۲۹ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۸:۴۸
دنیاپرستی؛ طوفانی که عقل را از تعادل می‌اندازد

خدا در سوره «نحل» اشاره به گروهی می کند که به خاطر دنیاپرستی، مرتد شدند. حبّ دنیا و ثروت و جاه و مقام و دیگر شهوات مانند طوفانی است که به جان انسان می افتد و تعادل عقلش را بر هم می زند. امام باقر(ع) دنیاپرست را همچون کرم ابریشمی می داند که با حرص دنیا پیله ای را بیشتر و بیشتر بر خود می تند، زندانی تر می شود تا از غم و اندوه بمیرد. امام علی(ع) دنیا را فریبنده و زیان رسان و گذرا معرفی می کند و در نصیحتی می فرماید: «حبّ دنیا، چشم را کور و گوش را کر و زبان را لال و گردن ها را به زیر می آورد».

خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا: خداوند در سوره «نحل»، آیات ۱۰۶ - ۱۰۸، می فرماید: «مَن کَفَرَ بِاللَّهِ مِن بَعْدِ إِیمَانِهِ إِلَّا مَنْ أُکْرِهَ وَقَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِیمَانِ وَلَٰکِن مَّن شَرَحَ بِالْکُفْرِ صَدْرًا فَعَلَیْهِمْ غَضَبٌ مِّنَ اللَّهِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ * ذَٰلِکَ بِأَنَّهُمُ اسْتَحَبُّوا الْحَیَاةَ الدُّنْیَا عَلَی الْآخِرَةِ وَأَنَّ اللَّهَ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الْکَافِرِینَ * أُولَٰئِکَ الَّذِینَ طَبَعَ اللَّهُ عَلَیٰ قُلُوبِهِمْ وَسَمْعِهِمْ وَأَبْصَارِهِمْ ۖ وَأُولَٰئِکَ هُمُ الْغَافِلُونَ»؛ (کسانی که بعد از ایمانشان، به خدا کافر شوند [مجازات می شوند] ـ بجز آنها که تحت فشار واقع شده اند در حالی که قلبشان با ایمان، آرام است ـ آری، آنها که سینه خود را برای پذیرش کفر گشوده اند، غضب خدا بر آنهاست؛ و عذاب عظیمی در انتظارشان! * این بخاطر آن است که زندگی پست دنیا را بر آخرت ترجیح دادند؛ و خداوند افراد بی ایمان (لجوج) را هدایت نمی کند. * آنها کسانی هستند که [بر اثر فزونی گناه]، خدا بر دلها و گوش وچشمانشان مُهر نهاده؛ [به همین دلیل نمی فهمند]، و غافلان [واقعی] همانها هستند).


خداوند در این آیات، به گروهی اشاره می کند که نخست اسلام را از جان و دل پذیرا گشتند و بعد مرتد شدند. می فرماید: این ارتداد به خاطر آن نیست که چیزی بر خلاف حق در اسلام دیده باشند؛ بلکه آنها زندگی دنیا را بر آخرت ترجیح دادند، و به همین جهت با اسلام وداع گفتند، و به وادی کفر قدم نهادند، و چون شایسته هدایت نیستند خداوند هدایتشان نمی کند؛ بلکه به خاطر دنیا پرستی بر قلب و گوش و چشم آنها مهر می نهد، و درهای معرفت را به روی آنها می بندد، در نتیجه در غفلت کامل فرو می روند.


حبّ دنیا خواه در شاخه عشق به مال و ثروت باشد، یا مقام و جاه و یا انواع شهوات دیگر، به طوفانی می ماند که در درون جان انسان می وزد و تعادل ترازوی عقل را به کلّی بر هم می زند.


می دانیم ترازوهای دقیق را در محفظه ای می گذارند که کمترین نسیم به آن نوزد و حتی کسی که مشغول سنجش با آنها است موقّتاً نفس را در سینه حبس می کند مبادا امواج هوایی که از ریه او خارج می شود تعادل آن را بر هم زند. آیا از چنین ترازویی در برابر یک طوفان شدید کاری ساخته است!؟


دنیاپرستی خواه شکل قارونی داشته باشد و یا فرعونی، یا سامری و یا غیر آنها؛ مسلّماً به انسان اجازه تفکّر سالم و قضاوت صحیح را نمی دهد. اگر آیه فوق می گوید خداوند بر قلب و گوش و چشم آنها مهر می نهد این در واقع همان تأثیری است که در دنیاپرستی قرار داده، و چون آنها به سراغ سبب می روند گرفتار چنین مسببی می شوند.


در احادیث اسلامی تعبیرات جالبی در این زمینه دیده می شود؛ از جمله در حدیثی امام باقر(علیه السلام) می فرماید:
«مَثَلُ الْحَریص عَلَی الدُّنْیا کَمَثَلِ دُوْدَةِ القَزّ کُلَّمَا ازْدادَتْ مِنَ القَزِّ عَلی نَفْسِها لَفّاً کانَ أَبْعَدَ لَها مِنَ الْخُرُوجِ حَتّی تَمُوتَ غمّا» (۱)؛ (حریص بر دنیا همچون کرم ابریشم است، هر قدر بیشتر ابریشم برگرد خود می تند زندانی تر می شود، و راه خروج بر او مسدودتر می گردد، تا از غم و اندوه بمیرد).


در حدیث دیگری از امیرمؤمنان علی(علیه السلام) می خوانیم: «اَلدُّنیا تَقُرُّ وَ تَضُرُّ و تَمُرُّ» (۲)؛ (دنیا می فریبد، زیان می رساند و می گذرد).


در حدیث دیگری می خوانیم که امیرمؤمنان علی(علیه السلام) نامه ای به یکی از یاران اش نوشت و او را نصیحت فرمود. از جمله نصایح امام(علیه السلام) این بود:
«فَارْفُضِ الدُّنْیا فَاِنَّ حُبَّ الدُّنْیا یُعْمِی، وَ یُصِّمٌ وَیُبْکِمٌ وَ یُذِلُّ الرِّقابٌ فَتَدارَکْ مابِقَیَ مِنْ عُمُرِکَ وَلا تَقُلْ غَداً أَوْ بَعْدَ غَد، فَانَّما هَلَکَ مَنْ کانَ قَبْلَکَ بِاِقامَتِهِمْ عَلی الأَمانِیِّ وَالتَّسْوِیْفِ» (۳)؛ (دنیا را رها کن که حب دنیا، چشم را کور و گوش را کر و زبان را لال و گردن ها را به زیر می آورد. در باقی مانده عمرت گذشته را جبران کن و نگو فردا و پس فردا، زیرا کسانی که پیش از شما بودند به خاطر تکیه بر آرزوها و امروز و فردا کردن هلاک شدند).(۴)

پی نوشت:

(۱). بحار الأنوار، مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، دار إحیاء التراث العربی، بیروت، ۱۴۰۳ هـ. ق. ، چاپ دوم، ج ۷۰، ص ۲۳، باب ۱۲۲ (حب الدنیا و ذمها و بیان فنائها و غدرها بأهلها و ختل الدنیا بالدین)، ح ۱۳.

(۲). نهج البلاغة، شریف الرضی، محمد بن حسین، محقق/ مصحح: صبحی صالح، انتشارات هجرت، قم، ‌۱۴۱۴ هـ. ق، چاپ اول، ص ۵۴۸، قصار [۴۲۲] ۴۱۵.
(۳). بحارالأنوار، مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، دار إحیاء التراث العربی، بیروت، ۱۴۰۳ هـ. ق، چاپ دوم، ج ۷۰، ص ۷۵، باب ۱۲۲ (حب الدنیا و ذمها و بیان فنائها و غدرها بأهلها و ختل الدنیا بالدین)؛ الکافی، کلینی، محمد بن یعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفاری علی اکبر و آخوندی محمد، دارالکتب الإسلامیة، تهران، ‌۱۴۰۷ هـ. ق، چاپ چهارم، ص ۱۳۶، (باب ذم الدنیا و الزهد فیها ...)، ح ۲۳.
(۴). گرد آوری از: کتاب پیام قرآن، مکارم شیرازی، ناصر، دارالکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۸۶هـ. ش، چاپ نهم، ج ۱، ص ۳۱۲.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha