیجه فاصله اجتماعی میان گروهها به تدریج افزایش پیدا میکند.
۴. ایجاد تصور نادرست از وضعیت جامعه
برچسبهایی مانند «فقط مذهبی» یا «ویژه خانواده مذهبی» گاهی این تصور را ایجاد میکنند که فضای عمومی جامعه برای چنین افرادی مناسب نیست و آنها باید محیطهای اختصاصی برای خود داشته باشند.
در حالی که در جامعهای که اکثریت مردم مسلمان هستند، چنین تفکیکی از اساس ضرورتی ندارد. تفاوتها بیشتر در نحوه زندگی، میزان پایبندی به برخی هنجارها یا سلیقههای فرهنگی است، نه در اصل تعلق دینی.
به همین دلیل استفاده از این نوع برچسبها ممکن است تصویری غیرواقعی از ساختار اجتماعی جامعه ایجاد کند.
۵. تاثیر بر انسجام اجتماعی
یکی از عوامل مهم در انسجام اجتماعی وجود فضاهای مشترکی است که افراد با دیدگاهها و سبکهای مختلف بتوانند در آن حضور داشته باشند. این فضاها باعث افزایش اعتماد اجتماعی و شکلگیری ارتباط میان گروههای مختلف میشوند.
اما اگر فضاهای اجتماعی بیش از حد بر اساس هویتهای خاص تعریف شوند، جامعه به سمت ایجاد شبکههای جداگانه حرکت میکند. در چنین شرایطی افراد کمتر با یکدیگر تعامل دارند و حس تعلق مشترک به جامعه کاهش پیدا میکند.
راهکارها برای جلوگیری از شکلگیری مرزهای اجتماعی
اگر بپذیریم که برچسبهایی مانند «فقط مذهبی» میتوانند ناخواسته مرزهای اجتماعی ایجاد کنند، پرسش مهم این است که چگونه میتوان از این روند جلوگیری کرد، بدون آنکه تنوع سبکهای زندگی در جامعه نادیده گرفته شود.
۱. تقویت فضاهای عمومی مشترک
پارکها، کافهها، مراکز فرهنگی، کتابخانهها و رویدادهای شهری زمانی بیشترین کارکرد اجتماعی را دارند که برای طیف گستردهای از افراد قابل استفاده باشند.
هرچه این فضاهای مشترک بیشتر باشند، امکان تعامل میان افراد با سبکهای مختلف زندگی نیز افزایش پیدا میکند.
۲. پرهیز از برچسبگذاری هویتی در خدمات
در بسیاری از موارد میتوان بدون استفاده از برچسبهای هویتی محیط یک فضا را توصیف کرد. برای مثال به جای استفاده از عبارت «مخصوص افراد مذهبی» میتوان از تعابیری مانند محیط خانوادگی، فضای آرام یا محیط فرهنگی استفاده کرد.
چنین توصیفهایی به افراد اجازه میدهد با توجه به سلیقه خود انتخاب کنند، بدون آنکه مرز اجتماعی میان گروهها ایجاد شود.
۳. تقویت هویت مشترک اجتماعی
در کنار تفاوتهای فرهنگی و سبکهای مختلف زندگی، وجود یک هویت مشترک فراگیر برای حفظ انسجام جامعه ضروری است. این هویت مشترک میتواند بر عناصر مشترکی مانند زبان، تاریخ، فرهنگ و ارزشهای عمومی جامعه تأکید کند.
زمانی که افراد خود را در چارچوب یک جامعه مشترک ببینند، تفاوتهای سبک زندگی کمتر به مرزبندیهای اجتماعی تبدیل میشود.
جمعبندی
تفاوت در سبک زندگی، میزان پایبندی به هنجارهای دینی یا ترجیحات فرهنگی بخشی طبیعی از هر جامعه است. مسئله اصلی حذف این تفاوتها نیست، بلکه نحوه مدیریت آنها در فضای اجتماعی است.
در جامعهای که دین بخشی از هویت تاریخی و فرهنگی آن محسوب میشود، تبدیل «مذهبی بودن» به یک برچسب جداگانه مانند «فقط مذهبی» میتواند ناخواسته این تصور را ایجاد کند که مذهبیها یک گروه خاص در کنار سایر گروهها هستند.
تقویت فضاهای مشترک، پرهیز از برچسبگذاریهای هویتی در خدمات عمومی و تأکید بر هویت مشترک اجتماعی میتواند به حفظ انسجام جامعه کمک کند؛ جامعهای که در آن افراد با وجود تفاوتهای سبک زندگی، همچنان در یک چارچوب مشترک زندگی و تعامل دارند.
نگارش و تدوین: محمود لطفعلیخانی
..............................
پایان پیام/ ۲۶۸
نظر شما