خبرگزاری بین المللی اهل بیت(ع)-ابنا: چهاردهم و پانزدهم خرداد در تقویم انقلاب اسلامی ایران، دو چهرهی کاملاً متفاوت اما عمیقاً به هم پیوسته از یک حقیقت را نشان میدهند. چهاردهم خرداد، سالروز عروج ملکوتی معمار کبیر انقلاب، حضرت امام خمینی (ره) در سال ۱۳۶۸ است. پانزدهم خرداد نیز یادآور قیام خونین مردمی است که در سال ۱۳۴۲، در اعتراض به دستگیری ایشان، خشم خود را بر علیه رژیم پهلوی فریاد زدند. این دو رخداد، نه فقط در تقویم، که در ماهیت نیز به گونهای عجین شدهاند که میتوان گفت: قیام ۱۵ خرداد، تولد انقلابی بود که رحلت امام، تولدی دیگر از اندیشهی او در دلها بود.
الف) قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲: جرقهی اولیه و خونین
برای درک عمق قیام ۱۵ خرداد، باید به زمینههای سیاسی و اجتماعی آن بازگشت. دههی ۱۳۴۰، اوج سیطرهی آمریکا بر ایران و خاورمیانه بود. محمدرضا پهلوی که خود را «شاه شاهان» مینامید، با اجرای برنامهی موسوم به «انقلاب سفید» در شش ماده، قصد داشت ساختارهای سنتی و مذهبی جامعه را برچیند. لایحهی «انجمنهای ایالتی و ولایتی» که سوگند بر قرآن را حذف و حضور زنان را بدون حجاب مجاز میکرد، آخرین جرقه بود.
در چنین فضایی، امام خمینی (ره) که سالها بود با نفوذ فکری و سیاسی خود، پناهگاه دلهای مؤمنان شده بود، در عصر عاشورای سال ۱۳۴۲ (۱۳ خرداد) در مدرسهی فیضیه قم، سخنرانی تاریخی خود را ایراد کرد. ایشان با صراحت تمام، رژیم پهلوی را «وکیلالمآبهایی» خواند که قانون خدا را زیر پا میگذارند و شاه را به «اسرائیل و آمریکا» وابسته دانست. لحن تند و صریح امام، دستگاه امنیتی رژیم را به وحشت انداخت.
سحرگاه ۱۵ خرداد ۱۳۴۲، مأموران ساواک با یورش به خانهی امام در قم، ایشان را دستگیر و به تهران منتقل کردند. خبر دستگیری، مانند آتش در میان مردم شهرهای مختلف پیچید. در تهران، قم، شیراز، مشهد و ورامین، خیابانها پر از جمعیت خشمگینی شد که فریاد میزدند: «یا مرگ یا خمینی!» رژیم برای سرکوب، از نیروهای مسلح استفاده کرد و تانکها به میان مردم آمدند. بر اساس اسناد تاریخی، دهها نفر کشته و صدها نفر زخمی و هزاران نفر بازداشت شدند. اگرچه از نظر نظامی سرکوب شدند، اما قیام ۱۵ خرداد هرگز در حافظهی تاریخی ملت ایران فراموش نشد. این قیام، ثابت کرد که تنها تکیهگاه مردم در برابر استبداد، رهبری دینی است.
ب) رحلت امام خمینی (ره) در ۱۴ خرداد ۱۳۶۸: پایان یک دوره، آغاز اندیشهای تازه
بیست و شش سال پس از آن قیام، امام خمینی (ره) پس از تحمل یک دوره بیماری سخت، سرانجام در ۱۴ خرداد ۱۳۶۸ جان به جان آفرین تسلیم کرد. ایران و جهان اسلام، سوگوار مردی شد که نه فقط یک کشور، بلکه توازن قدرت در منطقه را دگرگون کرد. ایشان با انقلاب خود، نظریه «ولایت فقیه» را از تئوری به عمل درآورد و نظامی مردمی و برآمده از رای و دین بنا نهاد.
آنچه رحلت امام را به راستی متفاوت میکند، همزمانی آن با سالگرد قیام ۱۵ خرداد است. گویی خداوند خواسته بود که خورشید وجودش در همان روزهایی غروب کند که سالها پیش، طلوعگاه قیامش بود. در پانزدهم خرداد ۱۳۶۸، وصیتنامهی سیاسی-الهی ایشان قرائت شد. این وصیتنامه، چکیدهی اندیشههای او بود: هشدار در برابر نفوذ آمریکا، تأکید بر حفظ وحدت، دفاع از محرومان و وصیت به ملت برای ادامه راه.
مقایسهی رحلت امام با قیام ۱۵ خرداد، نشان میدهد که قیام، جرقهی ایجاد انقلاب بود و رحلت، آغاز اندیشهای بدون پایان. همانطور که مردم در ۱۵ خرداد از امام خود دست برنداشتند، پس از رحلت نیز راه او را با رهبری خامنهای ادامه دادند.
ج) پیوند خورشید و خون: یک حقیقت در آینه قرآن
امام خمینی (ره) رهبری بود که قرآن را با عمل تفسیر میکرد. در این بخش، با استناد به چهار آیه، پیوند میان قیام خونین ۱۵ خرداد و رحلت نورانی امام را بررسی میکنیم.
۱. آیهی صبر و تثبیت:
خداوند در داستان طالوت و جالوت میفرماید: «وَ لَمَّا بَرَزُوا لِجَالُوتَ وَ جُنُودِهِ قَالُوا رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَیْنَا صَبْراً وَ ثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَ انْصُرْنَا عَلَی الْقَوْمِ الْکَافِرِینَ» (۱). این آیه، تصویری کامل از لحظهی رویارویی یک گروه مؤمن نابرابر با سپاه کفر است.
قیام ۱۵ خرداد دقیقاً تجسم این آیه بود. مردمی که در ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ به خیابانها ریختند، سلاحی جز سنگ و چوب نداشتند، اما در برابر تانکها و مسلسلهای رژیم شاه، با زبان حال همین آیه را زمزمه میکردند: پروردگارا، بر ما صبر فرو ریز، قدمهایمان را استوار بدار و ما را بر گروه کافران پیروز کن. این صبر و استقامت، نه تنها در ۱۵ خرداد، بلکه در تمام سالهای تبعید امام و تا پیروزی انقلاب ادامه یافت.
۲. آیهی احیا:
خداوند در این آیه حکم میکند: «مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَیْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِی الْأَرْضِ فَکَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِیعًا وَ مَنْ أَحْیَاهَا فَکَأَنَّمَا أَحْیَا النَّاسَ جَمِیعًا» (۲). خون شهدای ۱۵ خرداد، مصداق بارز «احیای مردم» بود. پیش از این قیام، جامعهی ایران در خواب سنگین استبداد و وابستگی به سر میبرد. اما خون آن شهدا، ملت را بیدار کرد. هر قطرهای از خون شهدای ۱۵ خرداد، مانند قطرهای آب در بیابان، حیات تازهای به درخت تنومند انقلاب بخشید. اگر آن خونها نبود، امروز نه خبری از جمهوری اسلامی بود، نه روحیهی استکبارستیزی در منطقه. پس شهدای ۱۵ خرداد، به راستی «احیاگران» جامعه بودند.
۳. آیهی مالکیت ملک:
این آیه که به «آیهی مالکیت الهی» مشهور است، میفرماید: «قُلِ اللَّهُمَّ مَالِکَ الْمُلْکِ تُؤْتِی الْمُلْکَ مَنْ تَشَاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْکَ مِمَّنْ تَشَاءُ وَ تُعِزُّ مَنْ تَشَاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشَاءُ بِیَدِکَ الْخَیْرُ إِنَّکَ عَلَی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ» (۳)
قیام ۱۵ خرداد و انقلاب اسلامی، تفسیر عینی این آیه بود. رژیم پهلوی تصور میکرد قدرت مطلق در دست او و اربابانش (آمریکا) است. اما امام خمینی (ره) فریاد زد که «ملک» از آن خداست و خدا آن را به هر که بخواهد میدهد و از هر که بخواهد میستاند. پیروزی انقلاب در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷، طلوع عزت مؤمنان و ذلت مستکبران بود. این آیه، شعار اصلی نهضت شد که «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» در پرتو آن معنا یافت.
۴. آیهی حیات شهدا:
در مورد شهدای ۱۵ خرداد و خود امام خمینی (ره) پس از رحلت، این آیه صدق میکند: «وَ لَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتاً بَلْ أَحْیَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ»(۴) چه آنان که در ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ بر زمین افتادند، چه آن روح بزرگ که در ۱۴ خرداد ۱۳۶۸ به آسمان پر کشید، هیچکدام نمردهاند. امام خمینی (ره) خود در وصیتنامه نوشت: «من با دلی آرام و قلبی مطمئن و امیدوار به رحمت خدا از دنیا میروم...» و در جای دیگر فرمود: «ملت من، مرا زنده میداند». امروز، هر سال در سالگرد رحلت، میلیونها نفر به مرقدش میآیند و نشان میدهند که او زندهتر از همیشه است. شهدای ۱۵ خرداد نیز چنیناند؛ آنان زندهاند و پیامشان همچنان در رگهای انقلاب جاری است.
د) میراث جاودان: از ۱۵ خرداد تا امروز
قیام ۱۵ خرداد، بهارستان بیداری ملت ایران بود. این قیام ثابت کرد که حکومتهای تکیهزده به سرنیزه، هیچ گاه پایدار نمیمانند. رژیم پهلوی پس از این قیام، ۱۵ سال دیگر دوام آورد، اما هرگز نتوانست اعتماد مردم را جلب کند. امام خمینی (ره) نیز با رحلت خود، راه را برای نسل جدید باز کرد. آنچه امروز به نام «گفتمان انقلاب اسلامی» میشناسیم – استقلال طلبی، عدالت خواهی، ظلم ستیزی و معنویت – همه از برکت خون شهدای ۱۵ خرداد و رهبری خردمندانهی امام ماندگار شده است.
وحدت و انسجام ملی، بزرگترین درسی بود که قیام ۱۵ خرداد به ما داد. در آن روز، مردم با همهی سلایق و اقشار – روحانی و بازاری، دانشجو و کارگر – دست در دست هم دادند. امروز نیز حفظ این میراث، تنها راه عبور از مشکلات است. رحلت امام خمینی (ره) نیز درسی بزرگ دارد: رهبران الهی هرگز فراموش نمیشوند، زیرا اندیشهی آنان از مرگ عبور میکند.
قیام ۱۵ خرداد، «خون» بود که درخت انقلاب را آبیاری کرد. رحلت امام خمینی (ره) «خورشید» بود که آسمان انقلاب را برای همیشه روشن ساخت. پیوند این دو – خون و خورشید – نشان میدهد که ملتی که در راه خدا قیام کند و رهبری الهی داشته باشد، هرگز شکست نمیخورد. چهار آیهای که در این نوشتار مرور شد – آیه صبر ، آیه احیا، آیه مالکیت ملک و آیه حیات شهدا – همه به یک حقیقت اشاره دارند: ایمان و ایثار، مرگ را به زندگی، و ظلمت را به نور تبدیل میکند.
روح خداپسند امام خمینی (ره) و ارواح طیبه شهدای ۱۵ خرداد تا ابد در بلندای تاریخ خواهد درخشید و راه را برای آزادگان جهان روشن خواهد کرد.
پی نوشت:
۱.سوره بقره/ آیه ۲۴۸
۲.سوره مائده/آیه ۳۲
۳.سوره آل عمران/آیه ۲۶
۴.سوره آل عمران/ آیه ۱۶۹
فیروزه دلداری(پژوهشگر، فعال رسانه و فضای مجازی)
نظر شما