۲۷ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۲:۰۸
آیا عدل الهی با بلایای طبیعی سازگاری دارد؟

شرور امور عدمی هستند و آنچه در ظاهر بلا می پنداریم در جای خود خیر است. مثلًا سمومی که حیوانات سم دار دارند شرّ نیست؛ چون از یک سو وسیله دفاعی آن حیوان در مقابل خطرات مختلف است و از سوی دیگر، با این سموم، بسیاری از داروهای حیاتبخش ساخته می شود. باران زیاد نیز باعث پر شدن سفره های زیرزمینی می گردد اما بخاطر ساخت و سازهای غیر اصولی انسان، یا مدیریت نکردن مسیر باران، ممکن است منجر به سیل مرگباری گردد که خانه های فراوانی را تخریب کرده و عده ای را به سوی مرگ بکشاند.

خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا: قرآن کریم در آیه ۷ سوره سجده می فرماید: «الَّذِی أَحْسَنَ کُلَّ شَیْ‌ءٍ خَلَقَهُ»؛ (خدا کسی است که هر چه را آفرید، به نیکوترین وجه آفرید). با این حال، گاهی شاهد حوادث تلخ و بلاهای طبیعی مانند سیل و زلزله یا شیوع بیماری و... در جهان هستیم که منجر به مرگ انسانها و بی خانمان شدن بازماندگان می گردد. آیا وجود چنین اموری با نظام احسن و مساله عدل الهی منافات ندارد؟
در پاسخ به این اشکال، لازم است چند نکته مورد توجه قرار گیرد:

شرور امور عدمی هستند و آنچه در ظاهر بلا می پنداریم در جای خود خیر است.
علاوه بر آفرینش نیکویی که در تک تک موجودات مشاهده می کنیم، بر سرتاسر جهان آفرینش نیز قوانین هماهنگ و منظمی به نحو احسن حکمفرما است. اما اینکه چرا برخی اوقات شاهد حوادث ناگواری در جهان هستیم بخاطر تعارض بین اموری است که در جای خود خیر بوده اند اما در جای دیگر، نه. به عبارت دیگر خیر و شر را می توان به اقسامی تقسیم کرد:

۱. خیر مطلق؛ ۲. شر مطلق؛ ۳. خیر و شر نسبی. خیر مطلق آن است که هیچ جنبه منفی نداشته باشد، و به عکس شر مطلق آن است که: هیچ جنبه مثبت نداشته باشد، و در خارج کمتر مصداقی برای این دو می توان یافت؛ غالباً به اشیاءِ، یا حوادث و پدیده هایی برخورد می‌ کنیم که ترکیبی از جنبه های مثبت و منفی است.

این جنبه های مثبت و منفی ممکن است نسبت به اشخاص یا اقوام فرق کند، آنچه مهم است آن است که برای داوری نهایی، باید مجموعه آثار آن پدیده را در کلّ جهان، و در مجموعه زمان و مکان در نظر گرفت. (۱)

به عبارتی، جهان مانند یک بدن است که تمام اجزای آن با یکدیگر هماهنگ می باشند؛ حتی برفرض ایجاد نقصی در یکی از اجزاء ـ به هر دلیلی ـ به هماهنگی مجموعه اجزاء و بدن خللی وارد نمی گردد؛ چرا که آنچه ما به عنوان نقص می بینیم بذاته نقص نیست و اگر درست با آنها مواجه شویم خیر محض خواهد بود. مثلًا سمومی که حیوانات سم دار دارند نیز شرّ نیست؛ چون از یک سو وسیله دفاعی آن حیوان در مقابل خطرات مختلف است و از سوی دیگر، با این سموم، بسیاری از داروهای حیاتبخش ساخته می شود. بسیاری از شرکت های داروسازی در دنیا، انواع حیوانات سمّی را پرورش می دهند و از سموم آنها دارو تهیّه می کنند.

باران زیاد نیز باعث پر شدن سفره های زیرزمینی می گردد و فواید فراوانی دارد اما بخاطر ساخت و سازهای غیر اصولی انسان یا مدیریت نکردن مسیر باران ممکن است منجر به سیل مرگباری گردد که خانه های فراوانی را تخریب کرده و عده ای را به سوی مرگ بکشاند. در نتیجه حوادث طبیعی بذاته شر نیستند و با عدل الهی منافات ندارند. (۲)

حوادث جهان از جمله این حوادث مانند حلقه های زنجیر به هم پیوسته اند. طوفان یا خشکسالی در یک منطقه حلقه ای از این سلسله طولانی است که با حوادث پر برکت نقاط دیگر کاملا به هم مربوط است، کما اینکه با حوادث پر برکت «گذشته» و «آینده» نیز ارتباط دارد. حال به علت تضاد با منافع جزئی؛ انگشت گذاردن روی یک قسمت کوچک و درباره کلیت آن قضاوت منفی و قطعی کردن از منطق و عقل به دور است. آنچه در آفرینش الهی نیست، «شر مطلق» است، و در تمام پدیده ها این خیر است که غلبه دارد، کما اینکه، عمل جرّاحی از جهتی ناراحت کننده و از جهات بسیاری مفید است بنابراین خیرش غالب است، زلزله، طوفان، سیل ... شاید در یک نقطه ویرانی هایی به بار آورند امّا اگر ارتباط زنجیره ای آن ها را با مسائل دیگر در نظر بگیریم چه بسا قضاوت ما عوض شود.

حوادث طبیعی از اسباب و مسببات پیروی می کنند و این ما هستیم که خود را در معرض آنها قرار می دهیم.
همانطور که بیان شد حوادث طبیعی از اموری نشأت می گیرد که وجود آنها در جای خود خیر است و سنت الهی بر این است که جریان امور دنیوی به طور عادی و طبیعی پیش رود؛ چنانکه در حدیثی از امام صادق(علیه السلام) می خوانیم: «أَبَی اللَّهُ أَنْ یُجْرِیَ الْأَشْیَاءَ إِلَّا بِأَسْبَابِهَا» (۳)؛ (خداوند از جریان و تحقق اشیا جز از راه اسباب و علل ابا دارد). لذا اگر انسان خود را در معرض این امور قرار دهد و اتفاقی برای او بیفتد نباید نظام آفرینش را مقصر بداند. به عبارت دیگر انسانها را زلزله، طوفان، سیل ... نمی کشد، بلکه سکنی گزیدن در مناطق حادثه خیز و خانه های سست بنیاد خودشان می کشد.

بلاهای طبیعی با منشاء ساده؛ حوادثی کما بیش قابل پیش بینی هستند و بالطبع اقدامات پیش گیرانه مناسب و مدیریت حادثه را می طلبند. (۴) در مورد زلزله که قابل پیش بینی نیست نیز راه چاره ای که در همه زمان ها مطرح بوده است ساختن خانه هایی با استحکام بالاتر می باشد. حتی در خانه های با استحکام پایین نیز نقاطی وجود دارد که احتمال آسیب دیدن کمتر است؛ لذا برای مواجه شدن با این حوادث طبیعی نیاز به آگاهی داریم.

خداوند در کنار عوامل حادثه ساز اموری مانند عقل را به کمک انسان فرستاده است.
خداوند برای پیشگری از حوادث طبیعی و آسیب ندیدن بشر، ابزار فراوانی در اختیار او قرار داده است. یکی از این ابزارها عقل است و انسان با مطالعه درباره عواملی که منجر به حادثه می گردد به خوبی می تواند از آنها پیشگیری کند. به عنوان مثال هر عقل سلیمی زندگی در خانه ای که فرسوده شده و ممکن است خراب شود را خطرناک تشخیص می دهد؛ لذا اگر کسی در چنین خانه ای زندگی کند و بر اثر افتادن بخشی از آن دچار حادثه گردد باید خود را ملامت کند نه اینکه به قضا و قدر الهی شکایت کند و به عدل خدا شک کند. چنانکه امیرالمؤمنین(علیه السلام) از کنار دیوار شکسته و کجی برخاست. پرسیدند: از قضای الهی فرار می کنی؟ فرمود: «از قضای الهی به قدر او پناه می برم».(۵)

یعنی درست است که تا قانون علیت که منتهی به فرمان خداست، نباشد، دیوار شکسته سقوط نخواهد کرد، اما همان خداوند به من عقلی داده که آن خود یک حلقه از سلسله قانون علیت است و یک عامل بازدارنده در برابر این گونه حوادث. البته دیوار عقل و شعور ندارد و بدون اعلام قبلی سقوط می کند. اما من می توانم به قدر الهی پناه ببرم؛ یعنی با عقل خود چنان محل نشستن را اندازه گیری کنم که اگر دیوار سقوط کند روی من نیفتد. (۶)

مصائب بیدارگر
بخشی از حوادث ناراحت کننده، اثر مثبتی در پاره کردن پرده های غرور، و بیدار ساختن انسان از خواب غفلت، و نجات او از چنگال خود کامگی و هوسرانی دارد، و بسیاری از آنها نقطه عطفی در زندگی انسان هایی که آمادگی دارند محسوب می شود. دیده ایم در بسیاری از جاده های یکنواخت دست اندازهای مصنوعی ایجاد می کنند، تا مانع خواب رانندگان گردد، و از سقوط آنها در پرتگاه جلوگیری کند. بخشی از مصائب دنیوی نیز «دست اندازهای جاده زندگی انسان» است که ماشین وجود او را سخت تکان می دهد، و از خواب زدگی و غفلت که منجر به هلاکت او می شود، باز می دارد.

در آیات و روایات نیز به این نکته در مورد برخی از حوادث اشاره شده است. به عنوان مثال در آیه ۹۴ سوره اعراف می خوانیم: «وَمَا أَرْسَلْنَا فِی قَرْیَةٍ مِنْ نَبِیٍّ إِلَّا أَخَذْنَا أَهْلَهَا بِالْبَأْسَاءِ وَالضَّرَّاءِ لَعَلَّهُمْ یَضَّرَّعُونَ»؛ (و ما در هیچ شهر و آبادی پیامبری نفرستادیم مگر این که اهل آن را به سختی ها و رنج ها گرفتار ساختیم؛ شاید [به خود آیند، و به سوی خدا] بازگردند و تضّرع کنند).

از این آیه به خوبی استفاده می شود که یکی از فلسفه های حوادث ناراحت کننده، در مورد اقوامی که غرق انواع گناه بودند هشدار و بیداری بوده و تقارن این حوادث با دعوت انبیاء از این جهت صورت می گرفته که زمینه را برای پذیرش دعوت آنها آماده سازد، و هماهنگی «تکوین» و «تشریع» تأثیر اندرزهای آنها را قوی تر سازد. (۷) در حدیثی از امیرمؤمنان علی(علیه السلام) نیز می خوانیم: «انَّ الْبَلاءَ لِلظّالِمِ ادَبٌ، وَ لِلْمُؤْمِنِ امْتِحانٌ، وَ لِلأَنْبِیاءِ دَرَجَةٌ، وَ لِلأَوْلیاءِ کَرامَةٌ» (۸)؛ (بلا برای ظالم ادب است، و برای مؤمن آزمایش، و برای انبیاء درجه، و برای اولیاء کرامت است).

خداوند رنج حاصل از حوادثی که بر ما وارد می شود را جبران خواهد کرد.
اگر انسان وظیفه دینی خود را انجام داده باشد و تمام تلاش خود را برای در امان بودن از حوادث نیز بکند و با وجود این در بلاهای طبیعی گرفتار شود، از آنجا که خداوند فضل بی کران به بندگانش دارد رنج ها و مصائب این افراد را با پاداش های عظیم جبران می نماید؛ چنانکه رسول خدا(صلی اللَّه علیه و آله) فرموند: «إِنَّ عَظِیمَ الْبَلَاءِ یُکَافَأُ بِهِ عَظِیمُ الْجَزَاء» (۹)؛ (حقیقتا بلای بزرگ به اجر بزرگ، پاداش داده می‌ شود). امام صادق(ع) نیز می‌ فرمایند: «ْثُمَّ لِلَّذِینَ یَنْزِلُ بِهِمْ هَذِهِ الْبَلَایَا مِنَ الثَّوَابِ بَعْدَ الْمَوْتِ إِنْ شَکَرُوا وَ أَنَابُوا مَا یَسْتَصْغِرُونَ مَعَهُ مَا یَنَالُهُمْ مِنْهَا حَتَّی إِنَّهُمْ لَوْ خُیِّرُوا بَعْدَ الْمَوْتِ لَاخْتَارُوا أَنْ یُرَدُّوا إِلَی الْبَلَایَا لِیَزْدَادُوا مِنَ الثَّوَاب» (۱۰)؛

(برای آنان که بچنین بلاها دچارند اگر شکر کنند و بخدا بازگردند پس از مرگ ثوابی است که فائده دنیوی آن را کم شمارند و اگر پس از مردن مخیر شوند، برگشت به همان بلاها را برگزینند تا ثواب بیشتر یابند).

جمع بندی اینکه فرآیند حوادث طبیعی نه شر است و نه منافی عدل الهی، بلکه خیرشان غالب است. اگر انسان ها از مناطق حادثه خیز و بناهای سست بنیان پرهیز نماید دلیلی برای گرفتاری به بلاء و مصیبت ندارد، البته خداوند نیز تمامی رنج ها و مصائب وارد شده به افراد قاصر را با پادش های بزرگ جبران می نماید.

پی نوشت:

(۱). پیام قرآن، مکارم شیرازی، ناصر، دار الکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۸۶ هـ ش، چاپ نهم، ‌ ج ‌۴، ص ۵۶۰.

(۲). مثالهای زیبای قرآن، مکارم شیرازی، ناصر، انتشارات نسل جوان، قم، ۱۳۸۲ هـ ش، چاپ اول، ج ‌۲، ص ۱۷۰.

(۳). الکافی، کلینی، محمد بن یعقوب بن اسحاق، دار الکتب الإسلامیة، تهران، ۱۴۰۷ هـ ق، چاپ چهارم، ‌ ج ۱، ص ۱۸۳.

(۴). «جهان هستی، جهان سیستم هاست» وجه اشتراک همه پدیده های عالم این است که همه آنها سیستم با معادلات مشخص هستند کما اینکه بلاهای طبیعی مثل خشک سالی، سیل، زلزله ... و بلاهای انسانی مثل جنگ ها، کودتاها، بحران های اجتماعی و... فرآیندی با معادلات طبیعی است که در «سیستم های آشوب ناک» اتفاق می افتد؛ چون تغییری اندک در شرایط اولیه چنین سیستم‌ هایی باعث تغییرات بسیار در آینده خواهد شد، این پدیده به «اثر پروانه‌ ای» مشهور است، مثلا در بلایای طبیعی مثل طوفان گفته شده یک بار بال زدن پروانه می تواند طوفان بزرگی را در گوشه دیگری از جهان ایجاد نماید، کما اینکه در بلاهای انسانی نیز چنین است، مثلا؛ جنگ جهانی اول با ده ها میلیون کشته، تنها با شلیک یک نوجوان به نام «گاوریلو پرنسیپ» آغاز شد. لذا حوادث و بلاها هرچند وسیع و عظیم باشند چون منشاء ساده ای دارند می توان آنها را با اقدامات پیشگرانه مدیریت نمود. ر. ک: نخستین درس در سیستم های دینامیکی آشوبناک، رابرت دوینی، مترجم: اکبری، منیژه - ربیعی، مریم، دانشگاه الزهرا، تهران، ۱۳۹۱ هـ ش، چاپ اول، ص ۵۰ الی ۸۰ با تلخیص.

(۵). التوحید، شیخ صدوق، محمد بن علی، انتشارات جامعه مدرسین، قم، ۱۳۹۸ هـ ق، چاپ اول، ص ۳۶۹.

(۶). پیدایش مذاهب، مکارم شیرازی، ناصر، مدرسه الامام علی بن ابی طالب(علیه السلام)، قم، ۱۳۸۴ هـ ش، چاپ اول، ص ۳۱.

(۷). ر. ک: پیام قرآن، همان، ج ‌۴، ص ۵۴۰-۵۴۳.

(۸). بحار الأنوار، مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، دار إحیاء التراث العربی، بیروت، ۱۴۰۳ هـ ق، چاپ دوم، ج ۶۴، ص ۲۳۵، باب «شِدَّةِ ابْتِلَاءِ الْمُؤْمِن و...‌»، ح ۵۴.

(۹). الکافی، همان، ج ۲، ص ۲۵۳، باب «شِدَّةِ ابْتِلَاءِ الْمُؤْمِن»، ح ۸.

(۱۰). بحار الأنوار، همان، ج‌ ۳، ص ۵۷، «الخبر المشتهر بتوحید المفضل بن عمر».

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha