خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا: در برابر سختی های بزرگِ زمانه، به ویژه جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل علیه ایران در اسفند ۱۴۰۴، چه ویژگی هایی از نگاه ایمانی می تواند راهگشای زندگی مؤمن باشد؟ انسان باایمان چگونه باید به این جنگ بنگرد و واکنش او چه باید باشد؟
پاسخ:
در برابر مصائب و سختیهای بزرگ زمانه -مانند جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل علیه ایران- انسان مؤمن به سلاحی مجهز است که دیگران از آن بیبهرهاند: سلاح «ایمان». این ایمان، صرفاً یک باور قلبی نیست؛ بلکه یک نقشه راه کامل است که نگاه انسان به حوادث، واکنش او و سرانجامش را شکل میدهد. قرآن کریم که کتاب هدایت برای تمام اعصار است، با بیان سنتهای الهی و داستانهای عبرتآموز، به ما میآموزد که چگونه در این کوران حوادث، مؤمنانه زندگی کنیم و سربلند بیرون آییم. در ادامه، بر اساس هشت اصل کلیدی، این راهورسم را بررسی میکنیم.
نکته اول: جنگ بهمثابه امتحان الهی
اولین و بنیادیترین گام در مواجهه با هر سختی، تغییر زاویه دید است. از منظر ایمانی، هیچ رویدادی در این عالم، بیهدف و تصادفی نیست. تمام فراز و نشیبها، بهویژه مصائب بزرگ، میدان آزمون الهی برای سنجش عیار واقعی انسانهاست. خداوند در قرآن بهصراحت این سنت را بیان میکند که: «شما را با بدیها و خوبیها آزمایش میکنیم.» (۱) هدف این آزمون، صرفاً ایجاد رنج نیست؛ بلکه آشکار ساختن بهترین عمل و زیباترین واکنش از سوی بندگان است: «آن کسی که مرگ و حیات را آفرید تا شما را بیازماید که کدام یک از شما بهتر عمل میکنید.» (۲) شاید بزرگترین آزمون تاریخ، امتحان حضرت ابراهیم علیه السلام با ذبح فرزندش اسماعیل علیه السلام بود. این فرمان، در ظاهر، یک «شر» و یک مصیبت غیرقابل تحمل بود، اما در باطن، آزمونی برای سنجش تسلیم محض ابراهیم علیه السلام در برابر پروردگار بود. واکنش حضرت، او را به مقامی رساند که الگوی تمام موحدان تاریخ شد. در مواجهه با جنگ نیز، نگاه اول مؤمن این است که این صحنه، میدان آزمونی برای نمایش بهترین عمل ماست.
نکته دوم: بهترین واکنش، کسب رضایت خدا
وقتی دانستیم که در یک امتحان قرار داریم، سؤال بعدی این است که بهترین واکنش چیست؟ پاسخ در هدف غایی خلقت نهفته است: رسیدن به مقام قرب و رضایت الهی. در سختیها، انسانها واکنشهای متفاوتی نشان میدهند: برخی جزعوفزع میکنند، برخی تسلیم دشمن میشوند و برخی به دنبال منافع شخصی میروند. اما انسان مؤمن، تنها به یک چیز میاندیشد: انجام کاری که خدا از او راضی باشد. هدف نهایی انسان مؤمن، رسیدن به آن آرامش و جایگاهی است که خداوند او را اینگونه خطاب کند: «تو ای نفس مطمئن! بهسوی پروردگارت بازگرد درحالیکه هم تو از او خشنودی و هم او از تو خشنود است.» (۳) این رضایت دوطرفه، در کوران سختیها به دست میآید. در داستان اصحاب اخدود، (۴) مؤمنان در برابر حاکمی ستمگر قرار گرفتند که آنها را میان دست کشیدن از ایمان و سوختن در آتش مخیر کرده بود. واکنش آنها میتوانست ترس و انکار ایمان برای حفظ جان باشد، اما آنها «احسن عملاً» را انتخاب کردند: شهادت برای کسب رضایت خدا. این داستان به ما میآموزد که در برابر فشار دشمن، معیار اصلی برای هر تصمیم و واکنشی، کسب رضایت پروردگار است، حتی اگر به قیمت از دست دادن جان و مال باشد.
نکته سوم: صبر، کلید پیروزی و بشارت الهی
هیچ امتحانی بدون صبر به سرانجام نیکو نمیرسد. صبر در نگاه دینی، به معنای انفعال و دست روی دست گذاشتن نیست؛ بلکه پایداری، استقامت و حفظ روحیه در عین تلاش و اقدام است. خداوند بهصراحت، پیروزی و بشارت را برای صابران تضمین کرده است: «بهیقین همه شما را با اموری همچون ترس، گرسنگی و کاهش در مالها و جانها و میوهها آزمایش میکنیم؛ و بشارتده به صابران.» (۵) الگوی بیبدیل این فضیلت، حضرت ایوب علیه السلام است که تمام دارایی، فرزندان و سلامتی خود را در یک امتحان سخت از دست داد، اما هرگز از رحمت خدا ناامید نشد و زبان به شکایت نگشود. او با پایداری و استقامت، این دوران سخت را گذراند و در نهایت، خداوند همه چیز را به شکلی بهتر به او بازگرداند. (۶) در شرایط جنگی که با ترس، کمبود و از دست دادن عزیزان همراه است، صبر ایوبوار یعنی حفظ امید، استقامت در مسیر حق و عدم تزلزل در ایمان.
نکته چهارم: پیروی از رهبری الهی، شرط نجات
در طوفان حوادث، کشتی جامعه نیاز به ناخدایی بصیر دارد. یکی از مهمترین سنتهای الهی، قراردادن رهبران و پیشوایان برای هدایت مردم است. سرپیچی از رهبری در شرایط بحرانی، موجب تفرقه و شکست میشود و اعتماد و اطاعت از رهبری در شرایط بحرانی، راه را برای نصرت الهی هموار میکند، حتی اگر فرمان او خوشایند یا همسو با تشخیص اولیه ما نباشد. اما ایمان به هدایت الهی او، کلید عبور از بحران است. این همان ایمانی بود که در کلام حضرت موسی علیهالسلام در کنار رود نیل و در مواجهه با سپاه فرعون موج میزد: «بیتردید پروردگارم با من است، و بهزودی مرا هدایت خواهد کرد.» (۷) وقتی بنیاسرائیل به رهبری حضرت موسی علیهالسلام از دست فرعونیان گریختند، به رود نیل رسیدند. دشمن پشت سر و رود پیش رو بود. یارانش فریاد زدند که ما در دام افتادیم. (۸) در این لحظه، منطق انسانی حکم به تسلیم یا نابودی میداد. اما موسی علیهالسلام با اطمینان به وعده الهی، فرمان «دل به دریا زدن» را صادر کرد. نتیجه این اعتماد مطلق به رهبر الهی، شکافته شدن دریا و نجاتی معجزهآسا بود. این داستان به ما میآموزد که در بحبوحه جنگ، زمانی که همه راهها بسته به نظر میرسد، باید به پیشوای زمانه اعتماد کرد و با وحدت کلمه، فرامین او را اجرا نمود.
نکته پنجم: مقاومت، تلاش مستمر و بهرهگیری از اسباب
ایمان به خدا و اعتماد به رهبری هرگز به معنای نفی تلاش و استفاده از ابزار و امکانات مادی نیست. مؤمن، ضمن توکل بر خدا، موظف است با تمام توان و با استفاده از علموفناوری، برای دفاع از خود آماده شود. در قرآن، خداوند از مؤمنان میخواهد که هر آنچه در توان دارند برای مقابله با دشمن آماده کنند: «و در برابر آنان آنچه در قدرت و توان دارید از نیرو [و نفرات و سازوبرگ جنگی] و اسبان ورزیده [برای جنگ] آماده کنید.» (۹) داستان ذوالقرنین در قرآن نمونه بارز این رویکرد است. وقتی مردم از او برای مقابله با قوم یأجوجومأجوج یاری خواستند، او به دعا و انتظار معجزه اکتفا نکرد، بلکه فرمود: «آنچه پروردگارم مرا در آن تمکّن و قدرت داده [از مزد شما] بهتر است؛ پس شما مرا با نیرویی یاری دهید [تا] میان شما و آنان سدّی سخت و استوار قرار دهم.» (۱۰) او از مردم خواست قطعات بزرگ آهن بیاورند و با استفاده از دانش مهندسی و تلاش جمعی، سدی نفوذناپذیر ساخت. این داستان نشان میدهد که در برابر جنگ و تهدید، مؤمن باید فعالانه به میدان بیاید و از تمام ظرفیتهای علمی و صنعتی برای ساختن یک دفاع مستحکم بهره ببرد.
نکته ششم: امید به امداد غیبی
مؤمن درعینحال که از تمام اسباب مادی بهره میبرد، قلبش متصل به منبع لایزال قدرت الهی است. او میداند که نتیجه نهایی را اراده خداوند رقم میزند و در سختترین شرایط، نباید امید خود را به نصرت و امداد غیبی از دست بدهد. خداوند بارها در قرآن وعده داده است که اگر مؤمنان وظیفه خود را انجام دهند، او آنها را با نیروهایی که نمیبینند یاری خواهد کرد: «و بیتردید خدا در [جنگِ] بدر شما را یاری داد، درحالیکه [از نظر سازوبرگ جنگی و شمار نفرات نسبت به دشمن] ناتوان بودید...» (۱۱) در جنگ بدر، سپاه اسلام یکسوم سپاه کفر بود و از نظر تجهیزات نظامی بههیچوجه قابلمقایسه نبود. تمام محاسبات مادی، حکم به شکست قطعی مسلمانان میداد. اما مؤمنان با توکل بر خدا و اطاعت از پیامبر صلیالله علیه و آله به میدان رفتند و خداوند با فرستادن فرشتگان و ایجاد ترس در دل دشمنان، پیروزی بزرگی را برایشان رقم زد. این واقعه تاریخی به ما یادآوری میکند که هرگز نباید از عظمت ظاهری دشمن مانند ناوهای هواپیمابر و تجهیزات پیشرفته ترسید؛ زیرا قدرت حقیقی از آنِ خداست و او قادر است از راههایی که به محاسبه درنمیآید، مؤمنان را یاری کند.
نکته هفتم: واگذاری نتیجه به خداوند (توکل)
تاج این بنای ایمانی، توکل است. توکل به معنای نادیدهگرفتن اسباب نیست؛ بلکه نقطه اوج بهرهگیری از آنهاست. پس از آنکه مؤمن نیت خود را خالص کرد، صبر ورزید، از رهبری اطاعت نمود، با تمام توان به میدان آمد و قلبش را به امداد غیبی امیدوار نگه داشت، به این مرحله آرامشبخش میرسد. او میداند که وظیفهاش تنها تلاش و انجام تکلیف است، نه تضمین نتیجه. اینجاست که سنت الهی معنا مییابد: «و هر کس بر خدا توکّل کند، خدا امر او را کفایت میکند...» (۱۲) همانطور که حضرت نوح علیهالسلام پس از ۹۵۰ سال دعوت خستگیناپذیر و تحمل تمسخرها، بادقت تمام کشتی را ـ که اوج بهکارگیری اسباب مادی بود ـ ساخت؛ اما در نهایت، نتیجه و سرنوشت خود و اندک مؤمنان را به امواج سپرد و به خدا واگذار کرد. (۱۳) او به امر الهی، اسباب نجات را فراهم آورد و تقدیر نهایی را به مسببالاسباب سپرد. این نگاه، بار سنگین و خردکننده «نگرانی برای نتیجه» را از دوش مؤمن برمیدارد. ازاینرو، نه از فتح مغرور میشود و نه از شکست ظاهری مأیوس میگردد؛ زیرا میداند پیروزی واقعی، انجاموظیفه بوده و پاداش او نزد پروردگار محفوظ است. این همان آرامش عمیقی است که او را در شرایط سخت جنگی، استوار و مصمم نگه میدارد.
نکته هشتم: سنت الهی در غلبه اسباب کوچک
اصل راهبردی و تکمیلی در این نگاه ایمانی، درک سنت الهی در غلبه اسباب ظاهراً کوچک بر عوامل بزرگ و قدرتمند است. قرآن این قاعده شگفتانگیز را در داستانهای متعددی به تصویر میکشد. در نبرد سپاهیان طالوت، این حضرت داوود علیهالسلام بود که با ابزاری ساده همچون فلاخن و سنگی کوچک، جالوت، قهرمان شکستناپذیر دشمن را از پای درآورد. قرآن نیز برای تأکید بر منشأ اصلی قدرت، میفرماید: «آنگاه به خواست خدا، آنها سپاه دشمن را به هزیمت واداشتند و داوود، جالوت را کشت...» (۱۴) نمونه اعجابانگیزتر آن، داستان اصحاب فیل است. سپاه عظیم ابرهه، با فیلهای جنگی که نماد قدرت مطلق و تجهیزات برتر زمانه خود بودند، در برابر پرندگان کوچکی به نام ابابیل که سنگریزههایی حمل میکردند، بهکلی نابود شد. (۱۵)
در مواجهه با قدرتهای جهانی نیز مؤمن نباید تحت تأثیر گنبد آهنین، جنگندههای نسل پنجم یا هیبت تکنولوژیک دشمن قرار گیرد. او با تکیه بر این سنتهای الهی درمییابد که همین خداوند، ذهن مهندسان و رزمندگان را برای طراحی پهپادهای اقتصادی و شیوههای نوین پرتاب رهنمون ساخته تا بر پیچیدهترین سامانههای دفاعی دشمن فائق آیند و ضربات مهلکی بر آنان وارد کنند. این باور، خلاقیت مؤمن را در عرصه نبرد شکوفا میسازد و او را از محدودیتهای محاسبات مادی و عددی رها میبخشد.
نتیجه:
بنابراین، نگاه ایمانی چارچوبی منسجم و قدرتمند برای مواجهه با حوادث مختلف مثل جنگ ارائه میدهد. از این منظر، مؤمن جنگ تحمیلی را میدان آزمون الهی برای نمایش «احسن عمل» و کسب رضایت پروردگار میبیند. واکنش او ترکیبی است از صبر و مقاومت فعال، وحدت کلمه ذیل رهبری الهی و بهرهگیری از تمام اسباب مادی و علمی برای دفاع مستحکم در برابر متجاوز. بااینحال، قلب او به امداد غیبی امیدوار است و با توکل، نتیجه را به خداوند وامیگذارد و از اضطراب رها میشود. این نگاه، با اتکا به سنت الهی در غلبه اسباب کوچک بر قدرتهای بزرگ، مؤمن را از هراس تجهیزات دشمن رهانیده و به او آرامش و بصیرتی میبخشد که پیروزی حقیقی را در انجام تکلیف الهی میداند، نه صرفاً نتیجه ظاهری نبرد.
پینوشتها:
۱- سوره انبیاء، آیه ۳۵: «وَنَبْلُوکُمْ بِالشَّرِّ وَالْخَیْرِ فِتْنَةً...»
۲- سوره ملک، آیه ۲: «الَّذِی خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَیَاةَ لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا...»
۳- سوره فجر، آیات ۲۷-۲۸: «یَا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ*ارْجِعِی إِلَی رَبِّکِ رَاضِیَةً مَرْضِیَّةً.»
۴- سوره بروج، آیات ۴-۸: «قُتِلَ أَصْحَابُ الْأُخْدُودِ*النَّارِ ذَاتِ الْوَقُودِ*إِذْ هُمْ عَلَیْهَا قُعُودٌ...»
۵- سوره بقره، آیه ۱۵۵: «وَلَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ.»
۶- سوره انبیاء، آیات ۸۳-۸۵: «وَأَیُّوبَ إِذْ نَادَی رَبَّهُ أَنِّی مَسَّنِیَ الضُّرُّ وَأَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ...»
۷- سوره شعرا، آیه ۶۲: «إِنَّ مَعِیَ رَبِّی سَیَهْدِینِ.»
۸- همان، آیه ۶۱: «فَلَمَّا تَرَاءَی الْجَمْعَانِ قَالَ أَصْحَابُ مُوسَی إِنَّا لَمُدْرَکُونَ.»
۹- سوره انفال، آیه ۶۰: «وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَیْلِ...»
۱۰- سوره کهف، آیه ۹۵: «قَالَ مَا مَکَّنِّی فِیهِ رَبِّی خَیْرٌ فَأَعِینُونِی بِقُوَّةٍ أَجْعَلْ بَیْنَکُمْ وَبَیْنَهُمْ رَدْمًا.»
۱۱- سوره آلعمران، آیه ۱۲۳: «وَلَقَدْ نَصَرَکُمُ اللَّهُ بِبَدْرٍ وَأَنْتُمْ أَذِلَّةٌ...»
۱۲- سوره طلاق، آیه ۳: «وَمَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَی اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ...»
۱۳- سوره یونس، آیه ۷۱: «إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ یَا قَوْمِ إِنْ کَانَ کَبُرَ عَلَیْکُمْ مَقَامِی وَتَذْکِیرِی بِآیَاتِ اللَّهِ فَعَلَی اللَّهِ تَوَکَّلْتُ...»
۱۴- سوره بقره، آیه ۲۵۱: «فَهَزَمُوهُمْ بِإِذْنِ اللَّهِ وَقَتَلَ دَاوُودُ جَالُوتَ...»
۱۵- سوره فیل، آیات ۱-۵: «وَأَرْسَلَ عَلَیْهِمْ طَیْرًا أَبَابِیلَ*تَرْمِیهِمْ بِحِجَارَةٍ مِنْ سِجِّیلٍ*فَجَعَلَهُمْ کَعَصْفٍ مَأْکُولٍ.»
نظر شما