۳۱ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۲:۲۹
از کربلا تا اصفهان؛ خونِ وهب در رگ های آوانس

۱۴۰۰ سال پیش، یک مسیحی در بیابان‌های کربلا، صدای حق را از گلوی تشنه‌ی حسین (ع) شنید و به آسمان پیوست. ۱۴۰۵ سال بعد، یک مسیحیِ ارمنی در اصفهان، زیر بمبارانِ آمریکا و اسرائیل، همان مسیر را طی کرد. دشمن یکی بود؛ هدف یکی بود؛ و حقیقت، همچنان در خونِ مشترکِ این دو شهید جاری است.

 خبرگزاری بین المللی اهل بیت(ع) _ ابنا: تاریخ را معمولاً با خط‌کشیِ مذهب‌ها، ملیت‌ها و مرزها می‌نویسند؛ اما گاهی انسان‌ها آنچنان بزرگ می‌شوند که از همه‌ی این خط‌ها فراتر می‌روند. وهب، جوانِ مسیحیِ نصرانی، در روز عاشورا با انتخاب خود ثابت کرد که «حق» قابلِ انحصار در یک دین یا قبیله نیست. او صدای عدالت را در کلامِ حسین (ع) شنید و جانِ خود را در طبقِ اخلاص نهاد.  

 قرن‌ها بعد، در اصفهانِ سال ۱۴۰۵، آوانس سیمونیان، مسیحیِ ارمنی، در بمبارانِ هواییِ رژیم‌های استکباری به شهادت رسید. نه به خاطرِ تعصبی کور، بلکه به خاطرِ دفاع از میهنی که خانه‌ی مشترکِ همه‌ی ادیان و اقوامِ ایران است.  

 این دو نام، نه فقط در تقویمِ تاریخ، که در حافظه‌ی انسانیت، در کنار هم قرار می‌گیرند؛ چرا که هر دو در مسیری واحد گام برداشتند: «مقاومت در برابرِ ظلمِ همیشگیِ استکبار».

 نام وهب در تاریخ اسلام، نمادِ آزاداندیشیِ دینی است. وهب، مسیحیِ کربلا، از آن دسته انسان‌هایی بود که حقیقت را با جانِ خود لمس کرد. او با اختیارِ کامل، و نه تحتِ فشار، مسلمان شد و در رکابِ امامِ مظلوم، شهادت را برگزید. این انتخابِ آگاهانه، نشان می‌دهد که دینِ حقیقی، دینِ دل است، نه نامی بر شناسنامه.  

 اما امروز نام آوانس در دفتر تاریخ ثبت می شود، بعنوان ادامه‌دهنده‌ی راهِ انسانی. آوانس سیمونیان اما در عصرِ ما زندگی می‌کرد؛ عصری که استکبار با مدرن‌ترین ابزارهای کشتار، بی‌گناهان را هدف می‌گیرد. او نه به دلیلِ مسیحی بودن، که به دلیلِ انسان بودن، در برابرِ تجاوز ایستاد. شهادتِ او در بمبارانِ اصفهان، فریادی است علیه ادعایِ دروغینِ دفاع از حقوقِ بشر توسط آمریکا و اسرائیل.  

 آوانس می توانست مانند بسیاری از مسیحیانی که از ایران مهاجرت کردند، وطن خود را رها می کرد و پناهنده ی کشورهای غربی میشد. اما او این کار را نکرد و با افتخار در خاک کشورش به شهادت رسید.

 تاریخ به ما ثابت کرد که دشمن و استکبار زمان و مکان نمی شناسد. یک روز در عراق بر تخت حاکمیت نشسته و یزید نام دارد و شمر را برای قتل فرزند رسول خدا می گمارد. ۱۴۰۰ سال پیش شمر لعین در کربلا مسئول کشتار فرزندان رسول خدا شد. امروز بمب‌افکن‌های اف-۳۵ در آسمانِ ایران جان مظلومان و بی دفاعان را می گیرد. جبهه‌ی باطل همیشه یک هدف داشته است: نابودیِ عزت و کرامتِ انسانی. وهب و آوانس، هر دو قربانیِ همین جبهه‌ی واحد شدند. تفاوتِ قرن‌ها، چیزی از ماهیتِ این دشمن کم نکرده؛ فقط ابزارهایش را عوض کرده است.  

 دو شهید یک پیامِ مشترکِ برای امروز ما دارند. سیره ی زندگی این دو شهید، به ما می‌آموزد که دین، وطن، نژاد و زبان، هرگز نباید ما را از هم جدا کند. آنها ثابت کردند که «خانواده‌ی بزرگ انسانی» فراتر از برچسب‌هاست. امروز که بازهم صدایِ انفجار و زوزه‌ی جنگنده‌ها به گوش می‌رسد، باید از وهب بیاموزیم که حقیقت را بشنویم و از آوانس بیاموزیم که برای حفظِ آن، ایستادگی کنیم.

 وهب و آوانس، دو نام، دو قرن، دو آیین؛ اما یک راه را پیمودند. راهی که در آن، عشق به حق و انسانیت و آزادگی بر هر گونه تفرقه‌ای غلبه می‌کند. امروز که برخی می‌خواهند با برچسبِ مذهب و قومیت، میانِ ما جدایی بیندازند، یادِ این دو شهید، پُلی است محکم برای همدلی و وحدت.  

 خونی که در رگ‌های وهب جاری بود، امروز در رگ‌های آوانس هم جریان دارد. و هر قطره‌اش، فریادِ "هیهات مِنَّا الذِّلَّه" است.  

روحشان شاد، راهشان پررهرو، و نامشان جاودان باد.

 زهرا صالحی فر

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha