خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا: این موضوع را با دو بیان می توان توضیح داد: یکی از آن دو بیان، علمی و دیگری فلسفی است. اینک هر دو را در این جا بطور فشرده منعکس می نماییم.
۱- از مطالعه یک کتاب بخوبی می توان فهمید که نوشته یک نفر است یا چند نفر، در کتابی که یک نفر نوشته است یک نوع هماهنگی مخصوص در میان عبارات و جمله بندی ها، تعبیرات مختلف، کنایات و اشارات، عناوین، تیترها، طرز ورود و خروج، مندرجات، و خلاصه در تمام قسمت ها یک نوع وحدت و هماهنگی به چشم می خورد؛ چرا؟
زیرا همگی زاییده یک فکر و تراوش یک قلم است؛ در صورتی که چنین هماهنگی در کتابی که دو نفر نوشته باشند وجود نخواهد داشت - هر قدر هم، همفکر و هم سلیقه باشند - آثار اختلاف در بسیاری از قسمت ها که اشاره نمودیم به چشم خواهد خورد، مخصوصاً اگر این کتاب، بزرگ و مفصّل باشد و در موضوعات گوناگون بحث کند، خیلی زود می توان به این حقیقت پی برد.
جهان آفرینش که خود بزرگترین کتاب تکوین است و تمام افراد بشر قادر به شمردن صفحات آن نیستند تا آن جا که بشر قادر به خواندن آن شده است، در تمام صفحات و سطور آن یک نوع نظم معیّن و پیوستگی خاص و هماهنگی غیر قابل توصیفی مشاهده نموده است و این مطلبی است که جملگی برآنند.
تمام دانشمندان جهان از ستاره شناس، اتم شناس، فیزیکدان، شیمیدان، حیوان شناس و گیاه شناس اتّصال و پیوستگی و هماهنگی تمام اجزای آن را با یکدیگر تصدیق کرده و همگی می گویند: نظم واحد و تدبیر یگانه ای بر این جهان حکومت می کند و نظامی که بر منظومه شمسی ما حکومت می نماید بدون کم و زیاد، در یک اتم، که اگر میلیون ها از آن را روی هم بگذاریم نقطه ای را تشکیل می دهند نیز حکمفرما می باشد.
قوانینی که بر جهان حکومت می کند، آن چنان عمومی و کلّی است که از آزمایش کوچکی در گوشه ای از این جهان، می توان یک قانون کلّی و عمومی که بر سراسر جهان آفرینش حکومت می کند، به دست آورد. قانون جاذبه و دافعه بر سراسر جهان حکومت می نماید و هیچ موجودی از این قانون مستثنا نیست.
تمام گیاهان و جانداران تولید مثل می نمایند؛ شباهت در خلقت حیوانات آنچنان زیاد است که گروهی را بر آن داشته است که بگویند همگی ریشه واحدی دارند و همچنین ...
خلاصه، به هر سو بنگریم و از هر کسی سؤال کنیم، همه این حقیقت را تأیید می کنند که در سرتاسر جهان هستی آثار وحدت و یگانگی و نظام واحد بخوبی به چشم می خورد.
هرگاه مبدأ آفرینش یکی نبود و دو رأی و دو فکر بر جهان حکومت می کرد، طبعاً وضع جهان آفرینش غیر از این بود و از پیوستگی و هماهنگی نظم و تدبیر یگانه، خبری نبود و نتیجه یک چنین از هم گسیختگی، همان فساد در دستگاه خلقت و نظام آفرینش است.
«هشام بن حکم» از امام صادق(علیه السلام) پرسید: دلیل بر یگانگی خداوند چیست؟
امام در پاسخ وی چنین فرمود:
«اتصال التدبیر و تمام الصنع؛ کما قال الله: لو کان فیهما الهة الاّ الله لفسدتا»؛ (۱) (بهم پیوستگی و دوام نظام هستی و تمامیّت آفرینش دلیل بر یگانگی اوست؛ همان طور که خود او فرموده است: اگر در سراسر زمین و آسمان جز خداوند یگانه آفریدگاری بود، نظام آنها بر هم می خورد).
۲- بیان دیگر، بیان فلسفی است که در برخی از آیات قرآن نیز به آن اشاره شده است و آن این که: هرگاه بر زمین و آسمان ها دو آفریننده حکومت نمایند، این دو خداوند یا مماثل و همانند یکدیگرند، یا با یکدیگر اختلاف و تباین کلّی دارند؛ هرگاه مماثل و همانند یکدیگر باشند (مانند دو انسان که بر اثر شباهت کامل و جهت اشتراکی که در میان آن دو وجود دارد مثل یکدیگر شمرده می شوند) در این صورت باید در یک قسمت شبیه و همانند یکدیگر باشند، امّا در یک قسمت دیگر باید با هم اختلاف داشته باشند؛ زیرا معنا ندارد که دو موجود از هر جهت مانند یکدیگر باشند و هیچ گونه تفاوتی میان آنان نباشد، حتّی دو برادر دو قلو و همزاد که از نظر شکل و قیافه و رنگ و اندازه قامت آهنگ صدا و... مانند یکدیگر باشند باز از جهاتی - لااقل لحظه تولّد و مکان و مادّه سازنده بدون روح و... ـ با هم فرق خواهند داشت.
نتیجه چنین فرضی «ترکیب» است. ترکیب از «جهت اشتراک» ولو اشتراک در اصل هستی و وجود، و از «جهت اختلاف» که موجب تعدّد و دو گانگی آنان می باشد و چون براهین فلسفی ثابت کرده است که خداوند باید بسیط باشد در این صورت چنین فرضی (دو خداوند همانند یکدیگر) باطل خواهد بود.
از این جهت ناچاریم بحث را روی دو خدای متباین در تمام هستی متمرکز کنیم؛ دو خدایی که هیچ نوع جهت وحدت اشتراکی در میان آنان نباشد و از نظر ذات و هستی، کاملا با یکدیگر مخالف و مباین شمرده شوند.
ناگفته پیداست آثار و افعال دو موجود مباین باید مانند ذات خود آنها مباین و مخالف شود، زیرا تصوّر ندارد که دو موجود متباین که کوچکترین نقطه اشتراک و وحدتی در میان آنها موجود نباشد، در عین حال از نظر فعل و اثر یکسان و یکنواخت گردند. هرگاه دو خداوند این چنین بر عالم آفرینش حکومت کنند، تدبیر هر کدام مباین و مخالف دیگری خواهد بود و نتیجه حکومت و تدبیر مختلف بر زمین و آسمانها، به هم خوردن نظم و از هم گسستن روابط و بروز اختلاف در دستگاه آفرینش و از بین رفتن هماهنگی از نظر اداره خواهد بود.
در صورتی که ما در جهان خلقت خلاف آن را مشاهده می کنیم؛ زیرا می بینیم اگر جاندار آفریده است، تمام جهان را آن چنان با او هماهنگ ساخته و هستی او را با هستی دیگران آن چنان پیوند داده، تو گویی که همه جهان هستی برای خدمت و کمک به او آفریده شده است و این نوع هماهنگی حاکی از آن است که اراده واحدی بر جهان حکومت می کند. به این طرز استدلال در سوره مؤمنون، آیه ۹۱ نیز اشاره شده است.
بنابر این، هم استدلالات فلسفی و هم مطالعات علمی این حقیقت را ثابت می کند که بر سراسر پهنه هستی یک اراده، یک مشیّت و یک ذات پاک حکومت می کند. (۲)
پی نوشت:
نظر شما