خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا:از امام صادق(علیه السلام) نقل شده که نبیّ اکرم(صلی الله علیه و آله) لشکری را به جنگی فرستادند وقتی بازگشتند، فرمودند: «مَرحَباً بِقَومٍ قَضَوا الجِهَادَ الاَصغَرَ وَ بَقِیَ عَلَیهِمُ الجِهَادُ الاَکبَرُ فَقِیلَ: یَا رَسُولُ اللهِ(صلی الله علیه و آله) مَا الجِهَادُ الاَکبَرُ قَالَ جِهَادُ النَّفسِ» (۱)؛ (آفرین به گروهی که جهاد اصغر را تمام کردند و باقی ماند بر آنها جهاد و جنگ بزرگتر، پس گفته شد: یا رسول الله(صلی الله علیه و آله) [این همه سختی و مشقت و مجروح و کشته در جنگ است چه چیزی بالاتر از این است] جهاد اکبر چیست؟ فرمودند: جهاد و مبارزه با نفس!).
در اینجا به اختصار اشاره می شود به چند جهت که چرا جهاد با نفس نسبت به جهاد با دشمن خارجی بزرگتر و اکبر است؟
۱ـ از جهت مدّت؛ از جهت مدّت، جهاد با نفس بیشتر است، ظاهراً بعد از زمان امام زمان(علیه السلام) جنگی به عنوان جهاد اصغر نباشد؛ ولی جهاد با نفس هست و بر فرض هم که بعد از حضرت جهادی باشد، در هر زمان بطور ممتد جهاد خارجی نیست پس جهاد درونی از نظر مدّت بیشتر و اکبر است.
۲ـ از جهت عُدّه؛ عُدّه یعنی وسیله، وسیله های جنگی در هر زمان محدود است و به تناسب آن زمان باید اسلحه هائی بدست گرفت؛ ولی جنگ درونی و جهاد اکبر وسیله مخصوصی ندارد، باید از کلمات انبیاء(علیهم السلام) و اولیاء و تاریخ گذشتگان وسیله جنگی برای مبارزه با نفس امّاره استخدام کرد هر وسیله ای که بود: «وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ».(۲)
۳ـ از جهت عِدّه؛ عِدّه یعنی نفرات، در جنگ معمولا جوانها و در سن مخصوصی به جنگ دشمن خارجی می روند مثلا از ۵۰ میلیون، ۴ میلیون ولی در جنگ با دشمن درون، از ۵۰ میلیون، ۵۰ میلیون جنگ می کنند.
۴ـ جنگ با دشمن داخلی همیشه مشکل تر و بزرگتر از جنگ با دشمن خارجی است؛ هم چنانکه در قرآن عتابها نسبت به منافقین که از داخل مبارزه می کنند، بیشتر از کفّار است؛ و این همان است که پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمودند: «دشمن ترین دشمنان، دشمنی است که بین دو پهلوی تو است یعنی دشمن داخلی که نفس است».
۵ـ جنگ با دشمن داخلی و جهاد نفسانی پشتوانه جهاد خارجی است؛ کسی که بر خصمِ درون پیروز است، مبارزه با خصم برون برایش آسانتر است؛ ولی کسی که اسیرِ لانه و دانه و همسر است، نمی تواند آن طور که باید و شاید با دشمن بجنگد.
در جنگ آمریکا با ویتنام، آمریکائی ها ۵۰۰ هزار سرباز کار کرده وارد عمل کردند و برای روحیه دادن به آنها با هواپیماها مشروبات الکلی و زنهای خواننده فرستادند، ولی در دوران جنگ تحمیلی با عراق دیدیم که چگونه نماز و دعا و جهاد با نفس به رزمندگان روحیه می داد! آری باید روحیه و پشتوانه از درون و از میدان مبارزه با نفس باشد نه از برون.
۶ـ اهمیت جهاد به اهمیت و قدرت دشمن است؛ جنگ با یک کشور کوچک آسانتر است تا با یک کشور بزرگ؛ زیرا دشمن هر چه قویتر باشد جنگ با آن مشکل تر است و نفس و هم پیمان آن شیطان، قوی ترین دشمنان عالم هستند.
۷ـ از حیث نتیجه؛ نتیجه جهاد با دشمن خارجی یا پیروزی است یا شهادت که هر کدام باشد در مسیر الهی (اِحدَی الحُسنَیَین) است ولی نتیجه جهاد با نفس و پیروزی در آن میدان، رسیدن به نفس مطمئنه است و رضای بنده از خدا و رضایت او از بنده «یَا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ * ارْجِعِی إِلَی رَبِّکِ رَاضِیَةً مَّرْضِیَّةً * فَادْخُلِی فِی عِبَادِی * وَ ادْخُلِی جَنَّتِی» (۳)؛ (ای نفس مطمئنه [و ای کسی که به این مقام رسیده ای] به سوی پروردگارت برگرد، در حالی که راضی هستی، و خدا از تو راضی است، پس داخل بندگان من شو و داخل بهشت من شو).(۴)
پی نوشت:
(۱). منهاج البراعة فی شرح نهج البلاغة، هاشمی خویی، میرزا حبیب الله / حسن زاده آملی، حسن و کمره ای، محمد باقر، محقق / مصحح: میانجی، ابراهیم، مکتبة الإسلامیة، تهران، ۱۴۰۰ قمری، چاپ: چهارم، ج ۶، ص ۱۳۲، (المعنی).
نظر شما