خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا: قبل از پاسخ به این سؤال که آیا مجازات قطع دست خشونت آمیز است یا نه؟ لازم است شرایط مجازات قطع دست سارق را بیان کنیم. آنچه از مجموع روایات اسلامی استفاده میشود این است که اجرای این حدّ اسلامی (بریدن دست) شرائط زیادی دارد که بدون آن اقدام به این کار جائز نیست از جمله اینکه:
۱. متاعی که سرقت شده باید حداقل یک ربع دینار(۱) باشد.
۲. از جای محفوظی مانند خانه و مغازه و جیبهای داخلی سرقت شود.
۳. در قحطسالی که مردم گرسنهاند و راه به جائی ندارند نباشد.
۴. سارق عاقل و بالغ باشد و در حال اختیار دست به این کار بزند.
۵. سرقتِ پدر از مال فرزند یا سرقتِ شریک از مال مورد شرکت، این حکم را ندارد.
۶. سرقت میوه از درختان باغ را نیز از این حکم استثناء کردهاند:
۷. کلیه مواردی که احتمال اشتباهی برای سارق در میان باشد که مال خود را به مال دیگری احتمالاً اشتباه کرده است از این حکم مستثنی است.
و پارهای از شرائط دیگر که شرح آن در کتب فقهی آمده است.
اشتباه نشود، منظور از ذکر شرائط بالا این نیست که سرقتها تنها در صورت اجتماع این شرائط حرام است؛ بلکه منظور این است که اجرای حد مزبور، مخصوص اینجا است و گرنه سرقت به هر شکل و به هر صورت و به هر اندازه و هر کیفیت در اسلام حرام است. برای اندازه قطع دست سارق، معروف در میان فقهای ما با استفاده از روایات اهل بیت(علیهم السلام) این است که تنها چهار انگشت از دست راست بریده میشود، نه بیشتر؛ اگرچه فقهای اهل تسنن بیش از آن گفتهاند. آیا این مجازات اسلامی خشونت آمیز است؟
بارها این ایراد از طرف مخالفان اسلام و یا پارهای از مسلمانان کم اطلاع شده است که این مجازات اسلامی بسیار شدید به نظر میرسد و اگر بنا بشود این حکم در دنیای امروز عمل شود باید بسیاری از دستها را ببرند، به علاوه اجرای این حکم سبب میشود که یک نفر گذشته از اینکه عضو حساسی از بدن خود را از دست دهد تا پایان عمر انگشت نما باشد.
در پاسخ این ایراد باید به این حقیقت توجه داشت که:
اولاً: همانطور که در شرائط این حکم گفتیم هر سارقی مشمول آن نخواهد شود؛ بلکه تنها یک دسته از سارقان خطرناک هستند که رسماً مشمول آن میشوند.
ثانیاً: با توجه به اینکه راه اثبات جرم در اسلام شرائط خاصی دارد این موضوع باز هم تقلیل پیدا میکند.
ثالثا: بسیاری از ایرادهائی که افراد کم اطلاع بر قوانین اسلام میگیرند به خاطر آن است که یک حکم را به طور مستقل و منهای تمام احکام دیگر مورد بررسی قرار میدهند، یعنی به عبارت دیگر آن حکم را در یک جامعه صد در صد غیر اسلامی فرض میکنند؛ ولی اگر توجه داشته باشیم که اسلام تنها این یک حکم نیست؛ بلکه مجموعه احکامی است که پیاده شدن آن در یک اجتماع سبب اجرای عدالت اجتماعی و مبارزه با فقر و تعلیم و تربیت صحیح و آموزش و پرورش کافی، آگاهی و بیداری و تقوا میگردد، روشن میشود که مشمولان این حکم چه اندازه کم خواهند بود. اشتباه نشود، منظور این نیست که در جوامع امروز این حکم نباید اجراء شود؛ بلکه منظور این است که هنگام داوری و قضاوت باید تمام این جوانب را در نظر گرفت.
خلاصه، حکومت اسلامی موظف است که برای تمام افراد ملتِ خود، نیازمندیهای اولی زندگی را فراهم سازد و به آنها آموزش لازم دهد و از نظر اخلاقی نیز تربیت کند، بدیهی است در چنان محیطی افراد متخلف بسیار کم خواهند شد.
رابعا: اگر ملاحظه میکنیم که امروز دزدی فراوان است به خاطر آن است که چنین حکمی اجراء نمیشود و لذا در محیطهائی که این حکم اسلامی اجراء میگردد (مانند محیط عربستان سعودی که تا سالهای اخیر این حکم در آن اجراء میشد) امنیت فوق العاده از نظر مالی در همه جا حکمفرما بود. بسیاری از زائران خانه خدا با چشم خود چمدانها یا کیفهای پول را در کوچه و خیابانهای حجاز دیدهاند که هیچ کس جرئت دست زدن به آن را ندارد تا اینکه مامورین «اداره جمع آوری گمشدهها» بیایند و آن را به اداره مزبور ببرند و صاحبش بیاید و نشانه دهد و بگیرد. غالب مغازهها در شبها در و پیکری ندارند و در عین حال کسی هم دست به سرقت نمیزند.
جالب اینکه این حکم اسلامی با اینکه قرنها اجراء میشد و در پناه آن مسلمانان آغاز اسلام در امنیت و رفاه میزیستند در مورد تعداد بسیار کمی از افراد که از چند نفر تجاوز نمیکرد این حکم در طی چند قرن اجراء گردید. آیا بریدن چند دست خطاکار برای امنیت چند قرن یک ملّت، قیمت گزافی است که پرداخت میشود؟
بعضی اشکال میکنند که اجرای این حد در مورد سارق به خاطر ربع دینار منافات با آن همه احترامی که اسلام برای جان مسلمان و حفظ او از هر گونه گزند قائل شده ندارد، تا آنجا که دیه بریدن چهار انگشتِ یک انسان، مبلغ گزافی تعیین شده است. اتفاقاً همین سؤال ـ به طوری که از بعضی از تواریخ برمیآید ـ از عالم بزرگ اسلام، علم الهدی مرحوم سید مرتضی، در حدود یکهزار سال قبل شد، سؤال کننده موضوع سؤال خود را طی شعری به شرح ذیل مطرح کرد:
ید بخمس مئین عسجد ودیت *** ما بالها قطعت فی ربع دینار؟
یعنی: دستی که دیه آن پانصد دینار است. (۲) چرا به خاطر یک ربع دینار بریده میشود؟
«سید مرتضی» در جواب او این شعر را سرود: «عزّ الامانة اغلاها و ارخصها *** ذل الخیانة فافهم حکمة الباری»
یعنی عزّتِ امانت، آن دست را گرانقیمت کرد و ذلّتِ خیانت، بهای آن را پائین آورد، فلسفه حکم خدا را بدان. (۳)، (۴)، (۵)
پی نوشت:
(۱). دینار عبارت است از یک مثقال شرعی طلای مسکوک و مثقال شرعی معادل ۱۸ نخود یعنی ۴۳ مثقال معمولی است.
(۲). البته باید توجه داشت که پانصد دینار در صورتی است که پنج انگشت قطع شود و اما همان طور که گفتیم بنابر مذهب شیعه در سرقت، تنها چهار انگشت قطع میشود.
(۳). در روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم، آلوسی، سید محمود، تحقیق: علی عبدالباری عطیه، دارالکتب العلمیه، بیروت، ۱۴۱۵ قمری، چاپ اول، ج ۳، ص ۳۰۴ این جریان نقل شده؛ ولی بجای علم الهدی، علم الدین السخاوی آمده است.
(۴). تفسیر نمونه، مکارم شیرازی، ناصر، دار الکتب الإسلامیه، تهران، ۱۳۷۴ شمسی، چاپ اول، ج ۴، ص ۳۷۶.
(۵). گردآوری از کتاب: یکصد و هشتاد پرسش و پاسخ، مکارم شیرازی، ناصر، تهیه و تنظیم: حسینی، سید حسین، دار الکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۸۶ شمسی، چاپ چهارم، ص ۶۰۲.
نظر شما