۱۲ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۰:۰۴
وداع با آسمانی‌ترین پدر

در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخن من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم می رود

 خدایا... دلم برایش تنگ شده است. برای پدری که دیگر نیست. برای قامتی که پناهگاهمان بود و حالا آسمانی شده است.

 رهبرم... آیت‌الله خامنه‌ای... سیدعلی عزیز... تو رفتی و دنیا برایمان تنگ شد. خدایا چه سخت است رهبریِ مردمی که سال‌ها چشمشان به دستان پرمهر او بود، اما چه زیبا رفت آن پیر فرزانه وقتی رفتنش را با صبری جمیل و دلی مطمئن به دیدار حق شتافت.

 تو رفتی ای وارث خون شهدا، ای پدر امت، ای میراث‌دار خمینی کبیر. تو رفتی و دست ما از آستین مهرت کوتاه شد، اما راهت تا همیشه در رگ‌های این امت جاریست. دلم برای چشمان نافذت تنگ می‌شود که در سخت‌ترین لحظات تاریخ، چراغ امیدمان بود. دلم برای دستانت تنگ می‌شود که بر سر یتیمان و داغدیدگان مهر می‌کشیدی. دلم برای صدایت تنگ می‌شود که در شب‌های قدر و نماز جمعه‌های نصر، آسمان را می‌لرزاند.

 آری، او رفت؛ آن درخت کهنسال و استواری که در طوفان‌های سهمگین تاریخ، هیچ‌گاه نلرزید. رفت تا به یاران شهیدش بپیوندد؛ به حاج قاسم عزیز، به رئیسی عزیز، به نیلفروشان عزیز، به سنایی‌راد عزیز، و به همه آن پروانه‌هایی که سال‌ها چشم انتظار وصالشان بود.

 خدایا... دلم برای رهبرم می‌سوزد نه برای آنکه رفت - که رفتنش را خود بارها آرزو کرده بود - بلکه برای آن لحظاتی که در تمام لحظات، دلش برای امت می‌تپید و ما خبر نداشتیم.
 او رفت اما میراثش ماند؛ این انقلاب، این مقاومت، این غیرت، این بصیرت. او رفت اما هنوز صدایش در گوشمان طنین‌انداز است که می‌گفت: «صبر کنید، مقاومت کنید، بدانید خدا با صابرین است».

 وقتی خبر شهادتت را شنیدم، گفتم: آری، این است آن پادشاه بی‌تاج و تخت، آن امام عادل، آن سرباز مخلص ولایت که رفت تا تاریخ بنویسد: «خمینیِ عصر، به خمینیِ کبیر پیوست»

 حالا دیگر خود باید راهش را ادامه دهیم. حالا دیگر ما مانده‌ایم و این امانت عظیم. ما مانده‌ایم و این مسیر نورانی که او با خون دل و شب‌بیداری‌هایش هموار کرد.

 خدایا... به ما توفیق بده تا حافظ راهش باشیم. به ما صبر بده تا در این روزهای سختِ بی‌او، استوار بمانیم. به ما بصیرت بده تا فریب دشمنان را نخوریم که بعد از رفتن او، دندان‌ها تیزتر شده است.

 ای امت! ای امت حزب‌الله! برخیزید و دست در دست هم دهید که رهبرمان رفت تا ببیند چقدر پای حرفش ایستاده‌ایم. برادران و خواهران! خون همه شهدا از حاج قاسم تا رئیسی و از نیلفروشان تا خامنه‌ای، از ما طلبکار است.

 آری، گریستیم برایت آن‌قدر که اشک‌ها تمام شد، اما عهدمان با تو تمام نمی‌شود. عهد می‌بندیم که تا آخرین قطره خون، تا آخرین نفس، پای این آرمان بمانیم؛ پای آرمان قدس، پای آرمان مقاومت، پای آرمان انقلاب اسلامی.

 یا مهدی (عج)... ما بی‌رهبرمانده‌ایم، بی‌تو و بی‌او. دستمان را بگیر. ما بی‌پناهیم در این دنیای بی‌وفا، جز به پناه تو. یا مهدی... فرجت را برسان که ما پشت سر رهبرمان بودیم تا آخرین راه، تا شهادت، تا ظهور، تا دیدار تو... تا دیدار دوباره همه عزیزانمان در کنار کوثر.

 اللهم عجل لولیک الفرج و اجعل روح سیدنا و مولانا القائد الخامنه‌ای مع محمد و آل محمد.

 خداحافظ ای پدر... تا بهشت... تا ظهور... تا قیامت...

 مریم حلاج زاده، دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت رسانه، دانشگاه باقرالعلوم.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha