خبرگزاری بین المللی اهل بیت(ع)-ابنا: ظلم، به عنوان یک پدیده شوم و ریشهدار در تاریخ بشری، همواره جوامع انسانی را به خود دیده است. آنچه در طول تاریخ به عنوان یک اصل قطعی و تجربهشده مطرح بوده، این حقیقت است که ظلم نه با مذاکره و مدارا، بلکه تنها با ایستادگی و مقاومت از بین میرود. مذاکره با ظالم، نه تنها ماهیت ستم را تغییر نمیدهد، بلکه بر گستاخی او میافزاید و ریشههای ظلم را مستحکمتر میکند.
گستره معنایی ظلم در قرآن و نهجالبلاغه
قرآن کریم با ۲۹۰ آیه درباره مبارزه با ستم، توجه ویژهای به این مسئله دارد. در نگاه دینی، ظلم مفهومی بس وسیعتر از تجاوز فیزیکی دارد. شرک خود «ظلم عظیم» شمرده میشود «إِنَّ الشِّرْکَ لَظُلْمٌ عَظِیمٌ»(۱)، اما آنچه در حوزه روابط اجتماعی اهمیت حیاتی دارد، ظلم به دیگری است.
امیرالمومنین علی (ع) در مقابله با پیشنهاد ظلم به مردم، فرمودند: «آیا به من دستور میدهید که با ستم بر کسانی که بر آنان ولایت دارم، پیروزی بجویم؟ به خدا سوگند، تا دنیا برپاست و ستارهای در آسمان، ستاره دیگر را دنبال میکند، چنین نخواهم کرد»(۲). این سخن نشان میدهد که نزد امیرالمومنین علی (ع)، عدالت خط قرمزی است که حتی به بهانه حفظ قدرت نیز نمیتوان از آن عبور کرد.
سکوت در برابر ظلم: مشارکت در جنایت
یکی از مهمترین آیات قرآن که به روشنی نشان میدهد سکوت و بیعملی راهگشا نیست، خداوند در این آیه می فرماید: «فَلَمَّا نَسُوا مَا ذُکِّرُوا بِهِ أَنْجَیْنَا الَّذِینَ یَنْهَوْنَ عَنِ السُّوءِ وَأَخَذْنَا الَّذِینَ ظَلَمُوا بِعَذَابٍ بَئِیسٍ بِمَا کَانُوا یَفْسُقُونَ»(۳)؛ «پس چون آنچه را بدان تذکر داده شده بودند فراموش کردند، کسانی را که از بدی نهی میکردند نجات دادیم و کسانی را که ستم کردند به عذابی سخت گرفتار ساختیم».
در تفسیر این آیه، علامه طباطبایی تأکید میکند که «فراموشی» در اینجا به معنای بیاثر شدن تذکرات در دل است. مهمتر آنکه ایشان میفرمایند: «خداوند معترضان را به خاطر سکوتشان و ترک نکردن رابطه با ظالمان، شریک ظلم و فسق متجاوزان شناخته است». این تحلیل نشان میدهد که مماشات با ظالم، انسان را در زمره همدستان قرار میدهد.(۴)
پیامبر اکرم (ص) نیز در حدیثی هشداردهنده میفرمایند: «هرگاه مردم ظالمی را ببینند و دست از ظلمش بر ندارند، نزدیک است که خداوند همگان را به عذابی فراگیر گرفتار سازد»(۵)
امام حسین (ع) در سخنرانی خود در منا، جایی که بسیاری از نخبگان جامعه حضور داشتند، تأکید فرمودند: «سلطه حاکمان ستمگر بر جامعه مسلمانان به خاطر سکوت نخبگان است»(۶) اگر یک حاکم میتواند ستمگرانه رفتار کند و از دایره عدالت خارج شود، به دلیل سکوت خواص است.
فلسفه قیام؛ از نهجالبلاغه تا سخن بزرگان
امیر المومنین علی (ع) که تجسم عملی عدالتطلبی و ظلمستیزی است، هرگز راه مذاکره با ظالم را در پیش نگرفت. آن حضرت به مالک اشتر مینویسد: «تَعَهَّدْ أَمْرَ الْخَرَاجِ بِمَا یُصْلِحُ أَهْلَهُ، فَإِنَّ فِی صَلَاحِهِ وَ صَلَاحِهِمْ صَلَاحَ مَا سِوَاهُم...»(۷)؛ یعنی «امر خراج را چنان سامان ده که به حال مردم سودمند باشد، زیرا صلاح خراج و مردم در گرو صلاح دیگر امور است». این نگاه جامع به عدالت نشان میدهد که ستم بر هیچ بخشی از جامعه جایز نیست.
در ادامه همان نامه، حضرت خطاب به مالک میفرماید: «أَشْعِرْ قَلْبَکَ الرَّحْمَةَ لِلرَّعِیَّةِ وَ الْمَحَبَّةَ لَهُمْ وَ اللُّطْفَ بِهِمْ، وَ لَا تَکُونَنَّ عَلَیْهِمْ سَبُعاً ضَارِیاً تَغْتَنِمُ أَکْلَهُمْ»؛ «دلت را سرشار از مهر و محبت و لطف به رعیت کن و هرگز چون حیوان درنده بر آنان مباش که خوردنشان را غنیمت شماری». این توصیه مؤکد آن است که حاکم باید در برابر مردم مسئول باشد، نه ستمگر.
نکته اساسی آنجاست که امیرالمومنین علی (ع) در میفرمایند: «أَلَا وَ إِنَّ أَفْضَلَ النَّاسِ عِنْدَ اللَّهِ مَنْ کَانَ إِمَاماً عَادِلًا هُدِیَ وَ هَدَی، فَأَقَامَ سُنَّةً مَعْلُومَةً وَ أَمَاتَ بِدْعَةً مَجْهُولَةً. وَ إِنَّ شَرَّ النَّاسِ عِنْدَ اللَّهِ إِمَامٌ جَائِرٌ ضَلَّ وَ ضَلَّ بِهِ»(۸)؛ «همانا برترین مردم نزد خدا، پیشوای عادلی است که خود هدایت یافته و دیگران را هدایت کند و بدعت ناشناخته را بمیراند؛ و همانا بدترین مردم نزد خدا، پیشوای ستمگری است که خود گمراه و گمراهکننده است».
این سخن به روشنی تبیین میکند که چرا مذاکره با «امام جائر» نه تنها مفید نیست، بلکه موجب تثبیت گمراهی او میشود. ظلم را باید با قیام برچید، نه با مدارا.
ظلم ستیزی در منشور حقوق بشر سازمان ملل
جالب آنکه این آموزههای علوی چنان جهانی و جاودانه است که در اسناد بینالمللی نیز بازتاب یافته است. «کوفی عنان»، دبیرکل اسبق سازمان ملل متحد، در سخنرانی خود به مناسبت پنجاهمین سالگرد اعلامیه حقوق بشر، مستقیماً به نامه ۵۳ نهجالبلاغه اشاره کرد. این نشان میدهد که پیام عدالتخواهی و ظلمستیزی علی بن ابیطالب (ع) محدود به زمان و مکان خاصی نیست.
بنابراین مقاومت، تنها راهکار الهی و انسانی است و ظلم، ماهیتی سرکش و افزونطلب دارد. قرآن کریم در میفرماید: «وَ إِنْ تَوَلَّوْا فَقَدْ أَبْلَغْتُکُمْ مَا أُرْسِلْتُ بِهِ إِلَیْکُمْ وَ یَسْتَخْلِفُ رَبِّی قَوْماً غَیْرَکُمْ وَ لَا تَضُرُّونَهُ شَیْئاً»(۹)؛ «و اگر روی بگردانید، من آنچه را بدان فرستاده شده بودم به شما رساندم و پروردگارم قومی غیر از شما را جانشین خواهد کرد و شما هیچ زیانی به او نمیرسانید».
این وعده الهی بدون تلاش و مقاومت خود انسانها محقق نمیشود. سنت الهی بر این است که اگر قومی دست از مبارزه با ظلم بردارد و سکوت کند، گرفتار عذاب عمومی خواهد شد. امام حسین (ع) در کربلا فرمود: «إِنِّی لَمْ أَخْرُجْ أَشِراً وَ لَا بَطِراً وَ لَا مُفْسِداً وَ لَا ظَالِماً، وَ إِنَّمَا خَرَجْتُ لِطَلَبِ الْإِصْلَاحِ فِی أُمَّةِ جَدِّی»(۱۰)؛ «من برای گستاخی و سرمستی و فساد و ستم خروج نکردم، بلکه برای اصلاح در امت جدم قیام نمودم». این «قیام» کلید واژه است، نه «نشستن بر سر میز مذاکره با یزید».
بنابراین، نه با مذاکره و مماشات که با قیام و امر به معروف و نهی از منکر میتوان جوامع را از لوث وجود ستمگران پاک کرد. راه روشن است: راه امیرالمومنین(ع) و امام حسین (ع) و همه آزادگان تاریخ؛ همان راهی که در آن ظلم را باید برچید، نه چانه زد.
پی نوشت:
۱. سوره لقمان/آیه ۱۳
۲. خطبه ۱۲۶ نهجالبلاغه
۳. سوره اعراف/آیه ۱۳۵
۴.ترجمه تفسیر المیزان/ج۹/ص۳۶۰
۵.نهج الفصاحه، ح۸۳۳
۶.تحف العقول/ص۲۳۷
۷. نهجالبلاغه، نامه ۵۳
۸.نهجالبلاغه, خطبه ۱۶۴
۹.سوره هود، آیه۵۷
۱۰.) بحارالأنوار، علامه مجلسی ج۴۴ ص ۳۲۹
فیروزه دلداری(پژوهشگر، مشاور خانواده، فعال رسانه و فضای مجازی)
نظر شما