۱۵ اسفند ۱۴۰۴ - ۲۰:۲۳
 بهای صلح‌های فریبنده؛ از حکمیت صفین تا آتش‌بس‌های مدرن

اگر نگاهی به منازعه کنونی بین جبهه مقاومت (به نمایندگی شیعیان و مسلمانان جهان) و رژیم صهیونیستی بیندازیم، به وضوح همین الگو را مشاهده می‌کنیم. جنگ‌های متعدد غزه، از جمله جنگ 12روزه اسرائیا با ایران ، نمونه‌ای بارز از این قاعده است .

خبرگزاری بین المللی اهل بیت(ع)_ابنا: تاریخ تشیع، روایتگر تلاش مستمر جبهه باطل برای حذف فیزیکی و فکری رهبران جبهه حق است. آنچه در این میان حائز اهمیت است، نه صرفاً وقوع جنگ، که استراتژی پیچیده دشمن در استفاده از «صلح» و «آتش‌بس» به مثابه ابزاری برای بازسازی قوا و طراحی نقشه‌ای همه‌جانبه برای ضربه نهایی است. این مقاله با تکیه بر سه رویداد سرنوشت‌ساز تاریخ اسلام (ماجرای حکمیت و شهادت امام علی (ع)، و سپس صلح و شهادت امام حسن مجتبی (ع))، این تئوری را اثبات می‌کند که «سازش با دشمن» هنگامی که از موضع ضعف یا فریب انجام شود، هزینه‌ای گزاف دارد که اغلب با خون رهبران فهمیده می‌شود. در ادامه، این الگو را بر روی جنگ‌های معاصر جهان اسلام با جبهه استکبار (یهود) تطبیق داده و نشان خواهیم داد که آتش‌بس‌هایی نظیر جنگ ۱۲ روزه غزه، صرفاً فرصتی برای بازیابی قدرت دشمن و اجرای نقشه‌های شوم او بوده است؛ نقشه‌هایی که ریشه در شبکه‌های قدرت پنهان جهانی مانند حلقه جزیره اپستین دارد.

معادله ایمان و سیاست

در مکتب تشیع، «صلح» هرگز به مثابه یک اصل اولیه و آرمانی مطرح نیست، بلکه گاه به عنوان یک «تکلیف» و یک «ضرورت تاکتیکی» برای حفظ اصل اسلام و شیعه پذیرفته می‌شود. اما تاریخ نشان داده است که دشمنان اسلام، به ویژه جریان نفاق و استکبار، از این فرصت‌های صلح و آتش‌بس هرگز برای رسیدن به تفاهم استفاده نکرده‌اند؛ بلکه برعکس، آن را زمان مناسبی برای طراحی توطئه‌ای مرگبار علیه رهبران الهی می‌دانسته‌اند.

 هزینه سنگین پذیرش حکمیت در صفین

پس از آنکه معاویه بن ابی‌سفیان در آستانه شکست نظامی در جنگ صفین قرار گرفت، با حیله‌ای معروف (برافراشتن قرآن‌ها بر سر نیزه‌ها)، سپاه امام علی (ع) را دچار تردید و انشقاق کرد. امام علی (ع) که به خوبی از فریب‌کاری معاویه آگاه بود، فرمود: «ای مردم! من از همان آغاز کار، شما را از این ماجرا برحذر داشتم و به باطن این عمل آگاه کردم، اما شما نپذیرفتید» (برگرفته از خطبه‌های نهج‌البلاغه).

پذیرش حکمیت (داوری) از سوی امام، نه از روی میل، که از روی ناچاری و اصرار جریان‌های فریب‌خورده در سپاه ایشان بود. هزینه این صلح اجباری چه بود؟

۱. ایجاد تفرقه در صفوف جبهه حق: شکل‌گیری جریان خوارج که بعدها به یکی از دشمنان سرسخت امام تبدیل شد.

۲. به رسمیت شناختن معاویه به عنوان طرف مذاکره: این مسئله به معاویه فرصت تنفس و بازسازی قوای نظامی و تبلیغاتی داد.

۳. بستر سازی برای شهادت امام: همان فضا و تفرقه ایجاد شده ناشی از حکمیت، اتمسفری ساخت که در آن یک خوارجی (ابن ملجم مرادی) به سادگی توانست نقشه ترور امام را طراحی کند. به عبارت دیگر، آتش‌بس صفین، فرصتی برای دشمن فراهم کرد تا نقشه‌ای همه‌جانبه برای حذف فیزیکی رهبر جبهه حق بکشد.

صلح امام حسن (ع)؛ ادامه همان معادله

پس از شهادت امام علی (ع)، امام حسن مجتبی (ع) با سپاه عظیم اما بی‌بصیرت و خسته از جنگ روبه‌رو شد. معاویه که از تجربه صفین درس گرفته بود، این بار به جای جنگ نظامی تمام‌عیار، از راه‌های دیگری وارد شد: تطمیع فرماندهان، شایعه‌پراکنی و ایجاد تردید در میان سپاه امام حسن (ع). در این شرایط، صلح امام حسن (ع) یک «صلح تحمیلی» دیگر بود، اما این بار هوشمندانه‌تر.

هدف امام حسن (ع) از پذیرش صلح، حفظ هسته سخت شیعه و خرید زمان برای نسل‌های آینده بود. با این حال، معاهده صلح که قرار بود تضمین‌کننده امنیت امام و شیعیان باشد، برای معاویه جز یک «تکه کاغذ» ارزشی نداشت. او به خوبی نشان داد که دشمن از آتش‌بس فقط برای گرفتن فرصتی تازه برای کشیدن نقشه‌ای همه‌جانبه علیه رهبران استفاده می‌کند.

نتیجه این شد که امام حسن (ع) نیز با توطئه معاویه و همکاری همسر فریب‌خورده‌اش (جعده) به شهادت رسید.

نتیجه‌گیری تاریخی از دو بخش اول:

این دو واقعه، یک سنت تاریخی را آشکار می‌سازد: «دشمن، صلح را نه پایان درگیری، که آغاز مرحله جدیدی از توطئه برای حذف رهبران جبهه حق می‌داند.» این سنت، درس عبرتی برای تمام ادوار تاریخ است که نباید فریب لبخند و پیشنهاد آتش‌بس دشمن را خورد، چرا که او در پشت صحنه، مشغول تیز کردن خنجر برای ضربه زدن است.

انطباق با جنگ معاصر؛ یهود و آتش‌بس‌های جنگ دوازده‌روزه با ایران و غزه و لبنان

اگر نگاهی به منازعه کنونی بین جبهه مقاومت (به نمایندگی شیعیان و مسلمانان جهان) و رژیم صهیونیستی بیندازیم، به وضوح همین الگو را مشاهده می‌کنیم. جنگ‌های متعدد غزه، از جمله جنگ 12روزه اسرائیا با ایران ، نمونه‌ای بارز از این قاعده است .

در آن بحران، پس از ۱۱ روز درگیری و حملات موشکی متقابل، یک آتش‌بس برقرار شد . این آتش‌بس، گرچه به ظاهر بمباران‌ها را متوقف کرد، اما تحلیل ما نشان می‌دهد که این یک «فرصت‌سازی مجدد» برای دشمن بود. درست همان‌طور که معاویه پس از صفین نیروهایش را بازسازی کرد، رژیم صهیونیستی نیز از این آتش‌بس‌ها برای بازسازی زرادخانه‌های خود، ترمیم سامانه گنبد آهنین و مهم‌تر از همه، طراحی نقشه‌های بلندمدت خود برای تسلط بر منطقه (مانند طرح معامله قرن و عادی‌سازی روابط) استفاده می‌کند.

دشمن امروز (صهیونیسم بین‌الملل) همانند گذشته، به آتش‌بس به عنوان یک تاکتیک نگاه می‌کند، نه یک استراتژی. آن‌ها از این فرصت برای تکمیل پروژه‌های اطلاعاتی و امنیتی خود بهره می‌برند.

از آتش‌بس غزه تا حلقه قدرت جزیره اپستین

در این میان، آنچه تحلیل را به نقطه اوج می‌رساند، کشف ارتباط میان این آتش‌بس‌ها (به عنوان فرصتی برای دشمن) با شبکه‌های قدرت پنهان جهانی است. جایی که این رژیم و حامیانش (آمریکا و اروپا) در آن برای آینده منطقه نقشه می‌کشند. یکی از نمادهای این شبکه‌های قدرت پنهان، «جزیره اپستین» و حلقه اطراف جفری اپستین، سرمایه‌دار بدنام آمریکایی است .

اسناد منتشرشده نشان می‌دهد که چگونه چهره‌های سرشناسی از جمله دونالد ترامپ، بیل گیتس، شاهزاده اندرو و ایلان ماسک در ارتباط با این شبکه بوده‌اند . هرچند ذکر نام در این اسناد لزوماً به معنای ارتکاب جرم نیست ، اما این ارتباطات، تصویری از یک «کلوپ بین‌المللی قدرت» را ترسیم می‌کند که بسیاری از آن‌ها حامیان سرسخت رژیم صهیونیستی یا معماران سیاست‌های خاورمیانه‌ای هستند.

شبکه جزیره اپستین را می‌توان نماد «دشمنی» دانست که پس از آتش‌بس‌ها، در خلوت خود نقشه‌های همه‌جانبه برای جهان اسلام می‌کشد. همان‌طور که معاویه در کاخ سبز خود پس از صلح، برای نابودی امام حسن نقشه می‌کشید، امروزه این «آدم‌خواران اپستینی» و سران نظامی-امنیتی صهیونیسم در پشت درهای بسته، طرح‌های نابودی جبهه مقاومت را طراحی می‌کنند. آتش‌بس جنگ ۱۲ روزه، فرصتی بود تا این حلقه قدرت، بدون دغدغه حملات موشکی مقاومت، نقشه‌های خود را برای آینده غزه و کرانه باختری و حتی ترور فرماندهان مقاومت تازه کنند.

نتیجه‌گیری

تحلیل وقایع صدر اسلام و تطبیق آن با تحولات روز، یک حقیقت تلخ را آشکار می‌سازد: دشمن هرگز به پیمان‌های خود وفادار نیست و از هر فرصتی برای حذف رهبران جبهه حق استفاده می‌کند. پذیرش حکمیت توسط جبهه‌ای که در حال پیروزی بود، منجر به شهادت امیرالمؤمنین علی (ع) شد. صلح تحمیلی بر امام حسن (ع) نیز به شهادت ایشان انجامید.

در دنیای امروز، آتش‌بس با رژیم صهیونیستی، اگر از موضع قدرت همه‌جانبه و با پشتوانه ایمانی مستحکم همراه نباشد، نه تنها راهگشا نیست، که به دشمن فرصت می‌دهد تا برای نسل‌کشی و کشتار بعدی، خود را بازسازی کند. جنگ ۱۲ روزه و آتش‌بس آن، نمونه کوچکی از این استراتژی بود. پیوند این آتش‌بس‌ها با شبکه‌های قدرت پنهانی مانند حلقه جزیره اپستین، این تحلیل را تکمیل می‌کند که پشت میز مذاکره و امضای آتش‌بس، همان دشمنانی نشسته‌اند که در خلوت‌هایشان، نقشه نابودی رهبران مقاومت را می‌کشند. درس تاریخ این است: تنها «ایستادگی، بصیرت و عدم اعتماد به دشمن» است که می‌تواند این چرخه شوم را بشکند.

نویسنده: فاطمه پورعباس

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha