۲۰ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۸:۵۹
آن آفتاب‌به کدام بُرج انتقال‌و این دُر به‌کدام دُرج ارتحال کرد؟!

حمید احمدی در یادداشتی به مناسبت فرا رسیدن ۱۰۰ روز پس از شهادت رهبر معظم انقلاب اسلامی، با عنوان «در رثای قائد شهید»، به بیان دغدغه‌ها و احساسات خود درباره غیبت ایشان پرداخته و نوشته است: «صد روز است که در آن مقامه، کس او را ندید و از خطابه‌های دل‌انگیز آموزگار شهر ما چیزی نشنید؟ آن پیر خردمند ما که دمی متبرک داشت و دل‌های شکسته و متفرق را فراهم می‌ساخت، چرا روزهاست دمش را از ما دریغ داشته و دل‌های مجروح ما را التیام نمی‌بخشد؟»

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا ـ حمید احمدی در یادداشتی به مناسبت فرا رسیدن ۱۰۰ روز پس از شهادت رهبر معظم انقلاب اسلامی، با عنوان «در رثای قائد شهید»، به بیان دغدغه‌ها و احساسات خود درباره غیبت ایشان پرداخته است.

متن کامل این یادداشت به شرح زیر است:

 در رثای قائد شهید!

آن آفتاب‌به کدام بُرج انتقال‌و این دُر به‌کدام دُرج ارتحال کرد؟!

صدروز است‌که‌در آن‌مقامه‌کس او را ندید و ازخطابه‌های‌دل‌انگیز آموزگار شهر ما چیزی نشنید؟!
آن نادره دهر و اعجوبه شهر که اهل شعر و صاحبان ذوق لطیف در فضل و ادب بدو التفات داشتند، چرا چندی‌ است که در موسم‌ضیافت، مجلس‌نیاراست؟
آن عارف‌ِسپید موی دانا و بسیار خوش‌بیان‌وخداوندگار پرهیزگاری که چهره نورانی‌اش آرام جان‌ها بود و بیانش بنان سکون بر روان ما، چرا چندروزی رخ برما بربست و شهر را در حسرت دیدارش بنشاند؟!

آن پیر خردمند ما که دمی‌متبرک داشت‌و دل‌های شکسته ومتفرق را فراهم و جمع می‌ساخت و سینه‌های پردرد را مرهم‌می‌نهاد، چرا روزهاست دمش را از مادریغ داشته و دل‌های مجروح ما را التیام نمی‌بخشد؟

آن فرزانه‌عاشق و دل‌داده‌محبوب که همه عشاق شربت عشق از او طلب می‌کردند، چرا درب نمی‌گشاید که عاشقانش این همه قدح در کوی کشور دوست تهی وا نهادند؟

آن فقیه صمدانی که فخامت فقاهت، قامتش خاشع و جلالت مرجعیت خاضع‌اش نموده، چرا دیگر در حسینیه امام جرعه‌ای از چشمه حیات فقاهت به کام عالمان و روحانیان نمی‌چشاند؟!

آن عالم نستوه که هر چه اهل فتنه و دشمنان غدار قلّاشانه و وقیحانه بر ساحت منزه او تاختند، او با متامت و مضامین اخلاقی و انسانی با بیانی نافذ و فاخر به نصیحت می‌نشست و حق جهادرا با تبیین‌ادا می‌نمود، چرا در هنگامه تجاوز اهل ستم و تباهی،ندای خیرخواهانه‌اش حماسه کوک نمی‌کند؟

آن مجاهد نستوه که با دنیایی از تجربه از میانه گرداب‌های سیاسی و اجتماعی روزگار،راه نجات و عزت‌کشور تدبیرمی‌کرد و بانگ حسینی‌اش، جوانان و غیرت‌مندان‌را به‌حرکت و مقاومت فرامی‌خواند، چرا در این گردابی که دشمن با فتنه‌انگیزی به‌تفرقه وخستگی ما دل‌خوش داشته، نهیب‌حرکت و هوشیاری سر نمی‌دهد؟

آن عارف فرزانه که هرگاه اهل معنا وعشق در محضرش‌چشم به‌جمال وگوش به‌کلامش می‌سپردند و افسانه عشق  فراموش کرده و دانسته که آستانه عشقش رفیع وحضرت محبتش منیع است، چرا دگر بار محضری از محبت و درس عشق و سلوک تعلیم نمی‌کند تا راه حقیقت بنمایاند؟

آن فقیه مجاهد که زیستش هم‌چون عالمان صمدانی و عارفان ربانی، بر فقر و غنای درونی استوار بود و از تظاهر صوفیانه و ریا و رندی‌ درویشان بدور و رزق از دعا و عبای مادر می‌جست و به یُمن رزق او روزی بر ما جاری می‌کرد، چرا مجلس فاطمی نمی‌آراید؟ ما به کدام محفل و کدام سفره، رزق و معنا تمنا کنیم؟ 
آن‌پیر فرزانه‌ای‌که مظهرخردمندی و تجلی دنیای معنوی، روحانی، فقاهت جعفری و نمونه‌ای کم‌نظیراز فقیهان پاک نفس و بی‌آلایش و صحفه‌ای تابان از درآمیختن معنا وخرد و شریعت و طریقت بود، بی‌حضور او معنا وطریق از که طلب کنیم وسلوک از که بجویبم؟  
 
عارف مجاهدی که همه آسایش و همش را تقدیم میهن و آرمان بلندش‌کردتا ملتی سربلند بماند، چرا در ایستادگی تحسین‌ برانگیز ملت، در میدان وخیابان، صدای تحسین و دعایش؛ نمی‌شنویم؟
آن رهبر خردمند و امیر بیان که کس‌را دربیان کمالات ومجاهدت استاد و مرادش، آن بانی عزت اسلامی و احیاگر اسلام ناب محمدی، خمینی کبیر، یارای هم‌آوردی با او نداشت، چرا دراین ماه، پژواک صدایش در جهان نپیچید؟
چشم‌های ما در تکرار آن روز فراموش ناشدنی به قاب شیشه‌ای سیما دوخته شد تا شاید بار دگر از حضور سحرگاهی‌اش، نسیمی بر روح‌مان بوزد و از خاطرات غم‌آلود آن روز سراسر اندوه خرداد بکاهد، چرا حضورش و قامت رعنای به نماز ایستاده‌ در جوار مضجع مرادش را ندیدیم؟!

سال‌هاست بغض ترکیده‌اش در نماز جمعه بعد فتنه تشنگان قدرت، بغض نهفته در سینه‌های‌مان شده! 
 روزی‌که باصدای لرزان و دل‌نشین و چشمی اشک‌بار، چنین فریاد کرد: 
"ای سید ما! ای‌ مولای‌ما!
 اندک آبروئی دارم که این را هم خود شما به ما دادید؛ همه‌ اینها را کف دست‌ گرفتم، در راه این انقلاب و در راه اسلام فدا خواهم کرد؛ اینها هم نثار شما باشد."
آن مناجات صادقانه‌ات، آتش فتنه، فتنه‌گران را فرونشاند! چرا امروز که به استغاثه و مناجات قدسی تو سخت نیاز داریم، دستان به دعا نمی‌گشایی و مولایت را نمی‌خوانی؟

 مقتدای ما! هنوز عروجت را باور نکرده و چشمان ما به انتظار گشودن درب‌های کوی کشور دوست و خیابان فلسطین دوخته‌ است!
ای پیشوای صادق و راست قامت و شجاع ما!
ای دُرّ نایاب عصر! به کدامین دُرج ارتحال کردی؟
ای خورشید تابان خمینی‌کبیر!
به کدام بُرج انتقال یافتی؟ 
باردگر رخ بنما و بر جان مکدر ما و بر غم‌های انبوه ما بتاب تا جان‌مان روشن و غم‌های‌مان زدوده شوند!

اما در این ایام اندوه، دستان امید ما به نور دیدگان و خلف صالح‌ات آویخته که بنان و قلم پرمهر و عالمانه‌اش، صلابت و درایت تو را می‌نمایاندو راه نشان‌مان می‌دهد و تسلا بخش آلام ماست!
 به‌دعایت؛ عزیز و سربلندش بدار!

...............

پایان پیام/

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha