به گزارش خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا ـ نشست علمی پژوهشی با محوریت «خوانش قرآنی نبرد با آمریکا و اسرائیل»، صبح امروز ـ چهارشنبه، ۲۰ خرداد ۱۴۰۵ ـ در سالن اجتماعات مجمع جهانی اهلبیت(ع) برگزار شد. این رویداد با همکاری مشترک دفتر امور مطالعات، تحقیقات و پژوهش معاونت علمی و فرهنگی مجمع جهانی اهلبیت(ع)، مؤسسه آموزشهای کوتاهمدت جامعه المصطفی العالمیه، انجمن علمی مطالعات اجتماعی حوزه علمیه قم و خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا ـ ترتیب یافت.
در این نشست، استاد محمدرضا عابدینی به تبیین مفهوم «روایت الهی» در مقابل روایت زمینی و شیطانی پرداخت و تحولات اخیر خاورمیانه را در چارچوب این نگاه تحلیلی مورد بررسی قرار داد.
نگاه «گسسته» به حوادث، ریشه خطا در تحلیلهای سیاسی؛ عالم، دارای تأویل و باطن است
استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم، در تبیین مبانی معرفتی تحلیل حوادث جهان، با استناد به آیه شریفه «وَ إِنْ مِنْ شَیْءٍ إِلَّا عِنْدَنَا خَزَائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلاَّ بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ»، اظهار داشت: تمام پدیدههای عالم، خزائنی نزد خداوند دارند و آنچه در این جهان مشاهده میشود، نازله و مقدرات الهی است.
وی افزود: اگر به حوادث عالم با نگاهی گسسته و صرفاً ظاهری نگریسته شود، این نگاه در مواجهه با پیوستگی حقیقی عالم دچار خطا خواهد شد؛ اما اگر نگاه به پدیدههای ظاهری با توجه به پیوستگی آنها با خزائن الهی همراه گردد، تحلیل انسان از حوادث صحیح و کامل خواهد بود.
استاد عابدینی با یادآوری روایت «النّاسُ نِیَامٌ، فَإِذَا مَاتُوا انْتَبَهُوا» (مردم در خوابند و هنگامی که میمیرند، بیدار میشوند)، تصریح کرد: این تشبیه بدین معناست که انسان در نظام حیات دنیا، اغلب از نگاه عمیق محروم مانده و به ظاهرِ حیات بسنده کرده است. همانطور که خوابها دارای «تأویل» هستند و معبّر کسی است که از سطح ظاهرِ خواب عبور کرده و به لایههای درونی آن راه مییابد، عالم دنیا نیز دارای تأویل است و هر حادثهای در آن، معنایی عمیقتر در پس ظاهر خود دارد.
استاد سطوح عالی حوزه در ادامه به تبیین سه نوع روایت از حوادث پرداخت و گفت:
۱. روایت زمینی: این نگاه، صرفاً دیدن «بدن بدون روح» است. در این دیدگاه، اگر تفاوت پیامبر اکرم (ص) و ابوجهل بررسی شود، تفاوت آنها در عوارض ظاهری نظیر قد یا رنگ دانسته میشود؛ در حالی که تفاوت این دو در «نظام نفسی و جانی» و تفاوت ذاتی آنهاست.
۲. روایت الهی: این نگاه، دیدن «جان» و آن نفسی است که بر بدن حاکم است. در این سطح، انسان نه به ظاهرِ مادی، بلکه به باطنِ ایمانی و قدسی حوادث مینگرد.
۳. روایت شیطانی: این روایت، محصول «حرکت با وهم» است. وقتی قوه واهمه بر فکر انسان حاکم شود، حواس پنجگانه در خدمت وهم قرار گرفته و نگاهی شیطانی شکل میگیرد که واقعیتها را آنگونه که هستند، نشان نمیدهد.
استاد عابدینی تأکید کرد: برای درک صحیح جریانات اخیر و تقابل حق و باطل، باید از بند «روایت زمینی» که بر پایه گسستگی و ظاهرگرایی است، رها شد و با «روایت الهی»، پیوستگی حوادث را در سایه قدرت لایزال الهی تحلیل کرد.
نگاه الهی به انقلاب اسلامی، نویدبخش پیروزی جبهه حق در تقابل تاریخی با استکبار
استاد محمدرضا عابدینی، در ادامه تبیین جایگاه تحولات کنونی جهان در تقابل با جبهه استکبار، با اشاره به تعبیر امام راحل(ره) در خصوص تفاوت دیدگاه غرب و اسلام، اظهار داشت: نگاه غربی در تحلیل نظام عالم به «دیالکتیک» میرسد که بر پایه تعارض و تقابل استوار است؛ اما در نگاه اسلامی، اساس عالم بر «زوجیت» بنا شده که به معنای تلائم، همافزایی و مکمل یکدیگر بودن است.
وی در تبیین معیار صحیح برای سنجش پیروزی و شکست، به واقعه کربلا استناد کرد و افزود: اگر به واقعه کربلا صرفاً با «نگاه زمینی» بنگریم، آن را جریانی شکستخورده میبینیم؛ چرا که ۷۲ تن از یاران امام حسین (ع) به شهادت رسیدند و اهلبیت ایشان به اسارت درآمدند. اما در «نگاه الهی»، این جریان، پیروزی مطلق است؛ زیرا ماندگاری و پویایی این نهضت در طول تاریخ، گواه پیروزی حق بر باطل است.
این استاد حوزه علمیه قم با اشاره به تاریخ انبیای الهی تصریح کرد: از میان ۱۲۴ هزار پیامبر و ۳۱۳ رسول، تنها تعداد معدودی همچون حضرت داوود، حضرت سلیمان، حضرت یوسف و پیامبر اکرم (ص) به قدرت ظاهری رسیدند. به عنوان نمونه، حضرت موسی (ع) با وجود چهل سال مبارزه با فرعون و عبور دادن قوم خود از دریا، با بیمهری و نافرمانی قومش مواجه شد و پیش از پایان دوران «تیه» (سرگردانی) از دنیا رحلت کرد. اگر کسی در آن مقطع زمانی به جریان مبارزات حضرت موسی (ع) نگاه میکرد، شاید او را در ظاهر مغلوب میدید، اما تاریخ نشان داد که فرعون و فرعونیان نابود شدند و جریان مؤمنان باقی ماند.
استاد عابدینی در بخش دیگری از سخنان خود، تحلیل انقلاب اسلامی را نیز از همین منظر قابل بررسی دانست و گفت: در نگاه زمینی و مقطعی، ممکن است گفته شود که در جنگها شهید دادهایم و خرابیهایی متحمل شدهایم، اما در «نگاه الهی»، ما در حال سنتگذاری هستیم.
وی خاطرنشان کرد: امروز انقلاب اسلامی در حال ایجاد تقابلی راهبردی با نظام سلطه است؛ دشمنی که حتی قدرتهای بزرگی همچون چین و روسیه نیز توان رویارویی نظامی با آن را در خود نمیبینند. این تقابل با تکیه بر نگاه الهی و سنتهای قطعی خداوند، در روند تاریخ به نفع جبهه حق رقم خواهد خورد.
جنگ امروز، جنگ روایتها و شناختها؛ محور مقاومت به اتحاد عملیاتی رسیده است
استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم، با اشاره به تحولات اخیر منطقه و تقابل جبهه مقاومت با نظام سلطه، گفت: در نتیجه آخرین تحولات هفته گذشته، نوعی «وحدت ساحات» در حال شکلگیری است؛ بهگونهای که دشمنی که تا پیش از این، اصل ارتباطات منطقی، پشتیبانی و پیوندهای جبهه مقاومت را خط قرمز خود میدانست و در ماجرای برجام نیز خود را طلبکار و طرف مقابل را مقصر جلوه میداد، اکنون ناگزیر شده اصل این وحدت را بپذیرد؛ هرچند همچنان در حدود و ابعاد آن چونوچرا میکند.
وی افزود: طی چهار دهه گذشته، دشمنان انقلاب اسلامی همواره در تعارض با ما بودند، اما امروز پذیرفتهاند که جمهوری اسلامی با حزبالله، عراق و یمن در ارتباط است و این پیوندها را نیز به رسمیت شناختهاند. در عرصه بینالمللی، تنها نمونهای که عملاً یک پیمان دفاعی و همپیمانی عملی را نشان داد، ناتو بود؛ در برابر آن نیز پیمان ورشو قرار داشت، اما امروز محور مقاومت به یک اتحاد عملیاتی واقعی تبدیل شده است.
استاد سطوح عالی حوزه در ادامه با تأکید بر ماهیت جنگهای آخرالزمانی تصریح کرد: بر اساس روایات، جنگهای آخرالزمانی بیش از آنکه بر سلاح و میدان نبرد فیزیکی استوار باشند، بر «نگاه»، «شناخت» و «روایت» مبتنی هستند. جنگهای فیزیکی، جنگ زمینیاند و جنگهای شناختی، عرصه تقابل روایت الهی و روایت شیطانیاند. به همین دلیل، بخش عمده جنگهای امروز، جنگ شناختی است و در جنگهای آینده نیز این سهم بیشتر خواهد شد.
استاد عابدینی خاطرنشان کرد: اگر امروز تنها به شمارش موشکها و موجهای موشکی بسنده کنیم، در همان روایت زمینی ماندهایم و هنوز وارد روایت الهی نشدهایم. یک بخش از این جنگ، بر عهده نیروهای نظامی است، اما بخش اصلی آن بر عهده اهل علم و نخبگان فکری است. اگر بتوانیم بر «مرکب جنگ نظامی» که ظاهر و بدن این نبرد است سوار شویم و روایت الهی را پیش ببریم، در مسیر درست قرار گرفتهایم؛ همانگونه که خداوند بدون دخالت مستقیم ما بسیاری از این مراحل را پیش برده و «بغض مشترک» پدید آمده نیز نشانهای از همین روایت الهی است.
وی با اشاره به شکلگیری نفرت عمومی نسبت به ظلم استکبار گفت: امروز بغض مشترکی که در جهان شکل گرفته، نفرت از ظلم و استکبار است. اساس حرکت آخرالزمانی و ظهور حضرت ولیعصر (عج) نیز بر همین مبناست؛ چنانکه در روایت آمده است: «یملأ الله به الأرض قسطاً و عدلاً کما ملئت ظلماً و جوراً»؛ یعنی خداوند به وسیله آن حضرت، زمین را از قسط و عدل پر میکند، همانگونه که از ظلم و جور پر شده است.
این استاد حوزه علمیه قم ادامه داد: اگر امروز ظالمان بهعنوان ظالم دیده شوند، این خود نشانه ارتقای حساسیت جامعه از مرحله بیتفاوتی نسبت به ظلم، به مرحله حساسیت و واکنش در برابر ظلم است؛ و این، نشانهای از پیشرفت ادراکی و آمادگی بیشتر برای پذیرش عدالت در سطح جهانی است.
افزایش ادراک ظلم، نشانه نزدیک شدن به ظهور و پیروزی جبهه حق
استاد محمدرضا عابدینی، استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم، با تأکید بر نقش «ادراک ظلم و جور» در تحولات آخرالزمانی، اظهار داشت: در روایت الهی، مسئله اصلی «زیادی ظلم و جور» نیست، بلکه «ادراک ظلم و جور» است. هرچه این ادراک در جامعه بالاتر برود، حرکت در مسیر ظهور شتاب بیشتری میگیرد.
وی در تشریح این معنا با ذکر مثالی افزود: همانگونه که در باسکول، وزن خودرو با دقت مشخصی سنجیده میشود و در ترازوهای دیجیتال حتی چند گرم اختلاف نیز قابل تشخیص است، در طلافروشی نیز برای جلوگیری از تأثیر باد بر دقت ترازو، کولر و پنکه را خاموش میکنند. به همین ترتیب، در مسیر حرکت به سوی ظهور، حساسیت و دقت ادراکی نسبت به ظلم باید افزایش یابد؛ و هرچه این حساسیت بیشتر شود، ظهور به واقع نزدیکتر شده است.
استاد عابدینی با اشاره به وضعیت افکار عمومی جهان در برابر جنایتهای رژیم صهیونیستی و حامیان آن تصریح کرد: باید دید در نظام جهانی، آیا حساسیت نسبت به ظلم و مقابله با آن افزایش یافته است یا نه. همین امر نشاندهنده پیروزی روایت حق است. حتی اگر در غزه دهها هزار نفر شهید شده باشند، در لبنان و ایران نیز خسارتها و شهدای فراوانی داشتهایم، اما اگر ترازوی وجدان جهانی نسبت به ظلم حساستر شده باشد، این خود ارزشمند و راهگشاست.
وی با استناد به وعده الهی «کَتَبَ اللَّهُ لَأَغْلِبَنَّ أَنَا وَرُسُلِی» گفت: این وعده الهی تحقق یافته است و ما در مسیر پیروزی قرار داریم؛ هرچند در ظاهر، غزه در محاصره باشد و سلطه صهیونیستها شدید به نظر برسد. از اینرو باید این نگاه را توسعه داد تا حرکت جامعه به سمت ظهور، عمیقتر و سریعتر شود.
استاد حوزه علمیه قم در ادامه، سنتهای الهی را از ارکان فهم درست حوادث عالم دانست و اظهار کرد: همه سنتهای الهی که در قرآن کریم مطرح شدهاند، در دل وقایع عالم جاریاند و بیرون از آن نیستند. سنن الهی در خودِ حوادث حضور دارند و روایت الهی نیز در متن وقایع عالم قابل مشاهده است؛ یعنی انسان با نگاه به رخدادهای جهان، میتواند همانجا سنتهای الهی را مشاهده کند.
استاد عابدینی در تبیین نسبت علم و عبودیت نیز گفت: همانطور که در نظام علم، خضوع در برابر قواعد علمی موجب تسلط بر علم میشود، در نظام سنن الهی نیز پذیرش سنتهای الهی، انسان را به سلطه بر آنها میرساند. عالمی که میداند برای عبور موشک از جو، باید شرایط فنی خاصی از جمله طراحی آیرودینامیک و مقاومت در برابر حرارت رعایت شود، با خضوع در برابر این قواعد به قدرت و تسلط دست مییابد.
وی خاطرنشان کرد: علما به دلیل خضوع در برابر علم، نوعی عبودیت را تجربه میکنند و همین عبودیت علمی، زمینهساز عبودیت الهی در مراتب بالاتر است. از این رو، کسانی که در نظام علم، قدمهای نخستین بندگی را برداشتهاند، آمادگی و سرعت بیشتری برای عبودیت در برابر خداوند خواهند داشت.
روایت الهی، نگاهی امیدبخش و پیونددهنده تاریخ به ظهور؛ علما پیشگامان خضوع در برابر حق
استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم، با تبیین جایگاه نخبگان و علما در جبهه حق، به ماجرای ساحران فرعون اشاره کرد و گفت: چرا ساحران فرعون زودتر از همگان به سجده افتادند؟ «فَأُلْقِیَ السَّحَرَةُ سَاجِدِینَ»؛ دلیلش این است که ساحران، علمای بزرگ و اهل فنّ آن دوره بودند. در باور ما بر اساس روایت الهی، در دوران آخرالزمان نیز هرچه نگاه به علم عمق بیشتری یابد، علمای این دوران سریعتر از دیگران در برابر قواعد و حقایق الهی خاضع خواهند شد؛ برخلاف تصورات ابتدایی که ممکن است قضاوتهای دیگری داشته باشند.
وی با تأکید بر اینکه سیر عالم به سمت سلطه نهایی حق پیش میرود، افزود: «روایت الهی» یعنی نگاه به جهان با عینک حقیقت. وقتی با این نگاه به عالم بنگریم، متوجه خواهیم شد که چه قدرت، استحکام و امیدی در نهاد انسان شکل میگیرد. ما باید باور داشته باشیم که علما مخاطبان اصلی این پیام هستند و اگر مسیر را درست طی کنیم، میتوانیم به سرعت دلها را تسخیر کنیم.
این استاد حوزه علمیه قم، امیدآفرینی و پیوستگی تاریخی را از آثار نگاه الهی برشمرد و تصریح کرد: اثر نگاه الهی، ایجاد امید، انگیزه و پیوستگی است؛ این روایت، انسان را به تاریخ گذشته و آینده گره میزند. در مقابل، اساس «نگاه زمینی» بر گسستگی، مقطعینگری و آنیبودن استوار است.
استاد عابدینی ادامه داد: ما امروز خود را از یک سو به نهضت انبیا در طول تاریخ که همواره پیوسته بودند (لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا…) پیوند میدهیم و از سوی دیگر، به سمت افق روشن ظهور در حرکتیم. این نگاه الهی است؛ ما در تاریخ گم نیستیم، حیرتزده و سرگردان نیستیم و میدانیم از کجا آمده و به کجا در حرکت هستیم.
وی در پایان خاطرنشان کرد: اگر روایت، روایت حق باشد، امید، انگیزه و حرکت ایجاد میکند؛ اما روایت زمینی به گسستگی و ناامیدی میانجامد و چنانچه وهم بر آن حاکم شود و راکب این روایت گردد، به «روایت شیطانی» تبدیل خواهد شد. لذا مأموریت ما، زنده نگاه داشتن روایت الهی و اتصال قلوب به حقیقت جاری در عالم است.
..........................
پایان پیام
نظر شما