به گزارش خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا ـ شکست تاریخی جمهوریخواهان در انتخابات اخیر آمریکا، فراتر از یک تغییر قدرت ساده، بازتابی از یک جریانی عمیق در بدنه جامعه آمریکایی است.
در حالی که برخی این نتیجه را پیامد مستقیم تورم و افزایش هزینههای معیشتی میدانند، تحلیلها نشان میدهد که تنشهای ژئوپلیتیک در منطقه، بهویژه درگیریهای مرتبط با ایران و فشار بر زنجیره تأمین انرژی، نقش بیسابقهای در بازگشت رایدهندگان به سوی دموکراتها ایفا کرده است.
این شکست، نه تنها قدرت خرید مردم، بلکه اعتبار ایالات متحده در عرصه بینالمللی را نیز به چالش کشیده است. حال این پرسش اساسی پیش میآید که آیا انتخابات اخیر آمریکا صرفا یک جابهجایی قدرت در واشنگتن بود یا واکنشی تند از سوی بدنه رایدهندگان به هزینههای سنگین سیاستهای ترامپ؟!
در همین زمینه، هیو گوسترسون (Hugh Gusterson) استاد گروه انسانشناسی و دانشکده سیاستگذاری عمومی و امور جهانی دانشگاه بریتیش کلمبیا در گفتوگو با خبرگزاری ابنا درباره شکست تاریخی جمهوریخواهان و اینکه آیا این شکست نشان از یک مجازات اقتصادی توسط بدنه رایدهندگان دارد یا یک تغییر پارادایم در اولویتهای اجتماعی آمریکا گفت: شکی نیست که یکی از دلایل اصلی شکست جمهوریخواهان این است که وضعیت اکثر آمریکاییها نسبت به دو سال پیش بدتر شده است. همانطور که مشهور است، زمانی که رونالد ریگان در انتخابات ریاستجمهوری پیروز شد، بسیاری معتقد بودند که مؤثرترین جمله در کل کارزار انتخاباتی او این پرسش بود: «آیا وضعیت امروز شما نسبت به چهار سال پیش بهتر شده است؟».
گوسترسون تاکید کرد: تورم و تعرفههای وضعشده توسط ترامپ باعث افزایش قیمتها شدهاند و البته قیمت بنزین نیز به دلیل بسته شدن تنگه هرمز بهمراتب بالاتر رفته است.
وی افزود: ترقیخواهان (پروگرسیوها) امیدوارند که نوعی تغییر پارادایم در حال وقوع باشد؛ بدین معنا که مردم عادی آمریکا در حال رویگردانی از طبقه میلیاردرها و نابرابری فزاینده در جامعه آمریکا هستند. من در این مورد چندان مطمئن نیستم، اما باید منتظر ماند و دید چه پیش میآید.
گوسترسون در ادامه درباره تضاد میان ادعای ترامپ مبنی بر موافقت مردم با سیاستهای او در قبال ایران و واقعیت شکست در صندوقهای رأی و وجود شکافی که در درک سیاسی او از جامعه نشان میدهد، گفت: شکست ترامپ ناشی از شکافی عمیق تر است؛ شکافی میان باور و خودشیفتگی او مبنی بر اینکه همه دوستش دارند و واقعیت کاهش پایگاه حمایت از او (بهجز در میان هواداران سرسخت و ستایشگرش). ترامپ دور و بر خود را با چاپلوسانی پر کرده است که مدام او را میستایند. از همین رو، او روزبهروز بیشتر از واقعیت فاصله میگیرد، بهویژه آنکه بهوضوح دچار زوال شناختی شده است. این گسست، فراتر از موضوع ایران بیشتر به مسائل اقتصادی و شیوههای بهمراتب عجیبتری مربوط میشود که او در سخنرانیهای عمومیاش به کار میگیرد.
این استاد دانشگاه بریتیش کلمبیا در پاسخ به این پرسش که آیا ترامپ در تلهی جنگ با ایران گرفتار شد و اینکه پیروزی دموکراتها در پی این تنشها، چه بازتعریفی از نقش ایران در معادلات امنیتی جدید آمریکا به دست می دهد، گفت: جنگ با ایران از دو جهت به ترامپ لطمه زده است؛ نخست اینکه باعث گرانتر شدن بنزین شده و آمریکاییها مقادیر فراهانی سوخت مصرف میکنند. دوم اینکه محاسبات اشتباه او را آشکار کرد؛ او گفته بود که جنگ بهزودی با پیروزی آمریکا به پایان میرسد، اما با گذشت چندین ماه، این جنگ همچنان ادامه دارد.
متأسفانه باید بگویم که گمان نمیکنم پیروزی دموکراتها تأثیر چندانی بر جنگ با ایران داشته باشد. نخست اینکه، اختیار جنگ بیش از آنکه در دست کنگره باشد، در اختیار رئیسجمهور است. کنگره ممکن است سعی کند به قطعنامه اختیارات جنگی (که نیاز به تأیید کنگره برای هر جنگی ظرف ۶۰ روز از شروع آن توسط رئیسجمهور دارد) استناد کند، اما در عین حال، دموکراتها تمایلی ندارند که به عنوان حزب ضعیف که جنگ را باخته است، ظاهر شوند.
وی در ادامه درباره عوامل تسریعکننده افول قدرت جهانی آمریکا تاکید کرد که شکی نیست که جنگ با ایران، تصورها درباره قدرت ایالات متحده را تضعیف کرده و در عین حال، ذخایر موشکی این کشور را بهطور قابلتوجهی کاهش داده است. برای نمونه، بیش از ۵۰ درصد از موشکهای «پاتریوت» آمریکا در جنگ با ایران به کار گرفته شدهاند. اما آنچه آسیب بیشتری به بار آورده، خیانت ترامپ به ائتلافهایی است که بیش از ۵۰ سال، ضامن ثبات سلطه ایالات متحده بر نظام جهانی بودهاند. او کانادا را به یک دشمن تبدیل کرده است؛ با تهدید به تصاحب گرینلند و اعمال تعرفه بر کالاهای اروپایی، اروپاییها را از خود رانده است و روزبهروز بیشتر شبیه به متحد اصلی روسیه به نظر میرسد تا دشمن آن. شهروندان کشورهایی که پیشتر برای برخورداری از یک رهبری قابلاعتماد و حمایت به ایالات متحده چشم میدوختند، دیگر چنین نگاهی به آن ندارند.
اکنون پرسش بزرگ این است که آیا رئیسجمهور آینده و کنگرهای متفاوت میتوانند آن اعتماد را احیا کنند یا خیر. به گمان من که چنین نخواهد شد، هرچند دیگران نظر متفاوتی دارند.
گوسترسون در پایان درباره تاثیر شکست ترامپ در عرصهی انتخابات بر سیاست های آینده آمریکا گفت: ترامپ کسی است که هر طور دلش بخواهد عمل میکند. اگر ادامه جنگ با ایران باب میلش باشد، آن را ادامه خواهد داد، اگر بتواند راهی پیدا کند که شکست آمریکا را به گردن دموکراتها بیندازد، ممکن است به جنگ پایان دهد. درباره اسرائیل هم باید گفت که اگر نتانیاهو دیگر در رأس امور اسرائیل نباشد، آمریکا متحد اصلی و نیروی نیابتی خود در منطقه را از دست خواهد داد. این مسئله میتواند اوضاع را تغییر دهد.
..........................
پایان پیام
نظر شما