خبرگزاری بین المللی اهل بیت(ع)- ابنا: در دنیایی که قدرت را با تعداد موشک، پیشرفته ترین جنگ افزارها و بودجه های میلیاردی نظامی می سنجند، امیرالمومنین علی بن ابیطالب(ع) در وصیتنامه نظامی خود به امام حسن مجتبی(ع) تکیه گاهی را یادآور می شود که گویا بسیاری آن را به فراموشی سپرده اند: «وَ اعْلَمْ أَنَّ النَّصْرَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ سُبْحَانَهُ»(1) (بدان که پیروزی تنها از سوی خداست).
این جمله رهنمودهای نظامی حضرت، نه یک توصیه اخلاقیِ حاشیه ای، که اساسی ترین شرط پیروزی در نگاه علوی است.
تحلیل حدیث امیرالمومنین علی (ع)
بخش اول: تحلیل حدیث - نصرت الهی، سلاح نامرئی پیروزی
امیرمؤمنان(ع) در فرازی از این خطبه، ضمن تأکید بر مقدمات عملیِ جنگ («استوار شدن»، «فشردن دندانها بر هم»، «تیزبینی»، «بلندهمتی» و «نهراسیدن از زرق و برق سلاح دشمن»)، یک «لکن» بزرگ می آورد: هیچیک از اینها بدون نصرت الهی کارساز نیست.
نکته ظریف در تعبیر «نَصْر» این است که در قرآن و روایات، همواره با تعابیر «مِن عِندِ الله» همراه شده است؛ یعنی نه صرفاً یک کمک عادی، بلکه امدادی غیبی و فرامادی. از نگاه حضرت، مؤمن کارآزموده کسی است که هم «اسباب ظاهری» را فراهم کند و هم «چشم امید به الطاف ویژه الهی» داشته باشد.
بخش دوم: آیات قرآنی - چهار ستون توحیدِ نصرت
امیرمؤمنان علی(ع) با ژرف اندیشیِ قرآنی خود، چهار آیه کلیدی را در این رهنمود به تصویر می کشد:
۱) تثبیت اصل: «وَمَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ» (2)
خداوند، پس از نبرد اُحد، با صراحت اعلام میدارد که هیچ پیروزیای جز از جانب او نیست. این آیه توکل و یاریجویی از خدا را به اصلِ مسلمِ میدان نبرد تبدیل میکند.
۲) شرط نصرت: «إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ یَنْصُرْکُمْ» (3)
خدا در این آیه، نصرتِ خود را مشروط به «نصرت الهی» از سوی بندگان کرده است. اما نصرت خدا یعنی چه؟ مفسران گفته اند: یاری دین خدا، حرکت در مسیر الهی، دفاع از حق و جهاد در راه او. مؤمنی که این شرط را رعایت کند، از پشتیبانیِ مضاعفِ الهی برخوردار می شود.
۳) استحکام بخشی: «وَ یُثَبِّتْ أَقْدَامَکُمْ» (4)
این بخش از آیه نشان می دهد که نصرت الهی تنها به پیروزیِ نهایی محدود نمی شود، بلکه در میانه نبرد نیز با «ثبات قدم» خود را نشان می دهد. مؤمنی که خدا او را یاری کند، دچار لغزش و تزلزل نخواهد شد.
۴) حتمیت پیروزی: «إِنْ یَنْصُرْکُمُ اللَّهُ فَلَا غَالِبَ لَکُمْ» (5)
آخرین ضمانت الهی این است: اگر خدا یاور شما باشد، هیچکس بر شما چیره نخواهد شد. این آیه، اوج توحید افعالی در عرصه نبرد است؛ یعنی قدرتِ همه عواملِ ظاهری در برابر «نصرت الهی» رنگ میبازد.
بخش سوم: پیوستگی عملی - از توکل تا حرکت
یکی از اشتباهات رایج، جداانگاریِ «توکل» از «تدبیر» است. اما در مکتب علوی:
- توکل بیحرکت، سستی و خلاف سنت الهی است.
- حرکت بی توکل، تکبر و خروج از ربوبیت خداوند است.
-امیرمؤمنان(ع) دقیقاً به همین نکته اشاره می کند: «هنگامی که استوار شدی و دندانهایت را فشردی... آنگاه بدان که پیروزی تنها از سوی خداست». یعنی: اقدام کن، اما پیروزی را تنها از خدا بدان.
این نگاه، هم از «جبرِ منفعلانه» و هم از «اختیارِ مستقلانه» عبور میکند و انسان را به «تولّی و تبرّیِ عملی» میرساند: تولّیِ اسباب ظاهری (مبارزه با نفس، آمادگی نظامی، شجاعت و...) و تبرّی از پندارِ استقلالِ آنها.
بخش چهارم: کاربست در دنیای امروز - درسهایی برای جبهه مقاومت
امروز جبهه مقاومت و همه مؤمنانی که با دشمنانِ درون (نفس اماره، ترس، ضعف ایمان) و بیرون (طاغوتها، استکبار، جریانات تکفیری) نبرد می کنند، اگر این اصل علوی را فراموش کنند، دچار یکی از دو آفت خواهند شد:
۱. آفت نخست: غرور به توانمندیهای مادی و فراموشی نصرت الهی → که سرانجام آن شکستهای عبرت آموز است (مانند برخی جبهه ها در ابتدای انقلاب اسلامی که صرفاً به تجهیزات اتکا کردند).
۲. آفت دوم: سستی در مقدمات و توکلِ بدون حرکت → که مصداق آیۀ «فَاقْعُدُوا مَعَ الْقَاعِدِینَ» (6) است.
اما مؤمن کارآزموده کسی است که:
-سلاح خود را واکس بزند (آمادگی رزمی).
-دشمن را بشناسد (شناخت میدان).
-تکبیر گویان وارد میدان شود (نصرت را از خدا بخواهد).
-و پس از پیروزی بگوید: «وَمَا رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَلَکِنَّ اللَّهَ رَمَی» (7).
معماری معنایی وصیت نامه نظامی امیرالمومنین(ع):
۱. چرا این جمله در «پایان» وصیتنامه نظامی آمده؟
حضرت امیر(ع) در ابتدای وصیت خود (خطبه ۱۱ نهجالبلاغه) دهها دستور عملی و روانشناختی به امام حسن(ع) میدهند:
-آماده سازی تجهیزات
-فشردن دندانها بر هم (نماد اراده پولادین)
-تیزبینی در میدان
-بلندهمتی و ترس نخوردن از ظاهر سلاح دشمن
اما نکته ظریف این است: حضرت پس از ذکر همه این مقدمات، «وَ اعْلَمْ» میگویند؛ یعنی: ای فرزندم! تمام اینها را انجام بده، اما بالاتر از همه این را بدان که نصرت فقط از خداست. این چیدمان نشان میدهد که:
یادآوری نصرت الهی، نه برای تضعیف اقدامات ظاهری، بلکه برای خنثی کردن آفتِ «غرور به توانمندیهای خود» است.
کسی که پس از فشردن دندانها و تیزبینی، نصرت را از خود ببیند، مستعد شکست روحی در لحظات حساس است. اما کسی که بداند حتی این فشردن دندانها هم از توفیق خداست، هم در سختیها تسلیم نمیشود و هم در پیروزیها مغرور نمیگردد.
۲. «نصر من عندالله» یعنی چه فراتر از یک شعار؟
در نگاه قرآن و نهج البلاغه، «نصرت الهی» دو سطح دارد:
سطح اول: امدادهای غیبی آشکار – مانند نزول فرشتگان در جنگ بدر (8) یا خوابی که بر دشمنان افکنده میشود. اینها همان «مددهای آسمانی» است که حضرت به آن اشاره میکند.
سطح دوم: نصرتِ پنهان در ساختار تکوین – یعنی خداوند قانونی نهاده که «پیروزیِ قطعی» با کسانی است که مسیر الهی را بروند، حتی اگر ظاهراً در یک نبرد خاص شکست بخورند. مثال روشن آن حضرت سیدالشهدا(ع) است: در ظاهرِ کربلا شکست خورد، اما نصرت الهی او را تا ابد «پیروزِ مطلق» قرار داد.
پس «نصر من عندالله» یعنی: تو نتیجه نهایی را به خدا بسپار؛ تو وظیفه ات حرکت در مسیر حق و فراهم کردن مقدمات است، اما «پیروز شدن» یا «پیروزیِ حقیقی» دست خداست.
چرا امروز این نگاه حیاتی است؟
در دنیای معاصر که رسانه ها و تبلیغات نظامی، «قدرت» را با تعداد موشک، پهپاد، بودجه نظامی و ناتو سنجش میکنند، بازخوانی این اصل علوی چند پیام روشن دارد:
-پیام اول: هیچ پیشرفت تکنولوژیک و نظامی، انسان را از نیاز به نصرت الهی بی نیاز نمی کند. (چرا که نصرت الهی فقط در «امداد غیبی» خلاصه نمی شود، بلکه در «ثبات قدم و عاقبت بخیری» نیز جاری است.)
-پیام دوم: مؤمنی که این اصل را باور دارد، هرگز در برابر دشمنی با ظاهرِ قویتر دچار «روانشناسی هراس» نمی شود (دقیقاً همان «لا تَرْهَبْ زَهْرَةَ السِّلاح» که حضرت فرمود).
-پیام سوم: این نگاه مانع از «یأس» پس از شکستهای موقت می شود. چون مؤمن میدانی که نصرتِ نهایی با اهل حق است، حتی اگر امروز ظاهراً عقب نشینی کرده باشد.
نصرت الهی، خط قرمز فراموشنشدنی
امیرمؤمنان(ع) در این جمله کوتاه اما ژرف، تمام نظریه پردازیهای نظامیِ مبتنی بر صرفِ قدرت سخت و نرم را به چالش میکشد. از نگاه ایشان:
- همه اصول نظامی لازمند، اما کافی نیستند.
_ نصرت الهی هم لازم است و هم کافی.
_ توکل بر خدا بدون فراهم کردن مقدمات، توکل نیست؛ توکلِ ناب، اقدام در عین ایمان به غیب است.
این وصیتِ علوی، امروز بیش از هر زمان دیگری برای ملتهایی که در برابر استکبار ایستاده اند، ضروری است. زیرا دشمنانی که از نظر تجهیزات و شمار نفرات برترند، تنها در سایۀ همین نگاهِ توحیدی شکست میخورند: «کَم مِّن فِئَةٍ قَلِیلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً کَثِیرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ» (9).
پیروزی از خداست. نه از تعداد موشک، نه از پول، نه از رسانه، نه از تبلیغات. اما خدا آن را به کسانی میدهد که:
-قدم در راه او گذاشته اند،
- مقدمات را فراهم کرده اند،
- و دل به غیر او نبسته اند.
این همان «نصر من عندالله» است. نصرتی که مکتب علوی را تا ابد پیروز نگه داشته است.
«فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَی اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَوَکِّلِینَ»
(10)
پی نوشت:
1.نهج البلاغه، خطبه 11
2.آل عمران/آیه ۱۲۶
3.سوره محمد/آیه۷
4.همان
5.سوره آل عمران/ ۱۶۰
6.سوره توبه/آیه ۸۳
7.سوره انفال/آیه۱۷
8.سوره آل عمران/آیه ۱۲۴-۱۲۵
9.سوره بقره/آیه ۲۴۹
10. سورهآل عمران/آیه ۱۵۹
فیروزه دلداری(پژوهشگر، مشاوره خانواده، فعال رسانه و فضای مجازی)
نظر شما