۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۸:۵۱
عدالت در میدان نبرد؛ چرا نباید به دشمن هم دروغ بست؟

انصاف، دشوارترین پلِ صراطی است که انسانِ مؤمن باید بر روی آن گام بردارد؛ به‌ویژه آن زمان که پای دشمنی در میان است و خشم، چون غباری غلیظ، چشمِ حقیقت‌بین را می‌پوشاند.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا: حجت الاسلام و المسلمین محمد حسین امین، نویسنده و پژوهشگر دینی، در نوشتاری اختصاصی برای ابنا، به تبیین جایگاه رفیع انصاف در سیره اسلامی و ضرورتِ پایبندی به عدالت در برخورد با مخالفان پرداخته است که در ادامه می‌خوانید:


عدالت در میدان نبرد؛ چرا نباید به دشمن هم دروغ بست؟
عدالت در میدان نبرد؛ چرا نباید به دشمن هم دروغ بست؟
محمد حسین امین / نویسنده و پژوهشگر دینی

قرآن و ترازوی بی‌طرفی؛ مرزِ ایمان و کینه

در قاموسِ قرآن، ایمانِ واقعی آنجایی تجلی می‌یابد که انسان اجازه ندهد شعله‌های خشم و کینه نسبت به یک گروه یا فرد، او را از جاده‌ی عدالت خارج کند. خداوند با صراحتِ تمام به مؤمنان هشدار می‌دهد که مبادا دشمنیِ با دیگران، باعث شود که شما پای بر روی حق بگذارید و از انصاف دور شوید. [۱]

این دستورِ الهی، «عدالت» را یک اصلِ مطلق می‌داند که تحت هیچ شرایطی، حتی در اوجِ اختلافات سیاسی و مذهبی، نباید خدشه‌دار شود. قرآن می‌فرماید: «وَلَا یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَیٰ أَلَّا تَعْدِلُوا»؛ یعنی هرگز دشمنی با گروهی، شما را به گناه و ترکِ عدالت نکشاند. [۲] این آیه، دقیق‌ترین مرزِ میان یک انسانِ باتقوا و یک فردِ اسیرِ هوای نفس را ترسیم می‌کند.

بنابراین، اگر در فضای مجازی یا حقیقی، به بهانه‌ی «دشمن بودن»ِ کسی، عیبِ نکرده‌ای را به او نسبت دهیم یا خوبی‌های او را بپوشانیم، در واقع از مدارِ بندگی خارج شده‌ایم. انصاف یعنی دیدنِ واقعیت، همان‌گونه که هست؛ نه آن‌گونه که خشمِ ما می‌پسندد. دینداریِ بدونِ انصاف، کالبدی بی‌روح است که تنها ادعای ایمان را یدک می‌کشد.


مشقِ جوانمردی در مکتبِ علوی؛ عدالت برای همه

سیره امام علی(ع) در برخورد با مخالفان و حتی کسانی که با او وارد جنگ شدند، کلاسِ درسِ بی‌نظیری از انصاف است. ایشان حتی در میدانِ نبرد، اجازه ندادند که یارانشان زبان به دشنام بگشایند و فرمودند: «إِنِّی أَکْرَهُ لَکُمْ أَنْ تَکُونُوا سَبَّابِینَ»؛ من خوش ندارم که شما دشنام‌دهنده باشید. [۳]

امام(ع) به ما آموخت که حتی اگر کسی شمشیر بر روی حق کشید، ما حق نداریم درباره او دروغ بگوییم یا فراتر از حقِ قانونی و شرعی، به او آسیب بزنیم. این روحِ بزرگِ علوی بود که در صفین، مانع از بستنِ آب بر روی لشکریانِ دشمن شد، در حالی که دشمن پیش از آن، آب را بر سپاهِ علی(ع) بسته بود. [۴]

انصاف در مکتبِ شیعه یعنی حتی در نقدِ سرسخت‌ترین دشمنان، باید به نقاطِ مثبت (اگر وجود دارد) اشاره کرد و از جاده‌ی صداقت خارج نشد. علی(ع) به فرزندش امام حسن(ع) وصیت می‌کند که: «اجعل نفسک میزاناً بینک و بین غیرک»؛ خودت را ترازوی میانِ خود و دیگران قرار بده و آنچه برای خود نمی‌پسندی، برای دیگران (حتی دشمن) نپسند. [۵]


اخلاقِ نقد در هیاهوی مجازی؛ مسئولیتِ قلم و کیبورد

امروز در فضای رسانه‌ای، گاهی دیده می‌شود که برخی به بهانه‌ی دفاع از حق، تمامِ مرزهای اخلاقی را در برابر مخالفان می‌شکنند. تهمت زدن، تمسخر و بریدنِ جملات برای تخریبِ شخصیت، با روحِ آموزه‌های اهل‌بیت(ع) سازگار نیست. ما حق نداریم برای پیروزیِ سخنِ خود، به ابزارهای نامقدس و غیراخلاقی متوسل شویم. [۶]

باید بدانیم که هر واژه‌ای که می‌نویسیم، اگر ذره‌ای از حقیقت فاصله داشته باشد، مدیونِ آن فرد خواهیم بود؛ ولو آن فرد دشمنِ ما باشد. امام صادق(ع) می‌فرمایند: «انصاف، از سخت‌ترین واجباتِ الهی بر بندگان است». [۷] این سخن نشان می‌دهد که نگه‌داشتنِ زبان و قلم در مرزِ انصاف، جهادی است که هر کسی از عهده‌ی آن برنمی‌آید.

اگر بخواهیم جامعه‌ای اسلامی و پویا داشته باشیم، باید تمرین کنیم که در نقدِ دیگران، «حق‌جو» باشیم نه «مچ‌گیر». انصاف یعنی اگر دشمنِ ما سخنِ حقی گفت، آن را بپذیریم و اگر اشتباهی کرد، تنها به همان اندازه نقدش کنیم، نه بیشتر. پایبندی به انصاف، نه تنها مایه برکتِ عمر است، بلکه بهترین مبلغ برای حقانیتِ مسیرِ ما در نگاهِ جهانیان خواهد بود. [۸]


منابع و پاورقی‌ها:

۱. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج ۴، ص ۲۹۹ (ذیل آیه ۸ سوره مائده).

۲. سوره مبارکه مائده، آیه ۸: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُونُوا قَوَّامِینَ لِلَّهِ شُهَدَاءَ بِالْقِسْطِ ۖ وَلَا یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَیٰ أَلَّا تَعْدِلُوا ۚ اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَیٰ...».

۳. شریف‌الرضی، محمد بن حسین، نهج‌البلاغه، خطبه ۲۰۶ (سخنان امام هنگام شنیدن دشنام یاران به شامیان).

۴. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج ۳، ص ۳۱۸ (واقعه بستن آب در جنگ صفین).

۵. شریف‌الرضی، محمد بن حسین، نهج‌البلاغه، نامه ۳۱ (وصیت به امام حسن مجتبی علیه‌السلام).

۶. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج ۲، ص ۱۴۴ (بابُ الإنصاف و العدل).

۷. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج ۲، ص ۱۷۰، ح ۸: «أَشدُّ ما افترضَ اللَّهُ علی خَلقِهِ ثَلاثٌ: إنصافُ المَرءِ مِن نَفسِهِ...».

۸. ورام بن ابی فراس، مجموعة ورام (تنبیه الخواطر)، ج ۲، ص ۲۲۲ (در آثارِ انصاف در عزّتِ انسان).

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha