۱۶ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۸:۳۱
شب میلاد کریمان؛ در سوگ سید آزادگان

چهارشنبه‌شب، سیزدهم اسفند ۱۴۰۴، چهارمین شب متوالی بود که مردم روزه‌دار ایران، بدون فراخوان رسمی، روزه خود را در مسیر باز می‌کنند و به کاروان خودجوشی می‌پیوندند که از مساجد محله تا دیوارنگاره ها امتداد دارد. امشب اما، این راهپیمایی حال‌وهوای دیگری دارد؛ شبی که باید میزبان شاعران در بیت رهبر می‌بود، در سوگ سید و آقایمان، با ذکر «حیدر حیدر» و چشمانی اشک‌بار به پایان می‌رسد. پیرزنی عصازنان همراه می‌شود، پسری نگران از ادامه راه منعش می‌کند، اما او تا سر خیابان می‌آید. روایت مردمی که امشب، «به قلّه‌ها نزدیک‌تر» شده‌اند.

 خبرگزاری بین المللی مکتب اهلبیت (ع) -ابنا: گزارشی از پیاده‌روی خودجوش مردمی در شب میلاد امام حسن مجتبی(ع) در چهارشنبه شب ۱۳ اسفند ۱۴۰۴ و روز چهارم راهپیمایی

 ای مهدی صاحب‌الزمان، آماده‌ایم، آماده‌ایم...

 مردم خودجوش از مساجد و محله‌ها، دو به دو و سه به سه به کاروان ما می‌پیوندند. یکی چفیه بر دوش، یکی پرچمی در دست، دیگری عکس رهبر را روی مقوا چسبانده و با خود آورده است. آن یکی مشت گره کرده و بغض فروخورده را به فریاد تبدیل کرده و شعار سر می‌دهد.

 هر کس از گوشه و کنار، حتی تماشاچیان، شعار را با ما تکرار می‌کنند. پیرزنی عصازنان در انتهای جمعیت، گروه را همراهی می‌کند. پسرش نگران می‌گوید: "مادر، تا همین جا کافی است" و از او می‌خواهد روی لبه جدول بنشیند. اما دل پیرزن هنوز راضی نمی‌شود؛ می‌خواهد لااقل تا سر خیابان اصلی ما را همراهی کند.

 چه مردم شگفت‌انگیزی داریم!

 جلوتر، کسی میز کوچکی بیرون گذاشته و میان مردم تازه افطار کرده، چای و آب توزیع می‌کند. یکی مراقب است راه خودروها و موتورها مسدود نشود، دیگری مواظب سلامت مردم است. آن یکی پرچم می‌چرخاند و آن دیگری اسپند دود می‌کند. ماشین‌ها با پرچم‌هایشان به آرامی از کنار ما عبور می‌کنند و هیچ کس از شلوغی خیابان ناراضی نیست!

 واقعاً مردم شگفت‌انگیزی داریم!

 تا دیروز عکس‌های رهبر، ساده و دست‌ساز بود و هر کس هر چه در خانه داشت به همراه می‌آورد. امروز اما، همه تصاویر با کیفیت و چاپ‌شده‌اند؛ با نگاره رهبر شهید...

 شهید!؟ مگر باورمان می‌شود که دیگر در میان ما نیستید؟

 چه می‌گویم؟ مگر خمینی کبیر نفرمود شهدا در قهقهه مستانه‌شان و در شادی وصال، "عند ربهم یرزقونند"؟

 شما هستید، صدایتان هر لحظه در گوشمان طنین‌انداز است:

  «به قلّه‌ها نزدیک شده‌ایم. نباید خسته بشویم. امروز روز خسته شدن نیست، روز ناامید شدن نیست؛ امروز روز شوق است، روز امید است، روز حرکت است...»

 باز به دیوارنگاره رسیدیم و فریاد "حیدر حیدر" مردم که با دیدن عکس اوج می‌گیرد. گویی در حسینیه امام، مهمان آقا هستیم و حضورشان باز همهمه می‌اندازد و همه از شوق اشک می‌ریزند و ذکر "حیدر حیدر" می‌گویند. اما امروز همه با بغض "حیدر حیدر" می‌گویند و اشک می‌ریزند. اما این اشک کجا و آن اشک کجا!

 راستی، امشب شب میلاد کریم اهل بیت(ع) است، اما قلب ما داغدار از دست دادن پدر امت است، در این شب عزیز به رسم هر ساله، شاعران باید میهمان آقا در بیت می‌بودند، اما حالا...

  «بسته‌ست بی‌تو دفتر شب‌های شعر بیت            بدرود بیت آخر شب‌های شعر بیت...»

 مرضیه صالحی فر

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha