خبرگزاری بین المللی اهل بیت(ع)-ابنا: آیا میتوان وجود پیامبر اسلام (ص) را به دو دوره پیش از تولد زمینی و پس از آن تقسیم کرد؟ پاسخ به این پرسش، دریچهای به ژرفترین لایههای عرفان و کلام اسلامی میگشاید. در مکتب اهلبیت (ع)، شخصیت حضرت محمد (ص) دارای دو ساحت همزمان است: ساحتی نوری و ملکوتی که پیش از آفرینش جهان، اولین مخلوق خداوند بوده است، و ساحتی عنصری و بشری که در بستر تاریخ و در میان قوم عرب متولد شد. درک این دو وجه، نه تنها به تعالی شناخت ما از مقام ایشان میانجامد، بلکه رمز محوریت آن حضرت در نظام هستی و نیز الگوپذیری عملی از ایشان را برای همه انسانها روشن میسازد.
حقیقت نور محمدی (ص)؛ اولین مخلوق الهی
در اندیشه اسلامی، «خلقت نوری» به این معناست که حقیقت وجودی پیامبر اکرم (ص)، پیش از هرگونه آفرینش مادی، بهصورت نوری بیهمتا از جانب خداوند آفریده شده است. روایات متعدد از منابع کهن شیعه و اهلسنت بر این مطلب تأکید دارند. امیرالمؤمنین علی (ع) در بیان اولین مخلوق میفرمایند: «حق تعالی بود و هیچ مخلوقی با او نبود، پس اوّلین چیزی که خلق کرد، نور حبیب خود، محمّد بود که او را آفرید پیش از آنکه آب و خاک، عرش و کرسی، آسمانها و زمین، لوح و قلم، بهشت و دوزخ، فرشتگان و آدم و حوّا را بیافریند.» [۱] همچنین جابر بن عبدالله انصاری از پیامبر (ص) نقل میکند که در پاسخ به سؤال از اولین مخلوق، فرمودند: «نور پیغمبر تو». [۲]
قرآن کریم نیز با زیباترین تعابیر، سرچشمه این نور را به ما مینمایاند. خداوند در سوره نور میفرماید:
(اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ )[۳]
«خداوند نور آسمانها و زمین است.»
این آیه نشان میدهد که منشأ همه انوار هستی، ذات اقدس الهی است و نور محمدی (ص) نیز شعاعی از این نور بیکران و اولین جلوگاه آن در عالم امکان به شمار میرود. این حقیقت نوری، علت غایی آفرینش تمام موجودات است و به تعبیر عارفان، عالم هستی به برکت وجود او پا به عرصه وجود نهاده است. [۴]
خلقت عنصری؛ بشری در میان مردمان
در کنار آن حقیقت نورانی و پیشین، پیامبر اکرم (ص) دارای وجودی خاکی و عنصری نیز هستند که در مکه متولد شد، تغذیه کرد، رشد یافت و مانند همه انسانها در معرض حوادث طبیعی و بشری قرار گرفت. تأکید بر این جنبه عنصری از آن جهت است که ایشان بتوانند الگویی عینی و عملی برای تمام انسانها در همه اعصار باشند. قرآن کریم با صراحت تمام بر این بعد بشری انگشت میگذارد و خطاب به پیامبر (ص) میفرماید:
(قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُکُمْ) [۵]
ترجمه: «بگو: من فقط بشری مانند شما هستم.»
این آیه شریفه، ستون اصلی نظریه «خلقت عنصری» است. یعنی حضرت محمد (ص) در مرتبه جسمانی و حیات دنیوی، دارای همان طبیعت مادی بشر است؛ میخورد، میآشامید، میخوابید و با مردم در بازار تردد میکرد. این جنبه از وجود ایشان، پل ارتباطی میان عالم غیب و عالم شهادت بوده و باعث میشود که بتوانیم با ایشان انس بگیریم و از سیره فردی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی ایشان بهرهمند شویم.
سازگاری میان نور بودن و بشر بودن در پرتو قرآن
برخی پنداشتهاند که روایات خلقت نوری با آیاتی که بر بشریت پیامبر (ص) دلالت دارند، ناسازگار است؛ اما این پندار از خلط دو مقام «حقیقت ملکوتی» و «حقیقت ناسوتی» سرچشمه میگیرد. همانگونه که در فلسفه اسلامی بر «تشکیک در وجود» تأکید میشود، یک موجود میتواند در عین حال که از جنس بشر است، دارای مرتبهای والا از وجود باشد که از دسترس حس و طبیعت خارج است. [6]
برای روشنتر شدن این مطلب، به آیه دیگری در همین زمینه توجه کنیم. خداوند در سوره ضحی به پیامبر (ص) میفرماید:
﴿وَوَجَدَکَ ضَالًّا فَهَدَی﴾ [7]
ترجمه: «و تو را [در میان قومت] گمگشته یافت، پس هدایت کرد.»
اگر پیامبر (ص) از ابتدا دارای علم لدنی و هدایت کامل بودند، چگونه «ضال» (گمگشته) توصیف شدهاند؟ مفسران بزرگوار در پاسخ گفتهاند که «ضال» در اینجا به معنای گمگشته از نظر قوم و ناشناخته بودن در میان مردم است؛ یعنی پیش از بعثت، کسی مقام والای ایشان را نمیشناخت و خداوند با نزول وحی، ایشان را در میان جامعه معرفی و هدایت کرد. [8] این تفسیر نشان میدهد که خلقت نوری با غیبت شناخت مردم از آن حضرت هیچ منافاتی ندارد و این دو آیه، مکمل یکدیگرند.
۴. محوریت هستی و رحمت واسعه الهی
با پذیرش خلقت نوری و عنصری، به این حقیقت دست مییابیم که تمامی آفرینش به خاطر وجود مبارک رسول خدا (ص) آفریده شده است و غایت بعثت ایشان نیز رساندن این رحمت بیپایان به همه جهانیان است. خداوند در این باره میفرماید:
﴿وَمَا أَرْسَلْنَاکَ إِلَّا رَحْمَةً لِّلْعَالَمِینَ﴾ [9]
ترجمه: «و تو را جز رحمتی برای جهانیان نفرستادیم.»
این رحمت، ابتدا از همان نور نخستین صادر شده و سپس در قالب وجود عنصری و شریعت محمدی (ص) به صورت کامل در زمین جاری گردیده است. از منظر روایات، اگر پیامبر (ص) نبود، خداوند نه بهشتی میآفرید و نه دوزخی، نه عرشی و نه فرشتهای. [10] این محوریت وجودی، بهمعنای برتری ذاتی ایشان بر سایر انبیا و اولیا است و از سوی دیگر، بشر بودن ایشان باعث میشود که این رحمت به شکل کامل در اختیار همه انسانها قرار گیرد؛ چرا که الگویی همجنس با خود دارند.
در نهایت، باید گفت که خلقت نوری و عنصری پیامبر اکرم (ص) دو رکن جداییناپذیر از حقیقت وجودی ایشان هستند. انکار هر یک، به نقص در شناخت مقام نبی مکرم اسلام میانجامد. اگر تنها به جنبه نوری توجه کنیم، ایشان را موجودی اسطورهای و دستنیافتنی تصور خواهیم کرد که الگوپذیری از او ممکن نیست و اگر تنها به جنبه عنصری و بشری بسنده کنیم، از عظمت ملکوتی و نقش کیهانی آن حضرت در نظام هستی غافل خواهیم شد. قرآن کریم با ارائه آیات(نور ۳۵ و انبیاء ۱۰۷)، این دو ساحت را در کنار هم نشانده است تا هم به عظمت مقام ایشان پی ببریم و هم از همانند بودن ایشان با خود در عرصه زندگی زمینی (کهف ۱۱۰) درس بگیریم و بدانیم که گاهی ناشناخته ماندن حضرت (ضحی ۷)، زمینهای برای ظهور تدریجی هدایت الهی است. بهراستی که آن حضرت، «نوری است از پرتو حق» که در کالبد خاکی «گل آدمی» قرار گرفته تا هم عرشیان از فیض او بهرهمند شوند و هم فرشیان به او تأسی کنند و راه رستگاری را بیابند.
پی نوشت:
۱.کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج ۱، باب «أنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی خَلَقَ مُحَمَّداً وَ عَلِیّاً نُوراً قَبْلَ الْخَلْقِ».
۲.صدوق، محمد بن علی، علل الشرایع، ج ۱، باب ۴۸.
۳.سوره نور /آیه ۳۵
۴.«حدیث لولاک - ویکیشیعه» (حدیث قدسی مشهور که وجود پیامبر را علت آفرینش هستی معرفی کرده است).
۵.سوره کهف / آیه ۱۱۰
۶.صالحیزاده، محمداسماعیل و رضاییلالمی، علیاصغر، «خلقت نوری پیامبر(ص) و پاسخ شبهۀ ناسازگاری آن با ظاهر آیۀ هفت سورۀ ضحی»، دوفصلنامه علمی قرآنپژوهی «حکمت بالغه».
7.سوره ضحی / آیه ۷
8.صالحیزاده، محمداسماعیل و رضاییلالمی، علیاصغر، «خلقت نوری پیامبر(ص) و پاسخ شبهۀ ناسازگاری آن با ظاهر آیۀ هفت سورۀ ضحی»، دوفصلنامه علمی قرآنپژوهی «حکمت بالغه».
9. سوره انبیاء/ آیه ۱۰۷
10.«حدیث لولاک - ویکیشیعه» (حدیث قدسی مشهور که وجود پیامبر را علت آفرینش هستی معرفی کرده است).
فیروزه دلداری(پژوهشگر، فعال رسانه و فضای مجازی)
نظر شما