۲۰ فروردین ۱۴۰۵ - ۰۹:۵۷
 حیا در فضای مجازی

چه شد که نسل امروز ایران، مرز میان «خودی» و «غریبه» را که معماری سنتی با دقت تمام آن را با دیوارهای اندرونی و بیرونی ترسیم کرده بود، با یک استوری ساده از میان برداشت؟ در جامعه ای که زمانی «پرده یِ در خانه» نماد حیا و حفظ آبرو بود، حالا به اشتراک گذاشتن زندگی خصوصی به نماد صمیمیت و مدرن بودن تبدیل شده است. این تغییر بزرگ، پرسشی اساسی را پیش می کشد: آیا رسانه ها حجب و حیا را در فرهنگ ایرانی از بین برده اند یا فقط آن را به شکلی دیگر بازتعریف کرده اند؟

 خبرگزاری بین المللی اهلبیت(ع) -ابنا: روزی روزگاری، معماری ایرانی بر پایه «پرده داری» بنا می شد؛ از آن پرده های در ورودی که نمی گذاشت چشم نامحرم به درون خانه بیفتد تا تقسیم بندی اندرونی و بیرونی که خط قرمز حریم خانواده را مشخص می کرد. اما امروز، مرز میان «خودی» و «غریبه» با یک کلیک ساده از میان برداشته شده و جزئی ترین لحظات زندگی زناشویی، به «محتوایی» برای نمایش عمومی تبدیل شده است. این تغییر بزرگ، پرسش اساسی را پیش رو می گذارد: آیا رسانه ها، حجب و حیا را در فرهنگ ایرانی از بین برده اند یا فقط آن را به شکلی دیگر تعریف کرده اند؟

 معماری سنتی؛ حریمی که دیوارها می ساختند

 در خانه های قدیم ایران، اولین چیزی که نظر هر رهگذری را جلب می کرد، نه عظمت ساختمان که «پرده ای» بود که پشت در ورودی آویخته می شد. این پرده صرفاً یک عنصر تزئینی نبود؛ یک پیام اخلاقی داشت: «اینجا حریم ماست، تو حق ورود نداری».

 برای خانواده هایی که وضع مالی بهتری داشتند، این حریم در قالب «اندرونی و بیرونی» تجلی پیدا می کرد. قسمتی از خانه برای پذیرایی از غریبه ها (بیرونی) و بخشی دیگر، کاملاً محرمانه و متعلق به خانواده (اندرونی). این تفکیک، تجسم کالبدی یک ارزش بود: حفظ آبرو، پنهان داشتن امور خانوادگی و پرهیز از نمایش زندگی خصوصی.

 در این فرهنگ، «حیا» تنها یک حس درونی نبود؛ بلکه نظارتی اجتماعی بود که توسط همسایه، فامیل و محله اعمال می شد. افشای امور خصوصی نه تنها نشانه بی عقلی، بلکه تهدیدی برای سرمایه اصلی خانواده یعنی «آبرو» محسوب می شد.

 رسانه و وارونه شدن ارزشها

 با ظهور شبکه های اجتماعی و فضای مجازی، ساختار حریم خصوصی دستخوش تحولی بیسابقه شد. رسانهها سه تغییر اساسی در این معادله ایجاد کردند:

 ۱. گسست از تعریف سنتی «غریبه»

 در گذشته، غریبه کسی بود که به محله یا فامیل تعلق نداشت. اما امروز، کاربران شبکه های اجتماعی بدون آنکه متوجه باشند، هزاران نفر از غریبه ها را به «بیرونی» خانه خود راه می دهند. جایی که زمانی محل پذیرایی از نامحرمان بود، حالا به صفحه ای در اینستاگرام تبدیل شده که هر لحظه از زندگی زوج ها در آن به نمایش گذاشته می شود.

 ۲. اقتصاد توجه؛ حریم خصوصی به قیمت لایک

 در شرایط اقتصادی سخت ایران، «تولید محتوای خانوادگی» برای بسیاری از زوج ها به یک منبع درآمد یا راهی برای کسب اعتبار اجتماعی تبدیل شده است. حریم خصوصی به کالایی بدل می شود که در ازای فالوور، کامنت و لایک فروخته می شود. این سازوکار، انگیزه های سنتی برای حفظ حیا را تضعیف کرده است، چراکه پاداش اجتماعی و اقتصادی اکنون در جهت افشای اطلاعات شخصی است.

 ۳. عادی سازی افشاگری

 وقتی مخاطب می بیند که فلان زوج مشهور، جزئی ترین لحظات زندگی خود را به اشتراک می گذارند، خط قرمزهای اخلاقی به مرور کمرنگ می شود. چیزی که یک نسل قبل مایه سرافکندگی بود (مثلاً دیده شدن صدای زن و شوهر در حین دعوا یا شوخی های خصوصی)، امروز به عنوان «محتوای واقع گرایانه» عادی می شود.

 از «حیا به مثابه پنهان کاری» تا «حیا به مثابه صداقت»

 شاید مهمترین تغییری که رسانه در فرهنگ ایرانی ایجاد کرده، بازتعریف خود مفهوم «حیا» است.

 در نگاه سنتی، حیا = پنهانکاری از نامحرم. هرچه زندگی خانوادگی در پشت پرده باقی می ماند، نشانه پختگی و غیرت بود.

 اما رسانه ها این معادله را برعکس کرده اند. امروز، در فرهنگ جدید، حیا = صداقت با مخاطب. به اشتراک گذاشتن زندگی خصوصی، نماد اعتماد، صمیمیت و مدرن بودن تلقی می شود. زوج هایی که حریم خصوصی خود را کاملاً عمومی می کنند، اغلب خود را «صادق تر» و «شفاف تر» از نسل قبل می دانند.

 این تحول، اگرچه برخی از سختگیری های کاذب سنتی را از بین برده، اما آسیب های جدیدی را نیز به همراه داشته است:

 قضاوت شدن توسط هزاران غریبه که هیچ شناختی از زمینه های زندگی فرد ندارند.

 از بین رفتن فضای امن که در آن زوج ها بتوانند بدون ترس از قضاوت، اشتباه کنند و رشد کنند.

 تبدیل آبرو از «چیزی که باید حفظ شود» به «چیزی که باید نمایش داده شود»

 نظارت سنتی در برابر نگاه مجازی

 یکی دیگر از ابعاد این دگرگونی، مسئله «ناظر» است. در محله های قدیم، همسایه، بزرگ فامیل و ریش سفید محله، نقش ناظر اخلاقی را ایفا می کردند. اگر کسی از حریم عبور می کرد، بلافاصله با واکنش جمعی مواجه می شد.

 اما امروز، اگرچه نظارت های حکومتی در فضای مجازی وجود دارد، اما نظارت سنتی «همسایگان» و «بزرگترهای فامیل» از میان رفته است. فرد در پناه ناشناس بودن یا پشت صفحه موبایل، احساس می کند آزادی بیشتری برای شکستن تابوها دارد.

 این فضا، به ویژه برای نسل جوان، فرصتی برای بازتعریف مرزهای حریم خصوصی فراهم کرده، اما در عین حال آنها را در معرض آسیب هایی قرار داده که شاید هنوز ابزارهای لازم برای مواجهه با آن را نداشته باشند.

 جمع بندی

 حیا از بین نرفته، تغییر شکل داده است. آیا رسانه ها حجب و حیا را در ایران از بین برده اند؟ پاسخ به این سوال ساده نیست. به نظر می رسد آنچه در حال رخ دادن است، «از بین رفتن» محض حیا نیست، بلکه تغییر مرزهای آن در بستر تاریخی و اجتماعی ایران است. معماری که زمانی با دیوارها و پرده هایش ضامن حریم بود، جای خود را به معماری مجازی داده که در آن حریم خصوصی به امری انتخابی و مذاکره پذیر تبدیل شده است.

 این گذار، بخشی از فرایند مدرنیته در ایران است. گذاری که همزمان با خود، فرصت ها و تهدیدهایی به همراه دارد. فرصت رهایی از برخی ریاکاریهای سنتی، در کنار خطر از دست رفتن فضای امنی که هر انسانی برای زندگی خصوصی خود نیاز دارد.

 شاید مهمترین پرسش امروز این باشد: ما به عنوان جامعه ای با میراث غنی از «پرده داری»، چگونه می توانیم بین حریم خصوصی و شفافیت، بین حیا و صداقت، تعادلی متناسب با زیست مدرن خود برقرار کنیم؟

 زهرا صالحی فر، دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت رسانه دانشگاه باقرالعلوم

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha