۶ تیر ۱۴۰۵ - ۰۷:۴۹
هنرِ «نه گفتن» به سبک سیدالشهدا(ع)

عاشورا تنها یک واقعه تاریخی نیست، بلکه دانشگاهی است که مهم‌ترین مهارت‌های زندگی، از جمله «هنر نه گفتن» را به زیباترین شکل به ما می‌آموزد. امام حسین(ع) با نپذیرفتن ظلم و ایستادگی در برابر جریان‌های باطل، به تمام انسان‌ها نشان داد که چگونه می‌توان با یک «نه» آگاهانه، عزت نفس را حفظ کرد و مسیر تاریخ را به سوی آزادگی تغییر داد.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا: حجت الاسلام و المسلمین محمد حسین امین، نویسنده و پژوهشگر دینی، در نوشتاری اختصاصی برای ابنا، به بررسی یکی از عمیق‌ترین و در عین حال کاربردی‌ترین درس‌های حماسه عاشورا در زندگی امروز پرداخته است. او در این یادداشت، قیام اباعبدالله الحسین(ع) را از زاویه‌ای کاربردی بررسی کرده و نشان می‌دهد که چگونه سیدالشهدا(ع) با تسلط بر هنر «نه گفتن»، الگویی جاودانه برای انسانِ امروز در مواجهه با ستم، فشار جامعه و خواسته‌های نفسانی خلق کرد تا با حفظ کرامت انسانی، زندگی عزتمندانه‌ای داشته باشیم.


هنرِ «نه گفتن» به سبک سیدالشهدا(ع)
هنرِ «نه گفتن» به سبک سیدالشهدا(ع)
محمد حسین امین / نویسنده و پژوهشگر دینی

مهم‌ترین مهارت زندگی که امام حسین(ع) به ما آموخت: هنر "نه گفتن" به ظلم

تاریخ بشر پر است از انسان‌هایی که در برابر قدرت‌های ظالم سر خم کردند تا چند روزی بیشتر و راحت‌تر زندگی کنند و از دردسرهای مقابله با ستمگران در امان بمانند. اما مکتب عاشورا به ما می‌آموزد که زیربنای انسانیت، نپذیرفتن ستم و ایستادگی در برابر کسانی است که حق و عدالت را زیر پا می‌گذارند. امام حسین(ع) در برابر نامشروع‌ترین حکومت زمانه، زیباترین و قاطع‌ترین «نه» را بر زبان جاری ساخت تا به انسان‌ها بیاموزد که تسلیم ظلم شدن، مرگِ خاموشِ روح آدمی است.

وقتی ولید، فرماندار مدینه، از ایشان برای یزید بیعت خواست، حضرت با یک جمله تاریخی، تکلیف همه آزادگان جهان را تا قیامت روشن کرد و با صلابت فرمود: «مِثْلِی لَا یُبَایِعُ لِمِثْلِهِ»[1]؛ یعنی کسی مثل من با کسی مثل یزید بیعت نمی‌کند. این جمله تنها یک واکنش سیاسی در یک برهه از زمان نبود، بلکه یک منشور اخلاقی است که به زیبایی به ما می‌گوید نور هرگز با تاریکی کنار نمی‌آید، حق با باطل سازش نمی‌کند و انسانِ آزاده، زیر بارِ زنجیرِ ستم نمی‌رود.

هنرِ نه گفتن به ظلم، یعنی حاضر باشی تمام داشته‌های مادی‌ات را فدا کنی، اما عزت نفس و شرافتت را به حراج نگذاری. سیدالشهدا(ع) با فدای جان خویش به ما یاد داد که اگر در برابر ستمگران و زورگویان سکوت کنیم، در واقع به ظلم آن‌ها مشروعیت بخشیده‌ایم. این «نه» گفتنِ شجاعانه، آغازگر مسیر روشنِ آزادگی در هر عصر و نسلی است و به ما جرأت می‌دهد تا در برابر هر بی‌عدالتیِ کوچکی در زندگی روزمره نیز بایستیم.


هنر "نه گفتن" به فشار جمع؛ شنا کردن خلاف جهت آب

یکی از سخت‌ترین کارهای دنیا، شنا کردن خلاف جهت آب است، زیرا انسان‌ها به صورت طبیعی دوست دارند همرنگ جماعت شوند و از طرد شدن یا قضاوت شدن توسط دیگران می‌ترسند. اما امام حسین(ع) با عمل خود به ما آموخت که اگر جامعه مسیر اشتباهی را طی می‌کند، ما موظف نیستیم با اکثریتِ غافل یا ترسو همراه شویم. ایشان نشان دادند که گاهی برای حفظ حقیقت، باید به تنهایی در برابر هنجارهای غلط یک جامعه ایستاد و به فشارهای روانیِ اطرافیان «نه» گفت.

در روزهایی که کاروان عشق به سوی کربلا در حرکت بود، بسیاری از دلسوزان و حتی بزرگان زمانه مانند محمد حنفیه و ابن عباس، تلاش می‌کردند تا امام را از این سفر بازدارند. آن‌ها با منطق مادی خود، این مسیر را بی‌بازگشت می‌دیدند و مدام به حضرت توصیه می‌کردند که با جامعه همراه شود، اما حضرت با قاطعیت تمام به این نصایحِ به ظاهر دلسوزانه و فشارهای اجتماعی «نه» گفت، زیرا افق دید ایشان بسیار فراتر از مصلحت‌اندیشی‌های روزمره بود.[2]

قرآن کریم نیز صراحتاً به انسان‌ها هشدار می‌دهد که اکثریت همیشه بر حق نیستند و می‌فرماید: «وَإِنْ تُطِعْ أَکْثَرَ مَنْ فِی الْأَرْضِ یُضِلُّوکَ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ»[3] (و اگر از بیشتر کسانی که در روی زمین هستند اطاعت کنی، تو را از راه خدا گمراه می‌کنند). سیدالشهدا(ع) تجلیِ عملیِ این آیه بود و به ما ثابت کرد که معیارِ درستیِ یک راه، تعداد رهروان آن یا تاییدِ اکثریت جامعه نیست، بلکه حقانیت و رضایت خداوند است که مسیر درست را مشخص می‌کند.

هنر "نه گفتن" به خواسته‌های نادرست و وسوسه‌های رنگارنگ

علاوه بر فشارهای بیرونی جامعه، گاهی وسوسه‌ها و پیشنهادهای فریبنده‌ای به انسان ارائه می‌شود که رد کردن آن‌ها نیازمند ایمانی قوی و روحیه‌ای پولادین است. دستگاه فاسد یزید بارها تلاش کرد با وعده‌های دروغین، پیشنهادِ پول، مقام و در امان ماندن، امام و یاران باوفایش را از مسیر حق منحرف کند. اما پاسخ این کاروانِ نور به تمام این خواسته‌های نادرست و آغشته به گناه، همیشه یک «نه»ی قاطعانه، آرام و برخاسته از عمق جان بود.

اوج این هنرنماییِ باشکوه را می‌توان در رفتار حضرت ابوالفضل العباس(ع) دید؛ زمانی که شمر بن ذی‌الجوشن برای او و برادرانش امان‌نامه آورد تا با وعده حفظ جان، آن‌ها را از سپاه امام جدا کند. اما قمر بنی‌هاشم با شجاعت و غضبی مقدس به این خواسته نادرست و وسوسه‌انگیز «نه» گفت و به همه تاریخ ثابت کرد که جان دادن در رکاب حق و وفاداری به امام، بی‌نهایت شیرین‌تر از زنده ماندن در پناهِ باطل است.[4]

این روحیه شکست‌ناپذیر، برگرفته از همان شعار جاودانه‌ای است که امام حسین(ع) در روز عاشورا با صدایی رسا فریاد زد: «هَیْهَاتَ مِنَّا الذِّلَّةُ»[5] (ذلت و خواری از ما دور است). این جمله، یعنی ما به هر خواسته نادرستی که کرامت انسانی و بندگی ما را لکه‌دار کند، تا ابد «نه» می‌گوییم و این بزرگترین درسی است که در دنیای پر از نیرنگ، فریب و پیشنهادهای نادرست امروز، می‌تواند نجات‌بخش روح و جان تک‌تک ما باشد.


پی‌نوشت‌ها و منابع:

[1] سید بن طاووس، اللهوف فی قتلی الطفوف، تهران: نشر جهان، ص 22؛ همچنین ر.ک: علامه مجلسی، بحارالانوار، ج 44، ص 325.

[2] ابن نما حلی، مثیر الأحزان، قم: مدرسه امام مهدی(عج)، ص 25؛ همچنین ر.ک: شیخ مفید، الارشاد فی معرفة حُجج الله علی العباد، ج 2، ص 34.

[3] قرآن کریم، سوره انعام، آیه 116.

[4] موفق بن احمد خوارزمی، مقتل الحسین(ع)، قم: انوار الهدی، ج 1، ص 246؛ همچنین ر.ک: شیخ مفید، الارشاد، ج 2، ص 89.

[5] ابن شهرآشوب مازندرانی، مناقب آل ابی طالب(ع)، قم: موسسه انتشارات علامه، ج 4، ص 110؛ همچنین ر.ک: ابومنصور طبرسی، الاحتجاج علی اهل اللجاج، ج 2، ص 300.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha