به گزارش خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا ـ پس از آنکه حضرت اباعبدالله الحسین(ع) مدینه را ترک کردند و ماههایی سرنوشتساز را در مکه سپری نمودند، نهضت حسینی وارد مرحلهای تازه شد. دعوتهای فراوان مردم کوفه، نامههای متعدد و درخواستهایی که برای حضور سبط گرامی پیامبر اکرم(ص) ارسال شده بود، در ظاهر از آمادگی جامعه برای پذیرش رهبری فرزند حضرت فاطمه زهرا(س) حکایت میکرد. هزاران نامه به مکه رسید و از امام خواسته شد تا به کوفه بیاید و هدایت جامعه را بر عهده بگیرد.
حضرت سیدالشهدا(ع) برای بررسی اوضاع، پسرعموی بزرگوار خود، حضرت مسلم بن عقیل(ع)، را به کوفه فرستادند. در آغاز، استقبال گستردهای از سفیر امام صورت گرفت و بسیاری با او بیعت کردند. اما این وضعیت چندان دوام نیاورد. با ورود عبیدالله بن زیاد به کوفه و آغاز فضای ارعاب و تهدید، بسیاری از همان کسانی که نامه نوشته بودند، به تدریج میدان را ترک کردند. ترس بر ایمان غلبه کرد و دنیاطلبی جای وفاداری را گرفت.
در میان این حوادث تلخ، نام بانویی مؤمن و شجاع در تاریخ عاشورا جاودانه شد؛ بانویی که نشان داد زنان نیز از نخستین مراحل نهضت حسینی در متن حوادث حضور داشتهاند.
هنگامی که حضرت مسلم بن عقیل(ع) پس از پراکنده شدن یارانش در کوچههای کوفه تنها و غریب مانده بود، بانویی به نام طوعه او را دید. طوعه از دوستداران اهلبیت(ع) بود و هنگامی که غربت و تنهایی نماینده حضرت اباعبدالله(ع) را مشاهده کرد، با وجود همه خطرهایی که او را تهدید میکرد، حضرت مسلم(ع) را به خانه خود برد و پناه داد.
او به خوبی میدانست که اگر مأموران حکومت از این موضوع آگاه شوند، جانش در خطر خواهد افتاد و ممکن است با سختترین مجازاتها روبهرو شود. اما ایمان و محبت به خاندان پیامبر(ص) اجازه نداد که در برابر این مسئولیت سکوت کند. در روزگاری که بسیاری از مردان کوفه از یاری فرستاده امام دست کشیدند، این بانوی مؤمن شجاعانه در کنار جبهه حق ایستاد.
طوعه یکی از نخستین زنان قهرمان در مسیر نهضت حسینی است؛ زنی که نامش در کنار وفاداران عاشورا ثبت شد و نشان داد دفاع از حق، زن و مرد نمیشناسد. پیش از آنکه حضرت زینب کبری(س) پیامرسان کربلا شود و پیش از آنکه بانوان اهلبیت(ع) دشواریهای اسارت را تحمل کنند، طوعه در کوفه با فداکاری خود ثابت کرد که زنان مؤمن میتوانند در حساسترین لحظههای تاریخ، نقشآفرین باشند.
سرانجام خبر شهادت حضرت مسلم بن عقیل(ع) و هانی بن عروه به امام حسین(ع) رسید. این خبر برای کاروان بسیار سنگین بود. اکنون روشن شده بود که کوفه دیگر آن شهری نیست که در نامههایش از امام دعوت کرده بود. بسیاری از مردم پیمان خود را شکسته بودند و شرایط به کلی تغییر کرده بود.
با این حال، وجود مبارک حضرت سیدالشهدا(ع) راه خود را ادامه داد. برای آن حضرت، معیار انجام وظیفه الهی بود، نه نتیجه ظاهری. امام آمده بود تا حق را زنده کند و در برابر انحراف بایستد، چه مردم همراهی کنند و چه از یاری دست بکشند.
در روزهای آغازین ماه محرم سال ۶۱ هجری، کاروان اهلبیت(ع) به سرزمینی رسید که نام آن برای همیشه در تاریخ ماندگار شد؛ کربلا.
در نقلهای تاریخی آمده است هنگامی که نام این سرزمین را به حضرت عرض کردند، امام حسین(ع) توقف نمودند و فرمودند: «اینجا محل فرود آمدن ما، محل ریخته شدن خون ما و محل دفن ما خواهد بود.»
این سخن نشان میداد که حضرت نسبت به آینده این سرزمین آگاهی داشتند. کربلا برای امام مقصدی ناشناخته نبود. او با بصیرت کامل وارد این سرزمین شد و رسالت خویش را به روشنی میشناخت.
در نگاه ظاهری، کربلا زمینی خشک در کنار فرات بود؛ اما با حضور فرزند رسول خدا(ص)، این سرزمین به نقطهای تبدیل شد که نام آن تا ابد در وجدان مسلمانان و آزادگان جهان زنده بماند.
ورود به کربلا در حقیقت پایان یک سفر نبود، بلکه آغاز مرحله اصلی نهضت بود. تا پیش از این، سخن از دعوتها، نامهها و حرکت کاروان بود؛ اما از این لحظه به بعد، میدان آزمون بزرگ فرا میرسید. اکنون امام حسین(ع)، خاندان نبوت و یاران وفادارشان در سرزمینی قرار گرفته بودند که باید بزرگترین انتخاب زندگی خود را در آن رقم میزدند.
در این میان، یکی از درخشانترین جلوههای این مرحله، حضور حضرت زینب کبری(س) است. بانویی که از آغاز نهضت در کنار برادر خویش ایستاده بود و هر چه کاروان به لحظات سرنوشتساز نزدیکتر میشد، عظمت روحی او بیشتر آشکار میگردید.
حضرت زینب(س) تنها خواهر امام حسین(ع) نبود. او دختر امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب(ع) و حضرت صدیقه طاهره(س) بود؛ بانویی که در دامان وحی پرورش یافته و سالها در کنار امام حسن مجتبی(ع) و امام حسین(ع) زندگی کرده بود. او بیش از هر کس عظمت مسئولیتی را که بر دوش خاندان پیامبر(ص) قرار داشت درک میکرد.
ورود به کربلا برای حضرت زینب(س) نیز آغاز مرحلهای تازه بود. اگر بسیاری از مردم تنها خطرها را میدیدند، او هدف را میدید. اگر دیگران پایان ظاهری مسیر را مینگریستند، زینب کبری(س) آینده اسلام را مشاهده میکرد. او میدانست که نهضت برادرش محدود به چند روز نبرد نخواهد بود و رسالتی بزرگ پس از عاشورا بر دوش او قرار خواهد گرفت.
در کنار حضرت زینب(س)، دیگر بانوان خاندان رسالت نیز حضوری آرام، استوار و تأثیرگذار داشتند. آنان با ایمان و صبر، فضای معنوی کاروان را حفظ میکردند و در کنار فرزندان، همسران و برادران خود برای روزهای دشوار آینده آماده میشدند.
یکی از مهمترین درسهای ورود به کربلا همین است که گاهی سرنوشت انسان در یک انتخاب رقم میخورد. هنوز جنگی آغاز نشده بود. هنوز شمشیری از نیام بیرون نیامده بود. اما هر کس که در کنار امام حسین(ع) ماند، آگاهانه ماند. آنان میتوانستند راه دیگری را انتخاب کنند، اما حقیقت را بر آسایش ترجیح دادند.
همین حقیقت درباره حضرت زینب(س)، بانوان اهلبیت(ع) و زنانی چون طوعه نیز صادق است. عظمت آنان تنها در صبر بر مصیبتها نیست؛ بلکه در انتخاب آگاهانهای است که در کنار حجت خدا انجام دادند. آنان نشان دادند که زنان در نهضت حسینی نه تماشاگر حوادث، بلکه از ارکان ماندگاری این حماسه بزرگ هستند.
کربلا سرزمین انتخاب بود؛ سرزمینی که در آن نه ثروت وجود داشت و نه قدرت و امنیت. هر کس در آنجا ماند، برای منفعتی دنیایی نماند، بلکه برای دفاع از حقیقت ایستاد.
به همین دلیل است که نام کربلا پس از قرنها همچنان زنده مانده است. زیرا این سرزمین یادآور انسانهایی است که در حساسترین لحظه تاریخ، وفاداری به خدا و حق را بر همه چیز مقدم داشتند.
ورود کاروان حسینی به کربلا در ظاهر پایان یک سفر بود، اما در حقیقت آغاز ماندگارترین حماسه تاریخ اسلام به شمار میآمد؛ حماسهای که در مرکز آن وجود مبارک حضرت اباعبدالله الحسین(ع) قرار داشت و در کنار ایشان، بانویی بزرگ به نام زینب کبری(س) برای ایفای رسالتی آماده میشد که پیام عاشورا را تا همیشه زنده نگه دارد.
الناز موسوی یکتا / پژوهشگر جنگ شناختی و رسانه
..............................
پایان پیام/ ۲۶۸
نظر شما