۲۹ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۱:۲۲
شب چهارم / آغاز محاصره و جنگ برای شکستن اراده‌ها

«الناز موسوی یکتا» پژوهشگر جنگ شناختی و رسانه در یادداشتی با اشاره به شب چهارم محرم نوشت که در روزهای آغاز محاصره کربلا، سپاه اموی از نظر تعداد، تجهیزات و امکانات برتری داشت. آب در اختیار آنان بود و قدرت نیز در دست آنان قرار داشت. اما چیزی در اختیار نداشتند که در خیمه‌های حسین بن علی(ع) موج می‌زد؛ ایمان، یقین و آرامشی که از اعتماد به خدا سرچشمه می‌گرفت.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا ـ وقتی کاروان حضرت اباعبدالله الحسین(ع) در سرزمین کربلا فرود آمد، هنوز حادثه عاشورا آغاز نشده بود. هنوز شمشیرها در نیام بودند و هنوز میدان نبرد شکل نگرفته بود. اما کسانی که تاریخ را با دقت مطالعه می‌کنند، می‌دانند که دشمن از همان روزهای نخست، جنگ خود را آغاز کرده بود؛ جنگی که پیش از آنکه نظامی باشد، جنگی روانی و انسانی بود.

در بسیاری از نبردهای تاریخ، هدف شکست دادن جسم انسان‌هاست، اما در کربلا دشمن به دنبال شکستن روح و اراده بود. آنان به خوبی می‌دانستند که حسین بن علی(ع)، فرزند علی‌ بن ‌ابی ‌طالب(ع)، با تهدید نظامی از مسیر خود بازنمی‌گردد. یاران او نیز کسانی نبودند که با دیدن سپاه دشمن میدان را ترک کنند. بنابراین باید راه دیگری انتخاب می‌شد؛ راهی که بتواند روحیه اهل‌بیت(ع) و یارانشان را تحت فشار قرار دهد.

از همین رو، محاصره تدریجی کاروان آغاز شد. هر روز بر شمار نیروهای عمر بن سعد افزوده می‌شد و حلقه محاصره تنگ‌تر می‌گردید. کاروان کوچک فرزند رسول خدا(ص) در میان انبوهی از نیروهای مسلح قرار گرفته بود. آنان از نظر ظاهری در محاصره بودند، اما حقیقت این بود که آنچه محاصره شده بود، وجدان جامعه اسلامی بود.

چند روز بعد، یکی از تلخ‌ترین تصمیم‌های سپاه اموی گرفته شد. به دستور عبیدالله بن زیاد، راه دسترسی اهل‌بیت(ع) به آب فرات بسته شد. این تصمیم صرفاً یک اقدام نظامی نبود. هدف آن بود که فشار تشنگی، کودکان، زنان و مردان کاروان را خسته کند و آنان را به تسلیم وادارد.

در اینجا باید لحظه‌ای درنگ کرد.

تاریخ جنگ‌های بسیاری را به خود دیده است، اما حتی در سخت‌ترین نبردها نیز محروم کردن زنان و کودکان از آب، رفتاری غیرانسانی شمرده می‌شد. با این حال در کربلا، کسانی که خود را مسلمان می‌نامیدند، آب را بر روی خاندان پیامبر اسلام(ص) بستند؛ خاندانی که بارها پیامبر اکرم(ص) درباره جایگاه آنان سخن گفته بود.

اما آنچه در کربلا رخ داد، فقط روایت تشنگی نیست. اگر چنین بود، حادثه عاشورا در میان صدها حادثه تلخ تاریخ گم می‌شد. اهمیت کربلا در این است که در برابر این فشار بی‌سابقه، اراده‌ای شکست‌ناپذیر شکل گرفت.

در روزهایی که تشنگی به تدریج خود را نشان می‌داد، یکی از مهم‌ترین مسئولیت‌ها بر دوش حضرت زینب کبری(س) قرار داشت. بانوی بزرگ بنی‌هاشم نه فرمانده نظامی بود و نه در میدان جنگ حضور داشت، اما مسئولیتی بر دوش او بود که کمتر از حضور در میدان نبرد نبود.

هر چه فشار دشمن بیشتر می‌شد، حفظ آرامش خیمه‌ها دشوارتر می‌گردید. کودکان کم‌کم تشنگی را احساس می‌کردند. مادران نگران فرزندان خود بودند. مردان برای دفاع آماده می‌شدند. در چنین شرایطی اگر فضای اضطراب و ناامیدی بر خیمه‌ها حاکم می‌شد، دشمن به بخشی از هدف خود رسیده بود.

در این میان، حضرت زینب(س) به ستون استوار کاروان تبدیل شد. او نه تنها خواهر امام، بلکه پناهگاه روحی زنان و کودکان بود. هر جا نگرانی وجود داشت، حضور زینب(س) آرامش می‌آورد. هر جا بیم و هراس پیدا می‌شد، سخنان او دل‌ها را استوار می‌کرد.

یکی از مهم‌ترین درس‌های عاشورا همین است که قهرمانی تنها در میدان نبرد معنا پیدا نمی‌کند. گاهی بزرگ‌ترین قهرمانی آن است که انسان در میان طوفان، آرامش خود را حفظ کند و به دیگران آرامش ببخشد.

در کنار حضرت زینب(س)، بانوان دیگری نیز در این روزها نقش‌آفرین بودند. حضرت ام‌کلثوم(س) آغاز محاصره؛ جنگ برای شکستن اراده‌ها

وقتی کاروان حضرت اباعبدالله الحسین(ع) در سرزمین کربلا فرود آمد، هنوز حادثه عاشورا آغاز نشده بود. هنوز شمشیرها در نیام بودند و هنوز میدان نبرد شکل نگرفته بود. اما کسانی که تاریخ را با دقت مطالعه می‌کنند، می‌دانند که دشمن از همان روزهای نخست، جنگ خود را آغاز کرده بود؛ جنگی که پیش از آنکه نظامی باشد، جنگی روانی و انسانی بود.

در بسیاری از نبردهای تاریخ، هدف شکست دادن جسم انسان‌هاست، اما در کربلا دشمن به دنبال شکستن روح و اراده بود. آنان به خوبی می‌دانستند که حسین بن علی(ع)، فرزند امیرالمؤمنین(ع)، با تهدید نظامی از مسیر خود بازنمی‌گردد. یاران او نیز کسانی نبودند که با دیدن سپاه دشمن میدان را ترک کنند. بنابراین باید راه دیگری انتخاب می‌شد؛ راهی که بتواند روحیه اهل‌بیت(ع) و یارانشان را تحت فشار قرار دهد.

از همین رو، محاصره تدریجی کاروان آغاز شد. هر روز بر شمار نیروهای عمر بن سعد افزوده می‌شد و حلقه محاصره تنگ‌تر می‌گردید. کاروان کوچک فرزند رسول خدا(ص) در میان انبوهی از نیروهای مسلح قرار گرفته بود. آنان از نظر ظاهری در محاصره بودند، اما حقیقت این بود که آنچه محاصره شده بود، وجدان جامعه اسلامی بود.

چند روز بعد، یکی از تلخ‌ترین تصمیم‌های سپاه اموی گرفته شد. به دستور عبیدالله بن زیاد، راه دسترسی اهل‌بیت(ع) به آب فرات بسته شد. این تصمیم صرفاً یک اقدام نظامی نبود. هدف آن بود که فشار تشنگی، کودکان، زنان و مردان کاروان را خسته کند و آنان را به تسلیم وادارد.

در اینجا باید لحظه‌ای درنگ کرد.

تاریخ جنگ‌های بسیاری را به خود دیده است، اما حتی در سخت‌ترین نبردها نیز محروم کردن زنان و کودکان از آب، رفتاری غیرانسانی شمرده می‌شد. با این حال در کربلا، کسانی که خود را مسلمان می‌نامیدند، آب را بر روی خاندان پیامبر اسلام(ص) بستند؛ خاندانی که بارها پیامبر اکرم(ص) درباره جایگاه آنان سخن گفته بود.

اما آنچه در کربلا رخ داد، فقط روایت تشنگی نیست. اگر چنین بود، حادثه عاشورا در میان صدها حادثه تلخ تاریخ گم می‌شد. اهمیت کربلا در این است که در برابر این فشار بی‌سابقه، اراده‌ای شکست‌ناپذیر شکل گرفت.

در روزهایی که تشنگی به تدریج خود را نشان می‌داد، یکی از مهم‌ترین مسئولیت‌ها بر دوش حضرت زینب کبری(س) قرار داشت. بانوی بزرگ بنی‌هاشم نه فرمانده نظامی بود و نه در میدان جنگ حضور داشت، اما مسئولیتی بر دوش او بود که کمتر از حضور در میدان نبرد نبود.

هر چه فشار دشمن بیشتر می‌شد، حفظ آرامش خیمه‌ها دشوارتر می‌گردید. کودکان کم‌کم تشنگی را احساس می‌کردند. مادران نگران فرزندان خود بودند. مردان برای دفاع آماده می‌شدند. در چنین شرایطی اگر فضای اضطراب و ناامیدی بر خیمه‌ها حاکم می‌شد، دشمن به بخشی از هدف خود رسیده بود.

در این میان، حضرت زینب(س) به ستون استوار کاروان تبدیل شد. او نه تنها خواهر امام حسین(ع)، بلکه پناهگاه روحی زنان و کودکان بود. هر جا نگرانی وجود داشت، حضور زینب(س) آرامش می‌آورد. هر جا بیم و هراس پیدا می‌شد، سخنان او دل‌ها را استوار می‌کرد.

یکی از مهم‌ترین درس‌های عاشورا همین است که قهرمانی تنها در میدان نبرد معنا پیدا نمی‌کند. گاهی بزرگ‌ترین قهرمانی آن است که انسان در میان طوفان، آرامش خود را حفظ کند و به دیگران آرامش ببخشد.

در کنار حضرت زینب(س)، بانوان دیگری نیز در این روزها نقش‌آفرین بودند. حضرت ام‌کلثوم(س)، دختر گرامی امیرالمؤمنین(ع)، از جمله شخصیت‌هایی است که در تمام مراحل نهضت در کنار اهل‌بیت(ع) حضور داشت و در حفظ انسجام خانواده نقش مهمی ایفا می‌کرد.

همچنین حضرت رباب(س)، همسر باوفای امام حسین(ع)، در روزهای آغاز محاصره با واقعیتی سخت روبه‌رو بود. او مادری بود که تشنگی کودکش را می‌دید و در عین حال با ایمانی استوار در کنار امام زمان خویش ایستاده بود. رباب(س) در تاریخ عاشورا تنها به عنوان مادر حضرت علی‌اصغر(ع) شناخته نمی‌شود؛ او نمونه‌ای از زن مؤمنی است که در سخت‌ترین شرایط، ایمان خود را بر نگرانی‌های طبیعی انسانی مقدم داشت.

در کنار او، حضرت سکینه(س)، دختر بافضیلت امام حسین(ع)، نیز از شخصیت‌های تأثیرگذار این روزهای کربلا بود. اگرچه سن و سال او اندک بود، اما گزارش‌های تاریخی نشان می‌دهد که از درک و معرفت بالایی برخوردار بود و رابطه‌ای عمیق با پدر بزرگوارش داشت. حضور او در میان کودکان خیمه‌ها، بخشی از چهره انسانی عاشورا را به نمایش می‌گذارد؛ اینکه در کربلا فقط جنگجویان حضور نداشتند، بلکه خانواده‌ای کامل با همه عواطف و پیوندهای انسانی در معرض بزرگ‌ترین آزمون تاریخ قرار گرفته بودند.

اما شاید مهم‌ترین پرسشی که در این روزها باید مطرح شود، این باشد که چرا دشمن تا این اندازه بر محاصره و تشنگی تأکید داشت؟

پاسخ روشن است. آنان می‌خواستند اراده حسین(ع) را بشکنند.

تمام تلاش حکومت اموی این بود که امام را وادار به تسلیم کند. آنان به دنبال جنگی افتخارآمیز نبودند. می‌خواستند فرزند رسول خدا(ص) در برابر فشارها عقب‌نشینی کند تا حقانیت او در نگاه مردم کمرنگ شود.

اما آنچه رخ داد دقیقاً عکس این هدف بود.

هر چه فشار بیشتر شد، عظمت اخلاقی و معنوی اهل‌بیت(ع) آشکارتر گردید. هر چه حلقه محاصره تنگ‌تر شد، حقیقت نهضت روشن‌تر شد. دشمن می‌خواست حسین بن علی(ع) را منزوی کند، اما او را به محور بیداری تاریخ تبدیل کرد.

در این میان، نقش زنان حادثه کربلا بیش از پیش آشکار می‌شود. اگر مردان در میدان نبرد از حق دفاع کردند، زنان در میدان صبر، آگاهی و حفظ انسجام خانواده ایستادگی کردند. آنان اجازه ندادند فشار روانی دشمن به پیروزی تبدیل شود.

از همین رو، محاصره آب تنها یک حادثه تاریخی نیست. این واقعه نمادی از همه تلاش‌هایی است که در طول تاریخ برای شکستن اراده اهل حق انجام شده است. گاهی دشمن با شمشیر می‌جنگد و گاهی با ترس، فشار، تحریم و محرومیت. اما درس کربلا این است که انسان مؤمن اگر به حقیقت ایمان داشته باشد، می‌تواند از سخت‌ترین محاصره‌ها نیز عبور کند.

در روزهای آغاز محاصره کربلا، سپاه اموی از نظر تعداد، تجهیزات و امکانات برتری داشت. آب در اختیار آنان بود و قدرت نیز در دست آنان قرار داشت. اما چیزی در اختیار نداشتند که در خیمه‌های حسین بن علی(ع) موج می‌زد؛ ایمان، یقین و آرامشی که از اعتماد به خدا سرچشمه می‌گرفت.

به همین دلیل، تاریخ نه نام فرماندهان محاصره را با افتخار به یاد آورد و نه قدرت آنان را ستود. آنچه ماندگار شد، صبر خاندان پیامبر(ص) و ایستادگی مردان و زنانی بود که در سخت‌ترین شرایط، حاضر نشدند حقیقت را با آسایش معامله کنند.

محاصره کربلا در ظاهر برای شکستن اراده اهل‌بیت(ع) آغاز شد، اما در حقیقت این اراده دشمن بود که در برابر عظمت روح حسین بن علی(ع)، زینب کبری(س)، رباب(س)، ام‌کلثوم(س)، سکینه(س) و دیگر وفاداران نهضت برای همیشه شکست خورد.

الناز موسوی یکتا / پژوهشگر جنگ شناختی و رسانه

..............................

پایان پیام/ ۲۶۸

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha