۲۳ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۲:۲۶
جهشِ ژنتیکی شجاعت

ذهن من خیلی چیزها را بهم می‌بافد. مثلاً اینکه نکند بن سلمان از نواده های عبدالله بن عمر باشد. نکند این روحیه ترس حماسی! اش به این جدش رفته باشد.

خبرگزاری بین المللی اهل بیت(ع) ابنا- برادرم که دنیا آمده بود چشم های تیله ای داشت. بیشتر به سبز می‌زد. همه حیرت کرده بودیم. من و داداش بزرگه، مامان و بابا همه مشکی بودیم یا قهوه ای تیره.  تنها کسانی که از کل فامیل مادری و پدری ام چشم های سبز داشتند زن عمو و دوتا از بچه‌هایش بودند. فکر کنید بچه ای به زن عمویش برود، منطقی نبود. اما عمه هایم گفتند مادربزرگشان چشم های سبز داشته. ممکن است به او رفته باشد.

نمی‌دانم همان موقع ها بود که من در زیست می‌خواندم که ژنتیک جهش دارد. این جهش شاید از مادربزرگی به نتیجه اش برسد. علم تجربی آزمایشگاهی توانسته جسم و ماده را ثابت کند اما روح و خلقیات را نه! 
ولی تجربه ی خیلی از ما نشان می‌دهد در خلقیات هم همین است. یکهو می‌بینی یک نوه شبیه مادربزرگ از آب درمی‌آید. یا مثلاً اخلاقیات یک بچه به عموی پدرش می‌رود.
قضیه از این هم پیچیده تر است.


یادم است در تاریخ، اجداد پیامبر را خوانده ایم و همانجا ذکر شده بود که در اجداد پیامبر بت پرست نبوده. معصوم نبوده اند اما مشرک هم نبوده اند. پس حتماً خدا چیزی می‌داند. برایش مهم است پیامبر خاتم را که قرار است نور دینش، دنیا را بگیرد، از نسلی انتخاب کند که خداپرست هستند.
تا امروز به مناسبتی به این حرفها فکر کردم. به مناسبت تحقیر تاریخی بن سلمان. ترامپ بن سلمان را تحقیر کرد. آری ترامپ بود ولی اول خودش خودش را تحقیر کرد.
چرا؟
من به عبدالله بن عمر فکر می‌کنم. شخصی که امام از او دعوت کرد ولی لبیک نگفت‌. امام زمانه اش را یاری نکرد. بعد از رفتن امام ابهت دشمن او را گرفت. ترسید از دشمن. شبانه به سراغ حاکم مدینه رفت تا با او بیعت کند. می‌خواست در امان بماند. حاکم مدینه خوابیده بود و بهش توپید. گفت برود فردا بیاید. او اصرار کرد. حاکم مدینه پایش را دراز کرد. _با پایم بیعت کن و او همین کار را کرد.
حالا بن سلمان هم خدا و دینش را به ترامپ مضحک فروخت.
از هیبت توخالی ترامپ ترسید و همه ی دارایی اش را به او بخشید. بعد هم ناچار شد جلوی همه ی جهان تن به ذلت بدهد. او ازش بخواهد ماتحت اش را ببوسد و این سکوت کند. 
ذهن من خیلی چیزها را بهم می‌بافد. مثلاً اینکه نکند بن سلمان از نواده های عبدالله بن عمر باشد. نکند این روحیه ترس حماسی! اش به این جدش رفته باشد.

تا اینجا همه چیز برایم شبیه یک پازل بهم ریخته بود تا وقتی خبر شهادت سردار تنگسیری آمد. تازه فهمیدم که ایشان نواده ی رئیسعلی دلواری بوده. 
و چه زیبا شد! 
پازل ذهنی من! 
جهش شجاعت از رئیسعلی دلواری تا نواده اش سردار تنگسیری!
اصلا شاید یک علتی که در دعاها برای والدین مان هم طلب آمرزش می‌کنیم، همین باشد.
خدا کند که فقط خوبی ها را به ارث ببریم.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha