۴ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۸:۴۸
«دروغ گویان» هرگز هدایت نمی شوند

قرآن در آیه ۳ سوره «زمر» می فرماید: «خداوند کسی را که دروغگو و کفران کننده است، هدایت نمی کند». از سوی دیگر در آیه ۵۶ سوره قصص می فرماید: «هدایت و ضلالت تحت اراده خداوند است». در اینجا باید توجه داشت: این بدان معنی نیست که خداوند گروهی را به اجبار هدایت و گروهی را به اجبار گمراه می کند. بلکه منظور این است که هنگامی که زمینه های هدایت و ضلالت از طریق اعمال خود انسان فراهم شود، خداوند هر کس را مطابق لیاقتش، پاداش داده و هدایت می کند و یا لطفش را از او برداشته و رهایش می کند تا گمراه شود.

خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا: خداوند در آیه ۳ سوره زمر می فرماید: «اِنَّ اللّهَ لایَهْدِی مَنْ هُوَ کاذِبٌ کَفّارٌ»؛ (خداوند کسی را که دروغگو و کفران کننده است [هرگز] هدایت نمی کند). هم چنین در آیه ۲۸ سوره غافر می فرماید: «اِنَّ اللّهَ لایَهْدِی مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ کَذّابٌ»؛ (خداوند کسی را که اسراف کار و بسیار دروغگو است هدایت نمی کند).

از سوی دیگر، هدایت و ضلالت به دست خدا است، حتی پیامبر خدا هم اگر بخواهد کسی را هدایت کند، تا خدا اراده نکند نمی تواند هدایت کند «اِنَّکَ لاتَهْدِی مَنْ اَحْبَبْتَ وَ لکِنَّ اللّهَ یَهدِی مَنْ یَشاءُ» (۱)؛ (تو هر کس را دوست بداری نمی توانی هدایت کنی ولی خداوند هر کس را بخواهد هدایت می کند).


ولی این بدان معنی نیست که خداوند گروهی را به اجبار هدایت و گروهی را به اجبار گمراه می کند، سپس گروه اول را در میان نعمت های بهشتی غوطه ور ساخته و گروه دوم را در آتش دوزخ فرو برد، که این نه با عقل و منطق، و نه با عدل الهی سازگار است.

بلکه منظور این است، هنگامی که زمینه های هدایت و ضلالت از طریق اعمال خود انسان فراهم شود، خداوند هر کس را مطابق لیاقت و شایستگی هایش، پاداش می دهد.

دست گروهی را می گیرد و به سرمنزل مقصود می رساند، و لطف و عنایتش را از گروهی بر می دارد، تا سرگردان شوند، و هرگز به سرمنزل سعادت نرسند.

دروغ، اسراف و کفران نعمت، از مهمترین اموری است که زمینه های گمراهی را فراهم می سازد، از تعبیرات دو آیه فوق می توان به خوبی دریافت، کسانی که هدایت و ضلالت را امری اجباری می دانند، تا چه اندازه در اشتباهند. در حقیقت، دروغ یکی از مهمترین عوامل گمراهی و بدبختی انسان است.


ممکن است مصداق این دو آیه، دروغ بستن بر خدا، و انحراف از اصل توحید باشد، لکن هرگز مُخَصِّص نیست، یعنی خصوصیت این موارد، مانع از عمومیت حکم کلی که در این دو آیه وارد شده، نیست.

ممکن است رابطه ای که میان دروغ و کفران نعمت، در آیه اول آمده، از این نظر است که آنها نعمت وجود موسی(علیه السلام) را که برای هدایتشان آمده، کفران کرده و به تکذیبش پرداختند.

و رابطه میان اسراف و دروغ از این نظر است که فرعونیان در مخالفت فرمان خداوند و ظلم بر بنی اسرائیل، و کشتن فرزندان آنها، راه اسراف را پیمودند و نبوّت موسی(علیه السلام) را تکذیب کردند. (۲)


پی نوشت:

(۱). قرآن کریم، سوره قصص، آیه ۵۶.

(۲). اخلاق در قرآن، مکارم شیرازی، ناصر، تهیه و تنظیم: جمعی از فضلاء، مدرسة الامام علی بن ابی طالب(علیه السلام)، قم، ۱۳۷۷ ش، ‌ چاپ اول، ج ۳، ص ۲۲۲.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha