۱۶ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۶:۴۸
قوم‌گرایی؛ راهی که افغانستان را به پرتگاه می‌برد

در حالی که مردم افغانستان طی دو دهه گذشته زندگی نسبتاً مسالمت‌آمیزی را دور از تعصب‌های قومی تجربه کرده بودند، اقدامات پنج سال اخیر حکومت طالبان و موضع‌گیری‌های برخی چهره‌های مقیم خارج، بار دیگر تنش‌های قومی را در این کشور زنده کرده است.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت (ع) ـ ابنا ـ مردم افغانستان که طی دو دهه حکومت سابق (دوران موسوم به جمهوریت) در کنار یکدیگر و به‌دور از تعصب و نفاق، زندگی مسالمت‌آمیزی را تجربه کرده بودند، اکنون این دستاورد مهم در پنج سال اخیر با خطر جدی روبه‌رو شده و گرایش به قوم‌گرایی و زبان‌گرایی، زندگی مردم را تهدید می‌کند.

ریشه‌ی تنش‌های قومی کجاست؟

نخست این پرسش مطرح می‌شود که تنش‌های قومی در میان مردم افغانستان چگونه دامن زده شد و ریشه آن کجاست؟ هرچند مقامات طالبان هرگونه تنش و اختلاف قومی در حاکمیت خود را رد می‌کنند و افغانستان را خانه مشترک همه می‌دانند، اما با بررسی دقیق‌تر مشخص می‌شود که اقدامات درون‌حکومتی، میدان رقابت‌های قومی را در سطوح مختلف کشور گسترش داده است.

نمونه‌هایی از اقدامات تنش‌زا

در اینجا چند نمونه از اقدامات حکومتی یادآوری می‌شود که پس از چند دهه، بستر اختلافات و تنش‌های قومی را فراهم کرد:

نخستین مورد، عملیات نظامی طالبان برای سرکوب مولوی مهدی مجاهد، از فرماندهان هزاره و شیعه مورد تأیید خودشان بود که در روزهای نخست حاکمیت در شهرستان بلخاب استان سرپل انجام شد. مولوی مهدی مجاهد تا پیش از بازگشت طالبان، خدمات مهمی برای منافع آن‌ها در سطح استان سرپل در شمال افغانستان انجام داده و به‌عنوان چهره‌ای نظامی در میان مردم شیعه بلخاب شناخته شده بود؛ امری که طرفداران زیادی برای او ایجاد کرده بود.

گفته می‌شود علت مخالفت نظامی او با قدرت مرکزی طالبان، انحصار قدرت در دست پشتون‌ها و همچنین محدودیت‌های نامعقول از جمله ممنوعیت آموزش دختران بود. او بارها در میان دانش‌آموزان دختر در شهرستان بلخاب حضور یافته و سخنرانی کرده بود. همین دیدگاه سبب شد شماری از مقامات دوره جمهوری نیز به او بپیوندند؛ از جمله طاهر زهیر، وزیر اطلاعات و فرهنگ دولت اشرف غنی.

دیری نگذشت که طالبان دومین مورد تصفیه‌سازی قومی را تحت عنوان اقدامات حکومتی انجام داد: حذف صلاح‌الدین ایوبی، از فرماندهان ازبک‌تبار طالبان در استان فاریاب در شمال افغانستان. این فرمانده ازبک‌تبار نخستین فردی بود که وارد ارگ ریاست‌جمهوری کابل شد و ازبک‌ها از او به‌عنوان فاتح ارگ یاد می‌کنند؛ موضوعی که طرفداران زیادی برایش فراهم کرده بود. طالبان به‌سرعت او را از فاریاب خارج کرد و به‌عنوان معاون استاندار در یکی از استان‌های جنوبی منصوب نمود، اما او نپذیرفت. این عدم پذیرش، تنش‌های خشونت‌باری میان طالبان و طرفداران او در فاریاب و استان جوزجان ایجاد کرد که سه روز ادامه یافت.

آخرین و مرگبارترین مورد، عملیات سرکوب جمعه خان فاتح در استان بدخشان و بازداشت و انتقال او به کابل بود که عامل گسترش تنش‌های قومی میان مردم افغانستان قلمداد می‌شود. جمعه خان فاتح از فرماندهان تاجیک‌تبار حکومت طالبان و از چهره‌های کلیدی آنان در بدخشان بود که نفوذ گسترده‌ای میان تاجیک‌های این استان داشت. تنش او با حکومت مرکزی زمانی آغاز شد که مقام معاونت استانداری زابل را نپذیرفت و اعلام کرد به‌دلیل ناآشنایی با آن منطقه و عدم تسلط به زبان پشتو، نمی‌تواند در آنجا ایفای وظیفه کند و ترجیح می‌دهد در زادگاهش بدخشان بماند.

پیامدهای این اقدامات

این اقدامات طی پنج سال گذشته، تنش‌های شدیدی میان چهار قوم بزرگ افغانستان (پشتون، تاجیک، ازبک و هزاره) ایجاد کرده است. هرچند این تنش‌ها در سطح داخل کشور به‌صورت علنی و عمومی بروز نکرده، اما در روح و روان تک‌تک مردم رخنه کرده و رنج‌آور شده است.

نقش افغان‌های مقیم خارج

با این حال، این تنش‌ها بیشتر از سوی شهروندان افغانستان مقیم کشورهای خارجی دامن زده می‌شود؛ به‌ویژه چهره‌هایی که پیشینه سیاسی و فرهنگی دارند و با تحلیل‌ها و موضع‌گیری‌های قومی در فضای مجازی، تاخت‌وتاز می‌کنند و آرامش نسبی گروه‌های قومی افغانستان را برهم زده‌اند.

گروه‌ها و جریان‌هایی که در پی تشدید این تنش‌ها هستند، در واقع می‌کوشند با بهره‌گیری از مسائل قومی به شهرت برسند؛ بی‌آنکه زیان‌ها و آسیب‌های جدی آن را بر پیکر عموم مردم افغانستان بسنجند و حتی از تاریخچه فاجعه‌های قومی این کشور مطلع باشند.

هشدار به کنشگران و شیعیان

آنچه مردم افغانستان طی ۲۰ سال زیر چتر نظام جمهوریت به آن خو گرفته بودند و همه خود را اقوام برابر و برادر می‌دانستند، انتظار نمی‌رفت که چنین اختلافات قومی به تهدیدی جدی برای حیات اجتماعی و فرهنگی آنان تبدیل شود. بیش از هر چیز، اکنون لازم است کنشگران حکومتی و سیاسی از پرداختن به مسائل قومی و زبانی خودداری کنند.

همزمان، شیعیان افغانستان – چه ساکنان داخل کشور و چه معترضان غرب‌نشین – با درنظر گرفتن منفعت عامه جامعه تشیع، باید از افتادن در دام قوم‌گرایی پرهیز کنند و منافع کلان هزاره‌ها و جامعه تشیع را مدنظر قرار دهند. تأکید بر این موضوع از آن جهت اهمیت دارد که طی ماه‌های اخیر، برخی عناصر شیعه غرب‌نشین به‌شدت مسائل قومی را در میان جامعه تشیع دامن می‌زنند و از این طریق در پی شهرت‌طلبی هستند.

................

پایان پیام/

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha