به گزارش خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا ـ با وجود تلاش آمریکا و رژیم صهیونیستی برای دور ماندن از ویترین جنگ تازهای که عربستان علیه یمن به راه انداخته است، شواهد حاکی از آن است که واشنگتن و تلآویو در این جنگ مشارکت دارند و نتایج آن را با دقت دنبال میکنند؛ هرچند تمایلی ندارند این نقش را آشکار کنند.
براساس گزارش روزنامه «الاخبار» لبنان، یکی از دلایل این رویکرد آن است که جبههای که آمریکا و رژیم صهیونیستی از آن حمایت میکنند ممکن است در این نبرد شکست بخورد و آنها نمیخواهند مسئولیت یک شکست دیگر را بر عهده بگیرند. بهویژه پس از ناکامیهایی که در سالهای گذشته در جنگهای مستقیم علیه یمن متحمل شدهاند.
دلیل دیگر نیز آن است که اعلام رسمی مشارکت آمریکا و رژیم صهیونیستی میتواند روند جنگ را تحت تأثیر قرار دهد و اهداف واقعی آن را آشکار کند. مسئلهای که ممکن است روایت رسمی کشورهای مشارکتکننده و گروههای همسو با آنها را تضعیف کند.
جنگ یمن؛ بخشی از رویارویی گستردهتر
این جنگ در واقع بخشی از منازعه گستردهتر میان آمریکا و متحدانش از یک سو و ایران و متحدانش از سوی دیگر است. منازعهای که به نظر میرسد از نظر نظامی و سیاسی به بنبست رسیده و این جنگ برای طرف آمریکایی و متحدانش تقریباً تنها روزنه باقیمانده برای تلاش جهت خروج از این وضعیت است.
با این حال، بررسی ساختار ائتلاف حاضر در میدان نشان میدهد تغییر اساسی نسبت به ائتلافهایی که در جنگهای گذشته علیه یمن شکل گرفتند، ایجاد نشده است.
پرسش اصلی اینجاست که اگر چندین عملیات هوایی مستقیم علیه یمن که در آنها بمبافکنهای راهبردی آمریکا، جنگندههای رژیم صهیونیستی و ناوهای هواپیمابر آمریکا حضور داشتند، نتوانستند به هدف خود برسند، عملیات هوایی عربستان چه چیز تازهای میتواند به معادله اضافه کند؟
بهویژه آنکه خود عربستان نیز پیشتر جنگی هشتساله را در یمن رهبری کرده بود و حتی چشمانداز سیاسی آن جنگ در مقاطعی نسبت به شرایط کنونی ریاض مساعدتر به نظر میرسید.
ترکیه و پاکستان؛ دفاع از عربستان یا ورود به جنگ؟
حتی مشارکت ترکیه و پاکستان در جنگ علیه یمن در چارچوب فعال شدن مفاد ائتلاف مکه نیز ظاهراً به شکلی طراحی شده که الزاماً کمک بزرگی به عربستان نخواهد کرد.
میدان اصلی جنگ، یمن و نه خاک عربستان است. حملات موشکی و پهپادی نیروهای مسلح یمن به داخل عربستان که تأسیسات نفتی، پایگاههای نظامی، فرودگاهها و کشتیها را هدف قرار میدهد در این روایت واکنشی مستقیم به حملات و محاصره عربستان علیه یمن محسوب میشود.
بر این اساس، منتقدان میپرسند که آیا اساساً تجاوز یمنی به عربستان وجود دارد که فعالسازی ائتلاف مکه را توجیه کند. ائتلافی که بر اساس آن حمله به یکی از سه کشور عضو، حمله به دو کشور دیگر تلقی میشود؟
از همین رو، احتمال دارد مشارکت ترکیه و پاکستان عمدتاً به دفاع از خاک عربستان و نه حضور در عملیات تهاجمی علیه خاک یمن، محدود شود.
خطر گسترش دامنه جنگ
با این حال، حتی اگر آنکارا و اسلامآباد وارد عملیات تهاجمی شوند، ممکن است خود آنها نیز در معرض حملات مستقیم از هدف قرار گرفتن کشتیها و منافعشان گرفته تا احتمال گسترش حملات به خاک این کشورها، قرار گیرند.
در ترکیه، مخالفت قابل توجهی با ورود به جنگ یمن وجود دارد. در پاکستان نیز ورود به چنین باتلاقی، موضوعی حساس است. بهویژه آنکه پارلمان این کشور در سال ۲۰۱۵ میلادی بهصورت یکپارچه با اعزام نیروهای پاکستانی به یمن در چارچوب ائتلاف سعودی، مخالفت کرده بود.
افزون بر این، پرسش مهم دیگری نیز مطرح است که در صورت مشارکت کامل ترکیه و پاکستان در جنگ علیه یمن، ایران و متحدانش چه واکنشی نشان خواهند داد؟
مشکل قدیمی ائتلافهای ضدیمن
یکی از مشکلات حلنشده ائتلافهای ضدنیروهای مسلح یمن، نبود انسجام میان نیروهای محلی مورد حمایت آنهاست.
این نیروها نهتنها متحد و یکپارچه نیستند، بلکه در برخی موارد بیشتر از آنکه علیه نیروهای مسلح یمن بجنگند، با یکدیگر درگیر رقابت و اختلاف هستند.
از سوی دیگر، این گروهها بارها نشان دادهاند که میتوانند مورد نفوذ قرار گیرند. مسئلهای که نیروهای مسلح یمن در آن مهارت پیدا کرده است.
نیروهای مسلح یمن همچنین توانسته است با قبایل یمنی که حساسیتهای خاص خود را دارند، ارتباط برقرار کند، میان آنها توازن ایجاد کند و روایت جنگ را برایشان به شکلی عرضه کند که با منافع و نگاه آنان همخوانی داشته باشد.
تفاوت انگیزهها در دو جبهه
یکی از عوامل مؤثر بر روحیه نیروهای مسلح یمن، آن است که بیشتر جنگهایی که این نیروها در آنها حضور داشته با عنوان دفاع از خود یا دفاع از مسائلی که آنها را عادلانه میدانستهاند، انجام شده است.
این نیروها در بسیاری از این نبردها، هزینههای سنگینی پرداخت کردهاند بدون آنکه الزاماً در پی دستیابی به منافع شخصی بوده باشند. موضوعی که میتواند بر روحیه جنگجویان و همچنین اعتبار اجتماعی و جایگاه نیروهای مسلح یمن در میان قبایل تأثیر بگذارد.
در مقابل، جبهه مخالف از مجموعهای از گروههای رقیب با وفاداریهای متفاوت تشکیل شده است که در بسیاری موارد برای جذب نیرو به پرداخت مبالغ مالی متکی هستند.
البته برخی از این گروهها از آرمانها و مطالباتی مانند مسئله جنوب یمن سخن میگویند، اما حتی این موضوع نیز در جنگ کنونی به حاشیه رانده شده است.
اختلاف میان نیروهای مزدور عربستان
این تحلیل، عملکرد عربستان در قبال شورای انتقالی جنوب در جنوب و شرق یمن را نیز یکی از عوامل تضعیف این جبهه میداند.
شورای انتقالی جنوب در اصل بر پایه همگرایی با امارات در موضوع جدایی جنوب یمن شکل گرفته بود. در حالی که نیروهای «درع الوطن» و «العمالقه» با گرایشهای سلفی بهعنوان نیروهای مسلح وابسته به حامیان خارجی توصیف شدهاند.
در مورد حزب «اصلاح» نیز پیوند آن با عربستان بیش از هر چیز بر اساس مخالفت با امارات و دشمنی با دولت یمن شکل گرفته و این حزب خود با نیروهای سلفی رقابت دارد.
چنین ترکیبی، نمیتواند بهسادگی یک نیروی منسجم مانند نیروهای مسلح یمن را شکست دهد. بهویژه زمانی که کشورهای مشارکتکننده در ائتلاف سعودی نیز اهدافی را دنبال میکنند که در نهایت با خواست آمریکا و رژیم صهیونیستی، همسو است.
جنگی که از همان ابتدا با بحران روایت روبهرو شد
با وجود تبلیغات گسترده رسانهای که پیش از حمله جدید عربستان و همزمان با آغاز آن صورت گرفت، تنها یک روز کافی بود تا روشن شود که عملیات ریاض لزوماً به تغییر معادله در میدان منجر نخواهد شد.
اما این بار، پیامدهای احتمالی شکست تنها متوجه تصویر عربستان نخواهد بود، هرچند ریاض بیشترین آسیب را از آن خواهد دید.
شکست احتمالی این عملیات میتواند بر کل جنگ گستردهتری که در منطقه جریان دارد نیز اثر بگذارد. جنگی که یمن در آن دیگر صرفاً یک جبهه فرعی نیست، بلکه به یکی از میدانهای مهم رویارویی میان محورهای منطقهای و بینالمللی تبدیل شده است.
..............................
پایان پیام/ ۲۶۸
نظر شما