خبرگزاری بین المللی هل بیت(ع)-ابنا: اعتماد، سنگ بنای تعاملات انسانی و عامل اساسی پایداری جوامع است. در غیاب اعتماد، روابط فردی و اجتماعی سست شده، همکاریها مختل میگردد و زیرساختهای اخلاقی جامعه به سمت اضمحلال پیش میرود. یکی از مهمترین منابع ایجاد و حفظ اعتماد، پایبندی به اصول اخلاقی و معنوی است که در ادیان الهی تجلی یافتهاند. دین، با تعیین چارچوبهای رفتاری و ایجاد مسئولیتپذیری درونی، افراد را به رعایت حقوق دیگران، صداقت و وفای به عهد ملزم میسازد. در مقابل، فقدان باورهای دینی یا بیتوجهی به آموزههای آن، میتواند منجر به گسست از این چارچوبها و در نتیجه، پیمانشکنی و بیمسئولیتی شود. امیرالمومنین علی (ع)، پیشوای عدالت و حکمت، با ژرفنگری خاص خود، در حدیثی گرانبها و پرمعنا به این نکته حیاتی اشاره فرموده است: «لا تَثِقَنَّ بِعَهدِ مَن لا دِینَ لَهُ.»(1) (به عهد و پیمان کسی که دین ندارد اعتماد مکن.) این کلام شریف، فراتر از یک توصیه صرف، یک اصل راهبردی در زندگی فردی و اجتماعی است.
اهمیت و جایگاه «عهد» در آموزههای اسلامی و قرآنی
مفهوم «عهد» و «پیمان»، از کلیدیترین واژگان در فرهنگ اسلامی و قرآنی است که به کرات بر اهمیت آن تأکید شده است. وفای به عهد نه تنها یک ارزش اخلاقی، بلکه نشانه تقوا و ایمان حقیقی شمرده میشود. قرآن کریم، وفای به عهد را از صفات برجسته مؤمنان معرفی میکند و پیمانشکنی را به شدت مذمت مینماید.
«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَوْفُوا بِالْعُقُودِ...»(1)
این آیه، به صورت مطلق و عمومی، به مؤمنان فرمان میدهد که به تمامی عقود و پیمانها پایبند باشند. این شامل عهود با خدا، با پیامبر، با مردم و حتی عهود با خود انسان میشود. این تأکید قرآنی نشان میدهد که پیمانها، از هر نوعی که باشند، دارای قداست و اهمیت ویژهای هستند.
«...وَأَوْفُوا بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ کَانَ مَسْئُولًا.»(2)
این آیه، با قاطعیت بیان میدارد که هر پیمانی در روز قیامت مورد بازخواست و سؤال الهی قرار خواهد گرفت. این مسئولیتپذیری نه تنها در برابر وجدان فردی، بلکه در پیشگاه عدل الهی است. فرد دینمدار به دلیل اعتقاد به معاد و حسابرسی اعمال، انگیزهای قویتر برای وفای به عهد دارد.
«کَیْفَ یَکُونُ لِلْمُشْرِکِینَ عَهْدٌ عِندَ اللَّهِ وَعِندَ رَسُولِهِ إِلَّا الَّذِینَ عَاهَدتُّمْ عِندَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ فَمَا اسْتَقَامُوا لَکُمْ فَاسْتَقِیمُوا لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَّقِینَ * کَیْفَ وَإِن یَظْهَرُوا عَلَیْکُمْ لَا یَرْقُبُوا فِیکُمْ إِلًّا وَلَا ذِمَّةً یُرْضُونَکُم بِأَفْوَاهِهِمْ وَتَأْبَیٰ قُلُوبُهُمْ وَأَکْثَرُهُمْ فَاسِقُونَ.»(3)
این آیات یک تحلیل عمیق روانشناختی و جامعهشناختی از پیمانشکنان ارائه میدهد. قرآن به صراحت بیان میکند که چگونه میتوان به عهد کسانی اعتماد کرد که اگر بر شما قدرت یابند، نه خویشاوندی را رعایت میکنند و نه پیمانی را؟ این آیات نشان میدهد که نبود اعتقاد به مبانی اخلاقی و دینی، ریشهیابی پیمانشکنی است و فرد بدون دین، در هنگام ضعف خود ممکن است تظاهر به وفاداری کند، اما در صورت قدرت یافتن، پیمانش را زیر پا میگذارد. عبارت «لا یَرْقُبُوا فِیکُمْ إِلًّا وَلَا ذِمَّةً» به معنای عدم رعایت هیچ حق و حرمتی، گویای آن است که فقدان دین، فرد را از هرگونه مرز اخلاقی بیبهره میسازد.
تحلیل ابعاد کلام امیرالمومنین علی (ع): «لا تَثِقَنَّ بِعَهدِ مَن لا دِینَ لَهُ.»
این حدیث شریف، نه تنها یک توصیه اخلاقی، بلکه یک هشدار روانشناختی و یک راهبرد عملی در مدیریت روابط اجتماعی است که از زوایای گوناگون قابل بررسی است:
دین، تضمینکننده اخلاق درونی:
دینداری به معنای باور به یک قدرت برتر و مسئولیتپذیری در برابر اوست. فرد دیندار، حتی در خلوت و جایی که نظارتی بیرونی وجود ندارد، خود را ملزم به رعایت اصول اخلاقی و وفای به عهد میداند؛ زیرا معتقد است اعمال او ثبت و مورد بازخواست قرار خواهد گرفت. این باور، یک مکانیسم کنترل درونی قدرتمند ایجاد میکند که مانع از پیمانشکنی میشود. اما در مورد کسی که دین ندارد، تنها انگیزههای بیرونی مانند ترس از مجازات قانونی یا از دست دادن منافع مادی، ممکن است او را به رعایت عهد وادار کند. با از بین رفتن این انگیزهها، دلیلی برای وفای به عهد باقی نمیماند.
معنای «لا دین له»:
این عبارت به معنای مطلق «بیدین» به مفهوم نداشتن هیچ گونه اعتقاد به خالق و ماوراءالطبیعه نیست. بلکه میتواند شامل کسانی نیز بشود که به ظاهر دیندارند اما در عمل به آموزههای دینی خود پایبند نیستند و دین را صرفاً ابزاری برای منافع دنیوی میدانند. آنچه مهم است، وجود یا عدم وجود تقوا و التزام عملی به ارزشهای اخلاقی برخاسته از دین است.
جامعیت کلام امام (ع):
این کلام نه تنها در روابط فردی، بلکه در سطح کلانتر، مانند روابط بینالمللی و تعاملات سیاسی نیز کاربرد دارد. قراردادها و معاهدات بین کشورها نیز نیازمند پشتوانهای از اصول اخلاقی و انسانی هستند. کشوری که به هیچ اصل اخلاقی و معنوی پایبند نیست، ممکن است به راحتی منافع کوتاهمدت خود را بر تعهدات بینالمللی ترجیح دهد.
بعد حمایتی و حفاظتی:
حدیث امیرالمومنین علی (ع) یک راهنمایی هوشمندانه برای محافظت از خود در برابر آسیبهای ناشی از اعتماد بیجا است. اعتماد به فردی که دین و تقوا ندارد، میتواند منجر به خسارات مادی، معنوی و روانی جبرانناپذیری شود. امام (ع) به مؤمنان میآموزد که در انتخاب شریک، همکار، دوست و حتی در مبادلات تجاری، به عمق باورهای طرف مقابل توجه کنند.«اینها (آمریکا و کشورهای اروپایی) مذاکره هم که میکنند، مذاکرهشان آمیختهی با دغل و فریبکاری است؛ این کسانی که پشت میز مذاکره ظاهر میشوند، آن جنتلمنهای پشت میز مذاکره، همان تروریستهای فرودگاه بغداد هستند، اینها همانها هستند؛ تفاوتی نمیکنند؛ لباس عوض میکنند؛ این دست چدنی است که پوشش مخملی و دستکش مخملی را بیرون میآورد و خودش را نشان میدهد، وَالّا باطن، همان باطن است؛ هیچ تفاوتی ندارد. اینها نمیتوانند کسانی باشند که انسان به اینها اطمینان پیدا کند.»(4)
اخلاق ابزاری در مقابل اخلاق ذاتی:
فرد بدون دین، ممکن است اخلاق را به عنوان یک ابزار برای رسیدن به منافع خود به کار گیرد. او ممکن است تا زمانی که وفای به عهد برایش سودی دارد، به آن پایبند باشد، اما به محض اینکه منافع او ایجاب کند، میتواند از پیمانش عدول کند. در مقابل، اخلاق فرد دیندار، ذاتی و ریشه در باورهای او دارد و فارغ از سود و زیان، به آن پایبند است.«اگر ما امروز راه را برای مذاکره با آمریکاییها و وسوسههای آنها در بخشهای مختلف، باز کنیم، نه فقط زمینهساز نفوذ آشکار و پنهان آنها شدهایم بلکه پیشرفت مورد نظر کشور هیچگاه محقق نخواهد شد و عقبماندگی قطعی خواهد بود.»(5)
تفاوت بین «بیدین» و «غیرمسلمان»:
باید توجه داشت که این حدیث به معنای عدم تعامل یا بیاعتمادی به غیرمسلمانان نیست. در اسلام، تعامل با پیروان ادیان دیگر و حتی غیرمعتقدین، مادامی که اصول اخلاقی را رعایت کنند، جایز است. کلام امام (ع) بر کسانی تمرکز دارد که هیچ پشتوانه اخلاقی (چه دینی و چه انسانی) برای پایبندی به عهد ندارند. چه بسا غیرمسلمانی که به اصول اخلاقی انسانی خود بسیار پایبند باشد و وفای به عهد را واجب بداند. ملاک، همان «پایبندی به اصول اخلاقی» است که دین، قویترین ضمانتکننده آن محسوب میشود.
بنابراین حدیث شریف «لا تَثِقَنَّ بِعَهدِ مَن لا دِینَ لَهُ» از امیرالمومنین علی (ع)، نه تنها یک هشدار هوشمندانه، بلکه یک قاعده کلیدی در رفتارشناسی اجتماعی است. این کلام، با ژرفبینی خاص خود، ریشه وفای به عهد را در تقوا و پایبندی عملی به آموزههای دینی میداند. فرد دینمدار، به دلیل اعتقاد به خدا و معاد، و مسئولیتپذیری درونی، حتی در غیاب نظارت بیرونی نیز به پیمان خود وفا میکند. در مقابل، کسی که از این پشتوانه معنوی بیبهره است، در شرایطی که منافعش ایجاب کند، ممکن است به راحتی پیمانشکنی کند.
این حدیث به ما میآموزد که در روابط خود، چه در سطح فردی و چه در سطح کلان، به عمق باورها و تعهدات اخلاقی طرف مقابل توجه کنیم. این به معنای انزواطلبی یا عدم تعامل نیست، بلکه به معنای درایت، احتیاط و انتخاب آگاهانه در زمینههایی است که اعتماد نقشی حیاتی ایفا میکند. عمل به این توصیه حکیمانه، نه تنها از آسیبهای مادی و معنوی جلوگیری میکند، بلکه به ساخت جامعهای باثباتتر و مبتنی بر صداقت و اعتماد کمک شایانی خواهد کرد، جامعهای که در آن، هر عهد و پیمانی، پشتوانهای از ایمان و اخلاق داشته باشد.
پی نوشت:
1.غرر الحکم : 10163
2.سوره مائده/ آیه ۱
3.سوره توبه/ آیات ۷ و ۸
4. بیانات مقام معظم رهبری در تمازجمعه تهران(1398/10/27)
5.بیانات رهبر معظم انقلاب با فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب(1395/06/28)
بانو فیروزه دلداری(پژوهشگر، مشاور خانواده، فعال رسانه و فضای مجازی)
نظر شما