۳ تیر ۱۴۰۵ - ۱۰:۳۶
قیام امام حسین(ع)؛ طلوعِ عزت در افقِ تکلیف

قیام برای «خدا» نه برای «قدرت»؛ امام حسین(ع) نه برای به‌دست‌گرفتن حکومت، که برای «احیای دین تحریف‌شده» و «نفی طاغوت» قیام کرد. شکستِ ظاهری = پیروزیِ ابدی؛ عاشورا نشان داد که «تکلیف‌گرایی» بر «نتیجه‌گرایی» برتری دارد و خونِ پاک، پیامی جاودان‌تر از شمشیر خلق می‌کند. راهی برای همیشه؛ فلسفهٔ کربلا یعنی «در برابر ظلم سکوت نکن» و «برای عزتِ حق، از جان بگذر»، که امروز نیز چراغِ بیداریِ وجدان‌هاست.

 خبرگزاری بین المللی اهل بیت(ع)-ابنا: قیام عاشورا، برخلاف بسیاری از رویدادهای تاریخی، نه در چارچوب «شکست و پیروزی»های زمینی می‌گنجد و نه با معیارهای سیاستِ متعارف تحلیل می‌شود. این واقعه، یک «پدیدهٔ وحیانیِ متأخر» است؛ نقطه‌ای که در آن تاریخ، اخلاق، سیاست و عرفان چنان در هم تنیده می‌شوند که هرگونه خوانشِ سطحی از آن، به خطای محض می‌انجامد. برای درک فلسفهٔ این نهضت، باید از پرسشِ «چرا حسین(ع) قیام کرد؟» فراتر رفت و به پرسشِ «حسین(ع) با قیام خود، چه تعریفی از دین، انسان و تاریخ به نمایش گذاشت؟» رسید.

قیام در مقام «دفاع از ذات دین»

فلسفهٔ قیام حسینی، نخست و پیش از هر چیز، یک «واکنشِ وجودی» در برابر «تهدیدِ ذاتِ دین» بود. در دوران اموی، اسلام نه با جنگِ نظامی، که با «تفسیرِ انحرافی» در حال نابودی بود. یزید و دستگاهِ خلافت، با ترویجِ قرائتی از دین که در آن، «سلطانِ جائر» به عنوان «سایهٔ خدا بر زمین» معرفی می‌شد، در واقع روحِ توحیدیِ اسلام را که بر «نفیِ طاغوت» و «حاکمیتِ الهیِ عدالت» استوار است، نشانه گرفته بودند. امام حسین(ع) در وصیت‌نامهٔ خود به برادرش محمد حنفیه، صریحاً هدف را چنین بیان می‌کند: «من برای اصلاحِ امتِ جدم و امر به معروف و نهی از منکر قیام کرده‌ام». این «اصلاح»، نه به معنایِ تغییرِ چند قانون، که به معنایِ «احیایِ گوهرِ فراموش‌شدهٔ توحید» در عرصهٔ حکومت و جامعه است.

از این منظر، کربلا یک «جنگِ عقیدتیِ تمام‌عیار» بود؛ جنگی که در آن، شمشیر در خدمتِ «بیانِ حقیقت» قرار می‌گرفت و نه در خدمتِ «تحمیلِ قدرت». امام با حرکت خود، خط فاصلی ترسیم کرد میان «اسلامِ بنی‌امیه» که دین را اهرمی برای سلطه می‌خواست، و «اسلامِ محمدی(ص)» که دین را زمینه‌سازِ آزادیِ بندگان از بندِ بندگیِ غیرخدا می‌دانست.

 فلسفهٔ شهادت؛ تولدی دیگر در تاریخ

یکی از عمیق‌ترین لایه‌های فلسفهٔ عاشورا، «تحول در مفهومِ پیروزی» است. در نگاه مادی، کسی که کشته شود و خیمه‌هایش به آتش کشیده شود و زنانش اسیر گردند، شکست‌خورده است. اما در منطقِ توحیدی، «شهادت» نه پایانِ راه، که «تکمیلِ راه» و «گشایشِ دریچه‌ای به سوی ابدیت» است. امام حسین(ع) با پذیرشِ مرگِ تن، به «حیاتِ جاویدِ پیام» دست یافت. او نشان داد که «حقیقت» برای ماندن، به «اقتدارِ نظامی» نیاز ندارد؛ بلکه با «ریختنِ خونِ پاک» بر خاک، می‌تواند در ژرفای جان‌ها ریشه بدواند و نسل‌ها را بیدار کند.

این فلسفه، درسِ بزرگی به همهٔ مبارزانِ راهِ حق می‌دهد که: «معیارِ پیروزی، غلبه بر دشمنِ بیرونی نیست؛ بلکه غلبه بر یأس و شکست‌پذیریِ درونی و گواهی دادن بر حق در سخت‌ترین شرایط است». عاشورا، مانیفستِ «عزتِ تکلیف‌محور» است؛ یعنی انسان باید به وظیفهٔ خود عمل کند، چه نتیجهٔ ظاهری آن سربلندی باشد، چه سرافکندگیِ ظاهری. همان‌گونه که خود امام فرمود: «لو لم یکن فی الدنیا مَعاذٌ و لا مَلجَأٌ، لَما با یَعْتُ یَزیدَ»(۱)؛ یعنی حتّی اگر هیچ پناهگاهی در جهان نباشد، باز هم با یزید بیعت نخواهم کرد. این، اوج «فلسفهٔ تکلیف» در برابر «فلسفهٔ نتیجه» است.

امر به معروف و نهی از منکر؛ فراتر از یک شعار

در بیانات امام حسین(ع)، «امر به معروف و نهی از منکر» نه یک توصیهٔ اخلاقیِ ساده، که «فریضهٔ بنیادینِ بقایِ دین» معرفی شده است. در قیام عاشورا، این اصل، به دو سطحِ متفاوت تفکیک می‌شود:
سطحِ نخست، «نهی از منکرِ حاکمیتی» است؛ یعنی مبارزه با حاکمی که به صراحت، ارزش‌های دینی را پایمال می‌کند و فساد را نهادینه می‌سازد.
سطحِ دوم، «احیای معروفِ فراموش‌شده» است؛ یعنی یادآوریِ ارزش‌هایی چون عدالت، کرامت، آزادیِ سیاسیِ درونِ چارچوبِ شرع، و وجدانِ بیدارِ جمعی.

امام با حرکت خود، ثابت کرد که «سکوت در برابر ظلمِ حاکم»، نه فقط ترکِ یک واجب، که مشارکتِ در جریانِ تحریفِ دین است. از این رو، عاشورا یک «الگویِ عملیِ جهادِ تبیین» نیز به شمار می‌رود؛ جهادی که در آن، «بیانِ حق» در اوجِ خفقان و «رسواسازیِ چهرهٔ نفاق»، مهم‌تر از نبردِ نظامیِ کوتاه‌مدت است.

خداوند در قرآن می فرماید:

«وَلْتَکُن مِّنکُمْ أُمَّةٌ یَدْعُونَ إِلَی الْخَیْرِ وَیَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنکَرِ ۚ وَأُولَٰئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ»(۲)
«و باید از میان شما، گروهی باشند که به خیر دعوت کنند و امر به معروف و نهی از منکر نمایند؛ و آنان همان رستگاران‌اند.»

 پیامِ همیشگی؛ از تاریخ تا امروز

فلسفهٔ کربلا محدود به قرنِ اولِ هجری نیست؛ این فلسفه، یک «کلان‌روایتِ انسان‌شناختی» است که برای همهٔ اعصار پیام دارد. پیامِ اصلی آن به انسانِ امروز، این است که:

- در برابرِ جریان‌هایِ تحریف‌گرِ فرهنگی و دینی، فریاد برآور.

«أَلَمْ تَرَ إِلَی الَّذِینَ یَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آمَنُوا بِمَا أُنزِلَ إِلَیْکَ وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلِکَ یُرِیدُونَ أَن یَتَحَاکَمُوا إِلَی الطَّاغُوتِ وَقَدْ أُمِرُوا أَن یَکْفُرُوا بِهِ...»(۳)
ترجمه: «آیا ندیدی کسانی را که گمان می‌کنند به آنچه بر تو و پیش از تو نازل شده ایمان آورده‌اند، اما می‌خواهند داوری را به سوی طاغوت ببرند، با آنکه فرمان یافته‌اند که به آن کفر ورزند؟...»

- برایِ «عزتِ دین» از «آسایشِ شخصی» بگذر.
- پیروزیِ نهایی از آنِ «حق» است، هرچند که یارانِ حق، اندک و دشمنانِ آن، بسیار باشند.

«کَتَبَ اللَّهُ لَأَغْلِبَنَّ أَنَا وَرُسُلِی ۚ إِنَّ اللَّهَ قَوِیٌّ عَزِیزٌ»(۴)
ترجمه: «خداوند مقرّر داشته است که من و فرستادگانم قطعاً پیروز خواهیم شد. همانا خداوند، نیرومندِ شکست‌ناپذیر است.»

از نگاهِ فلسفهٔ تاریخِ اسلام، کربلا، «میزانِ حق‌گراییِ جوامعِ اسلامی» بوده و هست؛ هر نسلی که به عاشورا نزدیک‌تر باشد، به حقیقتِ دین، نزدیک‌تر و هر نسلی که از آن فاصله بگیرد، به ورطهٔ تحریف و ذلت، افتاده‌تر است. به قولِ معروف: «کلُّ یومٍ عاشورا و کلُّ أرضٍ کربلا»؛ این یعنی هر زمان و هر مکان، زمینهٔ قیامِ حسینیِ جدیدی را می‌طلبد؛ قیامی برای احیایِ حق و نفیِ باطل.

قیامِ امام حسین(ع)، یک «انقلابِ هستی‌شناختی» بود؛ انقلابی که ثابت کرد «عزتِ دین» در گروِ «آمادگیِ فداکاریِ مؤمنان» است و «بقایِ حقیقت»، به «پیوندِ خون با رسالت» گره خورده است. این نهضت، سرمشقی است برای تمامِ آزادگانِ جهان که بدانند، می‌توان با «تنگ‌ترین امکانات» و «اندک‌ترین یاران»، بزرگ‌ترین تحولاتِ معنوی و تاریخی را رقم زد؛ به شرط آنکه نیت، خالص و بصیرت، عمیق و گام، استوار بر «تکلیف» باشد. راستی که حسین(ع)، «چراغِ هدایت» و «کشتیِ نجات»ِ امت است؛ و امروز نیز، راهِ کربلا، روشن‌ترین مسیر برای نجات از گردابهایِ ظلم و جهل و نفاق است.


پی نوشت:

۱.اعیان الشیعة، ج1، ص 588

۲.سورهٔ آل‌عمران/ آیه ۱۰۴

۳.سورهٔ نساء/آیه ۶۰

۴.سورهٔ مجادله، آیه ۲۱

فیروزه دلداری(پژوهشگر، فعال رسانه و فضای مجازی)

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha